ترنج موبایل
کد خبر: ۹۷۱۷۶۰

کارل مارکس هنوز چه می‌بیند؟

کارل مارکس هنوز چه می‌بیند؟

شاید اهمیت مارکس دقیقاً در همین باشد؛ او هنوز به ما اجازه نمی‌دهد به پاسخ‌های ساده رضایت بدهیم. فقط یک کار می‌کند: پرسش را زنده نگه می‌دارد!

تبلیغات
تبلیغات

سالروز تولد کارل مارکس فقط یادآوری یک نام در تاریخ اندیشه نیست. هر بار که به مارکس بازمی‌گردیم، در واقع با پرسشی روبه‌رو می‌شویم که هنوز از میان نرفته است: آیا جهان امروز همچنان با همان تناقض‌هایی زندگی می‌کند که او در قرن نوزدهم درباره‌شان نوشت؟

پاسخ را شاید بتوان پیش از هر چیز در خودِ واقعیت‌های اقتصادی جهان جست‌وجو کرد. گزارش سال ۲۰۲۶ سازمان آکسفام نشان می‌دهد که ثروت میلیاردرهای جهان در سال ۲۰۲۵ به ۱۸.۳ تریلیون دلار رسیده است؛ رقمی که نسبت به سال پیش ۱۶.۲ درصد رشد داشته است. همین گزارش تأکید می‌کند که تنها در یک سال، دارایی این گروه ۲.۵ تریلیون دلار افزایش یافته؛ رقمی تقریباً هم‌ارز کل دارایی ۴.۱ میلیارد نفر، یعنی نیمی از جمعیت جهان. از سال ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ نیز ثروت میلیاردرها ۸۱ درصد رشد کرده است.

این اعداد فقط شاخص‌های اقتصادی نیستند. آن‌ها یادآوری می‌کنند که مسئله نابرابری در جهان معاصر نه یک بحث انتزاعی، بلکه یک واقعیت اجتماعی و ساختاری است. به همین دلیل است که بسیاری از پژوهشگران علوم اجتماعی، با وجود همه دگرگونی‌های تاریخی، هنوز در مواجهه با مسئله تمرکز ثروت به مارکس بازمی‌گردند.

مارکس در قرن نوزدهم درباره کارخانه، ماشین و انباشت سرمایه می‌نوشت. امروز کارخانه از میان نرفته، اما شکل آن تغییر کرده است. بخش مهمی از سرمایه اکنون نه فقط در خطوط تولید صنعتی، بلکه در زیرساخت‌های داده، پلتفرم‌های دیجیتال و مالکیت الگوریتمی متمرکز شده است.

برای مثال، در سال‌های اخیر درباره شرایط کار در شرکت آمازون مطالعات و گزارش‌های متعددی منتشر شده است. این مطالعات نشان داده‌اند که در برخی انبارهای این شرکت، سامانه‌های الگوریتمی به‌طور مداوم سرعت حرکت، زمان توقف، زمان جابه‌جایی کالا و نرخ بهره‌وری فردی کارگران را ثبت و ارزیابی می‌کنند. در اینجا مسئله فقط ورود فناوری به محیط کار نیست. پرسش بنیادی‌تر این است که چه کسی داده را در اختیار دارد، چه کسی معیارها را تعریف می‌کند و چه کسی از این نظم جدید بیشترین سود را می‌برد.

هوش مصنوعی بدون تردید ظرفیت افزایش بهره‌وری، کاهش خطا و توسعه نوآوری را دارد. اما در کنار این ظرفیت‌ها، یک مسئله بنیادی نیز مطرح می‌شود: مالکیت و کنترل اجتماعی فناوری.

اگر زیرساخت‌های هوش مصنوعی در مالکیت گروه محدودی از شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران باقی بماند، آنگاه فناوری می‌تواند به جای آنکه صرفاً ابزاری برای کاهش کار فرساینده باشد، به ابزاری برای تمرکز بیشتر قدرت اقتصادی و گسترش نابرابری ساختاری تبدیل شود.

اینجا فقط از اشتغال یا بازار کار سخن نمی‌گوییم. مسئله عمیق‌تر است. در جهان داده‌محور امروز، بخشی از آنچه زمانی قلمرو انسانی‌تر تلقی می‌شد-از آموزش و خلاقیت گرفته تا ارتباطات عاطفی و تصمیم‌گیری‌های روزمره-به تدریج وارد منطق محاسبه، پیش‌بینی و سودآوری می‌شود. در چنین شرایطی، پرسش دیگر فقط این نیست که «ماشین چه کاری را از انسان می‌گیرد»، بلکه این است که وقتی رفتار، ترجیح، احساس و حتی توجه انسان به داده تبدیل می‌شود، چه چیزی از خودمختاری انسانی باقی می‌ماند؟

شاید در اینجا برخی از روشن‌ترین جملات مارکس دوباره معنا پیدا کنند.

او در «مانیفست حزب کمونیست» می‌نویسد:

«بورژوازی، هر آنچه را که استوار و پایدار بود، دود کرده و به هوا فرستاده است.»

این جمله فقط یک توصیف ادبی نیست. مارکس در اینجا به نیرویی اشاره می‌کند که پیوسته روابط اجتماعی، ساختارهای پایدار و شیوه‌های زیست را دگرگون می‌کند. امروز نیز جهان دیجیتال و اقتصاد پلتفرمی دقیقاً با همین منطق عمل می‌کنند: دگرگونی مداوم، بی‌ثبات‌سازی پیوسته و تبدیل همه چیز به موضوع گردش سرمایه.

در همان اثر، او جمله‌ای دارد که شاید برای جهان امروز حتی رساتر باشد:

«بورژوازی نمی‌تواند بدون آنکه پیوسته ابزارهای تولید و در نتیجه مناسبات تولید و همه مناسبات اجتماعی را دگرگون کند، به حیات خود ادامه دهد.»

شاید اگر بخواهیم این جمله را به زبان امروز بازخوانی کنیم، باید بگوییم: اقتصاد معاصر پیوسته خودِ زندگی اجتماعی را بازسازماندهی می‌کند.

در این میان، یک سوءبرداشت تاریخی نیز نیازمند دقت است. مارکس اغلب صرفاً با انقلاب و خشونت شناخته می‌شود، در حالی که خوانش دقیق آثار او تصویر پیچیده‌تری ارائه می‌دهد.

مارکس پیش از هر چیز تحلیل‌گر سازوکارهای قدرت اقتصادی و تناقض‌های درونی سرمایه‌داری بود. او در «هجدهم برومر لوئی بناپارت» می‌نویسد:

«انسان‌ها تاریخ خود را می‌سازند، اما نه آنگونه که خود می‌خواهند؛ بلکه در شرایطی که مستقیماً با آن روبه‌رو می‌شوند، شرایطی که از گذشته به آنان رسیده است.»

اهمیت این جمله در آن است که نشان می‌دهد در نگاه او، تحول اجتماعی نه حاصل اراده‌گرایی ناگهانی، بلکه نتیجه شرایط تاریخی، ساختارهای مادی و تناقض‌های درونی جامعه است.

به همین دلیل، نسبت دادن همه تجربه‌های اقتدارگرای قرن بیستم به خود مارکس، از نظر تاریخی و متنی ساده‌سازی است. او بیش از آنکه نظریه‌پرداز خشونت باشد، پژوهشگر ساختارهای سلطه و منتقد اقتصاد سیاسی بود.

این بحث وقتی به عرصه جهانی امروز می‌رسد، معنای تازه‌ای پیدا می‌کند.

در سال‌های اخیر، از اشغال فلسطین تا حمله نظامی علیه ونزوئلا، و از تجاوز اخیر آمریکا و اسرائیل به خاک ایران تا بحران‌های ممتد در خاورمیانه، یک واقعیت اجتماعی روشن‌تر شده است: هزینه اقتصادی جنگ‌ها معمولاً بیش از همه بر دوش گروه‌های کم‌درآمد و طبقات فرودست می‌افتد.

چندی پیش، الکساندر دکرو، رئیس برنامه توسعه سازمان ملل متحد، هشدار داد که حتی اگر جنگ ایران فوراً متوقف شود، آثار اقتصادی آن می‌تواند بیش از ۳۰ میلیون نفر را در جهان دوباره به زیر خط فقر براند.

اهمیت این برآورد فقط در خودِ عدد نیست. آنچه اهمیت دارد این است که نشان می‌دهد در جهان به‌هم‌پیوسته امروز، جنگ دیگر فقط یک رخداد سیاسی یا امنیتی نیست؛ می‌تواند از مسیر اختلال در انرژی، غذا، تجارت و زنجیره‌های تولید، مستقیماً به بحران معیشت جهانی تبدیل شود.

از همین منظر، اگر مارکس امروز به جهان نگاه می‌کرد، احتمالاً جنگ را صرفاً نزاع میان دولت‌ها نمی‌دید. او شاید آن را بخشی از بازآرایی جهانی مناسبات سرمایه، قدرت و پیرامونی‌سازی اقتصادی می‌فهمید؛ فرایندی که در آن، هزینه نهایی غالباً نه توسط تصمیم‌گیران سیاسی، بلکه توسط مردمی پرداخت می‌شود که کمترین نقش را در تصمیم‌سازی داشته‌اند.

مارکس هنوز یک مسئله را با دقتی آزاردهنده پیش روی ما می‌گذارد: اینکه پیشرفت اقتصادی و فناورانه، لزوماً به معنای کاهش رنج انسانی نیست.

در جهانی که تولید ثروت بی‌سابقه است، اما ناامنی شغلی، شکاف طبقاتی، اضطراب معیشتی و احساس بی‌ثباتی رو به افزایش است، پرسش مارکس هنوز ساده اما جدی باقی می‌ماند:

چه کسی از این جهان بیشترین بهره را می‌برد، و چه کسی هزینه آن را می‌پردازد؟

شاید اهمیت مارکس دقیقاً در همین باشد؛ او هنوز به ما اجازه نمی‌دهد به پاسخ‌های ساده رضایت بدهیم. فقط یک کار می‌کند: پرسش را زنده نگه می‌دارد!

 

تبلیغات
نویسنده : خشایار پورک‌‌پور
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات