روزنامه انگلیسی دیلی استار بررسی می کند
پیامدهای همه جانبه اشغال عراق از سوی امریکا
روزنامه ی انگلیسی "دیلی استار" در شماره روز شنبه ی خود ، طی گزارشی از عراق، به انتقاد جدی از امریکا به خاطر اشغال آن کشور پرداخته و پیامدهای داخلی، منطقه ای و بین المللی اشغال را مورد بررسی قرار داده است.
به گزارش سرویس بین الملل فرارو ، گزارش به شرح زیر است:
اكنون پنج سال است كه از عمليات آمريكايي "هراس و هيبت" در عراق مي گذرد و ايالات متحده به اندازه هر كسي ديگر هنوز از جنگي كه به نظر مي رسد پاياني ندارد و داراي عواقب فراواني است، در هراس به سر مي برد.
دولت بوش بلافاصله پس از سقوط صدام حسين تمامي سازمان هاي امنيتي عراق از جمله ارتش را از ميان برداشت، تأسيسات زيربنايي كشور را نابود و كشور را اشغال كرد. از نظر بسياري از كارشناسان سياسي، اين كار يك اشتباه راهبردي بود ، مگر آن كه راهبرد "طبقه بندی شده" آمريكا خواستار ايجاد هرج و مرج به منظور توجيه اشغال بلند مدت عراق شده باشد.
جنگ عراق موجب نابودي و مرگ بي سابقه اي به ويژه در ميان مردم عراق شده است. تخمين هاي محافظه كارانه، تعداد تلفات عراقي را كه اكثر آنها غير نظامي هستند، بيش از يك ميليون ذكر مي كنند.
بسياري از اين تلفات ناشي از مناقشات داخلي بوده است. جنگ همچنين به بي ثباتي منطقه كمك كرده است: ميليون ها عراقي در جستجوي پناهگاهي امن از كشور فرار كرده يا در داخل عراق تغيير مكان داده اند.
به گفته رييس جمهور بوش، "اين جنگ، طولاني تر، سخت تر و پرهزينه تر از ميزان پيش بيني شده بوده است." تا كنون بيش از 4000 آمريكايي كشته شده و بيش از 25000 نفر زخمي شده اند. ارقام جديد همچنين نشان دهنده هزينه مالي بالاي جنگ در عراق و افغانستان است.
به علاوه، اين جنگ به دو چالش فرامليتي بزرگ منجر شده است: مهار تروريسم و امنيت تامين نفتي. در عين حال نبايد خطر اشاعه هسته اي را از نظر دور داشت. تروريست ها در خلاء سياسي، يا در كشورهاي ضعيف يا شكست خورده دست به اقدام مي زنند. اين گونه بود كه القاعده در سومالي، سودان و افغانستان ظهور كرد. هدف مسلم تروريسم، كشورهاي توليد كننده نفت و شبكه هاي انتقال نفت است. بي ثباتي به تنهايي موجب جهش قيمت هاي نفتي مي شود حتي اگر در توليد يا حمل و نقل نفت خللي ايجاد نگردد. در موارد حاد، جنگ هاي داخلي از يك كشور به كشوري ديگر سرايت مي كند. قطع توليد نفت عراق براي اقتصاد جهاني آزار دهنده، و قطع توليد كشورهاي ديگر مانند عربستان سعودي يك فاجعه خواهد بود.
فجايع انساني در منطقه داراي اثرات امنيتي عظيمي مي باشد. اوضاع داخل عراق به جنگ طلبان امكان داد تا استحكام بيشتري به عنوان اعضاي حاكم پيدا كنند و عراق را در برابر پذيرش عقايد تروريستي و افراطي مستعدتر سازند. با فرار پناهندگان به كشورهاي همسايه (اردن ميزبان 700 هزار پناهنده است)، شورشيان و تروريست ها به سوي مرزها به حركت در خواهند آمد تا نيروي جديد استخدام كنند و كشورهاي همسايه را بي ثبات سازند. اردن، عربستان سعودي، مراكش و كشورهاي ديگر هم اكنون مورد هدف تروريست ها قرار گرفته اند.
ايران به جاه طلبي خود در عراق براي ايجاد يك دولت شيعي تحقق بخشيده و از طريق حمايت از جناح ها و جنگجويان سياسي شيعي و روابط مذهبي، اعمال نفوذ كرده است. ايران به طور غير مستقيم از طريق تحقير آمريكا، در جاه طلبي هاي منطقه اي و بين المللي تقويت شده است. يك آمريكاي ضعيف تر همچنين فضايي براي ايران ايجاد مي كند كه از دست نشاندگان ملي خود حمايت كند. همه اين عوامل، تلاش براي مهار برنامه هسته اي ايران را پيچيده تر مي كند. ايران مي داند كه داراي قدرت و نفوذ در منطقه است، مي داند كه آمريكا با مشكل روبروست، و مي داند كه مي تواند اوضاع را براي نيروهاي آمريكايي در عراق بدتر كند.
راهبرد بوش در عراق اين است كه از شكست جلوگيري كند و مسئله را به جانشين خود تحويل دهد. در نتيجه، مردم آمريكا به طور فزاينده اي خواستار عقب نشيني سريع حتي با قبول خطر استقرار يك ديكتاتور به جاي هرج و مرج و جنگ داخلي اند كه مي تواند به يك جنگ منطقه اي تبديل شود. بنابراين، واشنگتن بايد يك راهبرد خروجي پايدار تعيين كند.
در حالي كه عقب نشيني نيروهاي آمريكايي موجب تشديد اغتشاش در كوتاه مدت مي شود، ادامه حضور آنها تنش هاي منطقه اي را بيشتر مي كند.
عراقي ها بايد آينده خود را در دست گيرند. همسايگان عراق و جامعه بين المللی بايد اكنون به دنبال يك راه حل سياسي واقعي باشند كه منافع منطقه اي را نيز مد نظر قرار دهد.
سه مسئله مهم موجب نگراني اصلي جمعيت سني عراق است: مشاركت در قدرت سياسي؛ كنترل درآمدهاي نفتي؛ و نقش اسلام در دولت جديد. بايد به اين سه نگراني رسيدگي شود. كردها به طور سيستماتيك كنترل خود را بر كركوك كه سرشار از نفت است افزايش مي دهند كه اين امر موجب بروز مناقشه ديگري با سني ها و شايد با شيعيان شود. ولي اگر كردها به مشاركت در درآمدهاي نفتي موافقت كنند، اين امر مي تواند تسكين يابد.
چيزي كه عراق بدان نياز دارد يك دولت مركزي قوي است كه بتواند منطقه بزرگتر بغداد را اداره كند و از عهده سياست خارجي، دفاعي و توليد نفت برآيد.