ترنج موبایل
کد خبر: ۹۵۸۵۳۶

راهبرد ایران برای پایان جنگ/ چرا تهران به چرخه «مذاکره–جنگ–آتش‌بس» اعتماد ندارد؟

راهبرد ایران برای پایان جنگ/ چرا تهران به چرخه «مذاکره–جنگ–آتش‌بس» اعتماد ندارد؟

چگونگی پایان دادن به جنگ تحمیل شده علیه ایران، گرچه از سوی هیات حاکمه آمریکا به بحرانی ناگفته تبدیل شده است اما ایران این پایان را نه به شیوه‌ای که کاخ سفید تعیین می‌کند که با تاکید بر خواسته‌های مشروع خود می‌خواهد.

«در حال مذاکره با ایران هستیم» این جمله بار دیگر در نشست‌های خبری، توییت‌ها و اظهارات «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا در حال تکرار است، بی آنکه ما به ازای عینی در میدان واقعیت داشته باشد. برای بسیاری این پرسش مطرح است که ترامپ از کدام مذاکره سخن می‌گوید، وقتی مقام‌های ایران از وزارت خارجه و دولت تا مجلس و قوه مقننه، به صراحت شکل گیری رسمی مذاکرات را رد کرده و تنها تبادل پیام از سوی میانجیگران را تایید می‌کنند که امری معمول در جنگ به حساب می‌آید.

به گزارش ایرنا؛ برای ایران و حتی شاید جهان، دیپلماسی و مذاکره اعلامی و اعمالی از سوی رئیس‌جمهور و دولت آمریکا، به گواه همه یک سال گذشته شمسی، چیزی جز دروغ و فریب نبوده و با هر بار آغاز مذاکره‌ای برای رسیدن به یک راه‌حل، ترامپ به تشویق و تهییج «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر اسرائیل، دور تازه‌ای از حملات به ایران را آغاز کرده است. ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ در میانه مذاکراتی که خود آمریکا خواهان آن بود یک بار و ۹ اسفند همان سال برای بار دوم، جنگی علیه ایران تحمیل شد که به شهادت رهبر انقلاب، فرماندهان و بسیاری از مردم عادی و غیرنظامی ایران و نیز نابودی بسیاری از خانه‌ها و اماکن ایران منجر شد و با چنین تجربه‌های تلخی، عدم پذیرش سریع و بی‌قید و شرط هر گونه مذاکره، عقلانی‌ترین کاری است که تهران در حال حاضر آن را انتخاب کرده و انجام می‌دهد.

49

ایران و تاکید بر شکستن چرخه‌ای خطرناک

همزمان با افزایش جمله سازی با کلمه «مذاکره» از سوی رئیس‌جمهور آمریکا، رسانه‌های جهان از اعزام نیروهای نظامی به منطقه خاورمیانه خبر می‌دهند و حتی طرح اشغال جزایر و خاک ایران از سوی آمریکا هم مطرح شده است و تناقض برای تصمیم‌گیران در تهران، چیزی جز فریب را از سوی کاخ سفید نشان نمی‌دهد. اعزام نیروی زمینی به منطقه و بررسی اشغال جزیره خارک، متن اصلی تمام حاشیه‌هایی است که مقامات آمریکا در روزهای اخیر مطرح کرده‌اند و این مهم‌ترین گزاره‌ای است که ایران آن را می‌بیند و بر مبنای آن تصمیم می‌گیرد.

برهمین اساس «سید عباس عراقچی» در تماس تلفنی روز پنجشنبه ۶ فروردین با «هاکان فیدان» وزیر امور خارجه ترکیه، درخواست مذاکره همزمان با تداوم تجاوز و اعزام نیرو و تجهیزات نظامی به منطقه برای ارتکاب جنایت بیشتر علیه مردم ایران را نشانه تناقض در رفتار و گفتار آمریکایی‌ها دانست.

وزیر امور خارجه ایران در موضع گیری‌های سه هفته اخیر بارها تاکید کرده آتش‌بسی که در پی آن جنگ دیگری باشد را نمی‌پذیریم. «سید عباس عراقچی» شامگاه چهارشنبه ۵ فروردین در پاسخ به پرسشی درباره طرح ادعای مذاکره با ایران از سوی مقامات آمریکا به صراحت توضیح داد: «موضع ما این است که ما دنبال جنگ نیستیم؛ این جنگ، جنگ ما نیست؛ ما این جنگ را شروع نکرده‌ایم و خواهان خاتمه جنگ هستیم، ولی به شکلی که دیگر تکرار نشود. به همین دلیل آتش‌بس نمی‌خواهیم. آتش‌بس نمی‌خواهیم، نه اینکه جنگ می‌خواهیم؟ نه؛ آتش‌بس نمی‌خواهیم، چون آتش‌بس همان چرخهٔ باطل است که مجدداً می‌تواند این گرفتاری را ایجاد کند. ما خواهان خاتمه جنگ با شرایط خودمان هستیم و به شکلی می‌خواهیم که دیگر این جنگ تکرار نشود و دشمنان ما درسی بگیرند که حتی هوس حمله به ایران را هم در سر نداشته باشند. دوم اینکه خسارات مردم ایران پرداخت شود.»

«اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت امور خارجه هم پیش از این و همزمان با افزایش ادعاهای مذاکراتی آمریکا توضیح داده بود که «طی چند روز گذشته پیام‌هایی از طریق برخی کشورهای دوست مبنی بر تقاضای آمریکا برای مذاکره جهت پایان جنگ واصل شد که به نحو مقتضی و طبق مواضع اصولی کشور به آنها پاسخ داده شد. در این پاسخ‌ها هشدارهای لازم درباره پیامدهای وخیم هرگونه تعرض به زیرساخت‌های حیاتی ایران داده و تاکید شد هرگونه اقدام علیه زیرساخت‌های انرژی ایران با واکنش قاطع، فوری و موثر نیروهای مسلح ایران مواجه خواهد شد.»

سخنگوی وزارت امور خارجه همچنین هرگونه مذاکره و گفتگو با آمریکا طی ۲۴ روز گذشته جنگ تحمیلی را رد و تصریح کرد که موضع جمهوری اسلامی ایران در خصوص تنگه هرمز و شرایط پایان جنگ تحمیلی هیچ تغییری نکرده است.

«محمد باقر قالیباف» رئیس مجلس ایران هم پیش از این تاکید کرده بود که مردم ما خواهان تنبیه کامل و پشیمان‌کننده متجاوزان هستند و تمام مسئولین تا رسیدن به این هدف پشت سر رهبر معظم انقلاب و مردم خود محکم ایستاده‌اند. هیچ مذاکره‌ای با آمریکا انجام نشده است. فیک نیوزها برای دستکاری بازارهای مالی و نفتی و فرار از باتلاقی است که امریکا و اسرائیل در آن گیر افتاده‌اند.

50

چرا موضع تهران مستحکم است؟

مجموع اظهارات و اقدامات مقامات ایران از زمان اوجگیری ادعاهای مذاکراتی ترامپ حکایت از آن دارد که تهران به اندازه لازم و کافی در یک سال گذشته به این چرخه مذاکره- جنگ- آتش‌بس- مذاکره، فرصت داده است و این بار بیش از هر زمان دیگری برای شکستن این دور تسلسل بیهوده، مصمم خواهد بود. تکرار چرخه اشاره شده نه فقط برای ایران بلکه برای همه کشورهای منطقه و جهان تبعاتی غیرقابل انکار دارد و از این روست که وزیر امور خارجه تصریح می‌کند که کسی در این جنگ، نتوانسته با مواضع مستحکم ما درباره محوه پایان دادن به جنگ مخالفت کند و وقتی با وزرای خارجه متعددی صحبت کرده‌ و توضیح داده‌ام، هیچ وزیر خارجه‌ای نبود که بگوید حق با شما نیست.

به نظر می‌رسد نه فقط ایران که بسیاری از کشورهای جهان از منظر عقلانی نمی‌توانند ادعاها، اظهارات و قول و قرارهای رئیس‌جمهور آمریکا در مواجه با بسیاری از موضوعات از جنگ نظامی تا تعرفه تجاری و اقتصادی را قابل قبول ارزیابی کنند و از این روست که در بسیاری از مواقع جز به ضرورت نمی‌خواهند در چنین شرایطی کنار او قرار گرفته و شریک تصمیمات وی باشند. برای این گروه‌ها که خود قربانی زیاده‌خواهی‌های مبهم و طرح‌های نه چندان معقول رئیس‌جمهور آمریکا هستند؛ قابل پذیرش خواهد بود که کشوری که به فاصله چند ماه، بی‌هیچ دلیل منطقی و در میانه مذاکرات مورد تهاجم نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل قرار گرفته؛ به این راحتی تن به تکرار آن چرخه ندهد.

ایران اما برای رسیدن به یک تصمیم برای پایان دادن به جنگ، اساسا سیگنال‌های درستی از سوی آمریکا دریافت نمی‌کند و کاملا مطمئن است که اعزام نیروهای زمینی به منطقه برای حمله به تمامیت ارضی خود، در میانه ادعاهای مذاکراتی؛ همان تله‌ای است که ترامپ ناشیانه بر سر راه تهران تدارک دیده اما واقعیت آن است که برای تصمیم‌گیران جمهوری اسلامی ایران، در شرایط کنونی هیچ موضوع دیگری جز رصد تحرکات آمریکا و شرکایش در منطقه وجود ندارد.

به اذعان تحلیلگران نظامی و سیاسی، رئیس‌جمهور آمریکا در این جنگ تحمیلی علیه ایران، متحمل شکست شده است؛ از آن رو که به هیچ‌یک از اهداف مبهم و اعلامی خود در آغاز این نزاع دست نیافته است. رژیم سیاسی و دولت مستقر همچنان بر سر کار است و امور کشور را در دست دارد، مردم ایران جز برای حمایت از این رژیم و مدافعان به خیابان نمی‌آیند، موشک‌های ایران اراضی اشغالی در فلسطین را روزی چند بار بمباران می‌کنند، پایگاه‌های آمریکا در کشورها منطقه همچنان در تیررس موشک‌ها و پهپادهای ایران است و در نهایت هم تنگه هرمز در کنترل ایران.

ترامپ در حال حاضر مدعی از بین بردن برنامه هسته‌ای ایران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای است، ادعایی که در عالم واقع چندان درست به نظر نمی‌رسد از آن رو که تهران اساسا در پی ساخت سلاح هسته‌ای نبوده و نیست و پیش از هر دو جنگ تحمیل شده در بهار و زمستان ۱۴۰۴ نیز برای شفاف سازی درباره برنامه هسته ای خود اعلام آمادگی کرده بود.

رئیس‌جمهور آمریکا اگر به معنای واقعی کلمه در پی خروج از این بحران خودساخته است؛ راه آن مشخص‌تر از آن است که نیازی به داستان‌پردازی‌ وجود داشته باشد؛ کافی است به اصول مندرج در قوانین بیت‌المللی و حتی قوانین داخلی کشور خود عمل کرده و احترام بگذارد. از حمله به کشوری مستقل پرهیز کرده و در سناریوهای غیرمعقول نخست‌وزیر اسرائیل ایفای نقش نکند.

ایران یک ماه گذشته از جنگ تحمیل شده، نشان داد که توان دفاع از خود را به خوبی دارد و این کشور مستقل در تنهای استراتژیک خود هم قادر به تامین امنیت برای مردمان خود است. جامعه ایران هم نشان دادند به رغم تمام انتقادات و شرایط سخت غیرقابل انکار در کشور، در این شرایط جنگ و درگیری در کنار مدافعان خود قرار می‌گیرند نه مهاجمان به خود.

آنچه از نوع پاسخ ایران به درخواست‌های مذاکراتی آمریکا قابل ارزیابی است؛ حکایت از آن دارد که تهران در این پاسخ بیش از هر موضوع دیگری بر بازدارندگی پایدار تاکید دارد و توقف موقت و یا حتی توافق موقت را راهکار مسئله خود نمی‌داند. بر مبنای دیدگاه ایران هر گزاره‌ای که متضمن آتش‌بس باشد و به تعبیر وزیر امور خارجه فاقد تضمین‌های عینی، چرخه اشاره شده را در بازه‌ زمانی کوتاه مدت بار دیگر به کار خواهد انداخت و این به معنای موقتی بودن هرگونه اقدام، تصمیم، سرمایه‌گذاری و روابط در منطقه و حتی جهان است.

در سطح منطقه‌ هم تداوم این وضعیت می‌تواند پیامدهایی فراتر از تقابل دوجانبه داشته باشد. کشورهای منطقه که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم در معرض تبعات این تنش‌ها قرار دارند، به‌خوبی می‌دانند که بی‌ثباتی مداوم، امنیت و اقتصاد آنها را تهدید می‌کند. از این منظر، رویکرد ایران برای پایان قطعی جنگ، می‌تواند در صورت تحقق، به الگویی برای کاهش تنش‌های منطقه‌ای تبدیل شود.

در نهایت، آنچه بیش از همه در این معادله اهمیت دارد، تغییر در محاسبات طرف مقابل است. تا زمانی که هزینه‌های اقدام نظامی علیه ایران به‌طور ملموس افزایش نیابد، احتمال تکرار سناریوهای مشابه وجود خواهد داشت. بنابراین، تاکید تهران بر «درس‌آموزی دشمن» را باید نه یک شعار، بلکه بخشی از یک راهبرد کلان برای تثبیت امنیت ملی و جلوگیری از چرخه‌های فرسایشی در آینده تحلیل و تفسیر کرد.

ارسال نظرات
تبلیغات
خط داغ