ترنج موبایل
تبلیغات
کد خبر: ۹۷۷۸۴۳

وقتی تاج از شاه مهم‌تر بود!

وقتی تاج از شاه مهم‌تر بود!

اگر تاج کیانی نماد پیوند با گذشته اسطوره‌ای ایران بود، تخت سلطنتی نماد استقرار قدرت در زمان حال محسوب می‌شد.

تبلیغات
تبلیغات

در میان تمام نقاشی‌ پرتره‌های به جا مانده از فتحعلی‌شاه (دومین شاه قاجار) که در سال‌های طولانی سلطنت او کشیده شده‌اند، چهره و فرم بدنی او هیچ تغییری نکرده است. هیچ‌گونه اثر و ردی از افزایش سن یا تغییرات ظاهری در تصاویر دیده نمی‌شود. در تمام نقاشی‌ها مردی لاغراندام با ریش‌های بلند و کمر باریک دیده می‌شود که با انواع و اقسام نمادهای قدرت و جواهرات، در مرکز تصویر قرار گرفته است.    در میان همه این نشانه‌های سلطنتی اما دو عنصر بیش از دیگران در حافظه تصویری ایران ماندگار شده است؛ تاج کیانی و تخت طاووس. داستان این دو شی در واقع داستان تلاش فتحعلی‌شاه برای بازسازی تصویر پادشاهی در آن مقطع تاریخی ایران است.

به گزارش ایسنا، آقامحمدخان (اولین شاه قاجار) کشور را یکپارچه کرده بود، اما برای تبدیل شدن یک حکومت نظامی به یک پادشاهی مشروع، چیزی بیش از قدرت نظامی لازم بود. حکومت جدید باید گذشته‌ای برای خود می‌ساخت؛ گذشته‌ای که آن را به شاهان اسطوره‌ای و تاریخی ایران پیوند دهد.

تاج 3

فتحعلی‌شاه در سال ۱۲۱۲ قمری بر تخت سلطنت نشست و در همان سال نخست، سفارش ساخت تاجی را داد که نامش مستقیماً از تاریخ و اسطوره ایران می‌آمد. نام تاج یادآور شاهان کیانی شاهنامه بود و شکل آن نیز قرار بود همین پیوند را به نمایش بگذارد.  

تاج کیانی در شکل کامل خود، دارای هشت کنگره و طاق کروی سرخ‌رنگ است که سطح آن با ۱۸۰۰ دانه مروارید، ۱۵۰۰ قطعه یاقوت و ۳۰۰ زمرد درشت تزئین شده است. اما سفارش ساخت این تاج در آن بازه زمانی بیش از آنکه صرفا به معنای استفاده از یک شی سلطنتی باشد، بیانیه‌ای تصویری درباره تداوم پادشاهی ایران به شمار می‌رفت.

تاج 4

تاج 5

 در یکی از نخستین پرتره‌های فتحعلی‌شاه که میرزابابا نقاش در سال ۱۲۱۳ هجری قمری ترسیم کرده است، شاه را با جواهرات فراوان و کلاهی شاهانه می‌بینیم، اما خبری از تاج کیانی نیست.  در تصویری دیگر که متعلق به همان سال‌ است، تاجی بر سر شاه قرار گرفته که شباهت بسیاری به تاج کیانی دارد اما هنوز فرم نهایی و کنگره‌های شناخته‌شده آن را ندارد.

این تفاوت ظاهراً کوچک، حاوی پیام سیاسی مهمی بود؛ اینکه سلطنت قاجار در حال ساخته شدن بود و نقاشی‌ها نیز هم‌زمان با آن در حال شکل دادن به تصویر این سلطنت بودند.

 عباس امانت، کارشناس تاریخ قاجاریه علت تفاوت غیبت جواهرات در هنگام به سلطنت رسیدن فتحعلی‌شاه را عدم تمایل او به استفاده از کلاه کیانی آقامحمدخان می‌داند و همچنین احتمال می‌دهد که آخرین بخش از جواهرات سلطنتی که در اختیار صادق‌خان شقاقی بود، مدتی بعد به خزانه سلطنتی قاجار رسید.   

تاج 6

سال‌ها بعد، هنگامی که مهرعلی نقاش پرتره مشهور خود از فتحعلی‌شاه را خلق کرد، همچون دیگر تصاویری که در این سال‌ها کشیده شده‌بودند،  تاج کیانی بر سر شاه قرار داشت. اما جالب آنکه چهره و اندام شاه در مقایسه با تصاویر یک دهه قبل تقریباً تغییری نکرده است، انگار زمان بر پادشاه اثر نمی‌گذارد. آنچه تغییر کرده، نه خود شاه، بلکه کامل‌تر شدن نمادهای سلطنتی پیرامون او نسبت به سال‌های نخست سلطنت است.

با این حال، اگر تاج کیانی نماد پیوند با گذشته اسطوره‌ای ایران بود، تخت سلطنتی نماد استقرار قدرت در زمان حال محسوب می‌شد. فتحعلی‌شاه تنها به ساخت تاج اکتفا نکرد. پس از تثبیت حکومت، دستور ساخت «تخت خورشید» را صادر کرد؛ تختی آراسته به طلا و جواهر که در سال ۱۲۱۶ هجری قمری آماده شد.

این تخت به دستور شاه وقت و به کمک محمدحسین‌خان نظام‌الدوله (فرمانروای وقت اصفهان)، با استفاده از جواهرات موجود در خزانه شاهی، ساخته شد. به دلیل طرح خورشیدی که در بالای تخت قرار داشت، به «تخت خورشید» شهرت یافت. اما مدتی بعد و پس از ازدواج شاه با طاووس خانم، این تخت به نام «تخت طاووس» تغییر نام پیدا کرد.  

در برخی موارد پیش آمده است که تخت طاووس را با تخت «تخت طاووس هند» یکسان می‌دانند. در سایت بانک مرکزی ایران در توضیح این موضوع گفته شده است که «مقایسه و توصیفی که تاورنیه از تخت طاووس کرده و آنچه خود از تخت طاووس موجود دیده و استنباط کرده به این نتیجه رسیده که ادعای مدعیان باطل است و برای اطمینان و تأیید نظر خود با ناصرالدین‌شاه مذاکره و از ایشان استفسار کرده و مطمئن شده است تخت طاووس به امر فتحعلی‌شاه ساخته شده و به نام همسر او طاووس خانم، تخت طاووس نامیده شده است.»

تاج 7

تخت طاووس تنها یک صندلی سلطنتی نبود. این تخت به همراه قالیچه و مخده جواهرنشان خود، به مرکز ترکیب‌بندی نقاشی‌های درباری تبدیل شد. شاه بر آن می‌نشست و تمام عناصر دیگرِ تصویر حول این نقطه مرکزی سازمان می‌یافت.

اوج این روند را می‌توان در دیوارنگاره مشهور عبدالله‌خان معمارباشی در کاخ نگارستان مشاهده کرد؛ اثری که در سال ۱۲۲۸ قمری کشیده شد و بعدها بارها بازآفرینی شد و الگویی استاندارد برای نمایش سلطنت قاجار به وجود آورد. در واقع، در این تصاویر، شاه، تاج، تخت، قالیچه و مخده، عناصر جداگانه نیستند، آنها یک نظام تصویری واحد را تشکیل می‌دهند.

مدتی بعد از ساخت تخت طاووس، فتحعلی‌شاه دستور ساخت «تخت مرمر» و «تخت نادری» را هم صادر کرد تا بر نمادهای سلطنت خود بیافزاید. هرچند در میزان شهرت و محبوبیت تخت طاووس تغییری به وجود نیامد و اغلب شاهان بعدی نیز مراسم‌های تاجگذاری خود را بر تخت طاووس انجام دادند.

ماکت تخت طاووس در کاخ گلستان. تخت طاووس اصلی تا سال ۱۳۶۰ در کاخ گلستان نگهداری می‌شود، اما پس از آن به موزه جواهرات ملی ایران، واقع در خزانه بانک مرکزی در تهران انتقال پیدا کرد.

در این زبان بصری، تاج کیانی و تخت طاووس مشروعیت تاریخی قاجار را نمایندگی می‌کردند. شاید به همین دلیل باشد که سال‌ها پس از مرگ فتحعلی‌شاه نیز این اشیا اهمیت خود را از دست ندادند.

ناصرالدین‌شاه (نواده فتحعلی شاه) با وجود آنکه در بسیاری از عکس‌ها و نقاشی‌هایش تاج کیانی را بر سر نمی‌گذاشت و برخلاف دیگر شاهان قاجار، کمتر بر تخت سلطنتی می‌نشست، اما در سال ۱۲۷۴ هجری قمری دستور مرمت تخت طاووس را صادر کرد. او حتی اشعاری درباره تعمیر تخت بر آن افزود و به این ترتیب بار دیگر این نماد کهن سلطنت را وارد چرخه نمایش قدرت کرد.

امروز اگر به پرتره‌های فتحعلی‌شاه و ناصرالدین‌شاه نگاه کنیم، بیش از آنکه با تصویر دو پادشاه روبه‌رو باشیم، با دو شیوه متفاوت از نمایش قدرت مواجه می‌شویم؛ یکی مشروعیت خود را در انبوه نمادها، تاج‌ها، تخت‌ها و جواهرات جست‌وجو می‌کند و دیگری به سوی ارائه تصویر مدرن‌تر از پادشاهی گام برمی‌دارد.

 

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات