تلاش برای طرد اصغر فرهادی از وطن؟
فرهادی از آخرین بازماندگان روشنفکران سینمای ایران است که میتوان به او برای ارتقای فرهنگ این سرزمین تکیه کرد. تلاش نکنید او را از این خاک طرد کنید. تیرتان به سنگ میخورد.
علیرضا مجمع در یادداشتی نوشت: جنگ که شروع شد کل ایران درگیر شد. چه آنها که زیر بمب امریکا و اسراییل بودند، چه آنها که در خارج از این مرزها عزیزی داشتند که نگرانشان بود. همه درگیر شدند، اما عکسالعملها متفاوت بود.
جنگ که شروع شد کل ایران درگیر شد. چه آنها که زیر بمب امریکا و اسراییل بودند، چه آنها که در خارج از این مرزها عزیزی داشتند که نگرانشان بود. همه درگیر شدند، اما عکسالعملها متفاوت بود. عدهای خوشحال شدند که بر سر مردم و تاسیسات نظامی و فرماندهان و مردم ایران بمب میریزد، که اینها در شماره نیستند و جدی گرفتنشان ظلم به تاریخ سه هزارساله این سرزمین است.
جایی که در برابر کورانهای تاریخ در همه حال باقی مانده است و استوار جنگیده، زخم خورده و جنگیده، کشته داده و جنگیده، نگاه خوشحال از حمله صهیون و کشور نوپای امریکا شوخی زشتی بیش نیست. عدهای هم در خارج از این سرزمین نگران این خاک بودند. کسانی هم که در ایران بودند تکلیفشان زیر بمب و حملات هوایی ۲۴ساعته روشن بود. به شخصه دست هر که در ایران بود را میبوسم. چه آنها که شبها در خیابانها نام ایران را فریاد زدند چه آنها که هیچ نگفتند و سکوت کردند. همین که در ایران ماندند، با اینکه میتوانستند همان روز اول از ایران بروند در ساحل آرامش و ثبات و بیدغدغه زندگی کنند دمشان گرم.
اما فکر کنم اصغر فرهادی از معدود کسانی بود که وقتی جنگ شد ایران نبود و چند روز بعد از شروع جنگ برگشت به ایران. فیلم «داستانهای موازی» اش را داشت برای کن آماده میکرد که جنگ شد. اما او به ایران آمد تا از دل مردمش شاید قصهای بگیرد و بسازد. کیست که نداند اصغر فرهادی فیلمساز این مردم است. این مهمترین فیلمساز تاریخ سینمای بعد از انقلاب همیشه بهترین تصاویرش را از دل این اجتماع-حالا-غمزده برای ساختن انتخاب کرده است. حالا دهمین فیلمش را در فرانسه با بازیگران فرانسوی و به زبان فرانسه ساخته است. خب تا اینجا همه چیز روی روال است. تهیهکننده فرانسوی او را برای ساختن فیلمی دعوت کرده است و او این قصه را برای فیلمش برگزیده است.
حتما هم که بر اساس فضای تصویری و داشتانی و فرمی فیلمهای قبلیاش است. این هم طبیعی است؛ او این شکلی بلد است قصه تعریف کندو فیلمش را به سرانجام برساند. این هم که تهیهکننده فرانسوی از او دعوت کرده که فیلم بسازد هم فینفسه خوب که نه، عالی است. اینکه یک فیلمساز از ایران را صنعت سینمای فرانسه برای ساختن یک اثر انتخاب کند چرا باید جماعتی را در داخل افسرده کند؟ تا اینجا هم همه چیز روی روال است.
بازی از آنجا وارد فاز چرک و پلشت میشود که فیلم فرهادی در روز دوم فستیوال کن به نمایش درمیآید و بعد از آن کنفرانس رسانهای طبق معمول فستیوال برگزار میشود. اینجاست که خبرنگار ایرانی یک شبکه ضد مردم ایران از فرهادی درباره حوادث خونین دیماه گذشته میپرسد و فرهادی هم در کمال متانت و وقار-تا کنون دیدهاید فرهادی هیجانی شود؟! - به سوال خانم خبرنگار پاسخی درست میدهد.
اینجاست که مثل خیلی از جریانات دیگر موضع بسیاری از کسانی که در ایران هستند با موضع آن تلویزیون کذا یکی میشود. آن تلویزیون حرفهای فرهادی را محافظهکار میخواند و به او در فحش میدهد، اینجا هم از پاسخ فرهادی ناراحتند و البته میخواهند اصغر فرهادی در قامت کسی که در دهان استکبار جهانی میزند، هر چه فحش ناجور بلد است به ترامپ و بچهمحلهایش بدهد.
هم آنها که آنطور توقع دارند راه خطا میروند، هم اینها که فکر میکنند از همه طلبکارند و ایران را به نام خود سند زدهاند. بعضی از اینها که حتی کل اهالی فرهنگ و هنر را که در این مدت چیزی نگفتند متهم به وطنفروشی کردند، فرهادی که جای خود دارد.
اصغر فرهادی از جواهرات تاریخ سینمای ایران است. اینکه به او در اینجا انگ بچسبانیم که وطنش را به پول فروخته است و انگار جوابش را طوری به خانم خبرنگار داده که دونالد ترامپ احیانا ناراحت نشود، در آنجا هم اینطور وانمود کنیم که او چون میخواهد به ایران برگردد آن طور جواب داده شیره مالیدن سر خودمان است. راه به جایی نمیبرد. او ایرانی است، مثل علی دایی و مهران مدیری و خیلیهای دیگر که در این مدت ساکت بودند و چیزی نگفتند. حقش زندگی در ایران است و هیچ احدالناسی نمیتواند او را از این حق محروم کند. زیاد هم تلاش نکنید حقیقت را جور دیگری جلوه دهید.
فرهادی از آخرین بازماندگان روشنفکران سینمای ایران است که میتوان به او برای ارتقای فرهنگ این سرزمین تکیه کرد. تلاش نکنید او را از این خاک طرد کنید. تیرتان به سنگ میخورد. درباره فیلمش هم هنوز هیچکس فیلم را ندیده که دربارهاش نظر بدهد، قطعا زمان پخش فیلم احتمالا میشود نقدهای تندی به فیلم کرد. اما تا فیلم را ندیدهایم نمیتوان به حرف منتقدانی که ذهن فرهادی را نمیشناسند اعتنا کرد.