پشت پنجرههای بسته؛ روایتی از تنهایی سالمندان در سایه جنگ
جنگ برای بسیاری از سالمندان، نه فقط صدای انفجار و خبرهای نگرانکننده، بلکه بههمریختن همان نظم ساده و آشنای زندگی روزمره است؛ یک خرید مختصر، گرفتن دارو، دیدن فرزندان و نوهها یا حتی شنیدن صدای آدمها در خانه، نظمی که با آن روزگار میگذرانند در سایه جنگ به هم میریزد و دیوار تنهایی را برای آنان بلندتر میکند.
۴۰ روز جنگ و حالا ۲ هفته آتشبس؛ روایت سالمندان از این دوران پرالتهاب مروری بر تنهایی هایی آنها است، روایت دلهره های بی امان، خانههایی که خلوتتر شدهاند و روزهایی که میان نگرانی، انتظار و تنهایی میگذرند، روایتهایی شبیه آنچه زینت خانم، احمد آقا، زهرا خانم و فاطمه خانم از روزهای جنگ تعریف میکنند.
به گزارش ایرنا؛ زینت خانم ۷۵ سال دارد، از وقتی که صدای انفجارها شروع شده، پردههای خانهاش را کنار زده است، با لبخند میگوید ترجیح می دهد آسمان را از دست ندهد و اگر چیزی ( جنگنده) بیاید، میخواهم ببینم چون تاریکی یا ندیدن گاه نگران کننده تر است.
تنها زندگی می کند، روزهایش تکراری شده، صبح رادیو، ظهر تلویزیون، شب دوباره رادیو. نه فقط برای دنبالکردن اخبار برای اینکه خانه در سکوت نباشد.
این تنهایی ها، تنها روایت زندگی زینت نیست، سالمندان دیگری هم در چنین روزهایی، میان ترس، تنهایی و بیصدایی زندگی میکنند، برای سالمندان، بحران فقط مربوط به جنگ نیست بلکه به چیزهایی است که در ظاهر کوچکند اما زندگی را مختل میکنند مثلا توان دویدن، احمد آقا ۸۰ ساله است، زانوهایش اجازه نمیدهد سریع حرکت کند هر بار صدای جنگنده ها در ارتفاع پایین میآید، میداند باید به زیرزمین برود، اما نمیتواند و همسایههایی که روزهای اول کمک میکردند، حالا کمتر سر می زنند.
داروهایش دیر به دستش میرسد، مسیرهای طولانی، گاهی نبود تاکسی و اتوبوس و هزینه بالا همه دست به دست هم دادهاند تا کار سادهای مثل گرفتن یک نسخه به یک دغدغه بزرگ تبدیل شود.
کارهای کوچک روزانه همانند خرید نان، مراجعه به پزشک، حتی جابجایی کوتاه برای بسیاری از سالمندان در شرایط بحران، به یک مانع واقعی بدل میشود.
دیدارهای حضوری هم کم شدهاند، خیابانها خلوت و رفتوآمدها دشوارتر، بسیاری از سالمندان که زندگیشان قبل از هر چیز بر ارتباط اجتماعی و حضور دیگران بنا شده بود، اکنون روزهای طولانی را در تنهایی میگذرانند.
تنهایی در شرایط بحران فقط "نبود دیگران" نیست بلکه "نبود اطمینان" هم هست، بی خبری از فرزند و نبود نشانهای از سلامت عزیزان، این تنهایی سنگینتر از سکوت است.
جنگ، ترس، اضطراب و خاطراتی که دوباره زنده میشوند
فاطمه خانم میگوید: این صداها مرا برمیگرداند به سالها قبل، فکر میکردم آن روزها برای همیشه تمام شده است اما جنگ دوباره و دوباره تکرار شد.
او که اکنون ۷۳ ساله است جنگ ایران و عراق را به یاد دارد، آن موقع جوان بود، می توانست فرار کند، کار کند، مقاومت کند، الان هم پیر شده است و هم مدل جنگ فرق دارد، آن موقع میدانستیم دشمن کجاست حالا نمیدانیم از کجا میآید.
وی ادامه می دهد با هر صدای بلندی قلبش میایستد، شبها خواب ندارد، رادیو را خاموش نمیکند، میترسد اگر خبری باشد ندانسته بماند.
سالمندانی که بحرانها یا جنگهای قبلی را تجربه کرده اغلب با ۲ فشار همزمان روبهرو هستند، خاطرات قدیمی که دوباره زنده میشوند، و ترسهای جدیدی که هر روز بر زندگی سایه میاندازند، اینها را می توان از صحبت های فاطمه خانم و سالمندان دیگر شنید.
بعضیها برای دورکردن ترس، بهطور پیوسته اخبار را دنبال میکنند اما همین خبرزدگی، خودش به یک منبع اضطراب تبدیل میشود؛ ترس در زندگی سالمندان فقط از "اتفاق بزرگ" نیست؛ از صداهای ناگهانی، خاموشیها، در زدنهای بیموقع و حتی دیر جوابدادن تلفن عزیزان است.
در این شرایط برخی سالمندان مانند زنانی که تنها زندگی می کنند بیشتر در معرض آسیب هستتد، سالمندانی با درآمد بسیار کم ،کسانی که سواد خواندن پیامها و یا استفاده از تلفن همراه را ندارند، هر یک از این ویژگیها یک لایه آسیبپذیری است و وقتی چند لایه روی هم قرار میگیرد بحران برای این گروهها سنگینتر و پیچیدهتر میشود.
در چنین شرایطی باید گفت فقط، سالمندان چه میخواهند؟ چه لازم دارند؟ چه چیزی باعث میشود احساس امنیت بیشتری کنند؟ کمکهای مادی مهم است، اما کافی نیست.
بیش از همه، سالمندان نیاز دارند دیده شوند، شنیده شوند و کسی از حالشان بپرسد، گاهی آرامش از همین جا شروع میشود؛ از پرسیدن یک جمله ساده «حالت چطور است»؟
سالمندان و تعدد آسیبپذیریها
پروین زمانی، جامعهشناس و پژوهشگر اجتماعی در این خصوص به ایرنا گفت: تجربههای روزمرهای که در این روایتها دیده میشود فقط داستان چند فرد نیست، از نگاه جامعهشناسی، سالمندان در شرایط بحرانی با مجموعهای از آسیب پذیریهای همزمان روبهرو میشوند که یکدیگر را تقویت میکنند.
به گفته وی نخستین عامل، محدودیت جسمی و حرکتی است؛ بسیاری از سالمندان برای کارهای روزمره مانند خرید، مراجعه به پزشک یا تهیه دارو به کمک دیگران نیاز دارند و در شرایطی که بیرون رفتن دشوار یا پراضطراب میشود همین وابستگی ساده میتواند به نوعی «محصور شدن در خانه» تبدیل شود.
زمانی عامل دوم را انزوای اجتماعی بیان کرد و افزود: بخشی از سالمندان تنها زندگی میکنند و فرزندانشان در شهر یا حتی کشور دیگری هستند که در شرایط عادی، تماسهای تلفنی و رفتوآمدهای گاهبهگاه این فاصله را قابل تحمل میکند، اما در موقعیتهای بحرانی، قطع ارتباط یا دشواری رفتوآمد میتواند احساس تنهایی را عمیقتر نماید.
به گفته این جامعهشناس، محدودیت اقتصادی نیز یکی دیگر از عوامل مهم است، بسیاری از سالمندان با درآمد ثابت و محدود زندگی میکنند و در شرایط ناپایدار، افزایش هزینهها یا دشوار شدن دسترسی به خدمات درمانی و دارو فشار بیشتری بر آنها وارد میکند.
زمانی با اشاره به شکاف دیجیتال تصریح کرد: بسیاری از سالمندان نمیتوانند از اینترنت، نرم افزار یا سامانه های برخط استفاده کنند و در شرایط جنگ که اطلاعات عمدتا از طریق سکو و کانالهای فضای مجازی منتشر میشود از جریان اطلاعات جدا میمانند، نمیدانند کجا امن یا خطرناک است و از چه کسی میتوانند کمک بگیرند.
وی یادآور شد: برای نسلی که پیشتر نیز جنگ یا بحرانهای مشابه را تجربه کرده، هر صدای نگرانکننده یا هر خبر نامطمئن میتواند خاطرات قدیمی را فعال کند که در چنین حالتی، اضطراب فقط مربوط به امروز نیست، بلکه با تجربههای حلنشده گذشته پیوند میخورد و این عوامل زمانی شدیدتر میشوند که در کنار هم قرار بگیرند.
زمانی تاکید کرد: جامعهشناسان از این وضعیت با عنوان «تقاطع شکنندگیها» یاد میکنند؛ یعنی جایی که چند عامل آسیبپذیری همزمان بر یک فرد اثر میگذارند برای مثال، یک زن سالمند که تنها زندگی میکند، درآمد محدود و دسترسی کمی به شبکههای حمایتی دارد با مجموعهای از محدودیتها روبهروست که هر کدام دیگری را تشدید میکند.
این جامعهشناس بیان کرد: اگرچه بسیاری از این مسائل ساختاری هستند اما برخی اقدامات ساده میتوانند فشار بر سالمندان را کاهش دهند.
اقدامات ساده اما مهم برای آرامش سالمندان
به گفته زمانی، در سطح خانواده، تماس منظم و کوتاه روزانه با سالمندان میتواند احساس امنیت ایجاد کند همچنین هماهنگی با همسایهها برای سر زدن گاهبهگاه به سالمندان تنها، نقش مهمی در کاهش اضطراب آنها دارد.
وی با بیان اینکه در سطح محله نیز شبکههای کوچک همسایگی میتوانند بسیار موثر باشند اظهار داشت: گروههایی می توانند خریدهای ضروری یا تهیه دارو را برای سالمندان انجام دهند یا دستکم روزی یکبار از وضعیت آنها باخبر شوند.
زمانی با اشاره به نقش خدمات اجتماعی گفت: دسترسی ساده به اطلاعات و خدمات اهمیت زیادی دارد؛ اطلاع رسانی روشن و قابل فهم، خطوط تلفن برای راهنمایی سالمندان و تیمهای سیار برای ارائه خدمات درمانی اولیه، از بسیاری مشکلات پیشگیری خواهد کرد.
به گفته وی، تجربه نشان میدهد در چنین شرایطی گاهی کوچکترین اشکال حمایت اجتماعی،یک تماس تلفنی، یک سر زدن کوتاه یا کمک در خرید روزانه، میتواند تفاوت بزرگی در کیفیت زندگی سالمندان ایجاد کند.
وقتی نظم زندگی به هم میریزد
معصومه زارعی دیگر جامعهشناس لرستانی معتقد است یکی از پیامدهای کمتر دیدهشده بحرانها برای سالمندان، از دست رفتن «قابلیت پیشبینی زندگی روزمره» است.
به گفته وی بسیاری از سالمندان زندگی خود را بر پایه نظمهای تکرارشونده بنا میکنند؛ ساعت مشخص برای بیرون رفتن، خرید، دیدار با دوستان یا مراجعه به پزشک دارند و وقتی بحران یا جنگ، این نظم را مختل میکند، چارچوبی که فرد بر اساس آن زندگی خود را مدیریت میکرد، ناگهان فرو میریزد و احساس بیثباتی و ناامنی روانی افزایش مییابد.
زارعی با اشاره به کاهش شبکههای حمایتی گفت: در شرایط بحرانی، بسیاری از روابط اجتماعی که در زمان عادی نقش پشتیبان دارند، از دیدارهای خانوادگی گرفته تا ارتباط با همسایهها کمرنگ میشوند و با توجه به اینکه سالمندان پیش از این نیز شبکه اجتماعی محدودتری نسبت به گروههای سنی دیگر دارند، بیشتر در معرض انزوای ناخواسته قرار میگیرند و همین موضوع میتواند احساس بیپناهی را تشدید کند.
به گفته این پژوهشگر اجتماعی، یکی دیگر از ابعاد مهم بحران برای سالمندان، تغییر جایگاه اجتماعی و احساس استقلال آنهاست؛ بسیاری از سالمندان تلاش میکنند تا حد امکان زندگی مستقلی داشته باشند، اما شرایط ناپایدار اقتصادی یا محدودیتهای ناشی از بحران ممکن است آنها را ناچار کند بیش از گذشته به فرزندان یا اطرافیان وابسته شوند که این وابستگی ناخواسته گاه با احساس از دست دادن کنترل بر زندگی همراه میشود.
زارعی تاکید کرد: سالمندان در سیاستگذاریهای بحران، اغلب بهعنوان یک گروه همگن دیده میشوند، در حالیکه واقعیت بسیار متنوعتر است، تفاوت در وضعیت اقتصادی، محل زندگی، میزان دسترسی به خدمات و شبکههای حمایتی باعث میشود تجربه سالمندان از یک بحران یکسان نباشد.
وی افزود: بنابراین هر برنامه حمایتی موثر باید این تفاوتها را در نظر بگیرد و راهکارهایی متناسب با شرایط متنوع سالمندان ارائه دهد.