ترنج موبایل
تبلیغات
کد خبر: ۹۸۵۴۰۰

نسل بعدی کجاست آقای قلعه‌نویی؟

نسل بعدی کجاست آقای قلعه‌نویی؟

​امیر قلعه‌نویی بعد از اینکه از جام جهانی فارغ شده باید با این سؤال مواجه شود که در کدام پست برای آینده فوتبال ایران بازیکن ساخته است؟

تبلیغات
تبلیغات

امیر قلعه‌نویی بعد از اینکه از جام جهانی فارغ شده باید با این سؤال مواجه شود که در کدام پست برای آینده فوتبال ایران بازیکن ساخته است؟

دروازه‌بان؟ دفاع میانی؟ دفاع راست؟ دفاع چپ؟ هافبک دفاعی؟ هافبک بازیساز؟ وینگر یا مهاجم؟ پاسخ تقریباً در تمام این پست‌ها یکسان است؛ هیچ‌کدام.

شاید مهم‌ترین نقدی که به تیم ملی امیر قلعه‌نویی وارد است، نه‌فقط حذف از جام جهانی با کسب سه تساوی، بلکه نداشتن نگاه آینده‌نگر باشد. نتیجه نگرفتن در فوتبال قابل جبران است، اما از دست دادن یک نسل، خسارتی است که سال‌ها فوتبال ایران را عقب نگه می‌دارد.

قلعه‌نویی نه در جام ملت‌ها و نه در جام جهانی، پروژه جوانگرایی را آغاز نکرد و عملاً در هیچ پستی نکوشید که مهره‌ای تازه را به فوتبال ایران معرفی کند. او تقریباً در تمام خطوط زمین به همان بازیکنان سال‌های گذشته تکیه کرد. بازیکنانی که سال‌های طولانی در دوران مربیگری کی‌روش و در مقطع کوتاهی اسکوچیچ ستون اصلی تیم ملی بودند و بار دیگر این مجال را پیدا کردند تا دوباره در جام جهانی بازی کنند.

درخط دفاع تیم ملی هیچ تغییری رخ نداد. هیچ! حتی دفاع راست و چپ نیز از سبد سال‌ها قبل انتخاب شد. بی‌آنکه تغییر در آن داده شود.

در خط میانی، سعید عزت‌اللهی تقریباً در تمام مسابقات به میدان رفت. سامان قدوس همچنان همان نقش همیشگی پنج، شش سال اخیر را ایفا کرد. حتی احسان حاج‌صفی نیز همچنان فرصت بازی پیدا کرد. اگر دست قلعه‌نویی بازتر بود، شاید امید ابراهیمی نیز دوباره به تیم ملی بازمی‌گشت. این نشان می‌دهد سرمربی تیم ملی برخلاف آن ادعاهایی که گاهی در مصاحبه‌هایش مطرح کرده که دنبال جوانگرایی است اما در عمل هرگز این رویکرد را دنبال نکرده است. 

استدلال او و همراهانش همواره این بوده که لیگ برتر بازیکن آماده‌ای برای تیم ملی تولید نکرده است. اما این پرسش مطرح می‌شود که اگر سرمربی تیم ملی به بازیکنان جوان اعتماد نکند، چه زمانی قرار است آنها تجربه بین‌المللی کسب کنند؟ مگر نسل‌های گذشته بدون میدان دیدن ساخته شدند؟

هیچ تیم ملی‌ بدو آزمون و خطا ساخته نمی‌شود. مربی باید ریسک کند، اشتباه بازیکنانش را ببیند، فرصت بدهد و نسل جدید را بسازد. این دقیقاً همان کاری است که بسیاری از تیم‌های موفق فوتبال دنیا انجام می‌دهند. قلعه‌نویی فرصت داشت در جام ملت‌های قبل این آزمون خطا راانجام دهد تا با بهترین تیم ممکن راهی جام جهانی شود اما او در جام ملت‌های قبل دنبال نتیجه بود. در جام جهانی نیز همین‌طور و حالا نیز برای جام ملت‌های آتی نیز اگر سرمربی باقی بماند، همین نقشه را در سر دارد. 

سؤالات درباره بازیکنان بسیارند. آیا محمدحسین کنعانی‌زادگان مدافع آینده فوتبال ایران است؟ آیا شجاع خلیل‌زاده قرار است چهار سال دیگر نیز ستون دفاعی تیم ملی باشد؟ پاسخ روشن است. این بازیکنان خدمات ارزشمندی به فوتبال ایران داشته‌اند، اما فوتبال ملی باید به فکر جانشین‌سازی نیز باشد و مربیانش نباید ایده حاضری خوری را نشر دهند!

در کناره‌های زمین نیز شرایط مشابه بود. نه در دفاع راست و نه در دفاع چپ، چهره‌ای معرفی شد که بتوان او را سرمایه سال‌های آینده دانست. در خط حمله نیز همچنان همه چیز حول محور مهدی طارمی و دیگر بازیکنان باتجربه می‌چرخید. بازیکنانی که کیفیت فنی آنها قابل انکار نیست، اما آینده فوتبال ایران را نمی‌توان فقط بر پایه آنها بنا کرد.

شاید قلعه‌نویی به واسطه فشارهای بیرونی گاهی از جوانگرایی نیز برایمان بگوید اما این سؤال وجود دارد که چرا این نگاه پیش از جام جهانی وجود نداشت؟ چرا مهم‌ترین تورنمنت فوتبال جهان به سکوی پرتاب نسل جدید تبدیل نشد؟ چرا بازیکنان جوان در جام ملت‌های قبل آبدیده نشدند؟ آیا قلعه‌نویی ترس داشت؟

با این سیاست سرمربی بعدی تیم ملی با تیمی روبه‌رو خواهد شد که بخش زیادی از بازیکنان اصلی آن از چرخه فوتبال ملی خارج شده‌اند و در مقابل، جانشینان آماده‌ای نیز برای آنها وجود ندارد. این یعنی تحویل گرفتن تیمی که بیش از آنکه یک سرمایه باشد، یک مخروبه تمام عیار است!

قلعه‌نویی در همه این سال‌ها فرصت داشت در کنار کسب نتیجه آینده را نیز بسازد اما او با قدم‌هایی سست به این سمت حرکت کرد به طوری که اکنون بعد از جام جهانی هرگز نمی‌توانیم از بازیکن خاصی یاد کنیم که چهره جدید فوتبال ایران باشد. موفق‌ترین مربیان دنیا کسانی هستند که ضمن نتیجه‌گیری، نسل بعدی را هم آماده کرده‌اند. اما تیم ملی ایران در دوران قلعه‌نویی بیش از آنکه به فردا فکر کند، در گذشته زندگی کرد.

تا پیش از جام جهانی، بسیاری از کارشناسان با وجود انتقادها از تیم ملی حمایت کردند. فضای فوتبال به سمت همدلی رفت تا شاید تیم ملی بتواند در بزرگ‌ترین آوردگاه فوتبال جهان نتیجه بگیرد. اما جام جهانی به پایان رسید و اکنون زمان ارزیابی فنی است، نه ادامه همان ملاحظه‌کاری.

اگر امروز درباره آینده تیم ملی هشدار داده می‌شود، به خاطر دشمنی با یک مربی نیست؛ بلکه به این دلیل است که پای منافع فوتبال ایران در میان است. نمی‌توان هر چهار سال یک‌بار با همان بازیکنان پا به میدان گذاشت و انتظار داشت نسل جدید خودبه‌خود شکل بگیرد.

زنگ خطر مدت‌ها پیش به صدا درآمده بود، اما بسیاری ترجیح دادند آن را نشنوند. اکنون دیگر زمان تصمیم‌های سخت فرا رسیده است. باید مشخص شود برنامه تیم ملی برای جام ملت‌های آسیا و جام جهانی بعدی چیست و آیا قرار است با همین تفکر به جام ملت‌ها برویم یا خیر؟!

بزرگ‌ترین نقد به امیر قلعه‌نویی شاید نه حذف از جام جهانی، بلکه این باشد که پس از پایان این دوره، فوتبال ایران دستاوردی برای فردا در اختیار ندارد. تیمی ساخته نشده، نسلی معرفی نشده و سرمایه‌ای برای آینده شکل نگرفته است.

ادامه مسیر با این تفکر قطعاً فوتبال ایران را وارد چالش‌هایی بزرگ‌تر خواهد کرد و تصمیم‌گیران در فدراسیون فوتبال باید ملاحظه‌کاری را کنار گذاشته و براساس منطق فوتبال تصمیم بگیرد.

فضای کشور یا مسائلی از این دست نباید دستمایه‌ای برای حفظ فردی باشد که عملاً در تیم ملی هیچ دستاوردی نداشته است.

 

تبلیغات
منبع : ایران ورزشی
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات