ادیان الهی و دانش روانشناسی
به راستی بخشی از دانش روان شناسی جز این است که می بایست اطرافیان و همچنین شرایط آنها را درک کرد؟ آیا چنین علمی غیر از این است که می توان بسیاری از چالش ها و تنش ها را با احترام متقابل و محبت حل نمود؟ ضمن اینکه ادیان الهی همواره امید را به انسان یادآور می شود و جالب اینکه دانش روان شناسی نیز چنین رویکردی دارد.
فرارو- وحید محمود قره باغ؛ بی تردید انسان مجموعهای از جسم و روان است و طبیعتا انسان سالم در گرو روان و جسمی سالم است و در واقع این دو مکمل یکدیگرند و سلامتی هر یک بدون در نظر گرفتن مورد دیگر امکان نخواهد داشت. در حقیقت و همچنان که بیماریهای جسمی در طول زمان به چالشهای روانی و حتی اختلالات افسردگی و اضطراب منجر میشود، برعکس مشکلات و ناهنجاریهای روانی نیز مسائل جسمی را به همراه خواهد داشت. پر واضح است که دانش برای زندگی بهتر انسان است و در این بین علم روانشناسی جایگاه خاص خود را دارد. این دانش باعث افزایش خودآگاهی، بهبود سلامت روان، تقویت روابط بین فردی، افزایش بهره وری، مدیریت تنش و اضطراب، حل مشکلات و البته تصمیمگیری بهتر میشود. همچنین این علم به درک بهتر رفتار انسان و انگیزههای او کمک کرده و میتواند به شناختی در جهت پیشگیری از چالشها، مشکلات و البته بیماریها بیانجامد.
از سویی و با وجود اینکه برخی افراد و حتی طیفی از دانشمندان (در طول تاریخ و اکنون) و نظریات بیانگر این هستند که ادیان در تضاد با دانش و علوم است، با گذری بر حقایق هر دو حوزه میتوان دریافت که نه تنها در مقابل هم قرار نگرفته بلکه تاییدکننده یکدیگر نیز هستند چرا که اگر چنین نبود اساس این هستی زیر سوال میرفت.
از جانبی و با نگاهی گذرا بر زندگی و برخورد نمایندگان الهی در طول تاریخ میتوان دریافت که آنها به معنی واقعی کلمه یک استاد روانشناسی بودهاند. به راستی بخشی از دانش روانشناسی جز این است که میبایست اطرافیان و همچنین شرایط آنها را درک کرد؟ آیا چنین علمی غیر از این است که میتوان بسیاری از چالشها و تنشها را با احترام متقابل و محبت حل نمود؟
ضمن اینکه ادیان الهی همواره امید را به انسان یادآور میشود و جالب اینکه دانش روانشناسی نیز چنین رویکردی دارد. در همین عصر نیز افرادی که با معنویات همنشین هستند به مراتب تنشها و مشکلات کمتری را در زندگی شخصی، شغلی و در بستر جامعه تجربه میکنند مگر اینکه مقوله امتحان الهی در بین باشد.
برخی از مشکلاتی که به ظاهر ریشه مادی دارند میتواند با کمی مهر و توجه کم رنگ شده و حتی از بین برود. مشکلات زناشویی افرادی که با وجود رفاه مادی از هم جدا شده و سرنوشت جالبی نداشتهاند تاییدی بر این مهم است. بسیاری از انحرافات در زمینههای گوناگون نتیجه نبود محبت در فضای مجموعههایی چون خانواده است.
برخی از افراد از چنان لحن، القابی و طرز رفتاری در فضای خانه و کار استفاده میکنند که هیچ نشانهای از احترام و توجه بهشان انسانی در آن وجود ندارد. فراموش نکنیم بسیاری از مشکلات و مسائل به وجود آمده در زندگی آتی انسانها ریشه در همین موضوعات دارد. سر منشا قدرت کائنات حتی صریحا در کتب آسمانی روشهای روانشناسی را بیان کرده است تا بدانجا که به نمایندگان خاص خود و مومنین یادآور میشود که حتی با مستکبران و کسانی با دین و حیات مومنین در جدل و جنگند، در ابتدا با زبانی خوش و با احترام برخورد کنند.
موضوع دیگر مساله بخشش و صلح (البته با شرایط منطقی آن) با انسانها و اطرافیان است که هر دو حوزه دین و دانش بر آن تاکید دارند. دین به انسان توصیه میکند تا اگر پیشنهاد و یا انتقادی به موضوعی دارد آن را به طرز لطیف، غیر مستقیم و در چارچوب ادب مطرح کند؛ دانش روانشناسی نیز چنین دیدگاهی دارد. در حقیقت همچنان که دین برون رفتی از بحرانهای فردی و اجتماعی است، دانش روانشناسی نیز همین مسیر را پی میگیرد.
روانشناسی باعث میشود تا انسان احاطه بیشتری به افکار و احساسات یافته و همچنین نقاط قوت و ضعف خود را شناسایی کند؛ دانشی که برای مدیریت افسردگی کمک شایانی میکند. این دانش انسان را قادر میسازد تا با کنار گذاشتن نگرشهای محدود کننده به رشد شخصی برسد و دید عمیقی نسبت به زندگی داشته باشد.
روانشناسی، راهکارها و البته ایدههایی مناسب برای زندگی ارائه میدهد که در نهایت زندگی دلخواه را به ارمغان خواهد داشت. در حوزه روابط اجتماعی نیز روانشناسی به فرد کمک میکند تا با تقویت مهارتهای ارتباطی، روابط سالمتر و پایدارتر با اطرافیان خصوصا خانواده و همکاران داشته و در نهایت با درک بهتر جهانهای اطراف، به افزایش کارایی و بهره وری منجر میشود.
از بعدی دیگر روانشناسی کاربردی، شاخهای از روانشناسی است که اصول و همچنین یافتههای این حوزه را برای حل مسائل واقعی در زندگی عادی و روزمره و البته زمینههای مختلف همچون بهداشت روان، صنعت، آموزش و قانون به کار میگیرد. این طیف از روانشناسی با بهره گیری از پژوهشها و دانش عملی، به دنبال یافتن راهکار و راه حلهایی برای مشکلات رفتاری، عاطفی و ذهنی انسان است.
گفتنی است با وجود اینکه برخی افراد، روانشناسی پایه و کاربردی را مشابه میدانند ولی روانشناسی پایه در حیطه مطالعات نظری و پژوهشهای بنیادی است و در آن سوی موضوع، هدف روانشناسی کاربردی بهبود سلامت روان، کیفیت زندگی و حل مشکلات انسانها و حتی دیگر مقولههایی مانند جهان حیوانات است.
این حوزه از روانشناسی در زمینههای مختلفی همچون روانشناسی بالینی و مشاوره در غلبه بر اختلالات روانی، روانشناسی صنعتی و سازمانی در قالب بهبود عملکرد در محیط کار و ارگونومی، روانشناسی آموزشگاهی در قالب کمک به دانش آموزان و دانشجویان برای یادگیری و حل مشکلات آموزشی متمرکز است. همچنین روانشناسی قانونی در مسائل قضایی، حقوقی و بهینهسازی طراحی محصولات و سیستمها برای استفاده آسانتر و همچنین کمک به ورزشکاران برای افزایش عملکرد و سلامت روان است.