ترنج موبایل
کد خبر: ۹۷۲۱۴۵

علی اصغر زرگر در گفتگو با فرارو تحلیل کرد:

بن بستی که هیچ کس از آن سود نمی‌برد / تهران و واشنگتن در آستانه توافق یا جنگ؟

بن بستی که هیچ کس از آن سود نمی‌برد / تهران و واشنگتن در آستانه توافق یا جنگ؟

در حالی که کارشناسان درباره باز یا بسته بودن مسیر دیپلماسی میان تهران و واشنگتن اختلاف نظر دارند، سفر اخیر مقام ارشد پاکستانی به ایران نشانه‌ای است که بازی هنوز تمام نشده؛ اما گمانه‌زنی‌های رسانه‌های غربی از احتمال درگیری نظامی، فرصت را محدود و زمان را حساس‌تر از همیشه کرده است.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- مسیر دیپلماسی بین ایران و ایالات متحده پس از رد یا عدم پذیرش پیشنهادات طرفین از سوی یکدیگر، از دید برخی کارشناسان فعلا بسته شده است، هرچند سفر اخیر وزیر کشور پاکستان به ایران از دید برخی دیگر از کارشناسان به معنای باز بودن پنجره دیپلماسی است. با این وجود برخی خبرهای تایید نشده و گمانه‌زنی‌های رسانه‌های غربی نیز از افزایش احتمال جنگی جدید خبر می‌دهند.

به گزارش فرارو، علی اصغر زرگر، تحلیلگر و کارشناس حوزه سیاست خارجی، به بررسی جدیدترین تحولات بین ایران و آمریکا پرداخته است:

سفر مقام پاکستانی به تهران، تشریفاتی نبود

علی اصغر زرگر  علی اصغر زرگر به فرارو گفت: در ماه‌های اخیر، بحران میان تهران و واشنگتن وارد مرحله‌ای شده که دیگر صرفاً یک اختلاف متعارف دیپلماتیک نیست. آنچه امروز در جریان است، ترکیبی از جنگ فرسایشی، فشار روانی، رقابت ژئوپلیتیک و نبرد روایت‌هاست؛ وضعیتی که در آن، نه ایران توانسته به طور کامل از زیر فشارها خارج شود و نه ایالات متحده موفق شده به اهداف نهایی خود دست پیدا کند. تجربه هفته‌های گذشته نیز نشان داد که گزینه‌های نظامی و امنیتی، برخلاف تصور اولیه برخی محافل آمریکایی و اسرائیلی، الزاماً به معنای تولید یک پیروزی سریع و قطعی نیست. ایالات متحده در مرحله نخست تلاش کرد با عملیات نظامی و سپس از طریق فشار دریایی در تنگه هرمز، ایران را به عقب‌نشینی وادار کند. اما واقعیت این است که تنگه هرمز صرفاً یک گذرگاه متعلق به ایران نیست که بتوان آن را بدون هزینه‌های بین‌المللی به صحنه اعمال فشار یک‌جانبه تبدیل کرد. حدود یک‌پنجم تجارت انرژی جهان از این منطقه عبور می‌کند و هرگونه بی‌ثباتی در آن، مستقیماً بازارهای جهانی انرژی، بیمه‌های دریایی و اقتصاد کشورهای منطقه را تحت تأثیر قرار می‌دهد.»

وی افزود: «در چنین شرایطی، سفر مقام پاکستانی به تهران را نباید صرفاً یک دیدار تشریفاتی یا دیپلماتیک معمولی تلقی کرد. پاکستان اکنون تلاش می‌کند نقش میانجی را در یکی از پیچیده‌ترین بحران‌های امنیتی خاورمیانه ایفا کند؛ نقشی که از یک سو به دلیل روابط نزدیک اسلام‌آباد با واشنگتن اهمیت دارد و از سوی دیگر به خاطر پیوندهای ژئوپلیتیک و مرزی با ایران می‌تواند قابل توجه باشد. حتی برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که پاکستان در هفته‌های اخیر پیشنهادهایی درباره مدیریت امنیت دریایی و کاهش تنش در هرمز مطرح کرده است.»

واشنگتن همچنان پیام‌هایی درباره ادامه مذاکرات منتقل کرده

این تحلیلگر حوزه سیاست خارجی در خصوص متغیرهای محتمل در ایجاد جنگ جدید بین طرفین گفت: «مسئله اصلی این است که بحران کنونی صرفاً بحران ایران و آمریکا نیست؛ بلکه به شدت تحت تأثیر متغیر اسرائیل قرار دارد. در واقع، یکی از مهم‌ترین عوامل پیچیدگی شرایط فعلی، تفاوت نگاه واشنگتن و تل‌آویو به آینده این تنش است. ترامپ به دنبال آن است که در نهایت بتواند نوعی «روایت پیروزی» برای افکار عمومی آمریکا تولید کند؛ روایتی که نشان دهد او ایران را مهار کرده، تهران را وادار به عقب‌نشینی کرده و امنیت منطقه را تحت کنترل درآورده است. اما نتانیاهو اساساً نگاه متفاوتی دارد. برای نتانیاهو، تداوم فضای جنگی یک ضرورت سیاسی و امنیتی است. نخست‌وزیر اسرائیل به خوبی می‌داند که هرگونه توافق پایدار میان تهران و واشنگتن، به معنای کاهش نقش امنیتی اسرائیل در معادلات منطقه خواهد بود. به همین دلیل، علاقه‌ای ندارد که پنجره جنگ کاملاً بسته شود. حتی اگر در ظاهر از مذاکره سخن گفته شود، تل‌آویو ترجیح می‌دهد سطحی از تنش دائمی حفظ شود تا ایران همچنان در وضعیت فشار و فرسایش باقی بماند. به همین علت است که زمان در این بحران اهمیت فوق‌العاده‌ای پیدا کرده است؛ زیرا هرچه بحران طولانی‌تر شود، احتمال شکل‌گیری درگیری‌های جدید، خطاهای محاسباتی و تشدید برخوردها نیز افزایش می‌یابد.»

وی افزود: «از سوی دیگر، اظهارات اخیر ترامپ را نیز نباید صرفاً به معنای پایان کامل مسیر دیپلماسی تفسیر کرد. تجربه ترامپ نشان داده که او همزمان از دو ابزار تهدید و مذاکره استفاده می‌کند. در واقع بخشی از مواضع تند او علیه ایران، بیش از آن که مقدمه قطعی جنگ باشد، تلاشی برای گرفتن امتیاز و ساختن تصویر رئیس‌جمهور مقتدر است. حتی در روزهای اخیر نیز با وجود تهدیدهای لفظی، گزارش‌هایی منتشر شده که نشان می‌دهد واشنگتن همچنان پیام‌هایی درباره ادامه مذاکرات به تهران منتقل کرده است.»

هیچ طرفی از تداوم بن‌بست سود نمی‌برد

این کارشناس حوزه سیاست خارجی درخصوص موانع موجود در مسیر مذاکرات گفت: «مشکل اصلی این است که مطالبات دو طرف همچنان فاصله زیادی با یکدیگر دارد. برای ایران، مسائل موشکی و هسته‌ای صرفاً ابزار چانه‌زنی نیست، بلکه بخشی از ساختار بازدارندگی و امنیت ملی محسوب می‌شود. تهران به خوبی می‌داند که در محیط امنیتی خاورمیانه، بدون ابزارهای بازدارنده، آسیب‌پذیری بیشتری خواهد داشت. به همین دلیل، انتظار تسلیم کامل ایران در برابر خواسته‌های آمریکا، انتظاری غیرواقع‌بینانه است. در مقابل، ترامپ نیز تحت فشار داخلی قرار دارد. برخلاف تصویری که گاه در رسانه‌ها ارائه می‌شود، در داخل آمریکا اجماع کاملی درباره سیاست‌های او علیه ایران وجود ندارد. بخشی از نخبگان امنیتی و حتی برخی جمهوری‌خواهان معتقدند ورود به یک جنگ فرسایشی جدید در خاورمیانه می‌تواند به ضرر واشنگتن تمام شود. تجربه عراق و افغانستان هنوز در حافظه سیاسی آمریکا زنده است و بسیاری نگران‌اند که بحران ایران نیز به باتلاقی پرهزینه تبدیل شود. حتی برخی تحلیل‌ها در رسانه‌های غربی تأکید دارند که سیاست فشار حداکثری ترامپ، علی‌رغم هزینه‌های عظیم، هنوز نتوانسته به یک دستاورد قطعی منجر شود.»

وی افزود:« هیچ‌یک از طرفین واقعاً از تداوم بن‌بست سود نمی‌برند. به همین دلیل، دیر یا زود باید راهی برای خروج از وضعیت فعلی پیدا شود؛ واقعیت این است که ترامپ در تمام مراحل بحران اخیر، بیش از هر چیز به دنبال تصویر پیروزی بوده است. او نیاز دارد به افکار عمومی آمریکا بگوید که سیاست‌هایش نتیجه داده و ایران را وادار به عقب‌نشینی کرده است. در مقابل، ایران نیز تلاش می‌کند نشان دهد تحت فشار تسلیم نشده و همچنان توان مقاومت و مدیریت بحران را دارد.»

تبلیغات
خبرنگار : رویا پاک سرشت
تبلیغات
ارسال نظرات

نظرات بینندگان

(۴ نظر)
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات