پایان هفت دهه خویشتنداری نظامی برلین/ رونمایی از بلندپروازانهترین استراتژی دفاعی
تقویت ارتش آلمان نه تنها پاسخی به تهدید روسیه است، بلکه پاسخی بهعدم اطمینان در مورد ایالات متحده نیز هست.
آلمان در حال کنار گذاشتن هفت دهه خویشتنداری نظامی است. هفته گذشته، این کشور از بلندپروازانهترین استراتژی دفاعی خود از سال ۱۹۴۵ رونمایی کرد. این استراتژی، برنامههایی را برای افزایش نیروهای فعال به ۲۶۰ هزار سرباز تا اواسط دهه ۲۰۳۰ و افزایش قدرت نیروهای ذخیره به ۲۰۰ هزار نفر اعلام میکند. هدف اعلام شده، تبدیل شدن به قویترین ارتش متعارف اروپا تا سال ۲۰۳۹ و آمادگی برای مقابله با روسیهای است که به طور فزایندهای تهاجمی شده است.
به گزارش دنیای اقتصاد، «جیسوس مسا» در گزارشی برای نیوزویک نوشت، «نیکول شیلینگ»، معاون بازرس کل نیروهای مسلح آلمان، (بوندسور)، گفت که روند استخدام ۱۰ درصد بیشتر از سرعت سال گذشته است و درخواستها ۲۰ درصد افزایش یافته است. این گسترش در قانون جدید گنجانده شده و در صورتعدم موفقیت در استخدام داوطلبانه، خدمت اجباری به عنوان جایگزین در نظر گرفته میشود. اما داستان پیچیدهتر است. تقویت ارتش آلمان نه تنها پاسخی به تهدید روسیه است، بلکه پاسخی بهعدم اطمینان در مورد ایالات متحده نیز هست.
«بوریس پیستوریوس»، وزیر دفاع آلمان، گفت که دولت رویکردی عملگرایانه در استخدام نیرو اتخاذ میکند. برای اطمینان از کافی بودن پرسنل، متقاضیان بیشتری نسبت به پستهای موجود پذیرفته خواهند شد.
او در یک کنفرانس مطبوعاتی با اعلام این استراتژی با عنوان «مسوولیت برای اروپا» گفت: «ما اجازه رزرو بیش از حد را میدهیم». این گسترش از یک جدول زمانی سه مرحلهای پیروی میکند: الف) یک تقویت سریع تا سال ۲۰۲۹؛ (ب) پس از آن یک مرحله متمرکز بر توانایی تا سال ۲۰۳۵؛ (ج) یک مرحله مبتنی بر فناوری تا سال ۲۰۳۹ و پس از آن. این طرح با هدف افزایش تعداد سربازان فعال ارتش آلمان (بوندسوهر) از ۱۸۵۴۲۰ به ۲۶۰ هزار نفر تا اواسط دهه ۲۰۳۰ اجرا خواهد شد. نیروی ذخیره از تقریبا ۶۰ هزار نیروی ذخیره تعیینشده به حداقل ۲۰۰هزار نفر افزایش خواهد یافت که در مجموع حدود ۴۶۰هزار نیروی آماده به رزم را تشکیل میدهد. این تغییر در تواناییها از اهداف سختافزاری ثابت مانند تعداد تانکها، هواپیماها یا کشتیها فاصله میگیرد.
در عوض، یک مدل برنامهریزی انعطافپذیرتر و مبتنی بر اثرات را اتخاذ میکند. ارتش، قابلیتهای حمله دقیق عمیق، دفاع هوایی در برابر موشکهای مافوق صوت و نیروهای پهپادی گسترشیافته را در اولویت قرار خواهد داد. پیستوریوس گفت: «سوال این نیست که ارتش آلمان به چند گردان نیاز دارد، بلکه سوال این است که چه اثراتی باید ایجاد کند».
منطق رسمی برای این گسترش روشن است. روسیه در حال بازسازی ارتش خود است و میتواند تا سال ۲۰۲۹ تهدیدی جدی برای قلمرو ناتو باشد. برنامهریزان دفاعی آلمان این ارزیابی را بر اساس اطلاعات ناتو و توانایی روسیه در بازسازی نیروها بهرغم تلفات سنگین در طول جنگ اوکراین انجام میدهند.
ویلسون بیور، مشاور ارشد سیاستگذاری بودجه دفاعی و سیاست ناتو در بنیاد هریتیج، گفت: «آلمان، ثروتمندترین و پرجمعیتترین عضو اروپایی ناتو، برای حفظ صلح در اروپا به منظور جلوگیری از تجاوز روسیه ضروری است».
پس از دههها کاهش، مسیر فعلی آلمان به سرعت سطح نیروهای گذشته را بازیابی نمیکند. در سال ۲۰۰۴، این کشور حدود ۲۴۰۰ تانک و ۱۰۰۰ هویتزر داشت. با نرخهای فعلی، بازسازی ذخایر تانک به تنهایی تقریبا چهار دهه طول میکشد. در مقابل، روسیه میتواند موجودی تجهیزات آلمان در سال ۲۰۲۱ را تنها در دو تا هفت ماه بازتولید کند.
مکس برگمن، مدیر برنامه اروپا، روسیه و اوراسیا در مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS)، گفت: «روسیه یک اقتصاد جنگی راهاندازی کرد. صنایع دفاعی آنها اکنون در حال فعالیت هستند. وقتی یک اقتصاد جنگی راهاندازی کنید، خاموش کردن آن دشوار است».
تحلیلی از برگمن و همکارانش در بروگل، یک اندیشکده مستقر در بروکسل، نشان میدهد که روسیه از زمان حمله به اوکراین، تولید سلاح را به شدت افزایش داده است. تولید تانک از حدود ۴۰ عدد در سال در پاییز ۲۰۲۲ به تقریبا ۲۴۰ عدد در سال تا سالهای ۲۰۲۴-۲۰۲۵ افزایش یافته است. تولید توپخانه در سال ۲۰۲۵ به ۳.۴میلیون گلوله هویتزر رسید، حدود ۲۸۵۰۰۰ گلوله در ماه.
در مقابل، آلمان با سرعت کمتری در حال افزایش تولید است. برلین ۱۹۸ تانک لئوپارد «۲A۸» سفارش داده است که تحویل آنها از آوریل ۲۰۲۶ آغاز و تا سال ۲۰۳۰ به طور متوسط حدود ۳۳ تانک در سال خواهد بود. همچنین ۲۲ هویتزر خودکششی «Panzerhaubitze ۲۰۰۰A۴» سفارش داده است که تحویل آنها از ماه مه ۲۰۲۶ آغاز میشود و تقریبا دو تانک در ماه میشود. بخش عمدهای از این تدارکات جایگزین تجهیزات ارسالی به اوکراین یا قطعات یدکی میشود که گسترش خالص را محدود میکند.
تحلیل برگمن نتیجه گرفت: «با سرعت فعلی تدارکات، دههها طول میکشد تا ذخایر نظامی آلمان به سطح سال ۲۰۰۴ برسد. ده سال برای هواپیماهای جنگنده، ۴۰ سال برای تانکها و ۱۰۰ سال برای هویتزرها. در مقایسه، روسیه فقط به چند ماه زمان نیاز دارد تا موجودی ارتش آلمان در سال ۲۰۲۱ را تولید کند».
اما تنها اندازه نیرو، آمادگی آلمان را تعیین نمیکند. دیوید کاتلر، دستیار سابق دبیرکل ناتو در امور اطلاعات و امنیت و پژوهشگر ارشد مرکز تحلیل سیاستهای اروپا، به نیوزویک گفت که چالش دیرینه ارتش آلمان «آمادگی، پایداری و توانمندسازی عملکردها - لجستیک، مهمات، فرماندهی و کنترل - بیش از قدرت نهایی بوده است.» برخی از تحلیلگران قبل از فرض حمله قریبالوقوع روسیه به ناتو، احتیاط را توصیه میکنند.
مارک کانسیان، مشاور ارشد CSIS، در مصاحبه اخیر خود به نیوزویک گفت که بعید است روسیه در کوتاهمدت مستقیما با ناتو مقابله کند. او گفت: «آنها در اوکراین مشغول هستند. اگرچه آنها فکر میکنند که در حال پیروزی هستند، اما به سختی و با هزینهای هنگفت پیروز میشوند. فکر نمیکنم شاهد استفاده از هیچ وسیله کشندهای علیه ناتو باشید.»
به گفته بیور، عضو بنیاد هریتیج، خطر واقعی سالها پس از پایان درگیری در اوکراین پدیدار میشود. او میگوید: «ناتو باید برنامهریزی خود را بر دفاع از سه کشور بالتیک برای بازدارندگی روسیه متمرکز کند.» او افزود: «پس از پایان جنگ در اوکراین، پتانسیل آشکاری برای تجاوز روسیه، به ویژه علیه سه کشور بالتیک، وجود دارد.» تلاش آلمان برای تجدید تسلیحات در بحبوحه تنش فزاینده بین دولت ترامپ و متحدان اروپایی ناتو بر سر هزینههای دفاعی و همکاری نظامی در حال آشکار شدن است.
در ماه آوریل، والاستریت ژورنال گزارش داد که دولت ترامپ در حال بررسی تعطیلی پایگاههای نظامی ایالات متحده در کشورهایی از جمله آلمان و اسپانیا به عنوان مجازاتی برای امتناع آنها از مشارکت نیروها در جنگ ایالات متحده علیه ایران است.
کاتلر گفت که لفاظیهای ترامپ محاسبات امنیتی اروپا را تغییر داده است. او گفت: «پرسش واقعی این نیست که آیا ایالات متحده از ناتو خارج میشود یا خیر. پرسش این است که آیا متحدان همچنان به رهبری ایالات متحده اعتماد دارند یا خیر.» در این زمینه، آلمان به عنوان بخشی از تلاش ناتو برای تقویت بازدارندگی در جبهه شرقی این اتحاد، نقش نظامی خود را در اروپای شرقی گسترش میدهد.
بیور گفت: «استقرار دائمی یک تیپ زرهی توسط آلمان در لیتوانی گامی محکم است و آمریکاییها باید از تلاشهای آلمان برای به عهده گرفتن مسوولیت بیشتر در امنیت جمعی در اروپا استقبال کنند.»