پدر برق ایران و ناجی تهرانیها در قحطی بزرگ
جعفر شهری در کتاب «طهران قدیم» کارخانه برق امینالضرب را از «عجایب»ی میداند که تا سالها موجب حیرت و تماشای مردم شهر شده بود؛ یعنی همان مردمی که «هر غروب به تماشایش میرفتند و مدتها به شگفتیاش لب به دندان میگزیدند و لاحول میگفتند.»
در خیابان امیرکبیر و ابتدای خیابان ایران عمارتی بسیار زیبا و قدیمی که به ثبت ملی رسیده هنوز نفس میکشد و هر از گاهی نیز علاقهمندان به معماری دوران قاجار را به بازدید به این نقطه تهران میکشد. این خانه اما یک اهمیت دیگر هم دارد و آن اینکه مالک آن یک شخصیت بزرگ تاریخی است؛ میرزا حسینخان کمپانی معروف به امین الضرب؛ تاجر، کارآفرین، مشروطهخواه و کسی که اولین کارخانه برق را به تهرانیها هدیه داد.
خرید کارخانه برق توسط امینالضرب در سال ۱۲۸۴ خورشیدی، در سفر امینالضرب با مظفرالدینشاه به روسیه اتفاق افتاد. قصه از این قرار است که روزی که در خیابان قدم میزد، چشمش به کارخانه برق میافتد و متعجب از اینکه چطور توانسته شب را به روز تبدیل کند.
حاج حسین همچنان انگشت به دهان نظارهگر این شاهکار خلقت بود که نگهبان کارخانه به کنایه به او میگوید: «مگر خیال خریدش را داری؟» امینالضرب پاسخ میدهد: «اگر ارزان بدهند، میخرم.» صاحب کارخانه که از ماجرا باخبر میشود قیمت ۵۰۰ هزار تومان را به او پیشنهاد میدهد. قولنامه نوشته و پول حواله و امینالضرب میشود صاحب کارخانه برق. به این ترتیب و برای اولین بار برق توسط حاج حسینآقا امینالضرب اصفهانی وارد ایران و کارخانه برقی برای تهرانیها ساخته میشود که خیابانهای لالهزار، سعدی، شاهآباد و چراغبرق را روشن میکند.
جعفر شهری در کتاب «طهران قدیم» کارخانه برق امینالضرب را از «عجایب»ی میداند که تا سالها موجب حیرت و تماشای مردم شهر شده بود؛ یعنی همان مردمی که «هر غروب به تماشایش میرفتند و مدتها به شگفتیاش لب به دندان میگزیدند و لاحول میگفتند.»
قحطی بزرگ؛ نجات بزرگ
محمدحسین امینالضرب به واسطه پدرش میرزاحسنخان که سرپرست ضرابخانه دربار قاجار بود در ۱۶ سالگی وارد دنیای تجارت شد و در این راه مهارتهای زیادی به دست آورد و اقدامات بزرگی انجام داد. ساخت نخستین کارخانه برق تهران و آوردن روشنایی به خانه تهرانیها، تأسیس کارخانه چینیسازی تهران، بنای کاروانسرای حسنآباد در میانه راه تهران و قم، پیشنهاد تأسیس نخستین بانک فقط بخشی از خدمات این تاجر اواسط دوره قاجار بود.
یکی از بزرگترین کارهای این مرد بزرگ اما در قحطی سال ۱۲۸۸ انجام شد؛ همان که جعفر شهری به آن اشاره کرده است: در آن روزگار خشکسالی به شهرها غالب شده بود. کشاورزان خسران زیاد دیده بودند و گندم حکم طلا پیدا کرده بود. کسی اگر خرده نان و خوراکی داشت پنهانی از بیم دزدیده شدنش آن را در هفت پستو به دهان میگذاشت.
در چنین اوضاع و احوالی که کک ثروتمندان، درباریان و منتصبان آنها نمیگزید و مثل همیشه با شکمهای سیر نظارهگر این وضع بودند میرزاحسینخان امینالضرب ثروتش را در راه مردم به کار گرفت. او بهسرعت با کشاورزان مازندرانی به توافق رسید و مقادیر بسیار زیادی گندم از آنها خریداری کرد و برای آنکه این بار زودتر به تهران برسد هزینهای مضاعف پرداخت تا با ورود محموله گندم تهرانیها از گرسنگی و مرگ حتمی نجات پیدا کنند.
منبع: همشهری