محمود صادقی: ایران و امریکا با ذهنیت «رسیدن به نتیجه» وارد گفتوگو شدهاند
علی باقری، فعال سیاسی اصلاحطلب و معاون سیاسی وزیر کشور در دولت اصلاحات با اشاره به روند مذاکرات اخیر تاکید میکند: ایران با وجود برخی مخالفتها در داخل با شجاعت وارد مذاکرات اسلامآباد با امریکا شد و با تکیه بر برگهای برنده خود، از دادن امتیازهای گزاف خودداری کرد، در حالی که طرف امریکایی بیش از هر چیز به دنبال راهی برای خروج از بنبست و جلوگیری از تشدید تنشها بود.»
کمتر از 24ساعت پس از دور نخست مذاکرات ایران و امریکا در اسلامآباد و در شرایطی که مذاکرهکنندگان ایران و امریکا از عدم توافق خبر داده بودند، تحولات بعدی در روزهای دوشنبه و سهشنبه نشان داد که نه تنها دریچههای گفتوگو میان دو کشور بسته نشده، بلکه بر اساس اعلام ونس «در گفتوگو پیشرفتهای زیادی حاصل شده است.»
به گزارش اعتماد؛ ترامپ هم با انتشار پیامی در شبکههای اجتماعی اعلام کرد: «جمهوری اسلامی میخواهد به توافق برسد.» بسیاری از رسانههای بینالمللی از جمله نیویورکتایمز به رمزگشایی اظهارات ترامپ پرداخته و با توجه به برگهای برنده ایران اعلام کردند امریکا، چارهای جز توافق با ایران ندارد.
از سوی دیگر مسعود پزشکیان، رییسجمهور ایران با تماسهای مستمر با رهبران کشورهای مختلف از جمله مکرون، رییسجمهور فرانسه تلاش کرد تا پالس تنشزدایی از سوی ایران به جهان پیرامونی صادر کند. با فکتهای جدید و تغییر لحن ملموس مقامات امریکایی، همچنین اظهارات دولتمردان پاکستانی در خصوص تداوم گفتوگوها، جهتگیری تحلیلها به سمت حل مساله سوق پیدا کرد.
حتی برخی تحلیلگران پا را فراتر گذاشته و اعلام کردند در صورتی که تیمهای مذاکراتی بتوانند معادلات پیش رو را به خوبی حل و فصل کرده و مدیریت کنند، توافق نهایی در اسلامآباد احتمالا با حضور شخص ترامپ-پزشکیان امضا خواهد شد. به اعتقاد این دست از تحلیلگران ترامپ حاضر نخواهد بود امتیاز چنین دستاورد بهزعم خود عظیمی را در اختیار چهرهای چون ونس یا هر سیاستمدار دیگری قرار دهد.
با توجه به مجموعه این دادهها گفتوگوهایی را با 2نفر از فعالان سیاسی را بخوانید تا تصویری از مذاکرات آینده، دورنمای توافق و راههای افزایش ثبات در منطقه پیش روی مخاطبان قرار گیرد. علی باقری و محمود صادقی احتمال انجام دور بعدی مذاکرات را بالا ارزیابی کرده و با تکیه بر نشانههای تحلیلی اعلام کردند ایران با تکیه بر داشتههایش در میدان و دیپلماسی میتواند به توافقی جامع با امریکا دست پیدا کند.
علی باقری: ایران با دست پر پای میز گفتوگو میرود
علی باقری، فعال سیاسی اصلاحطلب و معاون سیاسی وزیر کشور در دولت اصلاحات با اشاره به روند مذاکرات اخیر تاکید میکند: ایران با وجود برخی مخالفتها در داخل با شجاعت وارد مذاکرات اسلامآباد با امریکا شد و با تکیه بر برگهای برنده خود، از دادن امتیازهای گزاف خودداری کرد، در حالی که طرف امریکایی بیش از هر چیز به دنبال راهی برای خروج از بنبست و جلوگیری از تشدید تنشها بود.
باقری یادآور میشود: « ایران در شرایطی وارد مذاکرات شد که با توجه به عهدشکنیهای امریکا در دو دور مذاکرات قبلی در برخی بخشهای فضای داخلی چندان اقبالی به گفتوگو با طرف مقابل نداشت و بسیاری از جریانهای سیاسی و اجتماعی نسبت به نتیجهبخش بودن این روند تردید داشتند. با این حال، تصمیم به مذاکره بر اساس محاسبات دقیق از منافع ملی و شرایط بینالمللی اتخاذ شد و نشان داد جمهوری اسلامی ایران در عین پایبندی به اصول خود، از گفتوگو برای تامین منافع کشور نیز هراس ندارد.»
او ادامه میدهد: «شجاعت در سیاست خارجی تنها در مقاومت خلاصه نمیشود، بلکه گاهی در پذیرش گفتوگو در شرایط پیچیده نیز معنا پیدا میکند. در چنین شرایطی هنر مدیریت سیاسی آن است که ضمن در نظر گرفتن حساسیتهای افکار عمومی، مسیر عقلانی برای تامین منافع بلندمدت کشور دنبال شود.»
این فعال سیاسی اصلاحطلب با اشاره به ترکیب تیم مذاکرهکننده ایرانی اظهار میکند: «یکی از نقاط قوت این دوره از مذاکرات، شکلگیری تیمی جامع و فراگیر بود که نمایندگانی از بخشهای مختلف حاکمیتی در آن حضور داشتند. این ترکیب باعث شد هماهنگی و همصدایی بیشتری در روند مذاکرات شکل بگیرد و تیم مذاکرهکننده با پشتوانهای گستردهتر در برابر طرف مقابل ظاهر شود.در پروندههای مهمی مانند موضوع هستهای، هرگونه اختلاف یا چندصدایی در داخل میتواند به عنوان اهرم فشار در اختیار طرف مقابل قرار گیرد. به همین دلیل، ایجاد هماهنگی میان دستگاههای مختلف تصمیمگیر، یکی از مهمترین عوامل تقویت موقعیت ایران در میز مذاکره بود.»
او در ادامه به وضعیت طرف امریکایی اشاره کرده و میگوید: «امریکاییها در مقطعی وارد گفتوگو شدند که بیش از هر چیز به دنبال راهی برای خروج از بنبست و کاهش هزینههای تقابل با ایران بودند. ادامه تنش با ایران برای امریکا تبعات سیاسی و اقتصادی قابل توجهی داشت و همین مساله باعث شد آنها به دنبال چارچوبی برای مدیریت این وضعیت باشند.در این میان، پذیرش برخی چارچوبهای پیشنهادی 10گانه ایران از سوی طرف امریکایی، نشانهای از درک همین واقعیت بود. حتی در مواضع رسانهای و اظهارات مقامات امریکایی نیز میشود نشانههایی از تلاش برای کاهش تنش و حرکت به سمت مذاکره را مشاهده کرد.»
باقری یادآور میشود: «در چهل روز گذشته ایران با دست پر پای میز مذاکره آمد و از مجموعهای از ظرفیتها و اهرمهای مختلف برخوردار بود. این برگهای برنده تنها به حوزه فنی یا نظامی محدود نمیشود، بلکه ظرفیتهای سیاسی، منطقهای و دیپلماتیک نیز در این لیست قرار دارد.به همین دلیل ایران حاضر نشد برای رسیدن به توافق، امتیازهای نامتوازن و پرهزینه بدهد. سیاست ایران در این مذاکرات این است که توافق باید بر پایه احترام متقابل و در نظر گرفتن منافع دو طرف شکل بگیرد و نه بر اساس فشار و تحمیل خواستههای یکجانبه.»
او در عین حال نسبت به احتمال شکلگیری وضعیت فرساینده «نه جنگ، نه صلح» هشدار داده و میگوید: «یکی از نگرانیهای موجود این است که روند مذاکرات برای مدت طولانی در حالت تعلیق باقی بماند که خوشبختانه اخبار تکمیلی نشان میدهد که اینگونه نخواهد بود. وضعیت تعلیق در مذاکرات میتواند باعث افزایش عدم قطعیت در عرصه سیاسی و اقتصادی شود و به نفع هیچ یک از طرفها نیست.»
این تحلیلگر با این حال تاکید میکند: «بررسی مواضع و رفتارهای طرف مقابل نشان میدهد احتمال بازگشت امریکا به میز مذاکره همچنان وجود دارد. هنگامی که هزینههای ادامه تقابل افزایش پیدا کند، حتی قدرتهای بزرگ نیز ناچار به بازنگری در رویکردهای خود میشوند.جمهوری اسلامی ایران در عین پایبندی به خطوط قرمز خود، مسیر مذاکره را کاملا مسدود نکرده و بارها اعلام کرده است اگر طرف مقابل با رویکردی واقعبینانه و محترمانه وارد گفتوگو شود، امکان پیشرفت در مذاکرات وجود خواهد داشت.»
باقری در پایان میگوید: «تجربه این دوره مقاومت و مذاکرات نشان داد ایران میتواند همزمان در دو عرصه قدرت و دیپلماسی فعال باشد به گونهای که هم از توانمندیهای خود برای دفاع از منافع ملی بهره ببرد و هم از مسیر گفتوگو برای حلوفصل اختلافات استفاده کند. ادامه این مسیر نیازمند انسجام داخلی، درک درست از شرایط بینالمللی و پیگیری هوشمندانه منافع ملی است.»
محمود صادقی: ایران و امریکا با ذهنیت «رسیدن به نتیجه» وارد گفتوگو شدهاند
محمود صادقی، فعال سیاسی اصلاحطلب و دبیرکل انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها در واکنش به دور اول مذاکرات و اخباری که در خصوص دور دوم مذاکرات منتشر شده، میگوید: «اینکه در بحبوحه یک درگیری نظامی کم سابقه میان ایران و امریکا، دو طرف نه تنها آتشبس را پذیرفتند، بلکه در فاصلهای کوتاه پشت میز مذاکره نشستند؛ رخدادی که با توجه به چهار دهه تنش و خصومت میان دو کشور، کم سابقه و مهم تلقی میشود. ترکیب هیات ایرانی که در عالیترین سطوح است، زمان ۲۱ ساعته گفتوگوها و سطح بالای مقامهای درگیر نشان میدهد این مذاکرات صرفا یک گفتوگوی تاکتیکی برای مدیریت آتشبس نیست، بلکه میتواند آغاز مسیری تازه در روابط تهران و واشنگتن باشد. اینکه دو طرف در فاصلهای کوتاه بعد از یک درگیری نظامی سنگین، هم آتشبس را بپذیرند و هم در سطح عالی پای میز مذاکره بیایند، خود بهتنهایی حامل یک پیام سیاسی مهم است: ارادهای برای مهار تنش و کاستن از هزینههای تقابل، دستکم در این مقطع زمانی، در هر دو طرف شکل گرفته است. پیش از این دور از مذاکرات، انتشار مقالهای از سوی دکتر ظریف، وزیر امور خارجه اسبق در فارین افرز، از یک طرف هجمههای تندی را علیه ایشان برانگیخت و از سوی دیگر، پویشها و حرکتهایی برای حمایت از رویکرد مذاکره و تشویق حاکمیت به ورود به گفتوگو شکل گرفت. جالب آنکه بسیاری از کنشگران، چه موافق و چه منتقد مذاکره، تصور نمیکردند که روند تحولات تا این اندازه سریع به سمت میز مذاکره حرکت کند. اما در عمل، تحولات میدانی و ضرورت مدیریت بحران، مسیر را به شکلی غیرمنتظره تسریع کرد. میز مذاکرات پهن شد و دو طرف در آن شرکت کردند.»
او ادامه میدهد: «نحوه و زمانبندی خود مذاکرات نیز حامل پیام است. یک مذاکره فشرده ۲۱ ساعته که از آن با تعبیر «ماراتن» یاد شد، نشان میدهد طرفین صرفا برای یک دیدار نمادین دور هم جمع نشدهاند، بلکه در پی آن هستند که در حد امکان، بخش قابل توجهی از اختلافات و موضوعات مورد نظر را روی میز بگذارند و دربارهاش گفتوگوی جدی کنند. اما شاید مهمترین نشانه جدیت طرف ایرانی، ترکیب و گستره هیات مذاکرهکننده بود. حضور حدود ۷۰ نفر در هیات ایران در قالب چند کمیته سیاسی، اقتصادی و امنیتی نشان میدهد تهران با آمادگی نسبتا کامل پای میز رفته است. اگر قرار بود مذاکرات صرفا درباره آتشبس و مدیریت یک مناقشه نظامی مقطعی باشد، نیازی به چنین ترکیب گستردهای نبود. حضور همزمان کمیتههای متعدد با موضوعات متفاوت سیاسی و امنیتی، اقتصادی و حقوقی، این پیام را مخابره میکند که مذاکرات از نگاه طراحان «جامع» است و قرار است به ابعاد مختلف رابطه ایران و امریکا بپردازد. این نکته ما را به مقایسه با تجربه برجام میرساند. در پرونده هستهای، رسیدن به توافق نهایی حاصل سالها مذاکره در چندین دور و سطح بود. همانطور که لاوروف، وزیر خارجه روسیه یادآوری کرده، نمیتوان انتظار داشت یک بحران پیچیده در چند ساعت یا چند دور محدود به نتیجه نهایی برسد.»
صادقی یادآور میشود: «اگرچه دور اول مذاکرات به نتیجه مشخص و نهایی نرسیده، اما تمهیدات و نشانهها حاکی از آن است که هر دو طرف با ذهنیت «رسیدن به نتیجه» وارد گفتوگو شدهاند و همین، احتمال تداوم و تعمیق مذاکرات در دورهای بعدی را تقویت میکند. نکته قابل توجه دیگر این است که «برگهای برنده» ایران، برخلاف گذشته، فقط در حوزههای محدود امنیتی یا میدانی تعریف نمیشود. مجموعهای از تحولات، از شبکههای مقاومت منطقهای گرفته تا تحولات درون منطقهای و حتی تغییر توازن برخی روابط بینالمللی، باعث شده ایران با دست پرتری وارد میدان مذاکره شود. همین وضعیت، امکان چانهزنی را بالا میبرد و به تهران اجازه میدهد در برابر امتیازاتی که میدهد، دستکم در بخشی از حوزهها، امتیازهای ملموستری طلب کند. با این همه نباید انتظارات غیرواقعبینانه ایجاد کرد. واقعیت این است که عمق بیاعتمادی میان ایران و امریکا به سادگی و در چند دور مذاکره برطرف نمیشود. شکافهای جدی در مورد مسائل منطقهای، برنامه هستهای، نوع نگاه به نظم امنیتی خلیجفارس و حتی مسائل حقوق بشری همچنان پابرجاست. اما آنچه این دور از مذاکرات را متمایز میکند، ترکیبی از چند عامل است: سرعت غیرمنتظره حرکت به سمت مذاکره بعد از درگیری، سطح بالای مقامات، جامعیت دستور کار و نشانههای عینی از تمایل دو طرف برای رسیدن به یک چارچوب حداقلی مشترک.در نهایت اینکه آنچه امروز شاهد آن هستیم، نه پایان تنش ایران و امریکا، بلکه شاید آغاز یک فصل جدید از مدیریت اختلافهاست. فصلی که در آن، مذاکره و چانهزنی بیش از گذشته در کنار تقابل و فشار قرار میگیرد. اگر این مسیر، با واقعبینی و درایت در هر دو طرف ادامه پیدا کند، شاید بتوان امیدوار بود که از دل این ماراتنهای مذاکراتی، به تدریج ساختاری پایدارتر برای رابطه دو کشور شکل بگیرد؛ ساختاری که ضرورتا به معنای دوستی نیست، اما میتواند از شدت و هزینههای دشمنی بکاهد.»