بهترین سریالهای عاشقانه چینی؛ از «دلباختگی پنهان» تا «در جست و جوی یشم»
اگر میخواهید تعطیلات را با چند داستان عاشقانه متفاوت سپری کنید، سریالهای چینی مانند «در جست و جوی یشم» میتواند شروع خوبی باشد؛ آثاری با فضای احساسی، تلخ و گاه امیدوارکننده.
فرارو- تعطیلات همیشه فرصت خوبی است برای فاصله گرفتن از شلوغی روزمره و غرق شدن در قصههایی که میتوانند حالوهوای تازهای به مخاطب بدهند. در این میان سریالهای عاشقانه چینی یکی از محبوبترین انتخابها برای تماشا هستند.
به گزارش فرارو، در سالهای اخیر درامهای چینی بیش از گذشته توانستهاند در میان علاقهمندان این ژانر جای خود را باز کنند؛ از عشقهای نوجوانانه و شیرین گرفته تا روابطی که در دل جنگ، جدایی و سوءتفاهم شکل میگیرند.
اگر هنوز برای روزهای تعطیل خود گزینهای برای تماشا پیدا نکردهاید این چند سریال عاشقانه میتوانند انتخابهای مناسبی باشند؛ آثاری که هرکدام با فضایی متفاوت، تجربهای سرگرمکننده و گاه تاثیرگذار را برای مخاطب رقم میزنند.
سریال «دلباختگی پنهان»
![]()
این سریال داستان دختری به نام «سانگ ژی» را روایت میکند که در دوران نوجوان عاشق دوست برادرش «دوان جیاشو» میشود. این عشق در ظاهر کودکانه چندین سال همراه اوست تا زمانی که وارد دانشگاه میشود و آنها بعد از مدت طولانی همدیگر را ملاقات میکنند. سریال بدون اتفاقات عجیب یا درگیریهای پیچیده فقط روی احساسات، رشد شخصیتها و شکل گرفتن یک رابطه عاشقانه تمرکز میکند. همین موضوع باعث شده بسیاری از مخاطبان با داستان ارتباط نزدیکتری برقرار کنند.
همین مسیر تدریجی رشد احساسات، مهمترین نقطه اتکای سریال «دلباختگی پنهان» است. البته سریال روند کندی دارد که ممکن است برخی از مخاطبان سریالهای چینی از تماشای آن لذت نبرند.
سریال «در جست و جوی یشم»
![]()
داستان در مورد دختری به «فان چانگ یو» است که پدر و مادر خود را از دست داده و حالا برای گذران زندگی شغل پدر همان قصابی را ادامه میدهد. ماجرا از جایی آغاز میشود که او جان مردی به نام «شیه جنگ»یا همان مرزبان «ووآن» را نجات میدهد. این مرد فکر میکرد برای نجات جانش چارهای جز پنهان کردن هویتش از «چانگ نیو» نداشته باشد اما میپذیرد که به عنوان داماد سر خونه و همسر تقلبی «چانگ یو» زندگی کند.
این ازدواج که در ابتدا تنها یک توافق برای بقاست بهتدریج به رابطهای عاطفی و عمیق تبدیل میشود. یکی از ویژگیهای اصلی سریال، ترکیب عاشقانه با فضای جنگی و سیاسی است. برخلاف بسیاری از آثار تاریخی که تنها روی عشق تمرکز دارند «در جستوجوی یشم» مسیر شخصیتها را در میان نبردها، خیانتها و کشمکشهای قدرت دنبال میکند. همین موضوع باعث شده داستان ریتمی پرتنشتر و جدیتر داشته باشد.
این سریال برای کسانی که به داستانهای تاریخی و عاشقانه علاقه دارند، میتواند انتخابی خوب و سرگرمکننده باشد. چرا که هم فضای احساسی دارد و هم پر از اتفاقات مهم و سرنوشتساز است.
سریال «چشم انداز عشق»
![]()
«لیانگ چن»، خوانندهای مشهور است که ناخواسته وارد زندگی یک دانشجوی کامپیوتر به نام «لو جینگ» میشود. در واقع آنها در مسیر رسیدن به رویاها با یکدیگر برخورد میکنند و عشقی زیبا میان آنها به وجود میآید. البته همه چیز به همین راحتی نیست و آنها باید با سختیها دست و پنجه نرم کنند.
بزرگترین نقطه قوت «چشمانداز عشق» خلاقیت در شروع داستان است. سریال با بازی با کلیشههای رایج در درامهای تاریخی و عاشقانه، فضایی تازه و سرگرمکننده میسازد. طنز، فانتزی و تعلیق در قسمتهای ابتدایی به خوبی کنار هم قرار گرفتهاند و باعث میشوند مخاطب به راحتی با داستان همراه شود. در مجموع این سریال اثری است که با یک ایده قوی و متفاوت شروع میشود اما در ادامه همیشه نمیتواند همان کیفیت را حفظ کند. با این حال برای مخاطبانی که به عاشقانههای فانتزی و داستانهای متفاوت علاقه دارند همچنان سریالی سرگرمکننده و قابل تماشا است.
سریال «تابستان بی پایان»
![]()
داستان درباره «ژو وان» و «لو شیشیاو» است. آنها با دنیایی متفاوت که در دوران نوجوانی به هم نزدیک میشوند. رابطهای که در ابتدا آرام و شیرین شکل میگیرد اما زیر فشار مشکلات خانوادگی سوءتفاهمها و شرایط سخت زندگی از هم میپاشد. سالها بعد، سرنوشت دوباره آنها را روبهروی هم قرار میدهد. در حالی که زخمهای قدیمی هنوز التیام پیدا نکردهاند.
نقطه قوت اصلی سریال فضای احساسی و واقعگرایانه آن است. برخلاف بسیاری از درامهای عاشقانه که بیشتر روی لحظات شیرین تمرکز دارند «تابستان بیپایان» نشان میدهد عشق همیشه کافی نیست و گاهی زمان و شرایط نقش مهمتری در سرنوشت آدمها دارند. همین نگاه، داستان را عمیقتر و باورپذیرتر کرده است.
در مجموع «تابستان بیپایان» سریالی درباره عشق اول، فاصله و فرصت دوباره است. اثری که شاید داستان تازهای تعریف نکند اما با اجرای احساسی و فضای تلخش میتواند برای دوستداران عاشقانه تجربهای تاثیرگذار باشد.
سریال «فقط برای عشق»
![]()
داستان درباره خبرنگاری جاهطلب به نام «ژنگ شوئی» است که برای اثبات تواناییهایش به سراغ یک مدیر موفق و سرد به نام «شی یان» میرود. رابطه این دو در ابتدا بر پایه رقابت و سوبرداشت شکل میگیرد اما به تدریج به یک عشق جدی تبدیل میشود. این الگوی آشنا، همان چیزی است که سریال بارها روی آن حساب باز میکند.
نقطه قوت اصلی «فقط برای عشق» بدون شک حضور «بای لو» و «وانگ هی دی» است. ازنظر بصری هم سریال استاندارد بالایی دارد. طراحی صحنه، لباسها و قاببندیها، حس یک درام لوکس و امروزی را منتقل میکنند. با این حال مشکل اصلی سریال در فیلمنامه است. روایت در بخشهایی بیش از حد کشدار میشود و بسیاری از سوءتفاهمها و تنشها، قابل پیشبینی و تکراری به نظر میرسند. در واقع «فقط برای عشق» بیش از هر چیز روی جذابیت بازیگرانش تکیه دارد اما اگر اثری برای تماشا ندارید گزینه خوبی است.