برگ برنده در تنگه هرمز
ترامپ به دنبال یک تصویر روشن از پیروزی است؛ خواه این تصویر، کنترل تنگه هرمز باشد، خواه سه جزیره مورد مناقشه، جزیره خارگ یا ذخایر اورانیوم غنیشده ایران
با ادامه جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، نشانههای آشکاری از اختلاف میان متحدان منطقهای و فرامنطقهای درباره نحوه مواجهه با این بحران و مشخصا موضوع تنگه هرمز دیده میشود. در حالی که واشنگتن تلاش دارد با کسب حمایت گستردهتری از شرکای خود برای این جنگ، یک ائتلاف منطقهای و بینالمللی را برای باز نگهداشتن تنگه هرمز ایجاد کند،
به گزارش شرق، برخی دولتهای غربی، از جمله استرالیا، اسپانیا و آلمان، بهصراحت اعلام کردهاند قصد مشارکت در این درگیری را ندارند و حتی استفاده از پایگاههای نظامی خود برای ادامه جنگ را رد کردهاند. با توجه به افزایش شدید قیمت جهانی نفت بهواسطه معادلات و تبعات ناشی از بستهشدن تنگه هرمز اکنون آمریکاییها تمرکز جدی برای مدیریت این تنگه را در دستور کار قرار دادهاند. در همین باره دونالد ترامپ در تازهترین اظهاراتش درباره تنگه هرمز گفت: «برای باز نگهداشتن تنگه (هرمز)، کشورهای منطقه باید به این مبارزه بپیوندند. چون ما هیچ سودی از این تنگه نمیبریم. کشورهایی که نفت دریافت میکنند باید مشارکت کنند. این تنگه باید در تمام مسیر باز بماند. ما آنجا خواهیم بود تا به آنها کمک کنیم».
با وجود درخواست ترامپ، وزارت امور خارجه فرانسه اعلام کرد این کشور ناوهای جنگی خود را به تنگه هرمز اعزام نخواهد کرد. حساب رسمی پاسخگویی وزارت خارجه فرانسه در پلتفرم ایکس با انتشار رشتهتوییتی به ادعاهای تازه پاسخ داد و نوشت: «درست نیست». در ادامه این پیام آمده است: «نه. ناو هواپیمابر (فرانسه) در شرق مدیترانه باقی میماند». این حساب کاربری افزود: «مأموریت فرانسه کماکان دفاعی و حفاظتی است. دست از هراسافکنی بردارید». واقعیتهای جاری نشان میدهد هنوز کنترل این تنگه در دست تهران قرار دارد که قطعا میتواند روی محاسبات واشنگتن برای ادامه جنگ اثرگذار باشد؛ چراکه پیامدهای اقتصادی و راهبردی بستهشدن تنگه هرمز فشارهای جدی بر ترامپ وارد کند.
در همین باره والاستریت ژورنال در گزارشی به نقل از کارشناسان نظامی تخمین زده برای ایجاد پدافند هوایی لازم در تنگه هرمز، بهازای هر نفتکش، دو کشتی جنگی نیاز است یا به عبارت دیگر، برای اسکورت کاروانهای پنج تا 10 نفتکش، 12 فروند کشتی لازم خواهد بود. اما فواصل کوتاه در این منطقه، سرنگونی موشکها و پهپادها را بسیار دشوارتر میکند. با وجود هفتهها حملات آمریکا و اسرائیل که توان نیروی دریایی و قابلیتهای نظامی ایران را بهشدت کاهش داده، فرماندهان آن همچنان توانایی حمله را از خود نشان میدهند.
برایان کلارک، عضو ارشد مؤسسه هادسون و افسر باسابقه نیروی دریایی، تخمین میزند علاوه بر ناوهای جنگی، حداقل 12 فروند پهپاد MQ-9 Reaper نیز برای گشتزنی در آسمان و حمله به پرتابگرهای موشک و پهپاد ایران هنگام ظهورشان در ساحل مورد نیاز است. به نوشته انتخاب، کلارک میگوید: «این یعنی هزاران سرباز و ملوان و سرمایهگذاری نسبتا قابل توجه و ممکن است مجبور باشید ماهها این کار را انجام دهید». سایر کارشناسان نظامی نیز هواگردهای دیگری مانند جت جنگنده هاریر نیروی تفنگداران دریایی را نیز به عنوان گزینهای برای پشتیبانی از اسکورتها پیشنهاد کردهاند. براساس گزارش لوییدز لیست اینتلیجنس، یک شرکت پیشرو در تحلیل امور کشتیرانی، تأخیرهای ناشی از اقدامات امنیتی و تعداد محدود ناوهای جنگی موجود، تردد نفتکشها از طریق تنگه را به ۱۰ درصد سطح عادی کاهش خواهد داد. با این میزان از تردد، ماهها زمان لازم است تا انبوه بیش از ۶۰۰ کشتی تجاری بینالمللی که در خلیج [فارس] سرگردان ماندهاند، تعیینتکلیف شوند.
حتی با وجود اینهمه تلاش، همچنان خطر قابل توجهی وجود خواهد داشت که ایران بتواند ضربات کوبندهای وارد کرده، به کشتیهای جنگی و تجاری آسیب زده یا حتی آنها را غرق کند. موشکهای کروز ضدکشتی ایران قابل حمل بوده و میتوانند بهسرعت برای حملات زننده و گریزنده جابهجا شوند. دیلیمیل هم طی مقالهای هشدار داده بستهشدن تنگه هرمز که در حال حاضر باعث افزایش قیمت نفت شده است، میتواند از نظر اقتصادی بسیار بزرگتر از شوکهای نفتی سالهای ۱۹۷۳ و ۱۹۷۹ باشد.
چرا تنگه هرمز باید بسته بماند؟
درباره چرایی بستهماندن تنگه هرمز و اهمیت و تأثیر آن بر ادامه معادلات جنگ، حسین علایی، از چهرههای سابق نظامی کشورمان، در بخشی از مقاله اخیرش این خط تحلیلی را دارد که در حال حاضر ایران برای مقابله با تهاجم قویترین ارتشهای جهان به خاک خود با سه طریق واکنش مؤثر نشان داده است؛ نخست، دفاع نیروهای مسلح از کشور و زیر آتش گرفتن اسرائیل بهویژه تلآویو و حیفا و نیز پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه. دوم، حضور گسترده مردم در خیابانهای همه شهرهای ایران و ناکامگذاشتن برنامه اسرائیل برای حمله و اشغال مراکز حکومتی از طریق افراد مزدورِ مسلح و خائنان به وطن عزیز. و سوم، بستن محدود تنگه هرمز به روی کشتیهای دولتهای همسو با آمریکا و اسرائیل در جنگ با ایران. به باور علایی، از سه واکنش فوق، مسدودسازی تنگه هرمز اثر بسیار عمیقی در برگرداندن پیامدهای منفی جنگ به سوی آمریکا و اسرائیل و دولتهای همسو با آنها داشته است، به طوری که قیمت نفت با وجود آزادسازی دخایر استراتژیک بالا رفته و اقتصاد جهانی را با چالش مواجه کرده است.
بر همین اساس به نظر میرسد ایران برای پایاندادن به این جنگ ظالمانه، چارهای جز آنکه تنگه هرمز را به طور کامل مسدود سازد، ندارد. ایران نباید اجازه ورود و خروج به کشتیهای متعلق به کشورهایی که جنگ آمریکا با اسرائیل را محکوم نکردهاند و خواهان پایاندادن آن از سوی دولتهای متجاوز نشدهاند، بدهد. نشریه «میدلایست مانیتور» هم در مقالهای به بررسی پیامدهای راهبردی و اقتصادی بستن تنگه هرمز توسط ایران در جریان جنگ جاری با ایالات متحده پرداخته است. آنطور که ایسنا نقل میکند، این مقاله اشاره کرده وضعیت کنونی بازتابی از راهبرد «فرسایش وجودی» است؛ راهبردی که ایران از طریق آن تلاش میکند با واردکردن فشار بر بازارهای جهانی، روایت دولت آمریکا از این جنگ را به چالش بکشد.
براساس این مقاله، کاخ سفید تلاش کرده است کارزار نظامی خود علیه ایران را از طریق نشستهای خبری و بیانیههای عمومی به عنوان موفقیتی بزرگ جلوه دهد. با این حال، اقدامات ایران در عمل شوکهای قابل توجهی در بازارهای جهانی ایجاد کرده است. این رسانه انگلیسی اشاره میکند اختلال یا بستهشدن تنگه هرمز مستقیم بر نقاط حساس اقتصادی روزمره مانند قیمت سوخت و هزینههای زندگی تأثیر میگذارد. حتی پیش از حمله به کشتیها نیز صرف تهدیدها موجب شده بود بسیاری از شرکتها از عبور از این آبراهه خودداری کنند.
مقاله مذکور توضیح میدهد شرکتهای بزرگ کشتیرانی بهدلیل نگرانیهای امنیتی، انتقال کالا از طریق تنگه هرمز را متوقف کردند. در نتیجه، از زمان آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، تردد از این تنگه تقریبا متوقف شده است. این اختلال انتقال حدود یکپنجم عرضه نفت جهان، یکپنجم تجارت جهانی گاز طبیعی مایع و حدود ۱۳ درصد از تجارت جهانی مواد شیمیایی از جمله کودهای کشاورزی را تهدید میکند. به گفته مقاله، نرخ حمل نفتکشها، هزینه سوخت دریایی و حق بیمههای جنگی نیز بهشدت افزایش یافتهاند. میدلایست مانیتور همچنین به اظهارات عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، اشاره میکند که درباره پیامدهای اقتصادی بحران اظهار نظر کرده است. عراقچی در یک پست در شبکههای اجتماعی اعلام کرد فقط ۹ روز پس از «عملیات اشتباه حماسی»، قیمت نفت دو برابر شده و قیمت کالاها در سراسر جهان رو به افزایش است.
او همچنین اعلام کرد ایران برای تحولات بعدی آماده است و احتمال اقدامات بیشتری را مطرح کرد. در ادامه نشریه انگلیسی به اظهارات سخنگوی قرارگاه خاتمالانبیای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ۱۱ مارس اشاره میکند که اعلام کرد هر کشتی مرتبط با رژیم صهیونیستی، ایالات متحده یا متحدان آنها «هدف مشروع» تلقی خواهد شد. او همچنین تلاشها برای مهار افزایش قیمت نفت را بیاثر دانست و هشدار داد قیمت نفت میتواند به ۲۰۰ دلار در هر بشکه برسد و افزود ناامنی در منطقه عامل اصلی افزایش قیمتهاست. آژانس بینالمللی انرژی برای مهار افزایش قیمت نفت تلاش کرده است. ۳۲ کشور عضو این آژانس تصمیم گرفتند ۴۰۰ میلیون بشکه نفت از ذخایر استراتژیک خود آزاد کنند تا اختلالات بازار کاهش یابد.
«فاتح بیرول»، مدیر اجرایی آژانس بینالمللی انرژی، اعلام کرد این اقدام برای کاهش فوری فشار بازار انجام شده است، اما تأکید کرد بازگشت جریان باثبات نفت و گاز فقط در صورتی ممکن خواهد بود که عبور و مرور از تنگه هرمز از سر گرفته شود. میدلایست مانیتور به اظهارات «کریس مورفی،» سناتور آمریکایی، اشاره میکند که پس از شرکت در یک جلسه توجیهی محرمانه درباره جنگ، نگرانی خود را ابراز کرده است. مورفی گفت ایالات متحده در حال حاضر نمیداند چگونه میتوان تنگه هرمز را بهطور ایمن بازگشایی کرد و افزود وضعیت کنونی کاملا قابل پیشبینی بوده است. در پایان، این مقاله نتیجهگیری میکند پیامدهای بستهشدن تنگه هرمز فراتر از ملاحظات صرفا نظامی در حال گسترش است. نفتکشها در دو سوی این آبراهه در حال انباشت هستند، بنادر با ازدحام کشتیها مواجه شدهاند و تولید نفت و گاز در کشورهایی مانند قطر، بحرین، عراق و عربستان سعودی ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد.
اهداف بر زمین مانده ترامپ از هستهای تا تنگه هرمز
دنیس سیترونوویچ، مدیر سابق میز ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل هم در نوشته تازه خود تأکید دارد شاید ترامپ به دنبال یک «تصویر روشن از پیروزی» باشد؛ اما خواه این تصویر، کنترل تنگه هرمز باشد، خواه سه جزیره مورد مناقشه، جزیره خارگ یا ذخایر اورانیوم غنیشده ایران، دستیابی به چنین اهدافی بهشدت دشوار خواهد بود. این اهداف خطرات قابل توجهی را به همراه دارند و حتی در صورت موفقیتآمیزبودن، تقریبا بهطور قطع باعث طولانیترشدن درگیری خواهند شد.