جلال ساداتیان در گفتگو با فرارو مطرح کرد:
لحن ترامپ نسبت به ایران تندتر، قاطع تر و هشدار دهنده تر شده است / ترامپ به دنبال متشنج کردن فضا است
ترامپ در سخنان اخیر خود ادعاهایی درباره توان موشکی و هستهای ایران مطرح کرده ؛ ادعاهایی که از دو زاویه قابل تعبیر است. نخست آنکه این سخنان را میتوان نوعی زمینهسازی برای توجیه اقدام نظامی دانست؛ نوعی تولید روایت امنیتی که در صورت آغاز عملیات، بتواند افکار عمومی آمریکا را همراه کند. دوم آنکه این سخنان یک پیام هشداردهنده به ایران است؛ پیامی که تلاش دارد فشار روانی ایجاد کند تا شاید محاسبات تهران را تحتتأثیر قرار دهد.
فرارو-آیا جنگ بین ایران و ایالات متحده رخ خواهد داد و اگر این اتفاق رخ دهد چه ابعادی خواهد داشت؟ این ها سوالاتی است که این روزها مدام پرسیده می شود و حتی برخی افراد در این زمینه روزشمار تعیین کرده یا بر اساس هر اظهارنظر از سوی مقامات ایران و آمریکا پیشبینی انجام می دهند.
به گزارش فرارو، آخرین اظهارات ترامپ درباره ایران و اختلاف نظرهای موشکی او از دید برخی تحلیلگران، ریسک جنگ را افزاش داده است. جلال ساداتیان، تحلیلگر حوزه سیاست خارجی و دیپلمات پیشین ایران در انگلستان به بررسی این موضوع پرداخته است:
دولت ترامپ با موانع جدی برای حمله به ایران روبه رو است
جلال ساداتیان به فرارو گفت: «در شرایط کنونی، اکثریت قاطع در کنگره ایالات متحده در اختیار حزب جمهوریخواه است؛ حزبی که به طور طبیعی در محاسبات سیاست خارجی ایالات متحده نقشی تعیینکننده دارد. اما حتی با همین برتری عددی، اگر قرار باشد تصمیمی در سطح آغاز یک جنگ اتخاذ شود، همین جمهوریخواهان باید بار مسئولیت رأی دادن به شروع جنگ را بر دوش بکشند. این مسئله از منظر سیاسی بسیار سنگین است، زیرا تجربههای گذشته نشان داده که ورود ایالات متحده به جنگ، بهویژه در خاورمیانه، هزینههای گسترده و پیامدهای بلندمدتی ایجاد میکند که هم اعتبار سیاسی تصمیمگیرندگان را تحتتأثیر قرار میدهد و هم ساختار اقتصادی و امنیتی داخلی آمریکا را.»
وی افزود: «در همین چارچوب است که دونالد ترامپ اگرچه مواضع تندی اتخاذ میکند و سخن از تهدیدهای نظامی میگوید، اما در عمل با موانع جدی روبهرو است. مشکل فقط کنگره یا ساختار حقوقی نیست؛ داخل آمریکا مخالفانی وجود دارند که با هرگونه ورود به یک بحران نظامی تازه مخالفاند. این گروه شامل بخشی از نخبگان سیاسی، اقتصاددانان، فرماندهان پیشین ارتش و حتی برخی سناتورهای جمهوریخواه است که معتقدند اقتصاد داخلی آمریکا اکنون تاب چنین تنشی را ندارد. آمریکا هنوز از سایه پیامدهای اقتصادی دورههای گذشته کاملاً خارج نشده و هرگونه تنش جدید، فشارهای تورمی و مالیاتی را افزایش خواهد داد.»
ترامپ در تلاش است اروپا را در حمله به ایران با خود همراه کند
دیپلمات پیشین ایران در انگلستان در ادامه گفت: «ترامپ در سخنان اخیر خود ادعاهایی درباره توان موشکی و هستهای ایران مطرح کرده؛ ادعاهایی که از دو زاویه قابل تعبیر است. نخست آنکه این سخنان را میتوان نوعی زمینهسازی برای توجیه اقدام نظامی دانست؛ نوعی تولید روایت امنیتی که در صورت آغاز عملیات، بتواند افکار عمومی آمریکا را همراه کند. دوم آنکه این سخنان یک پیام هشداردهنده به ایران است؛ پیامی که تلاش دارد فشار روانی ایجاد کند تا شاید محاسبات تهران را تحتتأثیر قرار دهد. ترامپ در سالهای گذشته نشان داده که سیاست خارجیاش ترکیبی از تهدید، فشار رسانهای و ایجاد جنگ روانی است و اینبار نیز احتمالاً از همین الگو استفاده میکند.»
وی افزود: «بخش دیگری از سخنان ترامپ اشاره او به اروپا و بهویژه تلاش برای همراه کردن کشورهایی چون انگلستان است. او میداند که هرگونه اقدام علیه ایران بدون همراهی متحدان سنتی آمریکا مشروعیت لازم را پیدا نمیکند. از دید ترامپ، جلب همراهی اروپا علاوه بر افزایش وزن سیاسی اقدام احتمالی، میتواند بار مالی و امنیتی آن را نیز میان چند کشور تقسیم کند. درواقع، او نمیخواهد ایالات متحده بهتنهایی در برابر تبعات یک جنگ احتمالی قرار گیرد. با این حال، اروپا بهویژه پس از تجربههای تلخ جنگ عراق، نسبت به ورود به هرگونه ماجراجویی نظامی کاملاً محتاط است. اما ترامپ همچنان تلاش میکند این تردیدها را کمرنگ کند و بهنوعی آنها را قانع کند که فشار علیه ایران باید هماهنگ و مشترک باشد.»
لحن ترامپ نسبت به ماههای قبل تندتر، قاطع تر و هشدار دهنده تر است
این تحلیلگر سیاست خارجی در ادامه گفت: «شواهدی که ترامپ در اظهارات اخیر خود به آنها اشاره کرده، نشان میدهد او در حال نزدیک شدن به یک تصمیمگیری جدی است. لحن او نسبت به ماههای قبل تندتر، قاطعتر و هشداردهندهتر شده است. این تغییر لحن در ادبیات سیاست خارجی معمولاً معنای خاصی دارد: یا دولت در حال آمادهسازی مقدمات یک فشار بزرگتر است یا پیام دقیقتری از نهادهای امنیتی دریافت کرده است. هر دو فرضیه باید به صورت موازی بررسی شود. از یک سو ترامپ ممکن است عمداً فضا را متشنج کند تا ایران را به عقبنشینی در برخی حوزهها وادار کند، و از سوی دیگر ممکن است واقعاً در حال سنجیدن ابعاد یک حمله محدود اما پرشدت باشد.»
وی افزود: «اگر چنین حملهای انجام شود، بسیار محتمل است که عملیات از نظر زمانی کوتاه اما از نظر دامنه گسترده باشد؛ نوعی حمله برای ایجاد شوک و تخریب زیرساختهای استراتژیک بدون ورود به یک رویارویی طولانی. اما مشکل آنجاست که ترامپ و مشاورانش بهخوبی میدانند که اگر از ابتدا برنامهریزی دقیق، عمیق و چندلایه انجام نشود، چنین حملهای بهسرعت به یک جنگ فرسایشی تبدیل خواهد شد؛ جنگی که نه افکار عمومی آمریکا آن را تحمل میکند و نه ارتش پس از تجربه افغانستان علاقهای به تکرار آن دارد. ایران برخلاف برخی کشورهای منطقه، توانمندیهای نامتقارن دارد و قادر است جنگ را به حوزههای غیرمنتظره بکشاند. باید به مسئلهای مهمتر نیز توجه کرد: جبهه موافق با جنگ علیه ایران، که اغلب شامل لابی نزدیک به اسرائیل است، اکنون قدرتمندتر از گذشته شده است. این جبهه اعتقاد دارد که تهدید ایران روزبهروز افزایش یافته و باید با یک اقدام قاطع و سریع آن را مهار کرد. آنان میکوشند فضای رسانهای و نهادهای تصمیمسازی آمریکا را به این سمت ببرند که تأخیر در برخورد نظامی با ایران خطرناک است.»
شرایط ایران و آمریکا از حالت عادی خارج شده است
ساداتیان تاکید کرد: «ترامپ به دنبال یک دستاورد بزرگ سیاست خارجی است؛ دستاوردی که بتواند در کارزار سیاسی داخلی از آن بهره ببرد. از نگاه او، هرگونه نمایش قدرت در برابر ایران میتواند او را در برابر رقبای داخلی تقویت کند. اما این محاسبه همواره با ریسک همراه است، زیرا افکار عمومی آمریکا تأثیرپذیر اما ناپایدار است و اگر جنگ هزینهزا شود، همان افکار عمومی میتواند علیه دولت بسیج شود. این تحولات نشان میدهد که فضای کنونی بیش از آنکه صرفاً یک تهدید لفظی باشد، ترکیبی از واقعیات میدانی، فشارهای داخلی آمریکا، رقابتهای سیاسی ترامپ و تقویت لابیهای منطقهای است. با این حال، همچنان باید منتظر ماند و دید آیا این روند به تصمیم نهایی برای حمله منجر میشود یا صرفاً بخشی از تاکتیک فشار روانی است. اما مسلم است که شرایط از حالت عادی خارج شده و بازیگران مختلف هر یک تلاش میکنند میدان را به نفع خود شکل دهند»