ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۸۵۲۰

آخرین شانس ترامپ

آخرین شانس ترامپ

معاون دفتر ریاست‌جمهوری در ارتباط با گمانه‌زنی‌ها درباره نتایج حاصل از تداوم محاصره برای صادرات نفت ایران توسط واشنگتن و اهرم‌های موجود در دست تهران برای خنثی‌سازی این تبعات خاطرنشان کرد: رویکرد و اهرم جمهوری اسلامی ایران اعمال فشار بر طرف مقابل برای توقف عمل غیرقانونی «راهزنی دریایی» و رفع مزاحمت برای کشتیرانی در آب‌های بین‌المللی از طریق اعمال حق حاکمیتی خود در تنگه هرمز مطابق اصول حقوق بین‌الملل در زمان جنگ است.

تبلیغات
تبلیغات

دیوار بی‌اعتمادی میان ایران و امریکا در کنار پیچیدگی موضوعات مورد اختلاف مانع از آن شده تا دو کشور در  بازه زمانی کوتاه به توافقی جامع دست یابند، به همین دلیل رییس‌جمهوری امریکا ‌باید به جای تکرار خطاهای استراتژیک پیشین و برای نجات حیات و اعتبار سیاسی خود به دیپلماسی فرصت داده و بستر را برای دستیابی به توافق واقعی نه صوری با لحاظ کردن حقوق فنی، نظامی و ژئوپلیتیکی ایران فراهم سازد.

به گزارش اعتماد، براساس جدیدترین اخبار منتشر شده درخصوص روند دیپلماسی جاری میان تهران و واشنگتن، الجزیره در اواسط روز یکشنبه در گزارش ادعایی خود به جزییات طرح پیشنهادی از سوی ایران برای خاتمه جنگ در منطقه پرداخت؛ ادعایی که البته بلافاصله توسط مقامات رسمی کشورمان رد شد. به ادعای این رسانه عربی این پیشنهاد که شامل ۳ مرحله اصلی است، نه تنها به مذاکرات هسته‌ای، بلکه به موضوعات امنیتی و راهبردی منطقه نیز اشاره دارد. به گونه‌ای که در مرحله اول این طرح، ایران هدف خود را تبدیل آتش‌بس به یک توافق دایمی برای پایان کامل جنگ ظرف ۳۰ روز تعیین کرده و بر تشکیل یک مرجعیت بین‌المللی برای تضمین عدم بازگشت به جنگ و همچنین بر توقف جنگ در کل منطقه تاکید دارد.

به علاوه گشایش تدریجی تنگه هرمز، بازگشایی بنادر ایران و رفع تدریجی محاصره‌های دریایی نیز جزو اصلی‌ترین موارد این طرح، مطرح شده است. به ادعای الجزیره مرحله دوم نیز به موضوع غنی‌سازی اورانیوم می‌پردازد. بر اساس این مرحله، ادعا شده که ایران موافقت کرده به مدت ۱۵ سال، غنی‌سازی اورانیوم را متوقف کند. پس از این مدت، ایران می‌تواند به غنی‌سازی با نرخ ۳.۶ درصد بازگشته و به سیاست «تولید بدون انباشت» پایبند باشد. حال آنکه ایران همواره و در هیچ مقطعی تمایلی به برچیدن زیرساخت‌های هسته‌ای خود ندارد، بلکه تنها بر تغییر میزان اورانیوم غنی‌شده و آزادسازی تدریجی دارایی‌های مسدودشده تاکید کرده است. این مرحله همچنین شامل لغو تدریجی تحریم‌ها در ازای اقدامات هسته‌ای ایران است.

در نهایت در این پیشنهاد ادعایی، مرحله شامل ورود ایران به گفت‌وگوهای راهبردی با کشورهای عربی و ایجاد یک نظام امنیتی فراگیر برای منطقه است. همزمان برخی نشریات غربی از جمله آکسیوس، جزییات متفاوتی از پیشنهادات ایران منتشر کرده‌اند. از جمله موافقت ایران با ادعاهایی مبنی بر توقف ۱۵ساله غنی‌سازی اورانیوم و محدودیت‌های دیگر که البته ایران صراحتا چنین اخبار کذبی را رد کرده است. در واکنش به انتشار چنین گزارشی درباره طرح پیشنهادی ادعایی ایران، اسماعیل بقایی، سخنگوی دستگاه دیپلماسی کشورمان در واکنش به این اتهامات تاکید کرد که پیشنهاد ایران کاملا متمرکز بر پایان جنگ است و هیچ اشاره‌ای به توقف دایمی یا طولانی‌مدت غنی‌سازی اورانیوم ندارد. او همچنین به تکذیب مفاد گزارش‌های منتشرشده توسط الجزیره پرداخت و اعلام کرد که ایران هیچ‌گاه چنین بندهایی را در پیشنهادات خود نیاورده است.

این درحالی است که از سوی دیگر، رسانه‌های امریکایی و شخص دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری این کشور با انتشار مواضعی متناقض به این طرح ادعایی واکنش نشان داده‌اند. ترامپ در اظهاراتی جنجالی در خصوص این طرح مدعی شد که به‌زودی آن را بررسی خواهد کرد، اما شک دارد که این توافق قابل قبول باشد. او همچنین در مصاحبه‌ای به محاصره دریایی ایران اشاره کرده و آن را «دوستانه» خوانده است! با این همه و در مقطع کنونی به نظر می‌رسد همچنان یکی از چالش‌های اصلی در مسیر اجرایی شدن این پیشنهاد، فقدان اعتماد متقابل بین ایران و ایالات متحده است. در حالی که ایران بر لزوم تضمین امنیت خود و پایان جنگ در منطقه تاکید دارد، طرف امریکایی همچنان به دنبال دریافت تضمین‌های بیشتری از جانب ایران است.

همچنین تغییرات سیاسی و نظامی در منطقه و نگرانی از تحولات آینده، زمینه‌ساز این است که هر دو طرف محتاطانه کنش‌های یکدیگر را رصد کنند. با این حال به باور گروهی از ناظران پیشنهاد ادعایی ایران از منظر استراتژیک اهمیت زیادی دارد. به‌ویژه با توجه به تحولات اخیر در روابط ایران و پاکستان، این طرح می‌تواند گامی موثر در جهت ایجاد ثبات و همکاری‌های اقتصادی و تجاری در منطقه باشد. در این راستا، گشایش مسیر ترانزیتی از پاکستان به ایران می‌تواند به عنوان برگ برنده برای ایران در برابر محاصره اقتصادی و فشارهای بین‌المللی عمل کند.

این گشایش نه تنها به ایران امکان می‌دهد که روابط تجاری خود را با آسیای میانه و قفقاز تقویت کند، بلکه قادر است به عنوان یک کانال جدید برای واردات و صادرات کالا، نیازهای اقتصادی ایران را تامین کند. لذا به نظر می‌رسد پیشنهاد ایران برای پایان جنگ، به‌‌رغم گمانه‌زنی‌های بسیار به وضوح نشان می‌دهد که ایران به دنبال یک راه‌حل سیاسی و دیپلماتیک است که نه‌تنها امنیت ملی‌اش را تضمین کند، بلکه به دنبال تقویت نقش منطقه‌ای خود در خاورمیانه نیز است. از طرف دیگر، توافقات جدید با پاکستان و بازگشایی مسیرهای ترانزیتی، به‌ویژه در شرایط فعلی می‌تواند نشانه‌ای از پویایی و انعطاف‌پذیری ایران در برابر شرایط جدید باشد.

با این حال ظاهرا تنها زمان مشخص خواهد کرد که آیا طرف‌های بین‌المللی آماده‌اند تا چنین توافقی را بپذیرند یا خیر. در همین راستابا هدف ارزیابی مولفه‌های مهم اثرگذار بر روند دیپلماتیک تهران و واشنگتن طی روزهای اخیر و تبادل پیشنهاداتی که از طریق میانجی پاکستانی در جریان است با سید عباس موسوی، معاون دفتر رییس‌جمهوری و دیپلمات پیشین کشورمان گفت‌وگویی انجام شده است. 

مشروح این گفت‌وگو در ادامه می‌آید. 

سیدعباس موسوی، معاون دفتر ریاست‌جمهوری در رابطه با پیشنهادات ادعایی ارایه شده از سوی تهران به‌‌رغم شکاف‌های عمیق میان دو بازیگر و نیز سناریوهای احتمالی ناشی از تداوم این فرآیند گفت: واقعیت این است که در ارتباط با مسائل بین ایران و امریکا باید به چند نکته مهم و کلیدی توجه داشت: نکته اول انباشت مساله‌ها، دوم دیوار بلند بی‌اعتمادی و گزاره سوم نیز پیچیدگی مسائل میان دو بازیگر است. لذا با لحاظ کردن این سه نکته حیاتی و کلیدی اگر بنا بر حل مسائل از طرق دیپلماتیک و مشخصا مذاکره باشد و از سوی دیگر دو‌طرف نیز عزم جدی در راستای اتکا به دیپلماسی و مذاکره داشته باشند، بدیهی است که در کوتاه‌مدت نمی‌توان به راه‌حل موثر، مرضی‌الطرفین و پایدار دست یافت.

این دیپلمات پیشین کشورمان خاطرنشان کرد: به عبارتی نمی‌توان در پاسخی کوتاه موضوع به این مهمی را به خوبی تشریح کرد، اما مشکل دیگری که در این زمینه وجود دارد، این است که طرف مقابل به هر دلیلی به دنبال پاسخی ساده برای سوالی سخت است. پرواضح است این امر با واقعیت‌های جهان دیپلماسی و سیاست سازگار نیست و در ابتدا باید این نکته را برای حریف جا انداخت و او را به این درک رساند. لذا از این منظر می‌توان گفت اگر گام اول پایان جنگ و ایجاد فرصت برای دیپلماسی باشد، بهتر می‌توان به نتایجی واقعی و نه صوری امیدوار بود. لذا در صورت پذیرش این گزاره مهم از سوی طرف مقابل می‌توان امید داشت که روند دیپلماسی در ادامه تقویت شود.

موسوی در ارتباط با تداوم فشارهای ژئوپلیتیک تحمیلی توسط ایالات متحده بر ایران در قالب محاصره دریایی و کشاندن منازعه به دریاها تشریح کرد: واقعیت این است که محاصره دریایی در چارچوب حقوق بین‌الملل یک «اقدام قهری» تلقی می‌شود و لذا بخشی از رویارویی و جنگ است. بنابراین، بر خلاف ادعایی که طرف امریکایی مطرح کرده مبنی بر اینکه آتش‌بس برقرار شده و همچنین در نامه‌ای به کنگره مدعی شده که جنگ با ایران خاتمه یافته، به واقع اقدام خصمانه از طرف امریکا علیه ایران همچنان به‌طور فعال در حال اجراست. در این زمینه نیز سناریوهایی محتمل است، در سناریوی ابتدایی باید گفت که ایران از خویشتنداری دست بکشد و همزمان به اقدام خصمانه امریکا پاسخ متقابل بدهد که در این‌صورت، تشدید تنش محتمل خواهد بود.

موسوی اما در تشریح سناریوی دوم متذکر شد که در موردی دیگر نیز باید توجه داشت که با توجه به حقوق ایران در کنترل تنگه هرمز در شرایط خاص و مشخصا در شرایط جنگی که در آن قرار داریم، تبعات تداوم این وضعیت بر بازارهای انرژی و سایر اقلام ضرری که متوجه کشورهای مختلف است، اراده‌ای برای متقاعد کردن ترامپ جهت دست کشیدن از قلدری و زیاده‌خواهی شکل گرفته و در راستای پیشنهاد مطرح شده از سوی ایران راه برای دیپلماسی هموار شود. به باور موسوی قطعا این سناریو به نفع خود ایالات متحده و همچنین کشورهای منطقه و سایر کشورهای ذی‌نفع جهانی است.

این دیپلمات پیشین کشورمان در ارتباط با گمانه‌زنی‌ها درباره نتایج حاصل از تداوم محاصره برای صادرات نفت ایران توسط واشنگتن و اهرم‌های موجود در دست تهران برای خنثی‌سازی این تبعات خاطرنشان کرد: رویکرد و اهرم جمهوری اسلامی ایران اعمال فشار بر طرف مقابل برای توقف عمل غیرقانونی «راهزنی دریایی» و رفع مزاحمت برای کشتیرانی در آب‌های بین‌المللی از طریق اعمال حق حاکمیتی خود در تنگه هرمز مطابق اصول حقوق بین‌الملل در زمان جنگ است. به باور موسوی متاسفانه دشمن در محاسبات خود در شناخت ایران و جغرافیای ایران همانند تمامی ارزیابی‌های پیشین خود دچار اشتباه استراتژیک است، چرا که ایران کشوری است که با ۱۵ همسایه آبی و خاکی ارتباط دارد که نمی‌توان به راحتی آن را محاصره کرد. این در حالی است که تنگه استراتژیک هرمز آلترناتیو فوری و بلافصل ندارد.

سخنگوی پیشین دستگاه دیپلماسی کشورمان  گفت: به نظر می‌رسد دشمن فراموش کرده که فناوری موشکی و سایر فناوری‌های نظامی و دفاعی کشورمان در زمانی به دست دانشمندان و مهندسان غیور ایرانی ساخته شده که از ۴۷ سال پیش همواره تحت محاصره و تحریم امریکا و شرکای غربی بودیم. بنابراین می‌توانم بگویم مهم‌ترین ابزار ما در مقابله با محاصره غیرقانونی دریایی امریکا، اتکا به توانمندی، تجربه و ذکاوت ایرانی در شکستن زنجیرها و بالندگی در میانه سختی‌هاست، چنانکه همواره این‌گونه بوده است.

معاون دفتر رییس‌جمهوری در ادامه این گفت‌وگو و در ارتباط با روند مدیریت تنگه هرمز توسط ایران آن هم در شرایط خاص و نیز تبعات جهانی‌اش بالاخص بحران انرژی در جهان گفت: اول اینکه توجه داشته باشیم تنگه هرمز را ما نبسته‌ایم، بلکه به‌واسطه جنگ غیرقانونی و ظالمانه امریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشورمان، این آبراه استراتژیک دچار اختلال در آمد و شد کشتی‌ها شده است. بنابراین در سایه اقتدار نیروهای دریایی ما که دهه‌هاست به عنوان نگهبان امنیت و ایمنی دریانوردی در این تنگه واقع در محدوده آب‌های داخلی و آب‌های سرزمینی ایران عمل کرده‌اند، این شاهراه باز و عبور از آن نیز ایمن بوده است.

موسوی در ادامه و در رابطه با رویکرد کشورهای غیرمتحد با ایالات متحده در رابطه با اعمال محاصره دریایی در این تنگه خاطرنشان کرد: جمهوری اسلامی ایران مطابق اصول حقوق بین‌الملل در‌وضعیت جنگی کنونی برای دفاع از امنیت ملی خود محدودیت‌هایی را نسبت به تردد کشتی‌های متعلق یا مرتبط با دشمن اعمال کرده است. بسیاری از کشتی‌های کشورهای دوست و غیرمرتبط با دشمن با مجوز نیروهای مسلح ایران از این تنگه عبور‌ کرده‌اند. بنابراین، شرایط به قبل بر نمی‌گردد ولی اگر بنا باشد با لحاظ شدن شروط تهران شرایط به قبل بازگردد باید عامل برهم زننده شرایط قبل یعنی جنگ و تهدید علیه ایران کاملا رفع شود. به باور موسوی نکته دیگر این است که جامعه جهانی در این مدت متوجه شد و به این درک رسید که جمهوری اسلامی ایران چه کالای ارزشمند و گرانبها و استراتژیک، یعنی« امنیت و ایمنی»را در این آبراه بدون هیچ‌گونه چشمداشت مادی تامین می‌کرده است.

موسوی در ادامه با اشاره به تبعات خروج امارات از اوپک نیز تشریح کرد: واضح است که اکنون نیز جهان متوجه عمق و اهمیت استراتژیک تنگه راهبردی هرمز شده و این یکی از تبعات این جنگ بر معادلات منطقه است.

این دیپلمات پیشین کشورمان در ادامه و در رابطه با رویکرد جریان‌های داخلی ایالات متحده نسبت به عملکرد دونالد ترامپ، رییس‌جمهور این کشور و نیز ایجاد انشقاق و دودستگی ایجاد شده در میان جمهوری‌خواهان به واسطه تجاوز به کشورمان گفت: پرواضح است که ما جنگی را با امریکا شروع نکرده‌ایم. آنها بودند که به همراهی و در حمایت از رژیم صهیونیستی تجاوزات خود را علیه کشورمان و درست در میانه مذاکرات آن هم در شرایطی که ادعا می‌کردند روند به خوبی پیش می‌رود، آغاز کرده‌اند. به گفته موسوی با این همه ایران خواهان پایان عینی و همچنین پایدار جنگ و تضمین عدم تکرار آن است. لذا اینکه در مقطع کنونی حامیان رییس‌جمهور امریکا و نیز مخالفان دموکرات او چگونه باید در مقابل عملکرد رییس‌دولت قانع شوند، مشکل شخص ترامپ و تیم جنگ‌طلب حلقه اطراف او است که البته باید برای افکار عمومی جهان، مردم امریکا و حتی حامیان جمهوری‌خواه خود توضیح دهند که این جنگ غیرضروری را به چه دلیلی آغاز کردند؟ همچنین تشریح کنند که چرا جنایت‌هایی مانند مدرسه میناب و سایر جنایت‌هایی را که در تجاوز چهل روزه علیه کشورمان مرتکب شدند و دستاوردشان از این همه بدنامی و رسوایی حقوقی و اخلاقی چه بود؟ در هر حال، مردم امریکا و افکار عمومی این کشور حق دارند این پرسش را از دولتمردان خود مطرح کرده و دولتمردان نیز باید افکار عمومی را در این زمینه قانع کنند.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات متنی
تبلیغات