تاوان مذاکره با آمریکا/ باید دستاوردهای میدان را به میز مذاکره کشاند
- اولین دیدارهای مقامات ایران و امریکا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، توسط مرحوم بازرگان در الجزایر در ۱۰ آبان ۱۳۵۸ با برژنسکی، مشاور امنیت ملی دولت کارتر صورت پذیرفت. ۳ روز بعد سفارت امریکا در تهران اشغال و دولت موقت مجبور به استعفا شد.
روزنامه اعتماد در یادداشتی مروری بر تاریخچه مذاکرات میان ایران و آمریکا داشته است. در بخشی از این یادداشت آمده است: «مرحوم آیتالله هاشمیرفسنجانی در اولین سفر یک رییسجمهور به ویتنام در مهر ماه 1374 در ملاقاتهایی که با مقامات این کشور داشت، دیداری هم با ژنرال جیاپ، فرمانده بسیاری از عملیاتهای بزرگ ویتنام شمالی علیه نیروهای امریکایی، انجام داد.
در این ملاقات، ژنرال جیاپ طی سخنانی به ایشان گفت که ما سالها با امریکاییها جنگیدیم اما درنهایت به مذاکره رسیدیم. شما هم با امریکاییها مذاکره کنید. آقای هاشمی در پاسخ به جنایات امریکا اشاره نمود اما باتوجه به حوادث قبل از آن، او خوب میدانست که تلاشهای صورت گرفته برای انجام مذاکرات مستقیم با امریکا چه پیامدهایی به همراه دارد .
- اولین دیدارهای مقامات ایران و امریکا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، توسط مرحوم بازرگان در الجزایر در 10 آبان 1358 با برژنسکی، مشاور امنیت ملی دولت کارتر صورت پذیرفت. 3 روز بعد سفارت امریکا در تهران اشغال و دولت موقت مجبور به استعفا شد.
- در 4 خرداد 1365 مک فارلین، مشاور امنیت ملی دولت ریگان به ایران سفر کرد تا درخصوص گروگانهای امریکایی و فروش تسلیحات به ایران درقبال آزادی آنها مذاکره کند. وی بدون دستیابی به هیچ نتیجهای به کشورش بازگشت و یک رسوایی برای دولت امریکا گردید. سیدمهدی هاشمی، فردی که این خبر را به روزنامهها کشاند بعدها به جرمهای مختلف محاکمه و اعدام شد.
- آقای عطا الله مهاجرانی اولین چهره سیاسی ایران بود که در اردیبهشت 1369 در مقالهای صحبت از مذاکره مستقیم با امریکا نمود که به سرعت مجبور به توضیح گردید و سپس در این خصوص سکوت کرد.
با این وجود بارها به صورت رسمی و غیررسمی، مستقیم و غیرمستقیم مذاکراتی بین دو کشور صورت گرفته که به شکل موضوعی بوده است. مسائلی همچون آزادی دیپلماتهای امریکایی (که به بیانیه الجزایر منجر گردید) افغانستان (که پس از 11 سپتامبر 2001 و برای نابودی طالبان انجام شد و نتیجه آن قرارگیری ایران در لیست محور شرارت امریکاییها شد)، عراق (پس از سقوط صدام که نتیجه آن به روی کار آمدن شیعیان و طرفداران ایران در این کشور گردید)، مذاکرات هستهای (که بیش از 20 سال به طول انجامید و نتیجه آن برجام گردید و درنهایت امریکا با خروج از آن و بازگشت تحریمها طی اسنپ بک، به جایی نرسید)، ازجمله مواردی بودند که واشنگتن و تهران را به پای میز مذاکره کشاندند.
در این میان سرنوشت محمدجواد ظریف، وزیر خارجه اسبق و پای ثابت میز مذاکرات ایران، از همه جالبتر است. دکتر ظریف که از بیانیه الجزایر، قرارداد 598 تا برجام تقریبا در همه مذاکرات اساسی ایران حضور داشته، بیشترین فراز و فرود را یافته است. وی پس از برجام متهم گردید که بندهایی از توافق برجام را نمیدانسته و پیشبینی خروج امریکا را نکرده است.
البته شاید مهمتر از آن، این بوده که چرا با وزیر خارجه امریکا قدم زده و تابوی رفتار با امریکاییها را شکسته است. وی پس از آنکه در دولت آقای پزشکیان به عنوان معاون رییسجمهور معرفی گردید، مجبور به ترک همه پستهای دولتی و گوشهنشینی در دانشگاه تهران شد.
آنچه در روابط خارجی یک کشور مهم است نه سرنوشت کارگزاران بلکه دستاورد تلاشهایی است که آنها، برای منافع ملی انجام دادهاند. امروز که پس از 47 سال و 2 جنگ با امریکا و رژیم صهیونیستی، باری دیگر به میز مذاکره باز میگردیم، این واقعیت را باید بپذیریم که مراوده با جهان بدون مذاکره با همه کشورها (البته به غیر از آنان که وجودشان را نمیپذیریم) ممکن نیست.
مسلما هیچ کس نمیتواند اقدامات امریکا در طول سالهای گذشته و در همین چند ماه قبل را فراموش کند یا ببخشد اما میتوان با صلابت و زیرکی در پشت میز مذاکره، به اهدافی که موشکهایمان برایشان شلیک شده، دست یافت و دستاوردهای میدان را به میز مذاکره کشاند. باید به آیندگان نشان دهیم که دیگر نیازی نیست، افراد دیگری برای مذاکره با امریکا تاوان پرداخت کنند...»