ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۳۳۲۲

هاشمی طبا: اعلام «محاصره دریایی» در حقیقت نشانه‌ای از عقب‌نشینی است

هاشمی طبا: اعلام «محاصره دریایی» در حقیقت نشانه‌ای از عقب‌نشینی است

با اعلام ناکامی ژست مذاکره از سوی آمریکا، رئیس‌جمهور آن کشور در پاسخ به اینکه اکنون چه خواهند کرد، «محاصره دریایی» را مطرح کرد. وزیر جنگ هم در سخنانی همراه با ذکر نام مجعولی از «خلیج فارس»، تلاش کرد دل برخی کشورهای عربی منطقه را، به‌عنوان پاداش مشارکتشان در جنگ و بوسه‌هایشان، به دست آورد.

تبلیغات
تبلیغات

سید مصطفی هاشمی طبا در شرق نوشت: هفته قبل، پس از بازنشر نوشته وزیر امور خارجه کشورمان درباره مبنا قرارگرفتن نظرات 10گانه ایران در مذاکرات اسلام‌آباد پاکستان توسط رئیس‌جمهور آمریکا  -علی‌رغم اصل معروف «آزموده را آزمودن خطاست»- اندکی امید می‌رفت که شاید این‌ بار عقل‌گریز روز بر سر عقل آمده باشد و کورسویی از توافق میان ایران و آمریکا پدیدار شد. اما درست پیش از آغاز مذاکرات، چرخش همیشگی آنان این‌ بار از زبان سخنگوی کاخ سفید ظاهر شد. نتیجه آن شد که معاون رئیس‌جمهور آمریکا در اسلام‌آباد نقش تسلیم‌گر را بر عهده گرفت تا آنچه را در تجاوز نظامی به دست نیاورده بودند، در تنها 24 ساعت مذاکره حاصل کنند.

او با انکار آشکار سخنان بازنشرشده رئیس‌جمهور خود، کوشید سند رقیت از ایرانیان بگیرد. این میزان نادانی، تکبر و زیاده‌خواهی حقیقتا شگفت‌انگیز است. یکی از مقامات پیشین آمریکا نیز گفته بود چگونه انتظار دارند اختلافات ۴۷ساله در یک شبانه‌روز حل شود.

با اعلام ناکامی ژست مذاکره از سوی آمریکا، رئیس‌جمهور آن کشور در پاسخ به اینکه اکنون چه خواهند کرد، «محاصره دریایی» را مطرح کرد. وزیر جنگ هم در سخنانی همراه با ذکر نام مجعولی از «خلیج فارس»، تلاش کرد دل برخی کشورهای عربی منطقه را، به‌عنوان پاداش مشارکتشان در جنگ و بوسه‌هایشان، به دست آورد.

انسان واقعا درمی‌ماند که استراتژیست‌های آمریکا چگونه می‌اندیشند. آیا طرح محاصره دریایی محصول اندیشه متفکران آن کشور است یا صرفا هوسی از سوی رئیس‌جمهور برای خالی‌نبودن عریضه؟

ده‌ها سال است ایران تحت شدیدترین تحریم‌های اقتصادی، علمی و فناوری آمریکا قرار دارد. اروپاییان نیز -همان‌هایی که امروز از سوی همان رئیس‌جمهور ترسو و بی‌عرضه نامیده می‌شوند- در همراهی با واشنگتن، ایران را تحریم کرده‌اند. اما اکنون دریافته‌اند که تحریم‌ها ثمری نداشته است و به‌ناچار گزینه‌ای با عنوان «عملیات نظامی علیه ایران» را برگزیده‌اند. جالب آن است که می‌گویند اقدام به «جنگ» نیازمند اجازه کنگره است، اما ما عملیات نظامی انجام می‌دهیم، درحالی‌که خود او بارها در پیام‌هایش صریحا از واژه «جنگ» استفاده کرده است.

اعلام «محاصره دریایی» در حقیقت نشانه‌ای روشن از عقب‌نشینی است، البته با شخصیت غیرقابل ‌پیش‌بینی او روشن نیست فردا از کدام دنده برخیزد.

فرض کنیم آمریکا در اقیانوس هند و دریای عمان بخواهد همه کشتی‌هایی را که به مقصد ایران یا از مقصد ایران حرکت می‌کنند، هدف قرار دهد و ایران نیز هیچ واکنشی نشان ندهد و برایشان گل و شیرینی بفرستد تا مأموریتشان با موفقیت پیش رود! مگر راه تنفس ایران فقط مسیر دریایی است؟ ظرفیت‌های داخلی کشور چنان گسترده است که با بهره‌گیری درست از آنها، بسیاری از نیازها قابل تأمین است، تنها کافی است از اسراف جلوگیری شود تا ده‌ها میلیارد دلار صرفه‌جویی شود. افزون بر آن، ایران با کشورهای متعدد هزاران کیلومتر مرز مشترک دارد. در نتیجه محاصره دریایی نه‌تنها کم‌اثرترین اقدام علیه ایران است، بلکه هزینه‌ای بسیار سنگین برای آمریکا خواهد داشت. اگر آمریکا به فرموده شیخ سعدی عمل می‌کرد که:

«درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد‌/ نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد»

شاید منافعی بسیار کلان‌تر از هژمونی زورمدارانه‌اش در منطقه به دست می‌آورد.

دوستی به طنز می‌گفت: از اینکه برخی اعضای کنگره آمریکا درخواست استیضاح ترامپ را داده‌اند نباید خوشحال بود، بلکه بهتر است از آنان خواست این درخواست را پس بگیرند، زیرا چه کسی بهتر از او می‌توانست آمریکا را تا این حد بدنام، بی‌اعتبار و مضحکه خاص و عام کند؟ تداوم حضور او در مقام ریاست‌جمهوری دست‌کم به سقوط معنوی و حیثیتی آمریکا می‌انجامد. اگر برکنار شود، شاید فردی عاقل جایگزین شود و بکوشد گذشته را جبران کند و همین شاید بهانه‌ای برای بقای او است. از آن هم فراتر، او خود را کسی معرفی می‌کند که آمریکا را به اوج قدرت رسانده، درحالی‌که وزیر جنگی برگزیده که خود را شوالیه‌ای از قرون وسطی می‌پندارد و نشان صلیب اورشلیم را بر بازو و سینه خود نقش کرده است.

او به‌‌جای حرکت به سوی اورشلیم و تصرف آن برای مسیحیان، سرگرم همکاری با اسرائیل و عملیات «سپر یهودا» شده است. در حقیقت نقش او بیش از آنکه «شوالیه مسیحی» باشد، به نقش یهودای خیانت‌کننده به حضرت عیسی (ع) شبیه است و البته این بار خیانت به آمریکای مسیحی. گویی او و همراهان رئیس‌جمهور آمریکا دستورات خود را نه از کاخ سفید واشنگتن، بلکه از تل‌آویو و نتانیاهو دریافت می‌کنند.

آیا ادامه حضور چنین رئیس‌جمهوری سرانجام شعار «مرگ بر آمریکا» را به واقعیت نزدیک نمی‌کند؟ و البته این پایان کار نیست، زیرا زرادخانه‌های اسرائیل نگاه خود را به اروپا نیز دوخته‌اند، زیرا می‌خواهند قصاص رفتار عمومی اروپاییان در آزار یهودیان در طول قرن‌ها از جمله اقدامات آلمان هیتلری را از آنان بگیرند. آیا آمریکا و اروپا بیدار خواهند شد؟

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات متنی
تبلیغات