سیانان: ترامپ اهرمهای فشار علیه ایران را از دست داده است
بنابر اعلام یک رسانه آمریکایی، ترامپ طوری به نظر میرسد که انگار اهرم فشارش را از دست داده، ایدههایش تمام شده و بیش از پیش به دنبال راهی برای خروج از این وضعیت است.
یک پایگاه اینترنتی آمریکایی نوشت: هفته گذشته با رجزخوانیهای بیسابقهی دونالد ترامپ آغاز شد. او تهدید به ارتکاب آنچه بهظاهر میتواند جنایت جنگی باشد کرد و گفت اگر ایران خواستههایش را نپذیرد، یک «تمدن کامل» را نابود خواهد کرد.
به گزارش ایرنا به نقل از سیانان، اما اکنون در پایان هفته، ترامپ طوری به نظر میرسد که انگار اهرم فشارش را از دست داده، ایدههایش تمام شده و بیش از پیش به دنبال راهی برای خروج از این وضعیت است. خبرهای اقتصادی روز جمعه بهویژه برای توانایی ترامپ در ادامه این جنگ و اعمال فشار در مذاکرات آینده با ایران بسیار ناامیدکننده بود.
شوک نفتی ناشی از بنبست جاری در تنگه هرمز باعث شد تورم تنها در ماه مارس ۰.۹ درصد افزایش یابد؛ که بالاترین جهش ماهانه در نزدیک به چهار سال اخیر است. تورم اکنون بهصورت سالانه به ۳.۳ درصد رسیده که بالاترین نرخ از زمان ریاستجمهوری ترامپ است. قیمت بنزین در ماه مارس ۲۱.۲ درصد افزایش یافت که یک رکورد محسوب میشود.
شاخص اعتماد مصرفکننده دانشگاه میشیگان که میزان اعتماد آمریکاییها به اقتصاد را میسنجد به پایینترین سطح تاریخی خود از سال ۱۹۵۲ رسیده است.
شاید نگرانکنندهتر از همه برای ترامپ این است که این وضعیت ممکن است تازه آغاز کار باشد. شوک نفتی به این معناست که حتی اگر جنگ بهسرعت پایان یابد و تنگه هرمز دوباره باز شود، احتمالاً تورم برای ماهها به افزایش خود ادامه خواهد داد و اگر جنگ ادامه پیدا کند و تنگه در هفتههای آینده باز نشود، اوضاع میتواند بسیار وخیمتر شود.
این یعنی چشمانداز اقتصادی تیره ممکن است بهطور خطرناکی به انتخابات میان دورهای کنگره نوامبر (آبان) نزدیک شود؛ انتخاباتی که در آن جمهوریخواهان همین حالا هم برای حفظ کنترل مجلس نمایندگان با چالش جدی مواجهاند.
بیتردید این شرایط فشار را بر ترامپ افزایش میدهد تا برای پایان دادن به جنگ و بازگشایی تنگه هرمز به توافق برسد. این موضوع قدرت چانهزنی او در مذاکرات با ایران را کاهش میدهد، واقعیتی که در رفتارهای اخیر او نیز بازتاب یافته است.
اعلام آتشبس در روز سهشنبه بحثهای زیادی را برانگیخت درباره اینکه آیا ترامپ عقبنشینی کرده است. او ضربالاجلی تا ساعت ۸ شب به وقت شرق آمریکا تعیین کرده بود تا ایران با توافق موافقت کرده و تنگه را باز کند؛ در غیر این صورت، قرار بود به زیرساختهای ایران حمله کند، بهگونهای که به گفته خودش «یک تمدن را نابود کند».
ابهامهای زیادی درباره توافق وجود دارد، نخست اینکه، دو طرف روایتهای بسیار متفاوتی درباره برخی مسائل کلیدی ارائه دادهاند؛ از جمله اینکه کدام برنامه ۱۰ مادهای ایران قرار است مبنای مذاکرات باشد، آیا ایران بهطور موقت کنترل تنگه را در اختیار میگیرد یا نه، و اینکه آیا توقف حملات اسرائیل به حزبالله در لبنان بخشی از توافق بوده است یا خیر.
پس از آن، ترامپ و تیمش بیش از ایران مشتاق دستیابی به توافق به نظر رسیدهاند تا جایی که حاضر شدهاند در دو مسئله مهم به ایران امتیاز بیشتری بدهند، در حالی که مقامات تهران بارها تهدید کردهاند که مذاکرات را ترک خواهند کرد.
یکی از این مسائل، ادامه حملات اسرائیل به حزبالله در لبنان است که به گفته ایران و پاکستان نقض آتشبس محسوب میشود. مساله دوم این است که تنگه هرمز عملاً چندان باز نشده در حالی که ترامپ گفته بود آتشبس مشروط به «بازگشایی کامل، فوری و امن تنگه هرمز» است. اما واکنش دو طرف به این موانع بسیار متفاوت بوده است.
در مورد لبنان، دولت ترامپ تلاش کرده موضوع را کماهمیت جلوه دهد. جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، اختلاف نظر درباره اینکه آیا این حملات نقض آتشبس هستند را صرفاً یک سوءتفاهم دانست. همچنین پس از آنکه ایران خواستار عقبنشینی اسرائیل در لبنان شد، ترامپ شخصاً از بنیامین نتانیاهو درخواست کرد که اوضاع را آرام کند.
در مورد تنگه هرمز، لحن دولت ترامپ گاه نسبتاً ملایم بوده و قطعاً به شدت تهدیدهای اوایل هفته رئیسجمهور نزدیک نشده است. یک روز پس از اعلام آتشبس، از کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، درباره تردد تقریباً ناچیز در تنگه سؤال شد. او پاسخ داد که نشانههایی از افزایش تردد دیدهاند و زمان میبرد تا کشتیها دوباره بهطور گسترده از این آبراه عبور کنند.
تا روز پنجشنبه، ترامپ نشانههایی از نارضایتی بروز داد و در شبکههای اجتماعی نوشت که ایران در انجام وظیفه خود برای عبور دادن نفت از تنگه هرمز بسیار ضعیف عمل میکند.
ترامپ روز جمعه افزود که ایرانیها «هیچ برگ برندهای ندارند، اما اگر ایران هیچ برگ برندهای ندارد، رفتار دولت ترامپ چیز دیگری را نشان میدهد. شاید گویاترین جنبه وضعیت فعلی این باشد که این ایران است که بارها تهدید کرده از میز مذاکره خارج میشود، نه دولت ترامپ.
با وجود بسته ماندن تنگه هرمز دولت آمریکا ونس را برای مذاکرات حضوری به پاکستان اعزام کرد. در حالی که ونس در هواپیمای «ایرفورس تو» بود، نماینده ایران، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، در بیانیهای در شبکه ایکس اعلام کرد که وضعیت لبنان و یک مساله دیگر باید «پیش از آغاز مذاکرات» حلوفصل شود.
تصویر کلی این است که ترامپ بسیار مشتاقتر از ایران برای رسیدن به توافق به نظر میرسد، این در حالی است که ترامپ در ابتدا گفته بود جنگ تنها با تسلیم بیقید و شر» ایران پایان خواهد یافت.
این وضعیت در بستر کلی قابل درک است. ایران بدون شک از نظر نظامی ضرباتی خورده است. اما از نظر اقتصادی، توانایی بستن تنگه هرمز به این کشور یک برتری مهم میدهد. در واقع، ایجاد سابقه بستن تنگه میتواند بهصورت نظری یک عامل بازدارنده قوی در برابر حملات آینده باشد. از منظر راهبردی، مقامات تهران دلایل خوبی برای مقاومت دارند.
در مقابل، این جنگ از ابتدا برای ایالات متحده محدود به زمان بود. مردم آمریکا از همان ابتدا علاقه چندانی به آن نداشتند. همچنین آمریکاییها تمایل اندکی به پذیرش درخواستهای مکرر ترامپ برای تحمل درد کوتاهمدت در ازای منافع بلندمدت نشان دادهاند.
حمایت اندک از این جنگ با افزایش اخبار منفی اقتصادی حتی کمتر هم شده است. جمهوریخواهان بیش از پیش نگراناند که پیامدهای این وضعیت در انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ برایشان بسیار پرهزینه باشد.
این بدان معنا نیست که ترامپ قطعاً عقبنشینی خواهد کرد و دلایل زیادی وجود دارد که ممکن است این وضعیت ادامه یابد. او ممکن است در نهایت احساس کند مجبور است سختگیرانه مذاکره کند. در صدر این عوامل، رابطه او با اسرائیل قرار دارد.
رئیس جمهور آمریکا که پیامدهای اقتصادی جنگ علیه ایران به ویژه تنگه هرمز را دستکم گرفته بود، با لفاظیهای خود از جمله «نابودی تمدن ایران» تلاش کرد اقتصاد جهان را از لبه پرتگاه، خارج کند.
این لفاظیها با واکنش منفی بسیاری از چهرههای سیاسی و حتی هنری آمریکا و سراسر جهان مواجه شد که تهدیدات ترامپ را «جنایت جنگی» خواندند. جرج کلونی هنرپیشه آمریکایی در سخنرانی خود برای ۳ هزار دانشآموز دبیرستانی در کونئو، ایتالیا، گفت که رئیس جمهور آمریکا با این تهدید مرتکب جنایت جنگی شده است.