علیرضا شریفی یزدی در گفتوگو با فرارو مطرح کرد:
حال و هوای مردم ایران زیر سایه جنگ / جامعه چه احساسی دارد؟
«روزی در ایران عید خواهد شد که خطر جنگ، بیکاری، گرانی و ناامیدی از سر مملکت زدوده شود. از سوی دیگر، روزی عید خواهد شد که دیگر شاهد ناآرامیهای مداوم در جامعه نباشیم.»
فرارو- میگویند تا آخر فروردین عید است؛ اما تاریخ میزنیم و فراموش میکنیم به جای ۱۴۰۴ بنویسیم، ۱۴۰۵! گویی جنگ و ناآرامیهای ماههای اخیر، فاصلهای عمیق میان جامعه و حالوهوای عید انداخته. در چنین فضایی، پرسش اصلی که در لایههای اضطراب اجتماعی تنیده شده این است: آیا در ایران عید شد؟ و اگر نه، چه زمانی میتوان دوباره طعم آن را حس کرد؟
به گزارش فرارو، علیرضا شریفی یزدی، جامعهشناس و روانشناس اجتماعی، در مصاحبه با فرارو به واکاوی تأثیر جنگ بر جامعه پرداخته و در پاسخ به این پرسش که آیا مردم ایران مانند سالهای گذشته احساس عید دارند یا نه، میگوید: «ما عید امسال را در جامعهای سپری کردیم که بخش بزرگی از آن سوگوار بود. اثرات نامطلوب جنگ ۱۲ روزه وجود داشت و بخشی دیگر سوگوار ناآرامیها بود و گروهی نیز دلسوخته جنگ فعلی بودند. شبی که نیروگاهها تهدید شده بود، جامعه در نوعی افسردگی همراه با ترس فرو رفت؛ اگرچه برخی میگفتند که پل دوباره ساخته میشود، اما وقتی پل کرج و ریلها و زیرساختها مورد حمله قرار گرفت، جامعه متاسف شد. پرسش این بود که اگر این اتفاق بیفتد، ایران چند سال عقب خواهد افتاد؟»
در عرصه بینالملل عید شده
علیرضا شریفی یزدی به فرارو میگوید: «علیرغم تمام فرازونشیبهایی که در جامعه وجود دارد، در ایران عید شده است. در وضعیتی که هماکنون داریم، اگر فردی بپرسد جنگ چه شد، میتوان پاسخ داد: «آمریکا شکست خورد و ایران...» به نظر میرسد در عرصه بینالمللی عید شده است، چراکه علیرغم تمام مشکلات، ما توانستیم آمریکا را خفه کنیم. اگرچه صدمههای وارده از آمریکا نسبت به توان آن جزئی است، اما در حال حاضر مستاصل شده است. علیرغم تمام هزینهها، آمریکا نتوانست به خواسته خود برسد؛ با این رویکرد، به نظر میرسد که در ایران عید شده است.»
اما بهطور کلی، از نظر او: «روزی در ایران عید خواهد شد که خطر جنگ، بیکاری و گرانی از سر مملکت زدوده شود. از سوی دیگر، روزی عید خواهد شد که دیگر شاهد ناآرامی در جامعه نباشیم.»
جامعه با قراردادهای تمدید نشده چه کند؟
این جامعهشناس میافزاید: «مطالعات اولیه و اکتشافی نشان میدهد که اضطراب اجتماعی در میان مردم افزایش یافته است؛ دلنگرانی از آینده و ناتوانی در برنامهریزی و مدیریت زندگی آینده، چراکه نمیدانند چه خواهد شد. این در حالی است که اضطراب اجتماعی مهمترین مسئلهای است که ما در زمان جنگ با آن مواجه بودیم؛ از جمله دلایل آن این است که جنگ، خواهناخواه، استرسزاست.»
در مرتبه بعد، از دید او: «احساس عدم امنیت نسبت به آینده قرار دارد. بسیاری از افراد شغل خود را از دست دادهاند و مشکلات ناشی از جنگ بر اقتصاد زندگیشان تاثیر گذاشته است. تعدادی از کارکنان با واژه بهظاهر خوشایند «تعدیل»، بیکار شدهاند و قراردادهایشان تمدید نشده است.»
یکی دیگر از ویژگیها، به گفته شریفی یزدی: «فرسایش روانی است؛ ما پیش از این نیز جنگ ۱۲ روزه را تجربه کرده بودیم و پس از آن، ناآرامیهای اجتماعی پیکر روانی جامعه را خراشیده بود و جنگ اخیر بهنوعی تیر خلاص را وارد کرد. در عین حال، بخشی از جامعه نیز وجود دارد که یقین دارند انتخاب حاکمیت، درستترین انتخاب بوده است.»
در مورد دوقطبی شدن یا همبسته شدن مردم جامعه پیش و پس از جنگ، این جامعهشناس میگوید: «اکتشافات نشان میداد که در جنگ ۱۲ روزه، جامعه علیرغم تمام اختلافات نسبت به نظام حکمرانی، همبسته شد؛ بهجز گروه قلیلی، اکثریت جامعه یا پشت کار ایستادند یا با سکوت، مانع تفرقه شدند. بحث ملیگرایی همواره در ایران بهخوبی عمل میکند.»
اما پس از آن، از نگاه شریفی یزدی: «ناتوانی در کنترل مسائل اقتصادی و سیاسی و حلنشده ماندن مسائل اجتماعی سبب شد که در وضعیت نه جنگ و نه صلح باقی بمانیم. در نتیجه، جامعه از حالت همبستگی که ویژگی تمام جنگهاست خارج شد و بهسوی دوقطبی شدن حرکت کرد. ناآرامیهای اجتماعی نیز بر این مسئله دامن زد.»
با آغاز جنگ به گفته این روانشناس اجتماعی: «وضعیت اقتصادی و سقوط آسانسوری ارز باعث شد تعدادی این طور تصور کنند که مداخله خارجی میتواند نجاتبخش باشد؛ این مسئله با واکنشهای شدیدی همراه بود. اکنون میبینیم که جنگ چه ویرانیهایی به بار آورد و این مسئله نشان داد که نجاتی در کار نیست.»
شریفی یزدی میگوید: «ما از تیرماه فرصت داشتیم تا همبستگی ایجادشده را حفظ کنیم و کاری کنیم ناآرامی دیگری در جامعه رخ ندهد. هنوز هم این فرصت وجود دارد.»
جدای از تعابیری که تئوریسینها درباره جنگ فعلی دارند، احساس جامعه نسبت به پیروزی ایران در این جنگ نیز مورد توجه قرار میگیرد. در همین زمینه، این روانشناس اجتماعی میگوید: «اکثریت مردم تصور میکنند جنگ به ضرر مردم است؛ براساس مطالعات اکتشافی انجامشده و گفتوگو با مردم، به نظر میرسد که ما پیروز نشدیم، زیرا ساختارها و زیرساختهای زیادی از بین رفت و افراد قابلاعتماد نیز به شهادت رسیدند. این مسئله بهطور مستقیم بر امنیت روانی مردم تاثیر میگذارد و باعث میشود این تصور شکل بگیرد که پیروز میدان نبودهایم. بنابراین، در جنگ ۱۲ روزه ممکن بود بخشی از مردم، پیروزی ایران را پیروزی خود بدانند، اما اکنون چنین احساسی کمتر قابل پیشبینی است.»