سناریوهای جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران
تداوم جنگ و مسدود ماندن تنگه هرمز برای جهان جبرانناپذیر است. مهمتر از آن، شکست دو قدرت اتمی بزرگ در دستیابی به اهداف جنگی که آغاز کردهاند، برای آنان سرشکستگی جهانی و شکستی تاریخی را رقم خواهد زد که سرنوشت جهان را برای قرن حاضر تعیین میکند
یک کارشناس خارجی گفته است که «این جنگ، جنگ سرنوشت زمین است (The fate of the earth)؛ آنچه در این جنگ و در ایران رخ میدهد، همه چیز را تغییر میدهد. اگر ایران پیروز شود، ما کلا از خاورمیانه و حتی اروپا حذف میشویم و شکست سیاسی، اجتماعی و ژئوپلیتیک میخوریم و اگر آمریکا و اسرائیل پیروز شوند، بریکس (BRICS) میمیرد».
به گزارش شرق، پیش از این و پس از جنگ 12روزه درباره سناریوی جنگ دوم (یعنی همین جنگی که امروز درگیر آن هستیم) نوشته بودم که حذف سران در دستور کار است و باید تمهیدات اصل 111 قانون اساسی، حقوق اداری جنگ، تدارکات در حوزه تأمین مواد غذایی و پرداختهای بانکی و... فراهم شود. اینک در میانه همان جنگ بزرگ قرار داریم و ضمن یادآوری نکات تأمینی اقتصادی-اداری اضافه میکنم که در جنگهای بزرگ گاه یک اشتباه، و تنها یک اشتباه، میتواند نتیجه جنگ را تغییر دهد. از اینرو باید سناریوهای گوناگون را فارغ از شدت و ضعف آنها پیشبینی کنیم.
جبران ناپذیر بودن تبعات بسته شدن تنگه هرمز برای جهان
1- تداوم جنگ و مسدود ماندن تنگه هرمز برای جهان جبرانناپذیر است. مهمتر از آن، شکست دو قدرت اتمی بزرگ در دستیابی به اهداف جنگی که آغاز کردهاند، برای آنان سرشکستگی جهانی و شکستی تاریخی را رقم خواهد زد که سرنوشت جهان را برای قرن حاضر تعیین میکند. در چنین وضعیتی است که میتوان تصور کرد اسرائیل و آمریکا به سوی گزینه هیروشیما و ناکازاکی بروند. این معنا را در مقالهای که نخستین روز جنگ منتشر شد، مطرح کردم. اکنون پرسش این است که چه باید کرد؟ اگر چنین شود، پاسخ اتمی ایران منتفی است. در مقالهای که در سال 1401 منتشر شد، درباره بمب اتم ایرانی اشاره کردم که «کارکرد این بمب کارکردی محافظهکارانه است؛ یعنی محافظت از توازن قدرت و وضع موجود در نظام بینالملل. بنابراین اینکه بگوییم «توپ بالای توپ بسیار است» در صورتی درست است که کارکردی نظامی و جنگی داشته باشد؛ درحالیکه کارکرد بمب اتمی بازدارندگی است و نه کارکرد جنگی. از اینرو، به طریقی متناقضنما بمب اتمی ایرانی میتوانست کارکردی محافظهکارانه در نظم موجود بینالمللی داشه باشد و نه اینکه مثلا رفتارها تهاجمیتر شود... . کارکرد بمب اتمی ایران ذاتا یک توازن منطقهای است؛ از جنس توازن هند و پاکستان. نظم چندقطبی جهانی که در حال ظهور است، نوع دیگری از توازن را ضروری میکند. بنابراین بمب ایرانی کارکرد منطقهای دارد و نه ضرورتا جهانی. منع تکثیر سلاحهای کشتار جمعی ذاتا توازنبخش نظام دوقطبی بود و برای نظام چندقطبی کارایی ندارد... . در مواجهه ایران با اسرائیل این بمب، توازنبخش است و حتی از جنگ این دو هم جلوگیری میکند. «بزنی میخوری. تو نمیزنی، او هم نمیزند»؛ چون هر دو متضرر میشوید. جنگ موشکی را هم کنترل میکند، چون با موشک، «رژیم چنج» (regime change) اتفاق نمیافتد؛ چراکه به توازن رسیدهاید و ضررهای جنگ موشکی بیش از انتفاع آن برای طرفین است»
به کارگیری ابزار اتمی در مقابل آمریکا و اسرائیل
کارکرد نهاد سیاسی
چالشهای بسته شدن تنگه هرمز
4- بستهماندن تنگه هرمز چالش عمدهای برای ایران و ورود به ذیل فصل هفتم را در پی دارد. تنگه هرمز از منظر حقوق بینالملل یک «تنگه بینالمللی» محسوب میشود. کنوانسیون حقوق دریاها در بخش سوم خود (بهویژه مواد ۳۷ و ۳۸)، رژیم حقوقی این تنگهها را تحت عنوان «عبور ترانزیت» (Transit Passage) تعریف کرده است. اجماع بینالمللی از نظر تجمیع قدرتهای هوایی و تجهیزات بینالمللی تنها یک بُعد این موضوع است. یک بُعد دیگر این چالش، امکان تشکیل یک نیروی زمینی بینالمللی تحت فرماندهی مشترک اسرائیل و آمریکاست؛ بدون اینکه دیگر «جان سربازان آمریکایی» در خطر باشد. برخی کشورهای جهان هستند که میتوانند سرباز ارزان در خدمت این لشکر قرار دهند. خاطره نیروهای هندی ارتش انگلستان یا ارتشهای بومی برای قدرتهای استعماری در قرنهای 19 و 20 را فراموش نکنید. روابط نزدیک هند و اسرائیل را هم در نظر بگیرید و نیز فراموش نکنید که رویکردی که از سوی مقامات آمریکایی صراحتا بیان میشود، بازگشت به دوران استعمار است که تشکیل ارتشهای استعماری، این بار ذیل فصل هفتم را تسهیل میکند. این دو کشور در پی حذف همه دستاوردهای دموکراتیک بشری در قرن بیستم و همه دستاوردهای فکری آزادیخواهانه پس از عصر روشنگری هستند. هرچند این مناقشه هم جدی است که این «فاشیسم بینالمللی» چهره نهایی همان لیبرالدموکراسی است.
گزینه سیاسی باید روی میز باشد
5- آیا این فرصت فراهم است که با همکاری کشورهای خلیج فارس یک نظام جامع اقتصادی و رژیم یکپارچه امنیتی پیشنهاد و پیریزی شود؟ در هر صورت طرح آن باید روی میز باشد تا چهرهای سازنده و توسعهگرا از ایران ارائه شود و در سایه «مسئولیتپذیری بینالمللی ایران» منطقه و جهان به امنیت نسبی برسد. گذار به «جنگ زیرساختها» به ضرر همه است. راهبرد «توان ضربه متقابل» در جنگ زیرساختها متقاعدکننده نیست و برای مدت طولانی زخمهای مادی و معنوی در کشورهای مسلمان ایجاد میکند که باید از آن اجتناب شود. تجربه بستن تنگه هرمز نشان داد که قدرت ایران بُرد جهانی دارد و زهر چشمی که داده شد، چشمانداز تعرض مجدد به ایران را با تردید جدی مواجه کرده است. از اینرو آتشبس از موضع قدرت برای ایران یک موفقیت تلقی میشود. با این شرط و شرایط هرگونه آتشبسی باید مستظهر به یک سند حقوقی بینالمللی باشد. مدیریت دوجانبه تنش و تخاصم با آمریکا تجربهای شکستخورده است. از سوی دیگر، نظام جامع اقتصادی میتواند شامل (و نه محدود به) این موارد باشد: طرحها و شرکتهای مشترک نفت و گاز منطقهای، مدیریت هوشمندانه ریسک و بیمه و پوششهای بیمهای مکمل یا منطقهای، ایجاد کنسرسیومهای منطقهای، تعیین رژیم مشترک تضمین امنیت و کارایی و ارائه طیف وسیعی از خدمات مشترک به کشتیهای عبوری از سوخترسانی غیررقابتی، تعمیرات و هدایت کشتی، یدککشی و تأمین ملزومات و آذوقه و... از مواردی است که میتواند بررسی شود.