پیمان مکه؛ خطری که ایران نباید خودش آن را کامل کند
اگر هدف فشار نظامی بر کشورهای خلیج فارس، واداشتن آنان به فاصلهگرفتن از آمریکا و اسرائیل باشد، اما نتیجه عملی آن پیوندزدن عربستان به ارتش پاکستان و ترکیه شود، میان ابزار و هدف تناقض راهبردی ایجاد شده است.
عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان «توافق دفاعی مشترک مکه» را امضا کردند؛ توافقی که مهمترین بند آن از این قرار است: حمله مسلحانه به هر یک از سه کشور، حمله به هر سه تلقی خواهد شد. هدف رسمی، «تقویت بازدارندگی جمعی» و گسترش ابعاد همکاری دفاعی اعلام شده است. سه قدرت با منابع مکمل کنار یکدیگر قرار گرفتهاند: سرمایه و موقعیت ژئوپلیتیک عربستان، ارتش و صنایع دفاعی رو به رشد ترکیه، و ارتش بزرگ و توان هستهای پاکستان.
این توافق «ناتوی اسلامی» نیست. عبارت «حمله به یکی، حمله به همه» به ماده ۵ ناتو شباهت دارد، ولی هنوز هیچ سازوکار علنی از فرماندهی مشترک، نیروی دائمی، برنامهریزی عملیاتی یکپارچه، قواعد درگیری یا پاسخ خودکار منتشر نشده است. بنابراین «مکه» فعلاً تعهد سیاسی سنگینی است که اگر با زیرساخت نظامی پر شود، میتواند به ائتلاف واقعی تبدیل شود.
و دقیقاً همینجا باید آن را جدی گرفت. پیمان یکشبه ساخته نشده است. مذاکرات سه کشور نزدیک به یک سال جریان دارد. عربستان و پاکستان نیز از سپتامبر ۲۰۲۵ پیمانی دارند که در آن حمله به یکی، حمله به دیگری محسوب میشود. مهمتر اینکه پاکستان طی ماههای گذشته حدود هشتهزار نیرو، جنگنده، پهپاد و سامانه پدافندی به عربستان فرستاده و ریاض نیز بزرگترین قرارداد صادرات دفاعی ترکیه را برای پهپادهای این کشور منعقد کرده است. در نتیجه، «مکه» از پیش یک زیرساخت نظامی دارد.
برای ایران، مهمتر از متن توافق، علت پیدایش آن است. عربستان پس از ماهها قرارگرفتن در معرض موشک و پهپاد و اختلال در صادرات انرژی، در حال خریدن «عمق امنیتی» است. ریاض از یک سو نسبت به قابلیت آمریکا برای تضمین امنیت منطقه تردید پیدا کرده و از سوی دیگر از قدرتگیری و رفتار نظامی اسرائیل نیز نگران است؛ اما در هفتههای اخیر حملات ایران و نیروهای همسو با تهران، تهدید ایران را به مسئلهای فوری برای امنیت داخلی عربستان تبدیل کرده است.
اگر هدف فشار نظامی بر کشورهای خلیج فارس، واداشتن آنان به فاصلهگرفتن از آمریکا و اسرائیل باشد، اما نتیجه عملی آن پیوندزدن عربستان به ارتش پاکستان و ترکیه شود، میان ابزار و هدف تناقض راهبردی ایجاد شده است. بازدارندگی موفق توان جلوگیری از تشکیل ائتلاف علیه خود نیز هست. تحمیل تاکتیکی هزینه نباید کفه موازنه راهبردی را به سود دشمن سنگین کند.
بااینحال «مکه» هنوز یک پیمان ضدایرانی نیست. مقام ترکیهای گفته توافق «صرفاً دفاعی»، علیه هیچ کشور مشخصی نیست و حتی برای پیوستن دیگر کشورهای منطقه باز است. عربستان به دنبال کاهش آسیبپذیری خود است؛ ترکیه در پی افزایش استقلال راهبردی و بازار صنایع دفاعی؛ پاکستان در پی سرمایه، انرژی و ارتقای جایگاه بینالمللی. هر سه از بیثباتی ناشی از سیاست اسرائیل و کاهش قابلیت اتکای مطلق به آمریکا نگرانیهایی دارند. بنابراین هنوز میان «معماری امنیت منطقهای مستقل از واشنگتن» و «محور ضدایرانی» رقابت وجود دارد.
مأموریت ایران باید جلوگیری از غلبه منطق دوم بر اول باشد. واکنش بیمحابا همان چیزی است که سه دولت متفاوت را صاحب یک تهدید مشترک میکند. ایران باید قدرت بازدارندگی خود را حفظ کند و نشان دهد که امنیت آنان مستلزم قرارگرفتن در جبههای علیه ایران نیست. پیشنهاد گفتوگوی امنیتی، تضمین متقابل عدم استفاده از قلمرو علیه دیگری، و گفتوگوی گستردهتر میان قدرتهای منطقهای میتواند هزینه تبدیل پیمان مکه به یک بلوک ضدایرانی را افزایش دهد.
ایران همچنین نباید اجازه دهد روابط تهران-اسلامآباد صرفاً از دریچه عربستان تعریف شود. پاکستان بازیگری است که میان چین، عربستان، آمریکا و ایران موازنه میکند. ترکیه نیز رقیب ژئوپلیتیک ایران است. هرچه تهران بتواند گسستن روابط دوجانبه با این دو کشور را پرهزینهتر کند، «تعهد مکه» در هنگام بحران با محدودیت بیشتری روبهرو خواهد شد. ائتلاف رقیب را پیش از جنگ باید از درون ناهمگن نگهداشت.
خطر امروز فرآیندی است که میتواند سرمایه سعودی، صنعت ترکیه و توان نظامی پاکستان را به یک سامانه امنیتی منسجم پیوند بزند و سپس کشورهای دیگری را نیز به آن اضافه کند. اگر چنین معماریای بر «مهار ایران» بنا شود، یکی از مهمترین تغییرات موازنه قدرت پیرامونی ایران رقم خواهد خورد.
ما باید قدرتمان را حفظ کنیم، اما دشمن تولید نکنیم. ایران باید آنقدر قدرتمند باشد که حمله به آن پرهزینه باشد و آنقدر هوشمند که همسایگانش برای ایمنماندن ناچار به ائتلاف علیه آن نشوند. پیروزی دیپلماتیک تهران در برابر پیمان مکه، تغییر کارکرد آن از «موازنه علیه ایران» به «موازنه منطقهای علیه هر قدرت هژمون» است.
اگر دیگران امنیتشان را در برابر ایران تعریف کنند، قدرت ما کاهش مییابد؛ اگر امنیت منطقه را با ایران تعریف کنند، همان قدرت میتواند به ستون نظم منطقه تبدیل شود.