سوگ در کودکان؛ از «بازگشت خیالی درگذشتگان» تا نیاز به آغوش امن
یک روانشناس گفت: بسیاری از کودکان مرگ را بهعنوان یک جدایی موقتی تصور میکنند و انتظار دارند فرد فوتشده بازگردد. این برداشت تا حدی تحت تأثیر محتوای کارتونی و انیمیشنهاست که در آنها مرگ بهدرستی بازنمایی نمیشود و شخصیتها بارها میمیرند و دوباره زنده میشوند.
لیلا صادقی، روانشناس کودک و نوجوان با تأکید بر تفاوتهای اساسی سوگواری در کودکان و بزرگسالان میگوید: درک مرگ در کودکان، متناسب با سن و رشد شناختی آنها شکل میگیرد و معمولا واکنشهای آنها به سوگ، پیچیده، ناپایدار و گاه متناقض است.
به گزارش ایسنا، لیلا صادقی با اشاره به اینکه فهم کودکان از مفهوم مرگ رابطه مستقیمی با سطح رشد شناختی آنها دارد، افزود: تجربه عینی مرگ، بهویژه از دست دادن یکی از عزیزان یا حتی حیوان خانگی، میتواند این درک را در کودکان خصوصاً در سنین پایینتر تسریع کند. با این حال، اگر اطلاعات مربوط به مرگ بهصورت ساده، ملموس و متناسب با الگوی فکری و تجربیات روزمره کودک ارائه شود، او قادر خواهد بود این مفهوم را بهتر درک کند.
وی با تأکید بر تفاوت مسیر سوگواری در کودکان و بزرگسالان افزود: کودکان احساسات خود را به شیوههای متنوعی بروز میدهند و سوگ در آنها ابعاد عاطفی، ذهنی، جسمی و اجتماعی قابل توجهی دارد. همچنین نوع درک، نیازها و رفتارهای کودک در مواجهه با مرگ، بهطور مستقیم به سن او وابسته است.
این روانشناس درباره مراحل سوگواری در کودکان توضیح داد: مرحله نخست، «شوک و انکار» است که کودک در آن دچار گیجی، ناباوری و نوعی بهتزدگی میشود. در مرحله دوم، «خشم» بروز میکند و کودک احساس آشفتگی، اعتراض و دلخوری را تجربه میکند. مرحله سوم، «ناامیدی و درهمریختگی» است که با احساس گناه، بیقراری، گریه و تمایل به تنهایی همراه است. در نهایت، در مرحله چهارم که «پذیرش و بهبودی» است، کودک به تدریج به وضعیت روانی باثباتتری میرسد و فقدان را قابل پذیرشتر مییابد.
صادقی با اشاره به اینکه سوگواری در کودکان برخلاف بزرگسالان یکنواخت و مداوم نیست، تصریح کرد: ممکن است کودک در یک بازه زمانی کوتاه، بین احساس غم و شادی نوسان داشته باشد. این تغییرپذیری به این معناست که نشانههای سوگ در کودکان همواره آشکار و قابل تشخیص نیست و آنها احساسات پیچیده خود را به اشکال مختلف بروز میدهند.
وی ادامه داد: از جمله نشانههای رایج در کودکان سوگوار میتوان به افزایش وابستگی اشاره کرد؛ بهطوری که کودک تمایلی به دور شدن از خانواده ندارد و حتی برای رفتن به مهدکودک، مدرسه یا کلاس مقاومت میکند. همچنین اختلالات خواب از دیگر علائم شایع است؛ کودک ممکن است تمایل داشته باشد کنار والدین بخوابد، کابوس ببیند یا رؤیاهای نگرانکننده را تجربه کند.
این روانشناس اضافه کرد: اضطراب نیز از دیگر پیامدهای سوگ در کودکان است. تجربه مرگ یک فرد نزدیک میتواند سطح بالایی از استرس و نگرانی را در کودک ایجاد کند و باعث شود مدام درباره آن اتفاق سؤال بپرسد یا نسبت به رخدادهای مشابه حساس و نگران شود.
صادقی با اشاره به دشواری درک مفهوم مرگ برای کودکان گفت: بسیاری از کودکان مرگ را بهعنوان یک جدایی موقتی تصور میکنند و انتظار دارند فرد فوتشده بازگردد. این برداشت تا حدی تحت تأثیر محتوای کارتونی و انیمیشنهاست که در آنها مرگ بهدرستی بازنمایی نمیشود و شخصیتها بارها میمیرند و دوباره زنده میشوند؛ بنابراین، پرسشهایی مانند «او کی برمیگردد؟» یا حتی انتظار برای بازگشت فرد فوتشده، در کودکان طبیعی است.
وی درباره نحوه مواجهه بزرگسالان با کودک سوگوار تأکید کرد: نخستین گام، ارائه اطلاعات درست و قابل فهم به کودک است. در عین حال، حفظ روال عادی زندگی روزمره اهمیت زیادی دارد. همچنین باید با کودک درباره افرادی که از او حمایت میکنند و مراقبش هستند صحبت شود تا احساس امنیت تقویت شود.
این روانشناس افزود: تماس بدنی و آغوش، نقش مهمی در آرامسازی کودک دارد. بزرگسالان باید از کلماتی استفاده کنند که بتواند احساسات خود و کودک را توصیف کند. علاوه بر این، تشویق کودک به فعالیتهایی مانند بازیهای خلاقانه و ورزش میتواند به تخلیه هیجانات کمک کند. حتی در برخی موارد، حضور کودک در مراسم وداع با فرد فوتشده یا انجام نمادهایی مانند روشن کردن شمع و مرور خاطرات، میتواند به پردازش سوگ کمک کند.
صادقی در ادامه با اشاره به کودکان ۱۲ سال به بالا خاطرنشان کرد: در این گروه سنی، ایجاد احساس امنیت و اطمینانبخشی نسبت به وجود افراد حامی اهمیت ویژهای دارد. همچنین باید از آنها خواسته شود احساسات خود را با کلمات بیان کنند تا بتوانند بهتر با تجربه فقدان کنار بیایند.