۳ راه دشوار اسرائیل در سایه بنبست در پرونده ایران
اسرائیل در مواجهه با بنبست راهبردی در قبال ایران، با گزینههای محدود و پرهزینه روبرو است. هیچ یک از سناریوهای موجود قادر به حذف ایران از معادلات نیستند و عامل زمان به نفع ایران در حال تغییر است.
یک تحلیل سیاسی با اشاره به ناکامی راهبرد نظامی علیه ایران، تأکید میکند که اسرائیل در برابر مجموعهای از گزینههای محدود قرار گرفته که هیچیک به حذف تهدید منجر نمیشود و همگی با هزینهها و پیامدهای فزاینده همراه هستند.
به گزارش ایسنا، روزنامه «الأخبار» در یادداشتی نوشت: اسرائیل با یک بنبست راهبردی در قبال ایران مواجه شده است؛ بنبستی که پس از ناکامی در تحقق هدف اصلی خود، یعنی کشاندن ایالات متحده آمریکا به یک رویارویی تمامعیار با ایران شکل گرفته است.
بر اساس این تحلیل، راهبرد «بنیامین نتانیاهو»، نخستوزیر اسرائیل، تنها بر ورود آمریکا به جنگ محدود نبود، بلکه بر تحقق یک «نبرد نهایی» برای از میان بردن «تهدید» ایران از ریشه استوار بود. این راهبرد همچنین شامل تلاش برای بهرهگیری از ظرفیتهای سیاسی و امنیتی بهمنظور ایجاد بیثباتی داخلی در ایران و تضعیف ساختار حاکمیتی آن بود؛ مسیری که در نهایت به تغییر موازنههای منطقهای به سود تلآویو منجر شود.
با این حال، روند تحولات میدانی و سیاسی برخلاف این محاسبات پیش رفت. هرچند آمریکا در مقاطعی در درگیریها مشارکت داشت، اما در نقطهای که ایران به هدف قرار دادن منابع حیاتی انرژی در منطقه اشاره کرد، از تشدید رویارویی عقبنشینی کرد. این عقبنشینی ناشی از نگرانی از ورود به جنگی گسترده، چندجبههای و نامحدود از نظر زمانی بود که میتوانست هزینههای سنگین نظامی، اقتصادی و راهبردی برای واشنگتن به همراه داشته باشد.
در این میان، جایگاه ژئوپلیتیکی تنگه هرمز بهعنوان یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان، نقش تعیینکنندهای در مهار روند تشدید تنشها ایفا کرد. هرگونه اختلال در این گذرگاه میتواند پیامدهای فوری بر بازارهای جهانی انرژی داشته باشد و همین موضوع بهطور مستقیم سقف تصمیمگیری آمریکا را محدود و در نتیجه، دامنه تحرکات اسرائیل را نیز مقید کرده است.
در سوی دیگر، ایران با وجود تحمل ضربات اولیه که بخشی از توان عملیاتی آن را تحت تأثیر قرار داد، توانست با جذب فشارها و بازسازی تدریجی، مسیر درگیری را به سمت یک الگوی فرسایشی تغییر دهد. این روند نشان داد که کاهش مقطعی برخی توانمندیها لزوماً به معنای تغییر جهت راهبردی نیست، بلکه میتواند مقدمهای برای بازسازی در سطحی پایدارتر باشد.
بر پایه این تحلیل، در شرایط کنونی ۳ سناریوی اصلی پیشروی وضعیت منطقه قرار دارد که هیچیک برای اسرائیل مطلوب نیست.
روزنامه «الأخبار» مینویسد، سناریوی نخست، «فشار ترکیبی» است که شامل حملات محدود نظامی در کنار تداوم و تشدید تحریمها میشود. این گزینه اگرچه بهعنوان راهحلی میانی مطرح است، اما در عمل به ایران فرصت میدهد خود را با شرایط تطبیق داده و حتی فشارها را به عاملی برای یادگیری، بازسازی و تقویت توان داخلی تبدیل کند.
براساس این گزارش، سناریوی دوم، «توافق ناقص» است؛ توافقی که به معنای پذیرش ضمنی محدودیت قدرت آمریکا در تحمیل خواستههای حداکثری خود خواهد بود. چنین توافقی عملاً ایران را از یک هدف برای مهار کامل، به یک بازیگر قابل تعامل در چارچوب موازنه تبدیل میکند. این وضعیت از نگاه تلآویو نگرانکننده است، زیرا میتواند به تثبیت جایگاه ایران، افزایش مشروعیت بینالمللی آن و فراهم شدن فرصت برای بازسازی ظرفیتهایش منجر شود.
سناریوی سوم، تداوم وضعیت موجود یا نبود نتیجه قطعی است. در این حالت، نه جنگی فراگیر شکل میگیرد و نه توافقی نهایی حاصل میشود، بلکه یک وضعیت فرسایشی با شدت پایین تا متوسط ادامه مییابد. هرچند این سناریو از وقوع جنگ گسترده جلوگیری میکند، اما در بلندمدت به ایران امکان میدهد توان نظامی، برنامههای موشکی و حتی برنامه هستهای خود را توسعه داده و حضور منطقهایاش را تقویت کند.
«الأخبار» مینویسد، نکته کلیدی در هر ۳ سناریو، عامل زمان است. هرچه این وضعیت بدون نتیجه نهایی ادامه یابد، ایران فرصت بیشتری برای ترمیم، بازسازی و توسعه توانمندیهای خود خواهد داشت؛ موضوعی که بهطور مستقیم به تعمیق چالشهای امنیتی اسرائیل منجر میشود.
در نهایت، نشریه لبنانی تحلیل تأکید میکند که معادله ذهنی تلآویو در حال تغییر است؛ بهگونهای که پرسش اصلی دیگر «چگونه تهدید ایران بهطور کامل از بین برود» نیست، بلکه به این پرسش تبدیل شده است که «چگونه میتوان این تهدید را مدیریت کرد، بدون آنکه به سطحی غیرقابل کنترل برسد.»؛ تغییری که نشاندهنده محدودیتهای جدی در گزینههای راهبردی این رژیم در شرایط کنونی است.