توصیه موسی غنینژاد به مذاکرهکنندگان
منافع ملی در درجه نخست با تامین امنیت و رفاه مردمان تشکیلدهنده یک کشور، یعنی ملت، تعریف میشود. در چارچوب کشور یا دولت ملیِ دارای نظام حقوقی مدون است که میتوان از حق و حقوق انسانها به درستی و به حقیقت سخن راند.
موسی غنینژاد در دنیای اقتصاد نوشت: منفعت و حق دو مفهوم کاملا متفاوتند؛ هرچند در مواردی همپوشانیهای مهمی هم دارند و شاید مهمتر اینکه وقتی سخن از منافع ملی است، موضوع بسیار پیچیدهتر هم میشود. برای روشن شدن موضوع باید تاکید کرد که مفهوم حق برای عینیت یافتن، مستلزم نظام حقوقی دارای ضمانت اجراست و گرنه مفهومی توخالی و معلق در هوا خواهد بود. اما مفهوم منافع ملی از جنس و جایگاه متفاوتی است.
از این رو، در چارچوب ملت-دولت یا دولت ملی که قاعدتا دارای نظام حقوقی مدون و دارای ضمانت اجرایی است، میتوان به درستی از حق و حقوق سخن گفت؛ اما در سطح جهانی و در روابط میان ملتها یا دولتها که نظام حقوقی هرچند روی کاغذ وجود دارد، اما الزاما و در همه موارد ضمانت اجرایی ندارد، به راحتی و درستی نمیتوان از مفهوم حق ملی سخن گفت. مضافا اینکه وظیفه دولت هر کشوری در دنیای امروزی تامین منافع ملی مردمان خود است و نه تاکید بر حق ملی که همانگونه که گفته شد، الزاما ضمانت اجرایی ندارد و ممکن است در مواردی به شعاری توخالی و البته هزینهزا برای ملت تبدیل شود.
لرد پالمرستون، دولتمرد معروف بریتانیا در سده نوزدهم میلادی، در پارلمان بریتانیا در سال۱۸۴۸ سخنانی در مقام نخستوزیر گفت که از آن به بعد بسیار شهرت یافت و به یکی از مولفههای مهم نظریات مربوط به روابط بینالملل تبدیل شد. از نظر پالمرستون، بهعنوان رئیس دولت، «ما نه متحدان همیشگی داریم و نه دشمنان همیشگی. [تنها] منافع ما همیشگی و ابدی است و وظیفه ما پیگیری این منافع است.» اما منافع ملی چیست و چگونه میتوان پیگیر آن بود؟
منافع ملی در درجه نخست با تامین امنیت و رفاه مردمان تشکیلدهنده یک کشور، یعنی ملت، تعریف میشود. در چارچوب کشور یا دولت ملیِ دارای نظام حقوقی مدون است که میتوان از حق و حقوق انسانها به درستی و به حقیقت سخن راند. منافع ملی در حقیقت چیزی نیست، مگر فراهم آوردن شرایطی برای تحقق بخشیدن به این حقوق ذاتی انسانها. علم اقتصاد و تجربه تاریخی نشان میدهد که پیگیری منافع ملی و تامین امنیت و رفاه مردمان یک کشور مستلزم تضمین حقوق مالکیت و آزادی مبادله این حقوق است.
تا اینجا به اجمال اشاره شد که یک دولت در درون یک کشور چگونه میتواند پیگیر منافع ملی باشد. اما در بیرون کشور و در روابط بینالملل هر دولتی با دولتهای دیگر یا با «نظام جهانی» روبهروست و آنجا نیز باید پیگیر منافع ملت خود باشد. اما از آنجا که در ساحت بینالملل، نظام حقوقی مدون دارای ضمانت اجرا عملا وجود ندارد، موضوع بسیار پیچیدهتر از مسائل مربوط به درون یک ملت-دولت یا دولت ملی است.
اینجاست که ما با دوستان و دشمنان از جنس متفاوتی روبهرو هستیم و سخن هوشمندانه پالمرستون معنی پیدا میکند. در چارچوب ملت-دولت، دشمنِ مردم به وضوح کسی است که نظام حقوقیِ حافظ حق مالکیت و آزادی آحاد ملت را پایمال میکند، لذا به درستی میتوان از حق و استیفای آن سخن گفت.
درون ملت-دولت دشمنان عبارتند از: معدود ناقضان نظام حقوقیِ مستقر حافظِ حقوق و آزادیهای مردمان و پلیس در مقام مسوول امنیت داخلی ماموریت شناسایی و برخورد با این ناقضان نظم حقوقی را دارد. اما در عرصه بینالمللی موضوع شناخت و برخورد با دشمنان بسیار پیچیدهتر است. از آنجا که عملا در نظام حقوقی ضمانت اجرا وجود ندارد یا بسیار ضعیف است، تنها با اتکا به رابطه نیروها در سطح بینالمللی میان قدرتهای سیاسی کوچک و بزرگ است که میتوان دوست و دشمن را شناسایی کرد و با دوستان اتحادها یا ائتلافهای موقتی تشکیل داد و برای حفظ منافع ملی در برابر دشمنان ایستاد.
اما از آنجا که رابطه نیروها میان قدرتها و اتحادهای بزرگ و کوچک، دائما در معرض تغییر است، بنابراین همانگونه که پالمرستون میگفت هیچ کشوری در عمل متحد همیشگی و دشمن همیشگی ندارد و هر دولت ملی وظیفه دارد، همیشه پیگیر منافع ملی خود باشد.
حال بپردازیم به موضوع منافع ملی ایران و مذاکرات اخیر میان نمایندگان دولتهای جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا. اما پیش از آن شاید لازم باشد اشاره کوتاهی کنیم به تاریخ دو سده اخیر ایران. در پی جنگهای ایران و روس در اوایل سده نوزدهم میلادی، ایران برخی قلمروهای سرزمینی خود را در شمال رود ارس و البته ترکمنستان از دست داد.
در جنگ نخست که به امضای عهدنامه گلستان در سال۱۸۱۳ میلادی انجامید، ایران بخشی از قلمرو خود در ماورای قفقاز و گرجستان را از دست داد. فرمانده شجاع و توانای این جنگ از سوی ایران عباس میرزا ولیعهد فتحعلیشاه قاجار بود. او بهرغم شجاعت و درایت خود در این جنگ بهدلیل کمبود تواناییهای نظامی و اقتصادی شکست خورد و ایران ناگزیر به امضای عهدنامه گلستان شد.
این فرزند دلیر ایران زمین و عقلای قوم در دارالسطنه تبریز (قائممقام فراهانی) به درستی فهمیده بودند که علت شکست در جنگ، عقب ماندگی از قافله تمدن مدرن و تواناییهای مضمر در آن است. لذا درصدد دستیابی به آن به هر وسیله ممکن برآمدند. اما جُهال قوم که دستی بر آتش نداشتند و از دور نظارهگر ماجرا بودند، اسیر توهمات خود شدند و فتحعلیشاه را بهرغم مخالفت عباسمیرزا و عقلای قوم، ناگزیر به برافروختن جنگ دیگری کردند که نتیجه آن شکست مفتضحانه و در نهایت امضای عهدنامه «ننگین» ترکمنچای در سال۱۸۲۸ و از دست رفتن بخش بزرگتری از قلمرو سرزمینی ایران شد.
ننگ این عهدنامه را هیچ مورخ منصفی به پای فرمانده شجاع و مشاوران عاقل او نمینویسد، بلکه مسوولیت آن را بر عهده فتحعلیشاه و مشاورانش میگذارد. راه دور نرویم تجربه جنگ تحمیلی عراق به ایران نیز بسیار درسآموز است.
پس از فتح خرمشهر در اوایل سال۱۳۶۱ ایران میتوانست قرارداد صلح شرافتمندانهای را امضا کند و حتی برخی کشورهای حاشیه خلیجفارس حاضر به پرداخت غرامت قابلتوجهی هم بودند. اینجا هم متاسفانه گروهی بر طبل ادامه جنگ تا پیروزی نهایی کوبیدند و جان دهها هزار جوان ایرانی و منافع ملی را به باد فنا دادند.
تا اینکه بالاخره در تابستان۱۳۶۷، پس از گذشت ۶سال از فتح خرمشهر و تحمل مرارتها و خسرانهای بیدلیل، به ابتکار رهبر فقید انقلاب اسلامی و در سایه درایت، شجاعت و اعتماد به نفس کم نظیر ایشان، با پذیرفتن قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل این جنگ ویرانگر و تداوم بیهوده آن پایان پذیرفت. در این خصوص نیز هیچ مورخ منصفی پذیرش قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل را ملامت نمیکند و تحمیل بیهوده ۶سال هزینه و خسران ملی را به پای همان طرفداران ادامه جنگ مینویسد.
ایران عزیز از خرداد۱۴۰۴ تا به امروز قربانی دو جنگ تحمیلی نابرابر از سوی دولتهای اسرائیل و ایالات متحده آمریکا شده است. شکل و محتوای مذاکرات مبتکرانه و شجاعانه هیات ایرانی در روز شنبه ۲۲فروردین۱۴۰۵ در اسلامآباد پاکستان نشانهای از درک معقولتری از منافع ملی از سوی هیات کنونی مذاکرهکنندگان نسبت به مذاکرات پیشین دارد.
امیدواریم هیات کنونی مذاکرهکنندگان مرعوب برخی شعارهای غیرواقعی نشود و به جای تکیه بر «حق مسلم» که در روابط بینالملل محلی از اِعراب ندارد، پیگیر منافع ملی ایران عزیز باشد. تاریخ آینده ایران شما را منصفانه و از روی عقل و درایت داوری خواهد کرد. نهراسید، در پناه حق، خدا قوت!