سربازان آمریکایی دیگر در خیابانهای عراق قدم نمیزنند
پایان حضور ۹ساله نیروهای نظامی امریکا در عراق
فرارو- دیگر در خیابان های بغداد قدم نمی زنند. پرچم شان را پایین کشیدند. 9 سال بود که در آن جا قدم می زدند. 9 سال، پرچشمان آویزان بود. اما دیگر نیست. آن ها اول بهار آمدند و آخر پاییز می روند. عراق را با زمستانش تنها می گذارند. امروز نیروهای آمریکایی خاک عراق را ترک کردند.
به گزارش فرارو، عراق 9 سال پیش همچنان شباهت هایی به عراق امروز دارد. همچنان سایه تردید در مردمانش موج می زند. بیم و امید پا برجاست. بیم آن که چه می شود. و امید آن که بهتر می شود.
9 سال پیش هم این گونه بودند. امید داشتند و بیم. اول بهار امید شان به اوج رسید. آن روز شامگاه 20 مارس 2003 بود. یعنی 29 اسفند 1381، عراقی های در انتظار بهار بودند که حمله آغاز شد.
جرج بوش رییس جمهور وقت آمریکا دو توضیح برای حمله به عراق ارائه کرد؛ اول این که عراق به پایگاه القاعده در منطقه تبدیل شده بود و دوم این که سلاح های کشتار جمعی این کشور را نابود کند. هیچ حرفی از نجات مردم عراق از دست دیکتاتور نبود. آمریکا، بریتانیا و لهستان آغاز کننده های اصلی جنگ بودند. در این بین 29 کشور دیگر نیز در مقاطع مختلف نیروهایی را به عراق اعزام کردند.
حمله کنندگان به عراق ظرف سه هفته توانستند کَلَک دولت و ارتش عراق را بکنند. دولت صدام سقوط کرد. ارتش عراق نابود شد. خبری از سلاحهای کشتار جمعی نبود. همسایه ی ایران به دست اشغالگران افتاد. اما شبح صدام و حزب بعث پابرجا بود. حامیان صدام رو به جنگ پارتیزانی آورند. کنترل اوضاع از دست رهبرشان خارج شده بود. رهبر به سوراخ موش پناه برده بود. اشغالگران دوبار تلاش کردند او را هم نابود کنند، اما موفق نشدند.
بالاخره صدام حسین به دام افتاد. از سوراخ موش بیرون آمد. یکی از مهم ترین تصاویر قرن را رقم زد. پل برمر حاکم آمریکایی عراق در آن روز با یک جمله کار را تمام کرد. گفت: «خانم ها و آقایان، گیرش انداختیم». 13 دسامبر 2003 بود. مردم عراق به جشن و پایکوبی پرداختند. حامیان صدام بی رمق شده بودند. رهبرشان توقیف شده بود.
صدام حسین ۹ تیر ۱۳۸۳ (۳۰ ژوئن ۲۰۰۴) تحویل دولت موقت عراق شد تا به اتهام جرایم جنگی، جرایم ضدبشری و قتلعام محاکمه گردد. نهایتا در تاریخ ۹ دی ۱۳۸۵ (۳۰ دسامبر ۲۰۰۶) و در ساعت ۶:۰۷ به وقت محلی صدام به دار آویخته شد.
کار صدام تمام شد. اما جنگ نه. اشغالگران در عراق چنبره زده بودند. نمی رفتند. می گفتند باید اوضاع را تثبیت کنیم. عراق در خون و آتش بود در آن روزها. هر روز چندین انفجار پایتخت را می لرزاند. دیگر خبری از کشتار نظامیان نبود. این غیر نظامیان بودند که قربانی می شدند. تحقق رویای شیرین عراقی ها با چالش روبه رو شده بود. اختلافات سیاسی دَم باز کرده بودند.
در این بین اتفاقات دیگری نیز رخ داد. از رسوایی ابوغریب گرفته تا آغاز شورش ها در شهرهای مختلف عراق. آوریل 2004 (فروردین 83) تصاویری از سربازان آمریکایی در حال مسخره کردن و شکنجه زندانیان جنگی در زندان ابوغریب منتشر شد. ابتدا در برنامه خبری "۶۰ دقیقه" در آمریکا و سپس در همه جهان منتشر گردید. رسوایی ابوغریب این گونه در تاریخ ثبت شد.
مردم عراق با شرایط جدید مواجه شده بودند. شورش در شهر ها اوج می گرفت مهمترین آن نبرد فلوجه بود که خونبار ترین نزاع در جنگ عراق لقب گرفت. دست کم 1200نفر از مخالفان و 800 غیر نظامی در این نبرد جان باختند. نیروهای ائتلاف نیز 100 سرباز خود را از دست دادند.
سال 2005 از سخت ترین سال های عراق بود. سال ترور، سال انتحار. در آن سال 478 حمله انتحاری انجام شد. تمرکز حملات بر روی غیر نظامیان بود. در سال 2006 اولین دولت عراق تشکیل شد تا اولین گام برای خروج از بحران برداشته شود. نوری المالکی نخست وزیر شد. او از شیعیان بود. پس از نخست وزیری نوری المالکی در همان سال برای نخستین بار نیروهای ائتلافی کنترل استان المثنی را به مقامات محلی عراق سپردند.
با وجود این دولت تشکیل شد، نیروهای نظامی محلی نیز کار خود را آغاز کرده بودند. اما جرج دبیلو بوش همچنان معتقد بود که آمریکا باید قدرت نظامی خود را در عراق افزایش دهد. در سال 2007 آمریکا نیروهای خود را در عراق افزایش داد. این اتفاقات پس از آن رخ داد که حمله به نیروهای آمریکایی بیشتر شده بود. ژنرال دیوید پترائوس ماموریت یافت راه جدیدی را در عراق باز کند.
با حضور گسترده تر نیروهای ائتلاف در عراق امنیت در این کشور بهبود پیدا کرد. دولت عراق نیز توانست به ثبات نسبی برسد. این شرایط موجب شد که بزرگترین متحد ایالات متحده در جنگ نیروهای خود را از عراق بیرون بکشد. بریتانیا در آوریل 2009این اقدام مهم را صورت داد. اقدامی که جرقه های امید را روشن تر کرد.
پس از روی کار آمدن باراک اوباما در آمریکا و خروج نیروهای بریتانیا، خروج نیروهای آمریکایی از عراق نیز کلید خورد. 31 اوت 2010 (9شهریور 89) زمانی بود که آخرین نیروهای رزمی آمریکا عراق را ترک کردند تا به طور رسمی جنگ عراق پایان یابد. اما ۵۰ هزار نیروی خدماتی در پست های مشاوره ای، آموزشی و کمک دهی به ارتش عراق در این کشور ماندند.
نهایتا، امروز اتفاقی مهم رخ داد، اتفاقی که می تواند عراق را وارد روزهای تازه ای کند. آمریکا رسما به حضور خود در عراق پایان داد. صبح امروز آخرین گروه نیروهای آمریکایی از مرز عراق خارج و وارد کویت شدند.
نیروهای آمریکایی در حالی عراق را ترک کرده اند که در 9 سال حضورشان 4500نفر تلفات دادند. در این مدت حدود 100 هزار عراقی نیز جان خود را از دست دادند.
آمریکایی ها از عراق رفتند. رفتنی که عراقی ها نمی دانند به آن چه واکنشی نشان دهند. نمی دانند، خوشحال باشند یا نباشند. آن ها ترس از آینده دارند. گزارش گر یکی از رسانه های غربی در این باره نوشت: «مردم عراق دیدگاهها و نظرات مختلفی نسبت به خروج سربازان آمریکایی دارند. در پارک روبروی کمربند سبز بغداد، کودکان مشغول بازی هستند اما نسلی از بغدادیها هستند که غیر از جنگ چیز دیگری نمی شناسند، نسلی که تنها می تواند به آینده امید ببندد و امیدوار باشد که پس از چهل سال، طلسم تلخ جنگ در این کشور شکسته شود.»
خبرنگاران می گویند اگرچه اکثر عراقی ها از خروج این سربازان شادمان هستند، اما بسیاری نیز نگران امنیت داخلی و ثبات سیاسی کشور هستند. 40 سال جنگ در عراق می تواند دلیل موجهی باشد برای این نگرانی. مردم عراق نگرانند. نگران این که مبادا صدام دیگری ظهور کند. مبادا هرج و مرج ادامه یابد، اما می توانند از این خوشحال باشند که سربازان آمریکایی دیگر در خیابان هایشان قدم نمی زنند. دیگر پرچم آمریکا در آسمان کشورشان باد نمی خورد.