بررسی مجازی شدن آموزش در ایران
مدرسه آنلاین؛ تجربهای نیمهکاره
شبکه شاد که از همان زمان شروع به کارش در دوران کرونا اشکالات زیادی داشت، حالا پس از حدود ۵ سال همچنان با ضعفهایی روبهرو است، تاجایی که برخی مدارس غیرانتفاعی اپلیکیشنهای دیگری را برای خود درنظر گرفتهاند اما آن هم به دلایل مختلف کیفی فضای مجازی، پایین بودن سرعت اینترنت و مسائل فرهنگی مرتبط با آن پاسخگو نیست.
نوجوان که بودیم تماشای سریال «اسکیپی» که لوکیشن آن در استرالیا بود، یک علامت سوال جذاب برای بسیاری از ما به همراه داشت؛ اینکه چطور پسربچه خردسال و صاحب کانگورو در یک اتاقک کوچک با کامپیوتر درس میخواند و حتی در جلسه امتحان حاضر میشود. سالها بعد در دوران کرونا وقتی دیگر نوجوان نبودیم، نخستینبار تصویر این خاطره ناشناخته آن دوران، برای ما هم در ایران در دسترس شد.
به گزارش اعتماد، به نظر میرسید که فضای آنلاین کلاس با وجود اینترنت برای کودکان نسل جدید قابلیت اجرا داشته باشد، چراکه آموزشها در تمام جهان مجازی شد و اپلیکیشنهای زیادی در این زمینه پا به عرصه گذاشتند. شبکه شاد نخستین شبکه اینترنتی مدارس ایران هم سرانجام فروردین سال ۱۳۹۹ افتتاح شد تا در دوران اپیدمی کووید-۱۹، مدارس، کلاسها و آموزش به آن منتقل شود.
بعد هم همزمان با هر اتفاق اضطراری چون ناترازی انرژی و الزام برای کاهش مصرف آب و برق، سرما و برف، آلودگی هوا و حتی همین اواخر اعتراضات دی ماه وجنگ اخیر، این شبکه باید برای آموزش مجازی کودکان به کار گرفته میشد. شبکهای که همان زمان اشکالات زیادی داشت و حالا پس از حدود ۵ سال همچنان با ضعفهایی روبهرو است، بنابراین برخی مدارس غیرانتفاعی اپلیکیشنهای دیگری را برای خود درنظر گرفتهاند اما آن هم به دلایل مختلف کیفی فضای مجازی، پایین بودن سرعت اینترنت و مسائل فرهنگی مرتبط با آن پاسخگو نیست.
حالا در گفتوگو با والدین، دانشآموزان و یک معلم که همزمان عضو کانون صنفی معلمان ایران هم هست این موضوع را بررسی کرده است.
نگرانیهای والدین
تجربه آنلاین شدن مدارس در این سالها به ویژه از دوران کرونا، نشان داده است که این شیوه آموزشی در حال حاضر سه ضلع اصلی دارد و در واقع خلاف آنچه در مدرسه حضوری اتفاق میافتاد و دانشآموز و معلم به عنوان اعضای فعال آن مطرح بودند، در اینجا مادران هم به عنوان ناظر یا همراه مشارکت دارند و حالا هم حرفهای زیادی در این باره دارند.
غزل یکی از مادرانی است که کلاس مجازی فرزندش در شبکهای جز شاد برگزار میشود. او از کیفیت آموزش مجازی فرزندش راضی نیست، چراکه تمرکز بچهها در این فضا به علت قطعی اینترنت، پایین است؛ «اختلالهای متعددی رخ میدهد؛ گاهی صدا یا تصویر به طور ناگهانی قطع میشود و صحبت افراد روی یکدیگر میافتد. این مسائل باعث اتلاف زمان قابل توجهی میشود. معلم ناچار است دانشآموزان را به سکوت دعوت کند و هنگام صدا زدن یک دانشآموز، ممکن است او حضور نداشته باشد یا پاسخ ندهد.
در این شرایط زمان زیادی صرف میشود تا مشخص شود دلیلعدم پاسخگویی چیست؛ آیا اتصال اینترنت او قطع شده یا برای لحظاتی کلاس را ترک کرده است.» مادر برای اینکه بتواند به درس و کلاس فرزند خود برسد باید همیشه لپتاپ همراه داشته باشد، چراکه در بسیاری از مواقع جلسات تصمیمگیری برای آنلاین شدن کلاسها در استانداری، دیر برگزار میشود، بنابراین اطلاعرسانی درباره آن هم دیر انجام میشود؛ «اگر در خانه نبودیم یا برنامهای داشتیم و میخواستیم جایی مهمان بمانیم، ناچار بودیم حتما به خانه بازگردیم؛ زیرا با تلفن همراه یا تبلت امکان برقراری ارتباط فراهم نبود و لازم بود لپتاپ همراه داشته باشم.»
اما مشکل فقط این نیست، چراکه فضای مجازی، یادگیری، بودن و ماندن پای آن برای کودکی که هیچ ذهنیتی درباره آن ندارد، جدی نیست و این موضوع به شدت کیفیت حرفشنوی از معلم و یادگیری فعال را زیر سوال میبرد؛ «فرزند من هنگام برگزاری کلاس، درحالی که معلم مشغول تدریس است، گاهی تلویزیون را روشن میکند و زیر میز به تماشای کارتون میپردازد یا با تبلت بازی میکند.
به دلیل کند بودن روند آموزش مجازی و نداشتن تعامل مستقیم با معلم و همکلاسیها، حوصلهاش سر میرود. حتی پیش میآید که در میانه کلاس بلند شود و با برادرش فوتبال بازی کند، در حالی که معلم در حال پرسش از دانشآموزان است. زمانی که به او تذکر میدهم حالا وقت بازی نیست و باید سر کلاس بنشیند، پاسخ میدهد که به درس گوش میدهد و اگر صدایش کنند، میداند چه باید بگوید.»
از نظر او کیفیت و سرعت آموزش به قدری ضعیف و کند است که حتی حوصله والدین هم در مواجهه با آن سر میرود چه برسد به کودکان که کار کردن با آنها نیازمند کیفیتی است که بتواند، توجه تمرکز گریز کودکان را جلب کند؛ «شخصا صدای کلاس را که میشنوم، واقعا احساس بیحوصلگی میکنم و مدام به ساعت نگاه میکنم تا ببینم چه زمانی کلاس تمام میشود. در هر صورت فرزندم را با اصرار پای سیستم مینشانم و گاهی به دلیل امتناع او از نشستن سر کلاس، میان ما تنش و بحث ایجاد میشود؛ حتی پیش میآید که لپتاپ را ببندد و کلاس را ترک کند.
زمانی که به او تذکر میدهم ممکن است غیبت بخورد، پاسخ میدهد که این موضوع اهمیتی ندارد و مطالب مهمی در کلاس آنلاین مطرح نمیشود و معلم تصور میکند اینترنت او قطع شده است. همچنین هر زمان چند روز متوالی مدرسه به صورت آنلاین برگزار میشود، از من میخواهد او را به مدرسه ببرم و اظهار میکند که از ماندن در خانه خسته شده است.
از مدرسه آنلاین بیزار است و تا حدی میتوان این احساس را درک کرد، زیرا در مدرسه حضوری امکان تحرک، بازیگوشی، گفتوگو با همکلاسیها و بازی در زنگ تفریح را دارد، فوتبال بازی میکند و تجربهای شادتر و پویاتر را پشت سر میگذارد. در مقابل، در خانه برنامه به این صورت است که ۴۵ دقیقه کلاس برگزار میشود و پس از آن ۱۵ دقیقه استراحت درنظر گرفته میشود، اما این زمان کوتاه نیز اغلب صرف استفاده از تبلت میشود، زیرا تا بخواهد با برادرش فوتبال بازی کند، زمان استراحت به پایان رسیده و کلاس بعدی آغاز میشود.»
غزل روزهای نخستی که مدرسه آنلاین شده بود، درباره ساعت حضور فرزندش در کلاس و ماندن در تمام ساعت برگزاری آن حساسیت زیادی داشت اما حالا دیگر آن حساسیت را ندارد؛ «چند روز به دلیل کندی سرعت اینترنت تلفن همراه نتوانستم به کلاس متصل شوم و در آن مدت حتی احساس اضطراب هم نداشتم. زمانی که مدرسه با من تماس گرفت، با آرامش توضیح دادم که اینترنت ضعیف است و امکان اتصال وجود ندارد. وقتی گفتند معلم آماده تدریس است اما دانشآموزان حضور ندارند، پاسخ دادم با این وضعیت اینترنت عملا امکان برگزاری موثر کلاس فراهم نیست.
به نظر میرسد اهمیت موضوع برایم کمرنگ شده، زیرا معتقدم در کلاسهای آنلاین، بهویژه در مقطع دبستان، یادگیری چندان موثری اتفاق نمیافتد.» مادران دیگر هم همین شرایط را دارند، مثلا مینا که کودکش به تازگی به پیشدبستانی رفته است، میگوید: «بچه من در خانه همبازی ندارد. تمام دلخوشی ما این بود که در محیط پیش دبستانی بخشی از ارتباطات اجتماعی را در میان همسالان خود تجربه میکند اما متاسفانه در بیشتر روزها کلاسها آنلاین شد و کلاس آنلاین هم برای بچه۶ساله واقعا شوخی است.
نه تنها علاقهای به آن ندارد که در این مدت، آشنایی با کلاسهای آنلاین دریچهای شد برای آشنایی بیشتر با گوشی تلفن همراه و وابستگی به آن. گذشته از این، روزهایی که مدرسه آنلاین است زمینهای است برای اینکه در روزهای بعد هم کلاس و درس حضوری را جدی نگیرد و حتی صبح تمایل بیشتری به خواب داشته باشد. ما این همه برای پیش دبستانی هزینه کردیم اما متاسفانه تا این ماه سال، آنطور که باید به نتیجه و هدفمان نرسیدیم.»
مونا مادر جوان دیگری است که او هم از کیفیت ارایه شده در آموزش مجازی و کلاسهای آنلاین پسر خود رضایت ندارد مخصوصا اینکه اینترنت، قطعی و سرعت کند آن آزاردهنده بود هم برای مادر و هم پسر. همه اینها درحالی است که در این چند سال تجربهای که از کلاسهای مجازی فرزند خود داشته، فکر میکند که این شیوه آموزشی کاملا بر تعاملات و روحیات فرزندش تاثیر گذاشته است.
او همزمان معتقد است که اساسا یادگیری در فضای مجازی نسبت به روشهای دیگر آسانتر است، چون هزینه آن پایینتر است. دستکم در شرایط و با وجود ناامنیهای درون جامعه میتواند فرزند خود را کنار خود داشته باشد تا از آسیبها به دور باشد اما با این کیفیتی که ارایه میشود، مناسب نیست؛ «این شکل آموزش آنلاین مدارس، تاثیر زیادی در یادگیری و فهم بچهها ندارد.
فکر میکنم درنظر گرفتن آن، بیشتر برای رفع تکلیف بوده است. بچهها به جای دیدن و درست فهمیدن بیشتر در حالت پیامی و تک بعدی با هم تعامل میکنند. معلم براساس یک گفتوگوی ساده سطحبندی میکند و رتبه میدهد. در این سیستم تمرکز کودک کمتر میشود در حالی که فضای آموزشی با فضای خانه متفاوت است و بچهها تا در آن فضا نباشند، نمیتوانند درک و تمرکز کافی داشته باشند. موضوع کیفیت البته در مدارس دولتی به مراتب بیشتر است چون پلتفرم شاد برای این کار کارایی لازم را ندارد.»
نسرین مادر یک پسر نوجوان ۱۲ساله است. او در پاسخ به سوالات «اعتماد» این توضیحات را ارایه میکند: «پسر من خیلی بچه سر به هوایی است و خیلی سخت متمرکز میشود، از نظر دروسی که در فضای مجازی برای او طراحی شده خصوصا علوم یا درس جدیدی چون عربی باشد، فاجعه است. درسهایی که به آنها علاقهمند است و در بحثهای مرتبط با آن شرکت میکند، شرایط بهتری دارد و توانسته از پس آن بر بیاید.
همه تجهیزات لازم اعم از گوشی و لپتاپ را دارد اما واقعیت اینکه این اواخر و در جریانات دی ماه، مدارس مجازی اعلام میشد اما عملا اینترنتی نبود که بتوانند کلاس را به صورت مجازی برگزار کنند. فقط میخواستند بگویند که همهچیز به صورت عادی در حال برگزاری است. پسر من البته آدمی معاشرتی است و ترجیح میدهد با آدمها نزدیک باشد تا اینکه آنها را به صورت تصویری در صفحه گوشی یا لپتاپ ببیند. در شرایطی که مدارس مجازی میشد از دوستانش دور بود، بنابراین برایش سخت بود و دوست نداشت که این وضع ادامه داشته باشد.»
نیلوفر مادر دختر نوجوانی است که البته خیلی از مجازی شدن مدارس نگران است. او که خود پزشک است، میگوید که بچهها در سنین رشد هستند و دوری از مدرسه و آنلاین شدن آن یعنی کاهش تحرک؛ «کاهش تحرک میتواند منجر به بیماریهای جسمی و روحی زیادی در بزرگسالی شود.
دهه شصتیها اغلب روزها به مدرسه میرفتند مگر در زمانهایی که برف بود و خیابانها یخبندان میشد اما حالا بسیاری از آنها درگیر مسائلی چون چاقی، چربی و حتی دیابت و بیماریهای اسکلتی هستند. آنها که از کودکی تحرک داشتند به مدرسه میرفتند و بعد هم در کوچه بازی میکردند، این وضعیت را دارند تصور کنید کودکان نسل جدید، در کلاسهای آنلاین با کمترین تحرک بنشینند، روح و روانشان وابسته به تلفن همراه میشود و در کنار انواع مشکلات، حتی چشمهای آنها هم دچار آسیب میشود.
من شخصا در روزهایی که کلاسها مجازی میشود باید کارم را کم کنم تا بتوانم هم به درس بچه برسم و هم با او یک فعالیت ورزشی پرتحرک طراحی کنم که آن حداقلها را از دست ندهد اما اگر هوا آلوده باشد این تحرکها کنترل شدهتر و حتما در منزل است.»
کودکان چه میگویند؟
یک سوی دیگر این ماجرا و در واقع اصل آن، کودکانی هستند که باید در این فضا تعامل کنند، مفاهیم درسی را یاد بگیرند و مدرسه را تجربه کنند. تجربه محمدرضای ۱۵ساله که شاگرد اول کلاس هم بوده و در دوران کرونا هم کلاسهای آنلاین را تجربه کرده، این است که آموزش مجازی شاید بتواند به عنوان کمککننده باشد اما هرگز نمیتواند جای کلاس حضوری را بگیرد؛
«مجازی شدن کلاسها انرژی بیشتری از من برای درس خواندن میگیرد چون در این صورت باید خودم جستوجو کنم و پاسخ برخی از سوالاتم را پیدا کنم. در صورتی که وقتی سر کلاس معلم هستم، دستم را بالا میبرم سوال میپرسم و حتی بعد از کلاس میروم پای میز و با او حرف میزنم. کلاس حس بهتری از درس خواندن و فهمیدن دارد.»
امیر پسر بازیگوشی بود که میگفت کلا علاقهای به درس خواندن ندارد. برایش فرقی ندارد مدرسه مجازی باشد یا نباشد اما به طور کلی محیط مدرسه را برای شیطنت ترجیح میدهد؛ «کلاسها که مجازی میشود باید در خانه کنار مادرم بمانم و تا تمام شدن کلاس، خوش نمیگذرد اما در مدرسه و در مسیر آن، کلی با بچهها شوخی و خنده داریم.»
رادین، آنلاین شدن مدرسه را دلیل از بین رفتن تمرکزش در سالهای تحصیلی میداند و میگوید که اگر مدرسهها، طی این سالها مجازی نمیشد حتما در درس خواندن پیشرفت بیشتری داشت و چیزهای بیشتری یاد میگرفت. ویدا که امسال کلاس اول بود از آن دست کودکانی است که در روزهای آنلاین شدن مدارس، حسابی غصهدار است و گریه میکند.
مدرسه هنوز برایش خیلی جدید است و به قول مادرش ذوق و شوق سر کلاس رفتن را دارد. تابان هم که کمی بزرگتر است و تقریبا ۱۶ساله همینطور است؛ «دوست دارم بروم مدرسه، البته اگر ناظم اذیت نکند با بچهها خوش میگذرد، حوصله ندارم در خانه بمانم اما مجازی شدن هم از این نظر خوب است که میتوانم بیشتر بخوابم و در خانه صبحانه بخورم.»
پناه ۱۴ساله هم معتقد است که آنلاین شدن مدرسه جذاب است چون دیگر لازم نیست هر روز لباس بپوشد و به مدرسه برود، ضمن اینکه وقتی معلم درس میپرسد، نگرانی جواب دادن جلوی کل کلاس درس و به قول معروف «پای تخته» برای او کمتر است؛ «سر کلاس همه آدم را نگاه میکنند و مثلا اگر من بلد هم باشم، ممکن است جوابها از یادم برود و نتوانم حرف بزنم اما در کلاس مجازی حتی میتوانید تقلب کنید.»
مشکلاتی که هم سیستمی و هم فرهنگی است
نظر معلمها در این باره چیست؟ آموزش آنلاین در کشور در چه سطحی قرار دارد و آیا توانسته نیاز دانشآموز و معلم را برآورده کند؟ نرگس ملکزاده، معلم و یکی از اعضای کانون صنفی معلمان در پاسخ به این سوالها به سابقه و تجربه چندساله استفاده از آموزش مجازی و کلاسهای آنلاین اشاره میکند.
او میگوید که با وجود سابقه این سالها، اما آموزش مجازی هنوز نتوانسته در سیستم آموزش کشور خود را به درستی نشان دهد؛ «ما تجربه کار را در دوران کرونا داریم و متاسفانه بچهها ضعفهایی را از آن سال تاکنون با خود به همراه دارند، چون درسها را به صورت مجازی گذراندند و همینطور با ضعفها به مقاطع بالاتر آمدهاند و برطرف نشده است. در حال حاضر هم تعطیلیهای مکرر در واقع ادامه همان مسیر است، آن زمان تداوم داشت و حالا به طور مقطعی و با فاصله است. سیستم آموزشی ما در یک پیامرسان خاص به عنوان شاد تعریف شده است که مشکلات خاص خود را از نظر زیربنایی و فرم و شکل آن دارد اگرچه نسبت به گذشته تغییراتی هم داشته و امکاناتی به آن اضافه شده ولی هنوز نتوانسته جایگزین مناسبی برای آموزش حضوری باشد.»
او معتقد است که آموزش آنلاین نمیتواند بخشی از آموزش را مخصوصا در مدارس دولتی برعهده بگیرد به دلیل اینکه انحصارا پیامرسان باید شاد باشد که آن مشکلات فنی و فرمی خود را دارد؛ «دورانی که آموزش مدرسهها مجازی است، تدریس بیشتر حالت تکرار و تمرین دارد تا اینکه بتواند قابلیت انتقال مفاهیم را -آنطور که در کلاس انجام میشود- برعهده بگیرد.
در این صورت معلم هر قدر هم نظارت داشته باشد، ابزار تهدید و تشویق هم داشته باشد باز امکان حضور کامل دانشآموز سر کلاس و انتقال مفاهیم به او وجود ندارد. دانشآموز گاهی حاضر نیست با تشویق یا ابزار تنبیه حضور و غیاب و حتی امکانات صوتی و تصویری در کلاس حاضر شود و از هر ابزاری هم استفاده کنید برایش در کلاس بودن مهم نیست، بنابراین مطمئنا بعد هم دروس را مرور نمیکند که بخواهد رفع اشکال کند. آن درس کلا ازسوی دانشآموز کنار گذاشته میشود.»
او به تجربه خود و همکاران از این نوع آموزش در ایران اشاره میکند: «در برخی موارد مشاهده شده است که دانشآموز پس از ارسال فیلم آموزشی، آن را به صورت آنلاین مشاهده نکرده و در صورت غیبت نیز بعدها به شکل آفلاین از آن استفاده نکرده است. این مساله نشان میدهد که او هنوز فضای مجازی را به عنوان یک محیط رسمی آموزشی نپذیرفته، درحالی که در تعطیلیهایی که از پیش در تقویم آموزشی پیشبینی نشدهاند، آموزش رسمی عملا در همین بستر انجام میشود.
این موضوع همچنان یکی از چالشهای آموزش مجازی است و در بسیاری از دروس، به ویژه در دوره ابتدایی، ضعفهایی در مهارتهای پایه مانند خواندن و نوشتن ایجاد شده که به مقاطع بالاتر منتقل شده است. برای مثال، دانشآموزی که با ضعفهای اساسی از پایه سوم به چهارم رفته، حتی با بازگشت به آموزش حضوری نیز به طور کامل تقویت نشده، زیرا معلم فرصت کافی برای جبران کاستیهای سالهای گذشته ندارد.
همچنین دانشآموزی که دروسی مانند ریاضی، فیزیک، شیمی یا زیستشناسی را به صورت مجازی گذرانده، در مقطع بعد با مطالب سنگینتری مواجه میشود و این ضعفها با چند جلسه رفع نخواهد شد. ازسوی دیگر، معلم نیز نمیتواند دوباره به محتوای سال قبل بازگردد و آن را به طور کامل در کلاس حضوری تکرار کند. در صورتی که دانشآموز نیز همکاری لازم را نداشته باشد، بخشی از مباحث آموزشی به صورت نیاموخته باقی خواهد ماند.»
این فعال صنفی معتقد است که مشکل ما در حوزه مدرسههای مجازی را میتوان از دو منظر زیرساختی و فرهنگی مورد بررسی و نقد قرار داد؛ «بخش عمدهای از مشکلات به نبود زیرساختهای مناسب بازمیگردد. در آغاز اجرای آموزش مجازی، حتی محتوای متناسب با این شیوه آموزش نیز در دسترس نبود، اما به تدریج و با تلاش همکاران، محتوای آموزشی با کیفیت مطلوب تولید شده است.
اکنون حتی اگر معلمی امکان تولید محتوای اختصاصی برای کلاس خود را نداشته باشد، میتواند از منابع آموزشی مناسب سایر مدارس کشور بهرهمند شود. با گذشت زمان برخی کاستیها برطرف شده، اما مشکلات زیرساختی، به ویژه در شبکه شاد، همچنان پابرجاست. ازسوی دیگر، بخشی از مساله به پذیرش فرهنگی بازمیگردد.
در برخی موارد، دانشآموزان، خانوادهها و حتی برخی همکاران هنوز نپذیرفتهاند که آموزش مجازی میتواند در شرایط خاص جایگزین آموزش حضوری باشد، به همین دلیل، اغلب دانشآموزان با اعلام تعطیلی کلاس حضوری و برگزاری مجازی آن خوشحال میشوند و حتی برخی پیگیر جلسات تصمیمگیری برای تعطیلی مدارس هستند تا از مجازی شدن کلاسها مطلع شوند.»
نرگس ملکزاده تفاوتهای روحی روانی دانشآموزان با یکدیگر را به عنوان یکی از دلایل علاقه یاعدم علاقه به کلاسهای آنلاین میشمارد؛ «برای برخی دانشآموزان، مساله تنها یادگیری دروس نیست، آنها به دلیل نیازهای اجتماعی و عاطفی، ترجیح میدهند حضوری در مدرسه باشند و کنار دوستانشان باشند. محروم شدن از محیط مدرسه برای این دانشآموزان میتواند آزاردهنده باشد، چراکه ممکن است تنها فرصت تعامل اجتماعیشان در مدرسه شکل بگیرد یا روابط عمیقی در آنجا داشته باشند و از حضور در آن لذت ببرند.
در کلاس حضوری، ما بازخورد مستقیم از دانشآموز دریافت میکنیم. هر چند امکان برقراری ارتباط صوتی در محیط مجازی هم وجود دارد، اما فضای تعاملی و جدی کلاس حضوری و مدرسه تجربهای متفاوت و موثرتر ایجاد میکند. ازسوی دیگر، در شبکه شاد حتی اگر فضای تعاملی به صورت پیشفرض فراهم شده باشد، در عمل وقتی دانشآموز یا معلم بخواهد از آن استفاده کند، اغلب کار نمیکند.
گاهی حتی ارسال یک پیام ساده هم ممکن نیست و تعامل واقعی در آن فضا ایجاد نمیشود. هنگام تدریس، ممکن است برای دانشآموز پرسشی پیش بیاید که نتواند بیان کند و معلم هم قادر به پاسخگویی فوری نباشد. همچنین امکان بارگذاری محتوای تدریس محدود است. پیشتر، من محتوای درس را در ساعات خلوتتر، مثلا اواخر شب، در شاد بارگذاری میکردم تا دانشآموزان بتوانند قبل از کلاس آن را دانلود کنند، زیرا در زمان برگزاری کلاس و در ساعت شلوغی، آپلود و دانلود با مشکل مواجه میشد و این وضعیت تجربه کلاس را برای دانشآموزان آزاردهنده و خستهکننده میکرد.
اخیرا و در جریان اعتراضات دیماه، با پراکنده کردن ساعت کلاسها و محدود کردن دسترسی، این امکان نیز از بین رفت و دیگر نمیشد محتوای آماده شده را در زمانی جز ساعات تعیین شده برای هر مقطع بارگذاری کرد.»
در مقایسه با جهان
شرایط مدارس آنلاین ایران و نحوه استفاده از آن با سایر کشورهای جهان تفاوت زیادی دارد. در ایران، این مدارس بیشتر به صورت واکنشی و با هدف جبران تعطیلیهای ناگهانی مثل همهگیری کرونا، آلودگی هوا، ناترازی انرژی یا اتفاقات غیرمنتظره توسعه یافتند و زیرساختها هنوز محدود و غیریکپارچه است.
در مقابل، در بسیاری از کشورها به ویژه در اروپا و امریکای شمالی، آموزش آنلاین یک بخش جدی و برنامهریزی شده از سیستم آموزشی است. مدارس بینالمللی و برخی سیستمهای ملی، از سالها قبل زیرساخت، آموزش معلمان و روشهای سنجش آنلاین را توسعه دادهاند و مدلهای ترکیبی حضوری-آنلاین را به عنوان یک راهکار بلندمدت پیاده میکنند.
دانشآموزان در این کشورها با ابزارهای پیشرفته تعامل و یادگیری دیجیتال، پشتیبانی فنی و محتوای استاندارد جهانی روبهرو هستند، درحالی که در ایران هنوز این تجربه به شکل پراکنده و نامتوازن جریان دارد. ملکزاده، فعال صنفی معلمان هم معتقد است که مقایسه نظام آموزشی ایران با سایر کشورها نیازمند دیدی واقعبینانه است: «در کشورهایی که آموزش حضوری و زیرساختهای آموزشی قویتری دارند، ابزارها و فناوریهای آموزش آنلاین پیشرفتهتر هستند و مشکلات فنی یا کمبود محتوا کمتر دیده میشود. با این حال، در زمینههایی مانند تولید محتوای بومی یا استفاده خلاقانه از منابع موجود، ممکن است در برخی موارد نسبت به دیگر کشورها پیشرو باشیم.»
در هر صورت بعد از همهگیری کرونا، این بحث نه تنها در ایران که در جهان هم جدیتر شد. سال ۲۰۲۲ یک مطالعه کیفی در ایتالیا نشان داد که وقتی مدارس به صورت فوری و اجباری به آموزش آنلاین منتقل شدند، دانشآموزان با مشکلاتی مثل تمرکز پایین، استرس و کاهش تعامل با معلم و همکلاسیها مواجه شدند. در عین حال، این تجربه به آنها انعطاف و خودگردانی بالاتر در مدیریت زمان یادگیری داد.
همچنین مطالعه دیگری در ترکیه نشان داد که معلمان و دانشآموزان تجربههای متفاوتی از تدریس آنلاین داشتند که وابسته به مهارتهای فناوری، آمادگی و سبک یادگیری بود. این تحقیق در پایان سال تحصیلی ۲۰۲۱ با مشارکت هشت معلم ارشد زیستشناسی، چهار معلم زیستشناسی، نه معلم ارشد آموزش پیشدبستانی و سه معلم پیشدبستانی به صورت نظرسنجیهای آنلاین انجام شد، نشان داد که برای موفقیت در آموزش آنلاین باید به مهارتهای دیجیتال هم توجه شود. با وجود این، براساس گزارش اخیر مجله TES، یکی از معتبرترین نشریات هفتگی در حوزه آموزش حرفهای در جهان، طی سالهای اخیر شاهد رشد تقاضا برای مدلهای ترکیبی حضور و آموزش آنلاین در مدارس بینالمللی بودهایم.
مدرسه آنلاین از منظر اقتصاد
براساس میانگین شهریه مدارس غیرانتفاعی، هزینه سالانه آموزش در مقطع دبستان حدود ۹۰ میلیون تومان و در دبیرستان حدود ۱۵۰ میلیون تومان است. این ارقام با شهریه مدارس سطحبندی شده و هزینههای فوق برنامه، حتی بالاتر میرود. تعطیلی یک ماهه مدارس، حداقل ۱۰ تا ۱۵ میلیون تومان هزینه اضافی برای یک خانواده تکفرزند ایجاد میکند.
تعطیلیهای پی در پی مدارس و جایگزینی آموزش حضوری با آموزش مجازی، صرفا یک جابهجایی در شیوه تدریس نیست؛ این پدیده تبعات اقتصادی گستردهای دارد که هم در سطح خانوار و هم در مقیاس کلان قابل مشاهده است. آموزش فرآیندی انباشتی و پیوسته است. هر وقفه، بخشی از این زنجیره را سست میکند و برای جبران آن، هزینههای پنهان و آشکار ایجاد میشود.
افت یادگیری در پایههای ابتدایی یا در سالهای سرنوشتساز منتهی به آزمونهای مهم، معمولا بعدها با صرف منابع مالی بیشتر جبران میشود، اگر اساسا قابل جبران باشد. آموزش مجازی نیز به دلیل نابرابری در دسترسی به اینترنت پرسرعت، ابزار دیجیتال و مهارتهای فناورانه، کیفیتی یکدست ندارد.
این نابرابری دیجیتال به سرعت به نابرابری آموزشی و درنهایت به شکاف اقتصادی تبدیل میشود. خانوادههایی که توان مالی بالاتری دارند، با تامین کلاسهای خصوصی، محتوای تکمیلی و تجهیزات مناسب، بخشی از خلأ آموزشی را پر میکنند، اما برای خانوارهای کمدرآمد، هر تعطیلی به معنای عقبماندگی بیشتر است.
ازسوی دیگر، تعطیلی مدارس هزینه-فرصت قابلتوجهی برای والدین ایجاد میکند. کاهش ساعات کاری، افت بهرهوری یا صرف زمان برای نظارت بر آموزش فرزند، همگی بر درآمد خانوار اثر میگذارد. در شرایطی که شهریه مدارس غیردولتی و هزینههای جانبی آموزش سهم قابلتوجهی از بودجه خانواده را تشکیل میدهد، وقفه در آموزش حضوری نوعی اتلاف سرمایه تلقی میشود.
در مقیاس کلان، تداوم این روند میتواند کیفیت سرمایه انسانی را تضعیف کند؛ سرمایهای که موتور رشد اقتصادی آینده است. آموزش صرفا یک خدمت مصرفی نیست، بلکه سرمایهگذاری بلندمدتی است که اختلال در آن پیامدهایی فراتر از کلاس درس دارد.