آمریکا به نیروگاههای برق هم حمله خواهد کرد؟
عضو کمیسیون اقتصادی گفت: من فکر میکنم در ادامه موج حملات به زیرساخت اقتصادی، به صنایع برق ما هم حمله خواهند کرد. ضمن اینکه تا پسفردا هم مهلت به اصطلاح ضرب الاجل ترامپ هم سر میرسد و همین را بهانه حمله به برق ایران خواهد کرد.
در روز ۳۶ حمله ایالات متحده و اسراییل به ایران، زیرساختهای زیربنایی اقتصاد ایران مورد حملات شدید قرار گرفت. از ابتدای روز ۱۵ فروردین خبر حمله هوایی به پتروشیمی ماهشهر و چند پتروشیمی دیگر منتشر شد و پس از آن هم خبر حمله دوباره به تاسیسات اتمی بوشهر منتشر شد. پیش از این یکبار اسراییل به میدان گازی پارس جنوبی حمله کرد اما به دلیل حمله متقابل سنگین ایران و مداخله دونالد ترامپ، این دسته از حملات متوقف شد.
اسراییل البته در روزهای گذشته به صنایع فولاد ایران هم حمله کرده و حتی بنیامین نتانیاهو مدعی شده که در این حملات ۸۰ درصد توان تولید فولاد را از بین ببرد. اسراییل آن حملات را به بهانه اینکه صنایع نظامی ایران از فولاد تولید داخل استفاده میکنند توجیه کرد. ارتش آمریکا هم با حمله به پل B۱ کرج در روز سیزده بدر، نشان داد آماده ورود به فاز جدیدتر جنگ با ایران شده است.
در این رابطه حسین صمصامی، نماینده مجلس و عضو کمیسیون اقتصادی آن، به ابعاد مختلف جنگ فعلی پرداخت که این گفتگو در دو بخش منتشر خواهد شد.
در بخش اول صمصامی تاکید کرد حمله به ایران وارد مرحله دیگری شده که در آن زیرساختهای اقتصادی مورد اصابت قرار خواهند گرفت. از نظر او در روزهای آینده زیرساخت تولید برق هم با یورش آمریکاییها و اسرائیلیها مواجه خواهد شد.
وی با وجود اینکه بر اثرات مخرب جنگ بر اقتصاد و جامعه ایران دست میگذارد اما معتقد است مذاکرات صلح در شرایط فعلی و با توجه به خواستههای غیرقابل قبول ایالات متحده، به صلح پایدار منجر نخواهد شد و ایران باید با سنگین کردن هزینه جنگ کاری کند که دیگر غرب طمع حمله به ایران را به فراموشی بسپرد.
متن کامل بخش اول این گفتگو را میتوانید در ادامه مطالعه کنید.
امروز حملات به زیرساختهای اقتصادی مانند پتروشیمیها آغاز شد. این را میتوانیم یک تغییر فاز در جنگ بنامیم؟
همین طور است و من فکر میکنم دشمن ما یعنی ایالات متحده و اسراییل گام به گام شدت جنگ را افزایش دادند و اکنون هم من فکر میکنم اقدامات امروز در ادامه همان مسیر اولیه دشمن و ادامه طبیعی و منطقی همان مسیر است. دشمن با هدف تغییر رژیم حمله خود به ایران را آغاز کرد و قصد داشت اگر کل رژیم سیاسی هم تغییر نکرد لااقل به نحوی تغییر کند که جمهوری اسلامی به تامین کننده منافع آنها تبدیل شود و مدیریت منابع نفتی ما هم به دست آنها بیافتد.
بنابراین در همان لحظه حمله به ترور رهبری و مسئولان عالیرتبه دست زدند تا از این طریق هرج و مرج ایجاد شود و سناریوی آنها به موفقیت برسد. این گام به موفقیت نرسید زیرا هرج و مرج در کشور حاکم نشد و به سرعت دشمن ناکام ماند.
در گام بعدی دشمن سراغ زیربنا و تاسیسات مرتبط با توان نظامی ما رفت و سعی کرد با ضربه زدن به این بخشها توان دفاعی و آتش ما را خنثی کند منتها در این گام ایران با قوت به حملات متقابل خود ادامه داد و حتی محکمتر از پیش به اسراییل و کشورهای عربی خلیج فارس که اجازه حملات امریکا از خاکشان را داده بودند، مورد هدف قرار داد. پس در این مرحله هم توفیقی نصیب دشمن نشد و دشمن دیگر ناچار به اقدامات سختتر و رفتن سراغ تاسیسات اقتصادی و زیربنایی ما بروند.
نشانه یا قرائن بیشتری از شکست آمریکا و اسراییل در گام دوم حمله به ایران را میتوان نشان داد؟
همین که امروز سراغ حمله به پتروشیمی ماهشهر و برخی پتروشیمیهای دیگر رفتند، نشانهای از شکست دشمن است. با این همه تشتت موجود در میان فرماندهان نظامی ایالات متحده با کاخ سفید هم یک قرینه مهم ازعدم موفقیت آمریکا در جنگ ظالمانه با ایران است. این روزها شنیدهایم که تعدادی از ژنرالهای برجسته آمریکا توسط دولت ترامپ کنار گذشته میشوند، که اتفاق ساده و پیش پا افتادهای نیست و نشان میدهد که حتی سران ارتش آمریکا هم از این اقدامات پرریسک و بدون موفقیت ترامپ کلافه شدهاند.
مطمئن باشید اگر آمریکا تا این مرحله از جنگ توفیقی به دست آورده بود، اکنون در میان فرماندهان برجسته آن چنین اختلافاتی دیده نمیشد. درواقع ترامپ وقتی دید فرماندهان خودش او را یک شکست خورده میدانند، دست به تغییر آنها زد.
چرا در این مرحله اسراییل به صنایع فولاد ایران حمله کرد؟
صهیونیستها با این عنوان که فولاد در خدمت صنایع نظامی هم هست و نیازهای موشکی را هم تا جای ممکن در زمینه سختافزار مانند لوله و… تامین میکند، مورد هدف قرار داد. به همین دلیل در مرحله حمله به زیرساخت نظامی به صنایع فولاد هم حمله کرد.
به این ترتیب حمله به تاسیاست پتروشیمی ایران آغاز گام سوم این جنگ است. فکر میکنید در این فاز ایران بیشتر آسیب میبیند یا آمریکا؟
واضح است ما، اسراییل و کشورهای متحد آمریکا در خلیج فارس به مراتب صدمههای جدیتر و بزرگتری میبینیم چرا که ایالات متحده در سرزمین خود نمیجنگد و حملات تلافیجویانه ما هم به اقتصاد آن کشور صدمهای نمیزند. نهایتا ما به متحدان آمریکا صدمه میزنیم و البته که باید بزنیم و آنها هم مجبور میشوند پس از جنگ پولهایشان را در اختیار آمریکا بگذارند تا دوباره همان صنایع را برایشان بسازد. درنتیجه آمریکا لزوما باختی در این بخش نمیدهد.
این اما همه ماجرا نیست. آنجایی که ما توانستیم به آمریکا صدمه بزنیم به طور خاص بستن تنگه هرمز است. او امروز زیرساختهای ما را میزند زیرا نتوانست پس از حمله به زیرساختهای نظامی، ایران را به تسلیم یا حداقل باز کردن تنگه هرمز مجبور کند.
بسته ماندن تنگه هرمز در شرایطی بود که کشور ما بارها بمباران شد و حتی گفته میشود میزان بمبهایی که بر سر ایران ریخته شد بیش از میزانی بوده که در جنگهای دیگر مصرف شده است. با وجود همه این فشارها و صدمههای جدی به نیروی دریایی و هوایی ما، اما باز هم اختیار تنگه در دست ما مانده است. این برگ برنده کشور ماست.
در مورد هزینهها لازم میدانم به این نکته تاکید کنم که ذات جنگ مخرب و زیانبار است. ای کاش جنگی به راه نمیافتاد و تاسیسات کشور ما هم بمباران نمیشد. این جنگ به ما تحمیل شد و علیرغم انعطافهایی که کشور به خرج داد باز هم ایالات متحده به طمع تسلیم شدن به ما یورش آورد. در اینجا ما ناچار به جنگیدن هستیم و باید در این راستا عمل کنیم.
فکر میکنید زیرساخت برق را هم بزنند؟
من فکر میکنم در ادامه همین موج حملات به زیرساخت اقتصادی، به صنایع برق ما هم حمله خواهند کرد. ضمن اینکه تا پسفردا هم مهلت به اصطلاح ضرب الاجل ترامپ هم سر میرسد و همین را بهانه حمله به برق ایران خواهد کرد.
در مقابل این اقدامات، ایران باید چه کند؟
من فکر میکنم ما باید حملات به حملات محکم خود ادامه دهیم. ما در شرایطی قرار گرفتهایم که اگر پاسخ زیادهخواهیهای دشمن را ندهیم ناچار به تسلیم خواهیم بود. این جنگ برای ما یک جنگ وجودی است پس هر چند ضربه خوردن به زیرساختها تلخ است اما نباید مانع حملات رزمندگان ما شود. ما ناچار به مقاومت هستیم و با حملات خود باید چنان هزینه را برای دشمن افزایش دهیم که دیگر طمع حمله به ایران به سرش نزند.
شما با طرح آتش بس، در شرایط فعلی موافق هستید؟
اگر آتش بس بتواند به صلحی پایدار و منطقهای منجر شود، مفید است. در این مرحله به نظر نمیرسد تن دادن به آتش بس به این امر منجر شود و احتمالا مانند جنگ ۱۲ روزه خواهد شد که دشمن تجدید قوا کند و دوباره به ما یورش بیاورد و اقتصاد ما را هم در وضعیت «نه جنگ و نه صلح» قفل کند.
بنابراین در این مرحله فکر میکنم باید حملات سنگین انجام دهیم تا دشمن پس از مشاهده هزینههای جنگ با ایران، وقتی پای میز مذاکره صلح آمد واقعا اراده خاتمه جنگ را داشته باشد و دیگر در پی حملات دوباره نباشد. در غیر این صورت جنگهای بعدی در انتظار کشورمان خواهد بود و ما فرصت بیرون آمدن از وضعیت «غیرطبیعی» و شبه جنگی را نخواهیم داشت.