ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۲۲۳۰

عبدالکریمی: صلح میان ایران و آمریکا معنایی ندارد/ اسرائیل به دنبال رویای خاورمیانه بزرگ است

عبدالکریمی: صلح میان ایران و آمریکا معنایی ندارد/ اسرائیل به دنبال رویای خاورمیانه بزرگ است

بیژن عبدالکریمی گفت: مدیریت تنگه هرمز با ایران است و این امر یکی از مولفه‌های قدرت کشور است، حال آمریکایی‌ها بپذیرند یا نپذیرند، اهمیتی ندارد. به همین علت می‌گوییم قدرت و نیروی واقعی ما در میدان و خیابان تعیین‌کننده نهایی سرنوشت مذاکرات و تضمین‌کننده صلح، منافع و امنیت ملی ما است و نباید صرفا متکی به آنچه در پشت اتاق‌های بسته می‌گذرد، وابسته باشیم.

تبلیغات
تبلیغات

بیژن عبدالکریمی، استاد فلسفه و فعال مدنی با تاکید بر ضرورت پرهیز از خوشبینی افراطی درباره مذاکرات گفت: اساسا صلح بین ایران با آمریکا و اسرائیل معنا ندارد، اسرائیل در زمینه ادعای طرح «خاورمیانه بزرگ» بارها داستان‌‍سرایی کرده است و ایران آخرین مانع است بنابراین نباید وارد عرصه مطالبه حداکثری از نتیجه مذاکرات شد، علاوه بر این تعیین کننده نهایی سرنوشت مذاکرات، دستاوردهای «میدان» و «خیابان» است. هرچند اکنون دوره سکوت میدان است اما همچنان باید دست نیروهای دفاعی ما روی ماشه باشد زیرا آمریکا بارها هنگام مذاکره خیانت کرده است و جنگ‌هایی را علیه کشورمان رقم زده است.

به گزارش ایرنا، عبدالکریمی با بیان اینکه به نظر می‌رسد آمریکا چون صحنه جنگ را باخت، با هدف تجدید قوا، پیشنهاد موسوم به آتش‌بس را مطرح کرده است؛ اظهار داشت: در حین مذاکرات نیروهای نظامی ما باید مراقب باشد و اجازه سوءاستفاده از این فرصت پیش آمده را به آنها ندهند، در این ایام مردم نیز باید همچنان حضور پررنگ‌تری در خیابان‌ها داشته باشند و مراقب باشند تا توطئه‌های آمریکایی به نتیجه نرسد. نیروهای دفاعی ایران در عرصه میدان شاهکار خلق کردند و دوراندیشی و تلاش آنها باعث شد تا در نهایت به این نقطه برسیم که آمریکا درخواست آتش‌بس بدهد و حالا زمان مراقبت کردن از این تلاش‌ها رسیده است.

قدرت ما در میدان و خیابان تعیین‌کننده نهایی سرنوشت مذاکرات است

این استاد فلسفه با تاکید بر اینکه آنچه در جریان مذاکرات روی کاغذ می‌آید هیچ اعتباری ندارد مگر این‌که مولفه‌های واقعی قدرت درونی کشور بتوانند آن را تضمین کنند، گفت: در حقیقت اگر صلحی اتفاق بیفتد آنچه ضامن ایجاد و بقای این صلح است، «قدرت» ما خواهد بود؛ مدیریت تنگه هرمز با ایران است و این امر یکی از مولفه‌های قدرت کشور است، حال آمریکایی‌ها بپذیرند یا نپذیرند، اهمیتی ندارد. به همین علت می‌گوییم قدرت و نیروی واقعی ما در میدان و خیابان تعیین‌کننده نهایی سرنوشت مذاکرات و تضمین‌کننده صلح، منافع و امنیت ملی ما است و نباید صرفا متکی به آنچه در پشت اتاق‌های بسته می‌گذرد، وابسته باشیم.

حمله به نهادهای علمی مصداقی از «خشونت عریان» و «نیهیلیسم» دشمن بود

عبدالکریمی با اشاره به سابقه فریبکاری دولت آمریکا در مذاکرات پیشین گفت: آمریکایی‌ها می‌گویند با شروط ایران موافق هستند اما در رسانه‌های خود شروط دیگری را مطرح می‌کنند و می‌خواهند با ریاکاری برنامه خود را پیش ببرند. با این وجود پایمردی مردم و نیروهای دفاعی ما باعث شد تا تمام طرح‌های آمریکا با شکست مواجه شود و با توجه به طولانی شدن جنگ و عدم تاب‌آوری در عرصه داخلی و بین‌المللی در نهایت به نظر می‌رسد که به ظاهر گزینه آتش‌بس را پیشنهاد دادند. دشمن می‌خواست آنچنان زیرساخت‌های کشور ما را بزند که نتوانیم کمر راست کنیم و این نشانه‌ای از توحش آنها است. در جهان سیاست متاسفانه ارزش‌هایی به نام صلح، آزادی، حقوق بشر و ... وجود ندارد بنابراین در این جنگ با حمله به نهادهای علمی که مصداقی از «خشونت عریان» و «نیهیلیسم» دشمن بود، مواجه شدیم.

عبدالکریمی در تحلیل تاثیر دستاورهای جنگ تحمیلی سوم بر آینده معادلات قدرت در خاورمیانه و تعامل ایران و آمریکا گفت: بی‌تردید این جنگ باعث شد تا جایگاه ایران به عنوان یک قدرت برتر خاورمیانه تثبیت شود. در این جنگ آمریکایی‌ها دیدند ایران اراده و قدرت کنترل تنگه هرمز را به عنوان یکی از گذرگاه‌های مهم انرژی جهان دارد. بنابراین وضعیت ما به لحاظ ژئوپولتیک به قبل از جنگ باز نخواهد گشت و این دستاورد در جهت تقویت قدرت منطقه‌ای و جهانی کشورمان بسیار موثر است و سبب حفظ منافع ملی ما می‌شود. علاوه بر این تاکنون آزار و اذیت‌های زیادی از آمریکایی‌ها در قالب تحریم و ... دیده‌ایم اما از این پس از شدت این فشارها کاسته خواهد شد و امیدواریم مردم به رفاه نسبی برسند.

این استاد فلسفه در تحلیل نقش جنگ تحمیلی سوم در افزایش بلوغ سیاسی مردم اظهار داشت: گاهی اوقات افرادی که خودآگاهی تاریخی و ملی دارند می‌توانند مسیر حوادث را پیش‌یابی کنند و یک جهت‌گیری کلی نسبت به روند حوادث داشته باشند؛ این افراد کسانی هستند که در جهت درست تاریخ ایستاده‌اند اما برخی افراد به علت عدم بهره‌مندی از دوراندیشی اسیر روایت‌های نادرست رسانه‌های دشمن می‌شوند. عمدتا این دسته از افراد باید با خود یک رویداد مواجه نزدیک داشته باشند تا نسبت به آن علم و آگاهی بدست آورند. تا زمانی‌که جنگ ۱۲ روزه یا جنگ اخیر پیش نیامده بود برخی افراد دچار توهماتی درباره مناسبات ایران و غرب بودند و حتی بخش اندکی از جامعه این توهم را نیز داشتند که آمریکا قرار است برای ما «آزادی»، «رفاه» و «توسعه» به ارمغان بیاورد!

وی ادامه داد: این دسته از افراد جامعه هنگامی که با جنگ اخیر روبرو شدند، بخش زیادی از حجاب توهمشان فرو ریخت، به همین دلیل جنگ سبب شد «انسجام ملی» ما عمق بیشتری نسبت به گذشته بیابد. البته باید یادآور شوم، زمانی که درباره ایران و ایرانیت سخن می‌گوییم نه تنها وطن دوستی به معنای ناسیونالیسم نیست بلکه باید بگویم حتی تقابل «امر ملی» و «امر دینی» هم حاصل اتاق فکرهای غربی و جریانی است که فهم درستی از خرد ایرانی ندارند. همانگونه که بارها گفته‌ام ایران در طول تاریخ یکی از بزرگ‌ترین کانون‌های دینی و معنوی جهان حتی در دوران پیش از اسلام بوده است؛ به همین علت در ایران دینی‌ترین افراد همواره ملی‌ترین افراد هستند.

در جنگ پیوند «امر ملی» و «امر دینی» به نحو مضاعفی آشکار شد/ مقاومت ایرانی‌ها در برابر متجاوزان سیاسی نیست بلکه تمدنی است

این استاد فلسفه تصریح کرد: همین جوانانی که این روزها با رمز «یا زهرا» و «یا علی» به استقبال شهادت رفتند و اجازه ندادند یک وجب از خاک کشور جدا شود، نقش مهمی در بقای حاکمیت ملی ایران و تامین منافع ملی آن داشتند اما متاسفانه برخی نیروهای کشور به ظاهر از امر ملی سخن می‌گویند اما زیر بیرق بیگانگان هستند بنابراین این تعارض امر ملی و دینی در ایران مسئله‌ای دروغین و ساخته و پرداخته سیا و موساد است. مقاومت ایرانی‌ها در برابر متجاوزان مبتنی بر خصلت و فرهنگ تاریخی آن‌ها است و نباید آن را به هیچ وجه سیاسی کرد بلکه یک مسئله تمدنی است؛ تمدنی که عقلانیت ما با دیانت ما پیوند دارد. اتفاق بزرگی در این جنگ افتاد و آن این بود که امر ملی و امر دینی که تا پیش از پیوند داشت در اینجا به نحو مضاعفی پیوند خودش را آشکار کرد. بخشی از مردم هم که حتی انگیزه‌های دینی نداشتند، به دلایل ملی حضور پیدا کردند بنابراین این‌ها مهم‌ترین عامل استقامت است.

ایرانی‌ها با خودآگاهی ملی و تاریخی متوجه نقشه دشمن شدند

عبدالکریمی ادامه داد: نکته مهم دیگر اینکه در واقع بخش بزرگی از مردم ما به یک خودآگاهی ملی و تاریخی رسیده‌اند. آنها در سیر این خودآگاهی ملی و تاریخی، دریافته‌اند که قدرت‌های بزرگ غربی اجازه نمی‌دهند، ایران و ایرانیت جایگاه خودش را در جهان کنونی پیدا کند بلکه می‌خواهند آن را در نظام برده‌داری جهانی مستحیل کنند و در حد یک برده نگه دارند. همچنین بخش بزرگی از جامعه ما به این خودآگاهی رسیده‌اند که مسئله فقط حاکمیت جمهوری اسلامی، ایران هسته‌ای، ایران موشکی هم نیست حتی مسئله ایرانِ قدرتمند نیست تا اگر ایران ضعیف شود، دست از سرش بردارند، بلکه این جنگ، جنگ موجودیتی بود و مردم این را فهمیدند. آن‌ها دریافتند که دشمنان می‌خواهند ایران را تکه‌تکه کنند.

این استاد فلسفه با تاکید بر اینکه ایران فی‌نفسه برای اسرائیل و آمریکا خطر است، تصریح کرد: ایران سرزمین بزرگی است، ثروت و منابع سرشاری دارد. ذهن ایرانی سرشار از استعداد است؛ نمونه‌ آن هم این است که ما در شرایط تحریم جهانی، چنین قدرت دفاعی‌ و بازدارندگی را ایجاد کرده‌ایم. لذا اسرائیل همواره از جانب ایران، احساس خطر می‌کند زیرا بر این باور هستند که ایران اجازه پیاده شدن نقشه‌های آنها در خاورمیانه را نمی‌دهند. بنابراین، اگر آن‌ها بخواهند ایران را به حال خود رها کنند، ممکن است این خطر بالقوه به خطر بالفعل تبدیل شود، پس در صدد هستند، کاری کنند که ایران هیچ‌گاه برای آن‌ها خطر نباشد.

وی افزود: همان‌طور که آمریکا و اسرائیل، بشار اسد را سرنگون کردند و جولانی را از زندان خارج کردند اما هنوز هم سوریه را تهدید می‌کنند و توجیه اسرائیل این است که ممکن است ده یا بیست سال بعد، سوریه تهدیدی برای موجودیت اسرائیل شود بنابراین زیرساخت‌ها را هدف قرار می‌دهد، با اینکه سوریه کاملاً خودی شده است! آنها با راه انداختن جنگ تحمیلی سوم می‌خواستند ایران را نابود و تجزیه کنند اما چون مردم نسبت به این موضوع خودآگاه شدند، خیابان‌ها را خالی نکردند و تاب‌آوری‌شان بسیار بالا رفت، بنابراین دشمنان نتوانستند دست به این کار بزنند. البته تاب‌آوری مردم همچنان باید تداوم داشته باشد تا پیروزی نهایی حاصل شود.

پس از جنگ ۱۲ روزه باید ساختارهای اجتماعی، سیاسی، رسانه‌ای در گفتمان خود تجدیدنظر می‌کردند

عبدالکریمی در پاسخ به این پرسش که در سال‌های اخیر برخی جریان‌های سیاسی مدعی بودند اگر زمانی موجودیت کشور با خطری روبرو شود، صرفاً نیرویی موسوم به «هسته سخت» برای دفاع به میدان می‌آیند و برخی از مردم بی‌تفاوت و نظاره‌گر خواهند بود اما در این جنگ نیروهای متعددی برای حفظ کیان کشور از هر گزندی، بیش از ۴۰ شبانه روز در خیابان‌ها استقامت کرده‌اند؛ زمانی که خطر دشمنان به طور کامل رفع شود، چگونه می‌‍توان این «سرمایه ملی» را حفظ کرد؟ گفت: این فریادها را من در جنگ ۱۲ روزه زدم اما چندان مورد التفات قرار نگرفت، اما به نظر می‌رسد این‌بارمورد بررسی قرار گیرد. در واقع، پس از جنگ ۱۲روزه، باید کلیه ساختارهای اجتماعی، سیاسی، رسانه‌ای و همچنین نظام دانشی ما ـ شامل حوزه‌های علمیه، دانشگاه‌ها، مدارس و جریان روشنفکری ـ در گفتمان خود تجدیدنظر می‌کردند.

نیازمند یک دستگاه فکری، برای به رسمیت شناختن «تکثر» در جامعه هستیم

این استاد فلسفه با تاکید بر اینکه یکی از مهم‌ترین مسائل جامعه ما و شاید مهم‌ترین مسئله آن، «ملت‌شدن» ایران است؛ گفت: امروز با یک دوقطبی عمیق در جامعه مواجهیم؛ دوقطبی‌ای که ریشه در یک «ترومای تاریخی - اجتماعی» دارد و می‌توان آن را نوعی «بیماری اجتماعی» دانست. این بیماری تاریخی-اجتماعی را نمی‌توان صرفا با روش‌های پلیسی، امنیتی، گزینشی یا حراستی حل کرد بلکه باید در سطح «نظام معرفتی» به آن پرداخت. وقتی از نظام معرفتی سخن می‌گوییم به این معنا است که نیازمند یک دستگاه فکری هستیم که «تکثر» موجود در جامعه را به رسمیت بشناسد. بنابراین دانشگاهیان، روشنفکران و روحانیون باید درباره این تکثر بیندیشند تا برای حفظ امنیت ملی و مقابله با تهدیدهای مستمر به یک ملت واحد تبدیل شویم؛ باید راهی بیابیم تا این دو قطب را در یک امر واحد یعنی «امر ملی» ادغام کرده و به وحدت برسانیم.

عبدالکریمی در پاسخ به این پرسش که آیا چنین چشم‌اندازی برای آینده وجود دارد؟ اظهار داشت: باید گفت این موضوع صرفاً یک چشم‌انداز نیست، بلکه تا حدی محقق شده است و لزوماً حاکمیتی نیست بلکه ریشه در بطن جامعه دارد. بخشی از جامعه که تاکنون احساس می‌کرد، نادیده گرفته شده است در این شب‌ها به خیابان آمد و همراهی خود را با کشور نشان داد. برای مثال، حضور دختران با سبک‌های مختلف پوشش در جامعه، نمادی از همین واقعیت است؛ واقعیتی که دیگر نمی‌توان آن را نادیده گرفت یا حذف کرد. بر این اساس، یقین دارم که پس از برقراری صلح و آرامش در جامعه برخی گفتمان‌ها تغییر خواهد کرد. اگر این بازنگری و تغییر گفتمان انجام نشود؛ ممکن است بار دیگر با بحران‌هایی مشابه گذشته مواجه شویم. بنابراین، همه دست‌اندرکاران، اعم از روشنفکران، متفکران، دانشگاهیان و روحانیون، باید برای فهم و حل این ترومای اجتماعی تلاش کنند؛ اندیشیدن به این مسئله و گفت‌وگو درباره آن، می‌تواند افق‌هایی برای حل آن بگشاید.

رابطهٔ متقابل سیا و موساد با اپوزیسیون نادان یکی از علل خطای محاسباتی دشمن بود

این استاد فلسفه در تحلیل علت پیش‌بینی نکردن تاب‌آوری و انسجام ملی جامعه ایرانی از سوی دستگاه‌های اطلاعاتی بیگانه، گفت: به نظر می‌رسد آن‌ها در ارزیابی توان دفاعی و موشکی ایران و همچنین در شناخت وضعیت اجتماعی کشور دچار خطای محاسباتی شده‌اند؛ یکی از دلایل این خطا می‌تواند دریافت اطلاعات نادرست از سوی برخی مخالفان خارج‌نشین باشد که تصویری غیرواقعی از جامعه ایران ارائه داده‌اند. رابطهٔ متقابل بین سازمان‌های سیا، موساد با به‌اصطلاح اپوزیسیون نادان ما یکی از علل این خطای محاسباتی بود. آن‌ها این اپوزیسیون را بزرگ کردند و اپوزیسیون هم خودِ این دستگاه‌ها را دچار یک نوع خطای محاسباتی کرد که نه تنها نتوانستند تاب‌آوری اجتماعی ما را پیش‌بینی کنند بلکه تصور می‌کردند با حمله آمریکا نیروی معترض به خیابان می‌آید! این خطای محاسباتی در نهایت باعث شد متجاوزان در تله بیفتند و برای بیرون آمدن از باتلاق خودساخته جنگ، پیشنهاد آتش‌بس را مطرح کنند.

وی در پاسخ به این پرسش که تا چه حد این احتمال وجود دارد که رئیس‌جمهور آمریکا از این استقامت ایرانیان درس بگیرد و برای همیشه جنگ را متوقف کند، اظهار داشت: باید به دو نکته توجه داشته باشید؛ حتی در یک دعوای شخصی، هیچ‌کس به صراحت اعتراف به شکست نمی‌کند. یعنی این تصور را نداشته باشید که ترامپ بیاید بگوید «من غلط کردم»؛ زیرا تصور درستی نیست. نکتهٔ دیگر این‌ است که به نظر می‌آید بین نتانیاهو و ترامپ هم یک نوع شکافی وجود دارد. شاید و شاید ترامپ بخواهد آرام‌آرام از جنگ کنار بکشد و اسرائیلی‌ها نگران هستند که اگر آمریکا از صحنه جنگ کنار برود به‌تنهایی نمی‌توانند به مقابله با ایران بپردازند و در همین چارچوب نیز به تخریب زیرساخت‌های ایران دست زدند تا فرصتی برای بازسازی توان خود در جهات مختلف بیابند.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات متنی
تبلیغات