توافق احتمالی با ایران زیر سایه اختلافهای بزرگ
آیا تهران و واشنگتن در یکقدمی توافق قرار دارند؟
بحران ایران و آمریکا میان امید به توافق و خطر بازگشت جنگ معلق مانده است. ترامپ از نزدیکبودن توافق سخن میگوید، اما اختلافها بر سر تنگه هرمز، ذخایر اورانیوم غنیشده، ممنوعیت غنیسازی، موشکهای بالستیک و نقش منطقهای ایران همچنان پابرجاست. تهران توافقی دو مرحلهای با کاهش تحریمها و آزادسازی داراییها میخواهد، اما واشنگتن مطالبات سختتری دارد. آتشبس شکننده است و هر شکست در مذاکرات میتواند بحران را دوباره شعلهور کند.
فرارو- راجان منون، استاد بازنشسته روابط بینالملل در سیتی کالج نیویورک و پژوهشگر ارشد در مؤسسه مطالعات جنگ و صلح سالتزمن در دانشگاه کلمبیا
به گزارش فرارو به نقل از روزنامه گاردین، برای ناظران بحران میان آمریکا و ایران، چند روز گذشته بیش از هر چیز با ابهام، نوسان و سردرگمی همراه بود. روز جمعه، آتشبسی که تنها شش هفته از عمر آن میگذشت، در آستانه فروپاشی دیده میشد. دونالد ترامپ برای ماندن در کاخ سفید، حتی از حضور در مراسم عروسی پسرش صرفنظر کرد و بنا بر گزارشها، گزینه ازسرگیری حملات نظامی علیه ایران را روی میز بررسی قرار داد.
اما تنها یک روز بعد، فضای نگرانی ناگهان جای خود را به خوشبینی داد. ترامپ روز شنبه اعلام کرد توافقی با ایران «بهزودی» نهایی خواهد شد. این موج امیدواری روز یکشنبه نیز با اظهارات مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، تقویت شد؛ جایی که او گفت در آینده نزدیک «خبرهای خوبی» منتشر خواهد شد. با این حال، این خوشبینی چندان دوام نیاورد. رهبران ایران خیلی زود تلاش کردند از شدت انتظارات بکاهند.
رسانههای ایرانی پست ترامپ در شبکههای اجتماعی را بیشتر تبلیغاتی توصیف کردند و مقامهای تهران نیز بر تداوم چندین نقطه اختلاف اساسی میان دو طرف انگشت گذاشتند. زمانی که تهران، هرچند در کلیترین و محتاطانهترین عبارات، برداشت خود را از چارچوب توافق احتمالی آشکار کرد، شکاف میان روایت ایران و نگاه واشنگتن بیش از پیش نمایان شد.
مطالبات سخت واشنگتن و خطوط قرمز تهران
دولت ترامپ خواستار بازگشایی فوری تنگه هرمز است؛ مطالبهای که در کنار اصرار واشنگتن بر خروج کامل ذخایر اورانیوم غنیشده ایران و ممنوعیت هرگونه غنیسازی، به یکی از محورهای اصلی اختلاف میان دو طرف تبدیل شده است. در مقابل، ایرانیها ترجیح میدهند روند توافق در دو مرحله پیش برود.
بر اساس برداشت تهران، مرحله نخست با تمدید ۶۰ روزه آتشبس آغاز میشود؛ آتشبسی که لبنان را نیز در بر خواهد گرفت. در همین چارچوب، تنگه هرمز بدون الزام کشتیها به پرداخت عوارض بازگشایی خواهد شد و آمریکا نیز در برابر، محاصره دریایی خود را لغو میکند، روند آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران را آغاز میکند و گامهایی برای کاهش تحریمهای اقتصادی برمیدارد.
با این حال، حتی همین مرحله نخست نیز از خطر شکست مصون نیست. اسرائیل که نسبت به چنین توافقی نگران است، تلاش می کند آزادی عمل خود را در لبنان حفظ کند؛ موضوعی که میتواند اجرای آتشبس گستردهتر را با چالش جدی روبهرو سازد.
علاوه بر این، سازگار کردن اصرار واشنگتن بر تنگهای آزاد و باز با تصمیم اعلامشده ایران در ۱۸ مه، کار سادهای نخواهد بود؛ تصمیمی که بر اساس آن، تهران از تشکیل «مرجع تنگه خلیج فارس» خبر داد؛ نهادی که مأموریت آن نظارت بر رفتوآمد دریایی و دریافت عوارض از کشتیها عنوان شده است.
آمریکا و اسرائیل در کنار پرونده هستهای، بر دو مطالبه دیگر نیز پافشاری کردهاند: ایران باید شمار و برد موشکهای بالستیک خود را کاهش دهد و حمایت از شرکای منطقهایاش، از حزبالله و حماس گرفته تا انصارالله یمن را متوقف کند. تهران تاکنون به هیچیک از این دو محور اشارهای نکرده است؛ سکوتی معنادار که میتواند در مراحل بعدی مذاکرات به یکی از نقاط اصطکاک اصلی تبدیل شود. اگر ترامپ در این زمینهها عقبنشینی کند، اسرائیل و حامیان آمریکایی آن بیتردید واکنشی تند نشان خواهند داد و او را به امتیازدهی در برابر تهران متهم خواهند کرد.
با این حال، اگر فرض بر این باشد که تنگه هرمز بازگشایی شود، بنادر ایران از محاصره خارج شوند و واشنگتن روند کاهش تحریمها و آزادسازی داراییهای مسدودشده را آغاز کند، دو طرف وارد مرحلهای تازه خواهند شد؛ مرحلهای که کانون آن، برنامه هستهای ایران خواهد بود. اما پرسش کلیدی همچنان بیپاسخ مانده است: تهران دقیقاً آماده انجام چه اقداماتی است و از کدام خطوط عقب نخواهد نشست؟ این ابهام، مسئلهای فرعی یا فنی نیست؛ بهویژه وقتی دونالد ترامپ بیش از ۷۰ بار تأکید کرده است که نباید به ایران اجازه دستیابی به سلاح هستهای داده شود.
آمریکا خواستار خروج تمام ذخایر اورانیوم غنیشده ایران از کشور شده است؛ نه فقط حدود ۴۵۰ کیلوگرم اورانیومی که تا سطح ۶۰ درصد غنیسازی شده، بلکه کل ذخایری که در چارچوب برنامه هستهای ایران انباشته شده است. این مطالبه، اما با مخالفتی جدی در تهران روبهرو شده و به نظر میرسد رهبر معظم ایران، آن را رد کرده است.
یکی از گزینههای احتمالی برای عبور از این بنبست، رقیقسازی اورانیوم تحت نظارت ناظران بینالمللی است. با این حال، چنین گزینهای ممکن است برای ترامپ هزینه سیاسی سنگینی داشته باشد. او همین حالا نیز از سوی تندروها به امتیازدهی در برابر تهران متهم شده و هر عقبنشینی تازه میتواند فشارها بر کاخ سفید را تشدید کند.
اگر واشنگتن و تهران نتوانند بر سر پرونده هستهای به نقطه توافق برسند، مسیر مذاکرات بار دیگر به نقطه آغاز بازخواهد گشت؛ جایی که همه چیز، از کاهش تحریمها تا بازگشایی مسیرهای دریایی و حتی خود آتشبس، دوباره در معرض فروپاشی قرار میگیرد.
خوشبینی و بدبینی در مسیر پرهزینه توافق ایران و آمریکا
خوشبینها میتوانند موضع اخیر ایران را نه یک خط قرمز نهایی، بلکه نوعی پیشنهاد اولیه برای چانهزنی تفسیر کنند؛ پیشنهادی که احتمالاً تهران آماده است بخشی از آن را در برابر دریافت امتیازهای ملموس از آمریکا کنار بگذارد. ایران خواستار دریافت غرامت جنگی است، اما بهاحتمال زیاد میداند که ترامپ هرگز با پرداخت چنین غرامتی موافقت نخواهد کرد. از همین رو، تهران میتواند این مطالبه را بهعنوان اهرمی در مذاکرات حفظ کند و در مرحلهای بعد، آن را در برابر امتیازهایی مانند تسریع روند کاهش تحریمها کنار بگذارد.
خوشبینها همچنین این واقعیت را نادیده نمیگیرند که ترامپ زیر فشار قرار دارد. جنگ، قیمت نفت و دیگر کالاها را بالا برده و همزمان اکثریت آمریکاییها نیز با ادامه آن مخالفاند؛ وضعیتی که هزینه سیاسی تداوم بحران را برای کاخ سفید افزایش میدهد. با این همه، از نگاه آنان، نیاز به توافق فقط محدود به واشنگتن نیست. ایران نیز برای خروج از فشارهای فزاینده اقتصادی به توافق نیاز دارد؛ زیرا محاصره آمریکا قیمت غذا و دارو را افزایش داده و به تعطیلی بخشی از کسبوکارها انجامیده است.
اما بدبینها از همین روند، تصویری کاملاً متفاوت میبینند. از نگاه آنان، آتشبس هنوز بر زمینی سست ایستاده و میتواند در چند سناریوی خطرناک فروبپاشد: اگر ترامپ در مرحله دوم مذاکرات به این جمعبندی برسد که برای افزایش اهرم فشار بر تهران باید جنگ را از سر بگیرد؛ اگر اسرائیل حملهای تازه علیه حزبالله انجام دهد؛ یا حتی اگر تلآویو تصمیم بگیرد مستقیماً ایران را هدف قرار دهد.
بدبینها همچنین یادآوری میکنند که اعلام جزئیات توافق، همان توافقی که ترامپ وعده داده بود بهزودی نهایی و علنی خواهد شد اکنون به دلیل تداوم اختلافات جدی میان طرفها به تعویق افتاده است. حتی اگر همه این موانع کنار گذاشته شود و توافق نهایی شکل بگیرد، شروط آن احتمالاً بیش از آنکه به سود آمریکا باشد، به نفع ایران تمام خواهد شد.
درست است که ترامپ میتواند برای گرفتن امتیازهای بیشتر از تهران، بار دیگر گزینه حملات نظامی را فعال کند؛ اما هیچ تضمینی وجود ندارد که استفاده دوباره از زور، نتیجهای موفقتر از دوره ۲۸ فوریه تا ۸ آوریل به همراه داشته باشد. علاوه بر این، جنگی تازه میتواند هم به اقتصاد آمریکا و هم به اقتصاد جهانی آسیب بیشتری وارد کند؛ سناریویی که ترامپ با نزدیکتر شدن انتخابات میاندورهای، بیش از هر زمان دیگری مایل است از آن فاصله بگیرد.
اگر فرض کنیم ترامپ زیر فشار فزاینده مخالفان توافق عقبنشینی نکند، بهترین سناریو برای او شاید دستیابی به شروطی شبیه توافق هستهای سال ۲۰۱۵ دولت اوباما با ایران باشد؛ توافقی که خود او سالها آن را هدف شدیدترین انتقادها قرار داده بود. اما چنین نتیجهای، حتی در صورت تحقق، دستاوردی بزرگ برای کاخ سفید نخواهد بود. زیرا ترامپ برای رسیدن به نقطهای مشابه همان توافق پیشین، تا میانه ماه مه ۲۹ میلیارد دلار صرف جنگی کرده است که نهتنها به نتیجهای قاطع نرسید، بلکه اقتصاد جهانی را نیز وارد دورهای تازه از آشوب و بیثباتی کرد.