زیدآبادی: اکنون زمان اختلافنظر نیست، وقت عبور از تهدید وجودی ایران است
احمد زیدآبادی در یادداشتی با تأکید بر اینکه هدف اصلی جنگ اخیر، بیثباتسازی جامعه ایران بوده، هشدار داد که فروپاشی نظم اجتماعی بزرگترین تهدید برای یک کشور است و در عین حال، ناکامی این سناریو را نتیجه ایستادگی مردم و انسجام ساختار تصمیمگیری دانست.
احمد زیدآبادی، تحلیلگر سیاسی، در یادداشتی در کانال تلگرامیاش نوشت:
«در جریان جنگ ویرانگر اخیر آنچه مرا به واقع تا حد بند آمدن نفس مضطرب و نگران میکرد، خود جنگ نبود، بلکه ترس از احتمال فروپاشیدن نظم و ثبات جامعه بر اثر هدف پشت پردهی جنگ بود!
این نکته برای من اظهرالشمس بود که دولت نتانیاهو جنگ را به قصد بیثباتسازی کامل و طولانی جامعهی ایران آغاز کرده و این توطئهی ننگین را تحت پوشش و نام «تغییر رژیم» به دولت ترامپ و بخشی از اصطلاحاً اپوزیسیون خارج از کشور فروخته است.
فروپاشی نظم و ثبات یک جامعه بزرگترین و هولناکترین بلایی است که یک ملت ممکن است به آن دچار شود. این بلا از یک طاعون فراگیر هم خطرناکتر و پرعذابتر است و تمام جلوههای زندگی را نابود و مضمحل میکند.
درست به همین دلیل از ابتدای مدنیت بشر تاکنون، ایجاد و حفظ نظم و ثبات اجتماعی و جلوگیری از فروپاشی آن، اولویت بیچون و چرای عموم حکما و فلاسفهی سیاسی و حاکمان بخرّد و دانا بوده است.
هیچ ارزش انسانی و فضیلت اجتماعی بالاتر از حفظ نظم و ثبات اجتماعی در غیاب یک نیروی منسجم و قاهر و کارآمد و توانا به اعادهی سریع نظم وجود ندارد. هر که این اصل اساسی را با تمام قوت و اهمیتش درک نکند، شایستگی هیچ سطح از کنشگری سیاسی ندارد. چنین کسی حتی اگر علامهی دهر نیز باشد، از نقطهنظر سیاسی عقایدش پشیزی ارزش ندارد.
دولت نتانیاهو دقیقاً از همگسیختی نظم جامعهی ایرانی را در جنگ اخیر دنبال میکرد و تمام تمهیدات آن را از پیش فراهم کرده بود.
به نظرم ناکامی آن در دستیابی به این هدف، یک معجزه بود که در برابر چشم ما اتفاق افتاد! مردمی که او تصور همراهی آنان در این سناریوی شیطانی را داشت با آن همراهی نکردند. دولت و نهادهای آن، در استمرار خدمات عمومی از خود زحمت و کارآمدی بالایی نشان دادند و سایر نهادهای از جمله نظامیان نیز عزم و ایستادگی کمسابقهای از خود به نمایش گذاشتند.
در این میان، دولت ترامپ نیز در یک مرحله از جنگ، با توطئهی نتانیاهو همراهی نکرد و آن را به حال منافع بلندمدت خود در منطقه مفید ندانست.
در مجموع توطئه، خنثی و جنگ متوقف شد، با این حال راستگرایان افراطی حاکم بر اسرائیل هنوز از اجرای این نقشه منصرف نشدهاند. دقیقاً همین موضوع، مذاکرات اسلامآباد را بسیار مهم و حساس میکند.
در حالی که گمان میرفت با ترور رهبران نظامی و سیاسی کشور، زنجیرهی تصمیمگیری در کشور از هم گسسته است، خوشبختانه مذاکرات اسلامآباد نشان داد که حلقهای از تصمیمگیران برای عبور از این بحران و تهدید وجودی ایران، همچنان انسجام خود را حفظ کردهاند و قادرند تصمیمات بسیار سخت و دشوار بگیرند.
اینکه این تصمیمگیران که هستند و چه کارنامهای دارند در شرایط کنونی کمترین اهمیتی ندارد. آنچه از هر جهت مهم است توانایی عملی آنها برای خنثیسازی توطئهی فروپاشی اجتماعی ایران با توجه به همهی واقعیتهای دشوار روی زمین است. هر چهره و مقامی که دغدغهاش حفظ موجودیت ایران و توانا به این کار باشد، باید به او خیرمقدم گفت. هیچ ملاحظهی دیگری در این شرایط ارزش جداسری و مخالفت ندارد.
ما ایرانیها عقاید مختلف و گرایشهای متفاوت و منافع مغایری با یکدیگر داریم اما وقت برای بحث و جدل بر سر آنها بسیار است. اکنون تمرکز باید برای عبور از تهدید وجودی و خنثیسازی توطئهی راست وحشی حاکم بر اسرائیل باشد.
امیدوارم تیم مذاکرهکننده اهمیت حیاتی و تاریخی این نکته را دریابد و بدون هرگونه تردید و دودلی از اتخاذ تصمیمات دردناک اما تاریخساز و رهاییبخش ذرهای نهراسد.
خداوندا! لطف و رحمتت را از مردم و کشور ما دریغ مدار!»