ترنج موبایل
کد خبر: ۹۹۳۴۱۰

فریدون مجلسی در گفتگو با فرارو مطرح کرد:

ناتوی اسلامی در راه است یا یک بلوک‌بندی جدید در خاورمیانه؟

ناتوی اسلامی در راه است یا یک بلوک‌بندی جدید در خاورمیانه؟

آیا توافق مکه به معنای صف‌آرایی علیه ایران است؟ دیپلمات پیشین ایران معتقد است این ائتلاف بیش از آنکه یک بلوک‌بندی تقابلی باشد، تلاشی برای افزایش قدرت مانور اعضاست. به گفته او، اگر این پیمان به سمت امنیت پایدار حرکت کند، حتی ایران نیز امکان گفت‌وگو با آن را خواهد داشت.

فرارو- توافق دفاع مشترک میان کشورهای ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان که روز جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ در شهر مکه به امضای سران سه کشور رسید، بر یک اصل کلیدی استوار است: حمله به یک عضو، به مثابه حمله به تمامی اعضا تلقی خواهد شد. 

به گزارش فرارو، گویا منطقه شاهد نخستین تلاش جدی و عملیاتی برای پی‌ریزی یک «معماری امنیتی جدید» با اتکا به ظرفیت قدرت‌های بزرگ مسلمان است.

این معماری تازه، از یک سو می‌تواند فرصت‌های بدیعی برای گفت‌وگو و هم‌گرایی منطقه‌ای پیش روی ایران قرار دهد و از سوی دیگر، چنانچه به سمت بلوک‌بندی‌های تقابلی سوق یابد، موازنه قوا در خاورمیانه را وارد فاز کاملاً جدیدی خواهد کرد. در همین راستا، فریدون مجلسی، دیپلمات پیشین و تحلیلگر مسائل منطقه، در گفت‌وگو با فرارو به بررسی ابعاد و پیامدهای این رویداد پرداخته است:

پیمانی که صرفاً برای جنگ طراحی نشده است

فریدون مجلسی با تأکید بر این موضوع که توافق دفاعی جدید میان ترکیه، عربستان و پاکستان در ظاهر امری ساده به نظر می‌رسد، اظهار داشت:  «مقامات ارشد هر سه کشور به صراحت تأکید کرده‌اند که این توافق ماهیتی کاملاً دفاعی داشته و علیه هیچ کشور مشخصی طراحی و هدف‌گذاری نشده است. حتی مقامات اسلام‌آباد اعلام کرده‌اند که درهای این پیمان برای پیوستن سایر کشورهایی که به اصول صلح و همکاری‌های راهبردی پایبند هستند، همواره باز خواهد بود. با این وجود، در عرصه سیاست بین‌الملل، اهمیت یک پیمان صرفاً به واژگان و متن مکتوب آن محدود نمی‌گردد؛ بلکه باید ریشه‌یابی کرد که چه نیازها و ضرورت‌هایی موجب تولد چنین ائتلافی شده است.»

وی ادامه داد: «کشورهای منطقه طی سال‌های اخیر به تدریج به این درک راهبردی رسیده‌اند که امنیت، کالایی نیست که بتوان آن را برای همیشه از قدرت‌های خارجی خریداری کرد. تجربه‌ی جنگ‌های اخیر منطقه‌ای، حملات موشکی و پهپادی، بحران ادامه‌دار غزه، ناامنی در مسیرهای ترانزیت دریایی و مهم‌تر از همه، تردیدهای فزاینده در خصوص میزان و سرعت مداخله‌ی قدرت‌های خارجی در بحران‌های خاورمیانه، این تصور را به شدت تقویت کرده است که کشورهای منطقه باید شخصاً بخشی از بار تأمین امنیت خود را بر دوش بکشند.»

مجلسی در ادامه افزود: «ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان سه قدرت مهم با ظرفیت‌هایی کاملاً متمایز هستند و اتفاقاً همین تفاوت‌ها، نقطه قوت اصلی این پیمان محسوب می‌شود. ترکیه یک قدرت صنعتی و نظامی است که از صنعت دفاعی رو به رشدی بهره می‌برد؛ کشوری عضو ناتو که در عین حال طی سال‌های گذشته تلاش کرده تا استقلال راهبردی خود را بسط دهد. در مقابل، پاکستان دارای تجربه‌ی نظامی گسترده و مجهز به توان بازدارندگی هسته‌ای است و عربستان سعودی نیز از قدرت اقتصادی عظیم، منابع مالی فراوان و وزن سیاسی و مذهبی بسیار قابل‌توجهی برخوردار است. به بیان ساده‌تر، یکی از این بازیگران فناوری و ظرفیت نظامی را به میدان می‌آورد، دیگری توان بازدارندگی و تجربه‌ی میدانی، و سومی ثروت و نفوذ گسترده‌ی منطقه‌ای را.»

این تحلیلگر ادامه داد: «این ترکیب سه‌گانه می‌تواند برای ریاض از اهمیتی حیاتی برخوردار باشد، چرا که عربستان تمایلی ندارد در موقعیتی قرار گیرد که امنیت ملی‌اش منحصراً به یک قدرت فرامنطقه‌ای وابسته بماند. از سوی دیگر، برای آنکارا نیز چنین پیمانی یک فرصت ایده‌آل است تا ثابت کند ترکیه صرفاً یک عضو منفعل ناتو نیست، بلکه می‌تواند به عنوان یکی از ستون‌های اصلی معماری امنیتی خاورمیانه ایفای نقش کند. پاکستان نیز با ورود به چنین چارچوبی، جایگاه ژئوپلیتیک خود را از یک قدرت محدود در جنوب آسیا، به بازیگری با نفوذ و مداخله‌ی مستقیم در معادلات خاورمیانه ارتقا می‌بخشد.»

استفاده از تعبیر «ناتوی جهان اسلام»؛ جذاب اما زودهنگام

این دیپلمات باسابقه، در پاسخ به پرسشی مبنی بر این‌که در صورت ورود مصر به این پیمان باید منتظر چه تغییراتی باشیم، تصریح کرد: «مصر صرفاً یک کشور عربی معمولی در کنار سایرین نیست. این کشور، پرجمعیت‌ترین کشور جهان عرب است که صاحب یکی از قدرتمندترین ارتش‌های منطقه بوده و از موقعیت ژئوپلیتیکی و استراتژیک استثنایی در مجاورت کانال سوئز، دریای سرخ و شرق مدیترانه بهره می‌برد. از همین روی، الحاق قاهره به چنین پیمانی می‌تواند وزن و اعتبار آن را به شکل خیره‌کننده‌ای افزایش دهد.»

مجلسی ادامه داد: «نکته‌ی حائز اهمیت این است که بستر همکاری میان این چهار کشور از پیش فراهم بوده است. وزرای امور خارجه ترکیه، مصر، پاکستان و عربستان در قالب پنجمین نشست سازوکار مشورتی موسوم به "R4"  دیدار کردند و بر لزوم هماهنگی برای پیشبرد صلح، امنیت و ثبات منطقه‌ای تأکید ورزیدند. حتی پیش از این نشست نیز، چهار کشور یادشده در قبال پرونده‌های مختلف منطقه‌ای مواضع بسیار هماهنگ و مشترکی اتخاذ کرده بودند.»

وی خاطرنشان کرد: «روابط نظامی و دیپلماتیک میان مصر و ترکیه با سرعت در حال گسترش است. بنابراین، اگر قاهره تصمیم به الحاق به این پیمان دفاعی سه‌جانبه بگیرد، در حقیقت ادامه و تکمیل روندی است که از مدت‌ها پیش نطفه‌ی آن بسته شده بود. برای رسانه‌ها به کار بردن تعبیر «ناتوی جهان اسلام» بسیار جذاب است، اما طرح چنین ادعایی هنوز بسیار زود به نظر می‌رسد. ناتو صرفاً یک پیمان دفاعی روی کاغذ نیست؛ بلکه شبکه‌ای درهم‌تنیده از ساختارهای فرماندهی، نهادهای مشترک، استانداردهای یکپارچه‌ی نظامی و سازوکارهای بسیار پیچیده‌ی تصمیم‌گیری است. "پیمان مکه" تا رسیدن به چنین ساختار منسجمی فاصله‌ی بعیدی دارد. بنابراین، بسیار منطقی‌تر است که در مقطع کنونی از شکل‌گیری «هسته‌ی اولیه‌ی یک چارچوب امنیتی جدید» سخن بگوییم تا یک ناتوی اسلامی.»

پیمان مکه؛ شمشیری دولبه برای ایران

این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی، در ارزیابی شرایط فعلی و تبعات آن برای جمهوری اسلامی ایران توضیح داد: «تبدیل شدن ترکیه، عربستان سعودی، پاکستان و در آینده احتمالا مصر به یک بلوک نظامی منسجم، می‌تواند قدرت چانه‌زنی ایران را در معادلات کاهش دهد؛ به ویژه اگر این چهار قدرت در آینده‌ی نزدیک بخواهند در پرونده‌های حساسی نظیر امنیت خلیج فارس، دریای سرخ، سوریه، عراق و یا امنیت انتقال انرژی، مواضعی کاملاً هماهنگ اتخاذ کنند.»

وی ادامه داد: «اما روی دیگر سکه این است که پیمان مذکور در فضایی شکل گرفته که اعضای آن مصرانه در تلاشند تا آن را علیه هیچ کشور خاصی تعریف نکنند. کما این‌که اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران نیز در نشست خبری اخیر خود (دوشنبه ۱۹ مرداد) به صراحت تأکید کرد که تهران این تحول را نشانه تغییر ادراک امنیتی منطقه می‌داند و دلیلی برای نگرانی از این توافق جدید نمی‌بیند. در چنین شرایطی، تهران نباید صرفاً به عنوان یک ناظر بیرونی به این معماری جدید چشم بدوزد و منتظر بماند تا اعضای پیمان تصمیم بگیرند که چه نقشی برای ایران در این پازل تعریف کنند.»

مجلسی در ادامه افزود: «واقعیت میدانی این است که بحران‌های پی‌درپی و اخیر منطقه، از تداوم جنگ در غزه گرفته تا حملات به زیرساخت‌های حیاتی انرژی و ناامنی‌های فزاینده در مسیرهای دریایی، به وضوح به پایتخت‌های منطقه‌ای ثابت کرده است که مرز سنتی میان «امنیت ملی» و «امنیت منطقه‌ای» تقریباً از میان رفته و رنگ باخته است.»

دیپلمات پیشین گفت: «در چنین اتمسفری، رهبران ترکیه، عربستان، پاکستان و احتمالاً مصر به این جمع‌بندی مشترک رسیده‌اند که ناگزیرند نوعی "بیمه‌ی امنیتی مشترک" برای محافظت از منافع خود تأسیس کنند. اما باید دقت داشت که این بیمه‌ی امنیتی، لزوماً و ذاتاً به معنای صف‌آرایی و دشمنی با ایالات متحده یا اسرائیل نیست. همان‌گونه که عضویت رسمی ترکیه در پیمان ناتو، هرگز مانع از آن نشده که آنکارا همزمان روابطی مستقل، چندجانبه و پیچیده با مسکو، تهران و پایتخت‌های عربی برقرار سازد، پیمان مکه نیز می‌تواند بیش از آن‌که یک ائتلاف تهاجمی علیه یک بازیگر خاص باشد، تلاشی حساب‌شده برای افزایش شعاع مانور دیپلماتیک و نظامی اعضای آن ارزیابی شود.»

فریدون مجلسی در پایان تأکید کرد:  «اگر قاهره نهایتاً به این پیمان ملحق شود، معادله‌ی قدرت در خاورمیانه به مراتب جالب‌تر و پیچیده‌تر خواهد شد؛ چرا که برای نخستین بار در تاریخ معاصر، چهار قدرت کلیدی و پرنفوذ مسلمان، با ظرفیت‌های عظیم و متفاوت نظامی، اقتصادی، جمعیتی و ژئوپلیتیکی، می‌توانند در قالب یک چارچوب مشخص امنیتی در کنار یکدیگر قرار گیرند. با این همه، سرنوشت و آینده‌ی چنین پیمانی در گرو یک پرسش اساسی است: آیا کشورهای عضو قادر خواهند بود مرز ظریف میان «همکاری‌های امنیتی سازنده» و «بلوک‌بندی‌های تقابلی و ضد یک کشور» را حفظ کنند؟»

وی ادامه داد: «اگر پاسخ به این پرسش مثبت باشد، پیمان مکه ظرفیت آن را دارد که به سمت شکل‌دهی به نوعی امنیت پایدار منطقه‌ای حرکت کند که حتی جمهوری اسلامی ایران نیز مجال و امکان گفت‌وگو و تعامل با آن را داشته باشد. اما اگر این توافق به مرور زمان تغییر ماهیت داده و به یک صف‌بندی سخت و متصلب در برابر ایران یا هر بازیگر دیگری مبدل شود، خروجی آن چیزی جز تشدید مسابقه‌ی تسلیحاتی و بازتولید همان دور باطل و ویرانگر امنیتی در خاورمیانه نخواهد بود.»

خبرنگار : رویا پاک سرشت
ارسال نظرات
خط داغ