قلعهنویی همان پادشاه جافری است!
امیر قلعهنویی برای اولین بار پس از جام جهانی مقابل خبرنگاران قرار گرفت و بدون قبول هیچ انتقادی به همه منتقدان تاخت تا بار دیگر ناامیدکننده ظاهر شود.
جافری، پادشاه سریال «بازی تاج و تخت»، هر زمان که زیر تیغ انتقادات قرار میگرفت با فریاد میگفت: «من پادشاهم!». اما در نهایتِ داستان مشخص شد کسی که برای اثبات جایگاهش مدام فریادِ پادشاهی سر میدهد، فرمانروای واقعی نیست؛ او فقط میخواست پشت این هیاهو، ضعفهایش را پنهان کند؛ بگذریم.
روز گذشته(یکشنبه) امیر قلعهنویی، سرمربی تیم ملی فوتبال، برای نخستینبار پس از حذف از جام جهانی ۲۰۲۶، به شکلی دستوپاشکسته و نصفهونیمه مقابل خبرنگاران نشست. او در مونولوگی ۱۵ دقیقهای، بار دیگر تمام انتقادات فنی را به «حب و بغض» کارشناسان و رسانهها نسبت داد و با عصبانیت به منتقدان تاخت. البته او وعده داد که یک مونولوگ دیگر در صداوسیما هم خواهد داشت تا همچنان رسانهها در حسرت یک نشست خبری و پرسشوپاسخ از سوی سرمربی تیم ملی بمانند.
سرمربی تیم ملی با لحنی طلبکارانه مدعی شد: «ما مظلومترین تیم بودیم» و در ادامه با منتی آشکار اضافه کرد: «نخواستیم رئیسجمهور، فدراسیون و مسئولان را زیر سوال ببریم!»
اما سوال اصلی از آقای قلعهنویی این است؛ مگر کسی مدعی شده که شما با بهترین امکانات و در رفاه کامل به جام جهانی رفتهاید که اینگونه از مظلومیت خود فاکتور میسازید؟ چرا تا این حد از شنیدن نقد گریزانید و اصرار دارید رسانهها صرفاً مجیزگوی شما باشند؟ آیا رسانهها باید بابت متوقف شدن مقابل نیوزیلند و یک حذف تلخ گروهی از شما تشکر کنند؟
احتمالاً پاسخ شما همان بهانه تکراری است؛ اینکه «ما تنها ۶ روز قبل از مسابقات به کمپ تیخوانا در مکزیک رسیدیم.» اما این توجیه در دنیای حرفهای خریدار ندارد؛ بهویژه وقتی نگاهی به وضعیت تیم ملی کنگو در همین جام بیندازیم. محض اطلاع سرمربی تیم ملی، کنگو تا مرز محرومیت از حضور در جام جهانی به دلیل خطر شیوع ابولا پیش رفت، در اروپا قرنطینه شد و درست بعد از بازی افتتاحیه به کمپ تمرینیاش رسید. اما آنها در کمتر از ۶ روز مقابل پرتغالِ پرمدعا ایستادند، این تیم را متوقف کردند و در نهایت با نمایشی ستودنی، در یکشانزدهم نهایی مقابل انگلیس حذف شدند.
آقای قلعهنویی! شما با نام ارزشمند و نمادین «شهدای میناب» به جام جهانی رفتید تا مظلومیت مردم ایران را به جهان نشان دهید؛ اما تیم ملی در عمل چه حمایتی از مردم مظلوم میناب کرده است؟ آیا کادر فنی و بازیکنان تیم ملی حاضرند بخشی از پاداش ۳۵۰ میلیاردی را خرج خانوادههای داغدیده میناب یا مردم آسیبدیده از جنگ که زیر سختترین فشارهای اقتصادی هستند، کنند و حداقل یک مدرسه در میناب بسازند؟
جالب اینجاست که سرمربی تیم ملی بهجای عذرخواهی از مردم، گلهمند است که چرا این پاداشِ چندصد میلیاردی که باید ۱۴ ماه پیش پرداخت میشد، با تأخیر به دستشان رسیده است!
تناقضات در کلام شما موج میزند؛ چطور پیش از جام جهانی، فدراسیون فوتبال با افتخار از «دیپلماسی موفق» برای جابهجایی کمپ تیم ملی از آریزونای آمریکا به تیخوانای مکزیک سخن میگفت، اما امروز شما مدعی میشوید که «بهزور و اجبار» ما را به تیخوانا بردند؟
حقیقت آن است که سرمربی تیم ملی بار دیگر فرار به جلو را انتخاب کرده و با فلشبک زدن به گذشته و اشاره دوباره به ناکامیهای سال ۲۰۰۷، نشان داد که هنوز در گذشتهها سیر میکند. وقت آن رسیده است که آقای قلعهنویی ساعت لوکساش را نگاه کند و متوجه شود که ۲۰ سال از آن دوره گذشته است. زمان برای فوتبال ایران به جلو حرکت میکند، اما عقربههای شما انگار در دو دهه قبل قفل شده است.