الاخبار بررسی کرد:
«مسیر بدون خروج» ترامپ در ایران
بنابر اعلام یک رسانه عربزبان به نقل از کارشناس مسائل جنگ الکترونیک و اطلاعات نظامی، آمریکا در حالی وارد رویارویی با ایران شد که نه اهداف روشنی برای این جنگ تعریف کرده بود و نه برآورد دقیقی از پیامدهای آن داشت. اگر آمریکا نتواند اهداف خود را در این جنگ محقق کند، بهطور کامل اعتبار خود را از دست خواهد داد.
روزنامه لبنانی الاخبار در یادداشتی درباره تحولات اخیر در پرونده آمریکا و ایران نوشت: پس از شکست دور نخست مذاکرات میان ایران و آمریکا در اسلامآباد، واشنگتن بهمنظور افزایش فشار بر تهران، اقدام به اعمال محاصره بر بنادر ایران در خلیج فارس و دریای عمان کرد. این اقدام در چارچوب تلاش برای تحمیل شروطی صورت گرفت که از دید ایران غیرقابل قبول تلقی میشود. در همین حال، شواهد نشان میدهد که همکاری نظامی مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی که از ۲۸ فوریه آغاز شد، بر پایه محاسباتی شکل گرفت که بعدها نادرست بودن آنها آشکار گردید.
بر اساس گزارشهای منتشر شده، این همکاری نتیجه تأثیرگذاری مستقیم «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر اسرائیل بر «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا بود و در جریان دیدارهای محرمانه میان این دو، رئیسجمهور آمریکا متقاعد شد که تغییر نظام در ایران از طریق فروپاشی ساختار قدرت و تضعیف توان موشکی این کشور، اهدافی دستیافتنی هستند. نتانیاهو در استدلال خود مدعی شده بود که ایران قادر به بستن تنگه هرمز یا وارد کردن ضربات جدی به منافع آمریکا در منطقه نیست؛ برآوردی که بعدها از سوی کارشناسان بهشدت مورد تردید قرار گرفت.
«آلن شویه» رئیس پیشین دستگاه اطلاعات امنیتی در اداره کل امنیت خارجی فرانسه در اینباره تأکید میکند که از همان ابتدا محاسبه نسبت سود به ریسک در این جنگ اشتباه بوده است.
او یادآور میشود که تمامی نهادهای اطلاعاتی و نظامی آمریکا به دونالد ترامپ هشدار داده بودند که ورود به چنین جنگی به معنای حرکت بهسوی یک «فاجعه» است، اما رئیسجمهور وقت آمریکا به این هشدارها توجهی نکرد. به گفته او، ترامپ حتی گزارشهای ارائهشده از سوی دستگاههای اطلاعاتی و فرماندهی نظامی را نیز مطالعه نمیکرد.
به گفته شویه، در مقابل، ایران خود را برای چنین مواجههای آماده کرده بود. ارتش ایران با وجود برخورداری از تجهیزات قدیمی، بهجای تکیه بر جنگ کلاسیک، برای یک جنگ فرسایشی آماده شده بود.
او تأکید میکند که ایران کشوری با جمعیتی حدود ۹۰ میلیون نفر و وسعت جغرافیایی قابل توجه است و هر نیرویی که بخواهد وارد این کشور شود، با چالشهای بسیار بزرگی روبهرو خواهد شد.
ایران نه عراق است و نه سومالی و سوریه
به گفته وی، ایران نه عراق است، نه سومالی و نه حتی سوریه، بلکه کشوری است که توانایی وارد کردن خسارات سنگین به هر مهاجمی را دارد؛ خساراتی که افکار عمومی در آمریکا و سرزمینهای اشغالی تحمل آن را نخواهند داشت.
در همین راستا، «اولیویه دوگاردن» کارشناس مسائل جنگ الکترونیک و اطلاعات نظامی نیز به مجموعهای از مشکلات عملیاتی اشاره میکند که آمریکا در این جنگ با آن مواجه شده است.
او توضیح میدهد که آمریکا با کمبود اهداف مشروع برای حمله روبهرو بوده و در نتیجه، گزینههایی مانند پالایشگاههای نفت یا نیروگاههای برق مطرح شدهاند که خود تبعات گستردهای دارند. علاوه بر این، مصرف گسترده مهمات، فرسایش تجهیزات نظامی و دشواریهای مربوط به نگهداری و عملیات هواپیماها، از دیگر چالشهایی هستند که ادامه این جنگ را برای آمریکا دشوار کردهاند.
دوگاردن تأکید میکند که آمریکا اهدافی برای خود تعریف کرده که از طریق عملیات هوایی قابل دستیابی نیستند.
به گفته او، تحقق چنین اهدافی نیازمند عملیات زمینی گسترده است که به حضور صدها هزار نیروی نظامی نیاز دارد؛ امری که نه از نظر نظامی و نه از نظر سیاسی بهسادگی امکانپذیر نیست.
علاوه بر این وضعیت فعلی بهطور مستقیم بر آمریکا تأثیر گذاشته است. افزایش قیمت سوخت و فشار اقتصادی بر شهروندان آمریکایی، یکی از پیامدهای این جنگ است. شویه در اینباره میگوید که شهروند آمریکایی زمانی که با افزایش قیمت سوخت مواجه میشود، دیگر از چنین جنگی حمایت نخواهد کرد.
به اعتقاد او، اگر آمریکا نتواند اهداف خود را در این جنگ محقق کند—اهدافی که اساساً تعریف روشنی ندارند—بهطور کامل اعتبار خود را از دست خواهد داد.
وی مسیر انتخابشده توسط ترامپ را «مسیر بدون خروج» توصیف میکند و معتقد است که آمریکا و اسرائیل در بسیاری از جبهههای روابط بینالمللی خود در حال شکست هستند.
در مقابل، برخی تحلیلگران بر این باورند که این جنگ به نفع روسیه تمام شده است. دافید تورترِی، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه اوراسیا، توضیح میدهد که درگیری با ایران موجب کاهش ذخایر موشکی آمریکا و رژیم صهیونیستی شده و حتی بر توانایی آنها برای حمایت از اوکراین تأثیر گذاشته است.
او همچنین به افزایش درآمدهای روسیه از محل صادرات نفت، گاز و سایر منابع اشاره میکند و معتقد است که این وضعیت به مسکو امکان میدهد تا در انتخاب شرکای خود دست بالاتری داشته باشد.
تورترِی همچنین به تأثیر این تحولات بر افکار عمومی روسیه اشاره میکند. به گفته او، بخشی از جامعه روسیه خواستار اتخاذ موضعی قاطعتر در قبال غرب است و تحولات اخیر، این گرایش را تقویت کرده است.
این رسانه در پایان آورده است: در مجموع، آنچه از این تحولات برمیآید، نشاندهنده ورود آمریکا به جنگی است که نه اهداف آن بهدرستی تعریف شده و نه ابزارهای لازم برای دستیابی به آن فراهم است. این وضعیت، علاوه بر افزایش هزینههای نظامی و اقتصادی، میتواند پیامدهای بلندمدتی برای جایگاه آمریکا در نظام بینالملل به همراه داشته باشد و موازنه قدرت را به نفع بازیگران دیگر تغییر دهد.