آتلانتیک: ایران نیازی به شکست دادن کامل آمریکا ندارد؛ کافی است با جنگ نامتقارن مقاومت کند
توانایی ایران برای بسته نگه داشتن تنگه، که از سوی سلطان احمد الجابر «تروریسم اقتصادی» علیه همه کشورها خوانده شده، لزوماً به شکست نیروهای آمریکایی وابسته نیست. صرف تهدید حمله به کشتیها یا حتی برخورد گاهبهگاه مین، پهپاد یا موشک به نفتکشها میتواند برای تحقق اهداف تهران کافی باشد.
نشریه آتلانتیک در تحلیلی درباره جنگ ایران می نویسد که ایران برای پیروز شدن، نیاز ندارد آمریکا را به طور کامل شکست دهد بلکه کافی است با وارد کردن خسارات اقتصادی و راهبردی، مقاومت کند. در مقابل، آمریکا و اسرائیل برای جلوگیری از شکست راهبردی، نیازمند دستاوردهای قاطع هستند.
به گزارش عصر ایران، ترجمه این تحلیل را در ادامه بخوانید:
جنگ میان ایالات متحده آمریکا و ایران در ابتدا بهعنوان آزمونی از توان نظامی و ذخایر تسلیحاتی آغاز شد و در این مرحله، آمریکا و اسرائیل برتری آشکاری داشتند.
آمریکا حدود ۲۰ ناو و زیردریایی از جمله دو ناو هواپیمابر، ۵۰ هزار نیروی نظامی و صدها هواپیما و پهپاد را وارد میدان کرد.
دونالد ترامپ اعلام کرد که خود زمان پایان جنگ را تعیین خواهد کرد و تنها چند روز پس از آغاز درگیری مدعی شد که آمریکا پیروز شده است.
اما روند جنگ که اکنون بهطور چشمگیری تغییر کرده است؛ آن هم پس از آنکه ایران عملاً تنگه هرمز را مسدود کرد و نفتکشهایی را که معمولاً یکپنجم نفت جهان را از این مسیر عبور میدهند، متوقف ساخت.
ترامپ در واکنش، دستور اعزام نیروهای کمکی را صادر کرد. به گفته مقامهای دفاعی، سه ناو آبی خاکی حامل بیش از ۵ هزار تفنگدار دریایی و ملوان از آسیا بهسمت خلیج فارس در حرکتاند و تا روز جمعه به منطقه خواهند رسید.
همچنین پنتاگون در حال آمادهسازی اعزام ۲ هزار چترباز از لشکر ۸۲ هوابرد است و احتمال دارد نیروهای بیشتری نیز بهزودی دستور استقرار دریافت کنند.
با این حال، حتی این اقدامات نیز ممکن است برای مهار پیامدهای گسترده جنگ بر اقتصاد جهانی کافی نباشد.
ایهود باراک در گفتوگویی هشدار داد که بازگشایی تنگه نیازمند استقرار دستکم دو لشکر آمریکایی، معادل حداقل ۲۰ هزار نیرو، و حضور طولانیمدت در منطقه است.
به گفته او، نیروهای دریایی باید مینها را پاکسازی کرده و از نفتکشها و کشتیهای تجاری محافظت کنند، در حالی که دیگر نیروها باید با موشکها و پهپادهای ایرانی مقابله کنند.
با این حال، توانایی ایران برای بسته نگه داشتن تنگه، که از سوی سلطان احمد الجابر «تروریسم اقتصادی» علیه همه کشورها خوانده شده، لزوماً به شکست نیروهای آمریکایی وابسته نیست.
صرف تهدید حمله به کشتیها یا حتی برخورد گاهبهگاه مین، پهپاد یا موشک به نفتکشها میتواند برای تحقق اهداف تهران کافی باشد.
ترامپ که جنگ را با شعار تغییر رژیم و حذف تهدیدات ایران آغاز کرده بود، اکنون تلاش دارد بازارهای جهانی انرژی را که بهدلیل بسته شدن تنگه دچار آشفتگی شدهاند، تثبیت کند.
به این ترتیب، ابتکار عمل در تعیین پایان جنگ از واشینگتن به تهران منتقل شده و ترامپ تمایل بیشتری به مذاکره نشان میدهد.
آمریکا طرحی ۱۵ بندی برای پایان جنگ ارائه کرده و ایران نیز با پیشنهاد ۵ بندی شامل موضوعاتی متفاوت مانند جبران خسارات جنگ و بهرسمیت شناختن حاکمیت خود بر تنگه پاسخ داده است.
راهبرد کنونی ایران یعنی جنگ نامتقارن در برابر نیروی برتر آمریکا، یادآور روشهایی است که شورشیان عراقی بیش از دو دهه پیش برای مقابله با ارتش آمریکا به کار گرفتند.
در آن زمان، سلاح اصلی بمبهای کنار جادهای بود؛ اما امروز پهپادهای ارزان و مینهای دریایی این نقش را ایفا میکنند.
مقامهای آمریکایی معتقدند تاکنون حدود یک دوجین مین در آبهای تنگه کار گذاشته شده و هزاران مین دیگر نیز در ذخیره ایران قرار دارد. این سلاحهای کمهزینه و متحرک میتوانند تهدیدی بزرگ برای تجهیزات پیشرفته و گرانقیمت آمریکا ایجاد کنند.
ارتش آمریکا اعلام کرده از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه بیش از ۹ هزار هدف را مورد حمله قرار داده، ۱۴۰ شناور ایرانی را غرق کرده و حدود ۹۰ درصد از توان موشکی و پهپادی ایران را تضعیف کرده است.
با این حال، به نظر میرسد ایران از ذخایر باقیمانده خود بهصورت حسابشده استفاده میکند و موشکهای بالستیک را برای اهداف مهم و نمادین نگه داشته و برای حملات مکرر از پهپادها بهره میبرد.
در چنین شرایطی، ایران برای پیروزی نیازی به شکست دادن کامل ندارد؛ بلکه کافی است با وارد کردن خسارات اقتصادی و راهبردی، مقاومت کند. در مقابل، آمریکا و اسرائیل برای جلوگیری از شکست راهبردی، نیازمند دستاوردهای قاطع هستند.
به گفته باراک، نتیجه این روند تبدیل شدن جنگ به یک نبرد فرسایشی است. او هشدار داد آمریکا در شصت سال گذشته تقریباً در همه نبردها پیروز بوده، اما در هیچ جنگی پیروزی کامل به دست نیاورده است.
جنگ نامتقارن راهبردی شناختهشده برای کشورهای ضعیفتر در برابر قدرتهای بزرگ است و ایران طی دههها آن را تکامل داده است. در عراق، تهران با تأمین سلاح برای نیروهای نیابتی نقشآفرینی کرد و سلاحهایی مانند بمبهای نفوذگر موجب کشته شدن صدها نظامی آمریکایی شد.
در سالهای اخیر نیز ایران با تجهیز حوثیها به موشک و پهپاد، عملیات آمریکا در دریای سرخ را با چالش مواجه کرده است.
در حوزه هوایی نیز نبردی مشابه در جریان است. ایران توان مقابله مستقیم با جنگندههای پیشرفته آمریکا را ندارد، اما تعداد حملات خود را افزایش داده است. در هفته اول جنگ، ۱۸ تا ۲۷ حمله، در هفته دوم ۲۴ تا ۳۹ حمله و در هفته سوم ۲۵ تا ۴۱ حمله ثبت شده است.
ایران در این مدت استفاده از موشکها را کاهش داده و بیشتر به پهپادها تکیه کرده است. موشکهای بالستیک اکنون عمدتاً برای اهداف دورتر مانند اسرائیل استفاده میشوند. نمونه آن حمله اخیر به تلآویو است.
در مقابل، حملات به اهداف نزدیکتر مانند قطر، امارات و عربستان عمدتاً با پهپاد انجام میشود که هدف آنها ایجاد اختلال در زیرساختهای اقتصادی است. حمله به بندر فجیره در امارات و پالایشگاه میناء الاحمدی در کویت از جمله این موارد است که باعث آتشسوزیهای گسترده شد.
به گفته تحلیلگران، هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی برای وارد کردن بیشترین فشار و وادار کردن کشورهای منطقه به فشار بر آمریکا طراحی شده است.
در حالی که آمریکا و اسرائیل هزاران هدف ثابت در ایران را هدف قرار دادهاند، کارشناسان تأکید دارند برای برتری واقعی باید اهداف متحرک مانند پرتابگرها و قایقهای مینگذار هدف قرار گیرند که بسیار دشوارتر است.
تجربه تاریخی نیز نشان میدهد مقابله با مینهای دریایی بسیار پیچیده است. در دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، کشتیهای آمریکایی بارها با مین برخورد کردند و آسیب دیدند. عملیات پاکسازی مین نیز فرآیندی پیچیده شامل شناسایی و خنثیسازی است.
در حال حاضر، توان مینروبی نیروی دریایی آمریکا در حال گذار است و برخی از تجهیزات قدیمی از خدمت خارج شدهاند. کشتیهای جدید با قابلیت عملیات از راه دور جایگزین آنها شدهاند، اما این تغییرات چالشهایی ایجاد کرده است.
کارشناسان میگویند عملیات پاکسازی مین تنها زمانی آغاز میشود که تهدید موشکی و پهپادی کاهش یابد. در غیر این صورت، نیروهای آمریکایی با عدم قطعیت درباره تعداد مینها مواجه خواهند بود.
حتی چند حمله محدود به کشتیها میتواند کشتیرانی تجاری را که اکنون بیش از ۹۰ درصد کاهش یافته، بیشتر مختل کند. در عین حال، ایران احتمالاً همچنان توان تولید و استفاده از پهپادها را حفظ خواهد کرد.
با توجه به تجربه خود در عراق جنگهای نامتقارن به دشمنان آمریکا امکان میدهد حتی با امکانات محدود، به مقاومت ادامه دهند. بهرغم پیشرفتهای نظامی، آمریکا هرگز نتوانست تهدید بمبهای کنار جادهای را بهطور کامل از بین ببرد. در نهایت، این تجربه نشان داد که حتی اگر آمریکا حملات گستردهای انجام دهد، دشمنانش همواره راهی برای ادامه مقاومت پیدا میکنند و گاهی همین کافی است.