مرگ آهسته نقش رستم چطور رقم خورد؟
فرونشست ۲ تا ۲۰ سانتیمتری زمین در دشت مرودشت به نزدیکی محوطه باستانی نقش رستم رسیده و نگرانیها درباره تهدید این اثر تاریخی را افزایش داده است. حالا باران پرده از یک مخفی کاری خطرناک برداشته است.
فرارو- دشت مرودشت با فرونشست ۲ تا ۲۰ سانتیمتری زمین مواجه شده؛ همان دشت که میزبان محوطه باستانی نقش رستم است. حالا این موضوع تنها یک مشکل شهری نیست و حالا به مسالهای فرهنگی و تاریخی تبدیل شده، به ویژه آنکه این محوطه یادگار دوران هخامنشیان و ساسانیان است و علاوه بر فرونشست، در معرض تهدیدهای دیگری مانند رگههای انحلالی گسل و وندالیسم نیز قرار دارد.
به گزارش فرارو، نگرانیها درباره تاثیر فرونشست زمین بر نقش رستم در استان فارس، موضوعی تازه نیست. سال گذشته گزارش شد که این خطر تا ۱۰ متری مهمترین آثار باستانی این محوطه پیش رفته است. بنابراین چرایی ایجاد فرونشست، آسیبهای احتمالی آن و روشهای جلوگیری از گسترش این تهدید مورد پرسش قرار گرفته است.
نقشی که از رستم ماند؟!
خاص بودن مرودشت و محوطه باستانی نقش رستم از نامگذاری آن آغاز میشود که با نام شخصیتی اسطورهای همچون رستم گره خورده؛ زمانی که مردم محلی نقوش موجود بر صخرهها را مشاهده کردند و با اطلاعاتی که از طریق روایتهای شفاهی منتقل شده بود آشنا شدند، این محوطه را نقش رستم نامیدند. با آغاز کاوشهای باستانشناسی، پرده از چهره واقعی آثار تاریخی نقش رستم برداشته شد. این مساله نشان میدهد که نقش رستم نه تنها از نظر تاریخی و فرهنگی، بلکه از منظر حافظه تاریخی ایرانیان اهمیت ویژهای دارد، اما امروزه در معرض تهدید قرار گرفته.
نکته مهم این است که نقش رستم حتی پیش از دوران هخامنشیان مورد توجه بوده؛ شواهد و آثار باقیمانده از زمان ایلامیان این موضوع را تایید میکنند. اگرچه نقوش باقی مانده از ایلامیان توسط بهرام دوم محو شد تا نقش خود و درباریانش را جایگزین آن بسازد، اما بخشهایی از نقشهای قدیمی همچنان سالم مانده است.
وجود نقوشی از دورههای مختلف تاریخی اهمیت ویژه این محوطه را روشن میکند. به گفته باستانشناسان، نقش رستم برای پیشینیان مکانی مقدس بوده و احتمالا این موضوع با وفور آب در منطقه مرتبط بوده است. در حقیقت، پرآبی دشت مرودشت زمینه شکلگیری تمدن هخامنشیان را فراهم کرد. اما به نظر میرسد همین پرآبی در دوران معاصر به عاملی تهدیدکننده برای این محوطه باستانی تبدیل شده است.
چه شد که نقش رستم فرونشست؟
از مدتی پیش گزارشهای زمینشناسی و مطالعات میدانی نشان داد محوطه نقش رستم در مرودشت با روندی نگرانکننده از فرونشست زمین مواجه است؛ مهر سال ۱۴۰۳ مریم دهقانی، عضو هیئت علمی دانشکده مهندسی دانشگاه شیراز گفت: «فرونشستها به فاصله ۱۰ متری نقش رستم و ۳۰۰ تا ۵۰۰ متری تخت جمشید در حال وقوع است و به صورت شکافهای عظیم قابل مشاهده است.»
فرونشست به کاهش سطح زمین بر اثر تخلیه آبهای زیرزمینی، تغییرات در ساختار خاک و فعالیتهای انسانی گفته میشود؛ تعریف این پدیده به روشنی مشخص میکند که نقش رستم در حال حاضر با چه چالش جدی مواجه شده است. درواقع این پدیده میتواند به ترکهای عمقی در سنگها، شکست در نقشها و آسیب به مقبرهها منجر شود.
اما چرا مرودشت و نواحی مختلفی از محوطه نقش رستم فرونشست؟ در یک جمله: برداشت بیرویه آب برای مصارف کشاورزی! علی نیک عهد، مدیرکل زمینشناسی و اکتشافات معدنی جنوب کشور در این مورد میگوید: «هنگامی که الکتروپمپها با استفاده از انرژی الکتریسیته، آب را از عمق ۳۰۰ تا ۴۰۰متری زمین برداشت کردند؛ با عمیقتر شدن چاههای کشاورزی و برداشت بیرویه آب از سفرههای آبرفتی تاریخی، بخشی که مانند بالشتکی منعطف عمل میکرده از بین رفته و این سبب میشود تا زمین بر اثر یک تکان بسیار جزئی (در حد نیم ریشتری) دچار شکست و فرونشست شود.»
![]()
این مساله شاید مشخص کند که تقریبا از چه زمانی روند ترسناک فرونشست برای نقش رستم آغاز شده است: حدود ۳۰ تا ۴۰ سال اخیر. حالا با بررسی تاریخ ۲۵۰۰ سال پیش اشتباهات محاسباتی عصر جدید قابل توجه به نظر میرسد؛ وقتی محوطه نقش رستم در مرودشت را برای دفن کردن پیکر شاهان هخامنشی انتخاب کردند زمینی کشاورزی در آن نقاط دیده نمیشد. حتی وقتی برج و بارویی وجود داشت کسی اجازه ورود به آن را پیدا نمیکرد. اما وقتی به تصویر کنونی نقش رستم و تصاویر هوایی نگاه انداخته شود مشخص میگردد که دور تا دور مقبره شاهان هخامنشی پر از زمینهای کشاورزی است. این زمینها نیاز به آب دارند و برای تامین آبهای زیر زمینی را بالا میکشند. همین مساله باعث بروز ترکهای فرونشست شده.
اما چطور پرده از این فاجعه برداشته شد؟ بارش باران. در واقع بارش باران بود که یک پنهانکاری خطرناک را عیان کرد. وقتی خاک شسته و مشخص شد ترکها با سنگریزه پوشیده شده است. حالا اگر ردها دنبال شود یکی از شاخهها به پلکان کعبه زرتشت میرسد. برخی چالهها در حوالی مقبره خشایارشاه نیز قابل توجه است؛ اما افراد حاضر به آن توجهی ویژه ندارند.
نقش رستم در محاصره تهدیدها
فرونشست زمین تنها تهدید محوطه نقش رستم نیست. این منطقه با مجموعهای از خطرات طبیعی و انسانی مواجه است که میتواند میراث چند هزارساله ایران را تهدید کند. حضور گسلهای فعال در منطقه، ریسک زلزله و لرزش زمین را افزایش میدهد و کارشناسان هشدار دادهاند که حتی یک زمینلرزه متوسط میتواند آسیبهای جدی به سنگنگارهها و مقبرهها وارد کند.
از سوی دیگر، وندالیسم یا تخریب عمدی، بخشی از تهدیدات انسانی محسوب میشود. در سالهای اخیر، مواردی از نوشتن بر روی سنگها، کندن بخشهایی از نقشها و آسیب به محوطه گزارش شده است. نمونه جدی آن ماجرای ۱۹ بهمن در تخت جمشید بود که فردی بر ورودی دروازه ملل نوشته بود: پویا و نادیا! این رفتارها نه تنها ارزش تاریخی آثار را کاهش میدهند، بلکه باعث نگرانی بازدیدکنندگان و پژوهشگران بینالمللی شده است.
علاوه بر وندالیسم، گردشگری بدون مدیریت صحیح نیز فشار قابل توجهی به نقش رستم وارد کرده است. تعداد زیاد بازدیدکنندگان، ایجاد مسیرهای غیرمجاز و نداشتن سیستم مناسب برای کنترل ترافیک انسانی، میتواند فرسایش سنگها و آسیب به زیرساختهای محوطه را تسریع کند. کارشناسان پیشنهاد دادهاند که استفاده از مسیرهای مشخص، نصب حفاظهای فیزیکی و آموزش بازدیدکنندگان از اهمیت حفاظت از میراث فرهنگی، میتواند به کاهش آسیبها کمک کند.
![]()
همچنین تغییرات آب و هوایی و دورههای طولانی خشکسالی در منطقه، فرایند فرونشست را تسریع کرده و خاکهای زیرین مقبرهها و نقشها را ضعیفتر کرده است. این شرایط، نیاز به برنامهریزی بلندمدت برای تثبیت زمین و کنترل منابع آب زیرزمینی را دوچندان میکند.
در مجموع، وضعیت نقش رستم یک هشدار جدی برای میراث فرهنگی ایران محسوب میشود. حفاظت از این محوطه باستانی تنها به جلوگیری از فرونشست محدود نمیشود. گسلهای فعال، آسیبهای انسانی و گردشگری غیرمستقیم، و فرسایش طبیعی، همه دست به دست هم دادهاند تا این میراث ارزشمند در معرض خطر قرار گیرد. بنابراین، سیاستگذاریهای بلندمدت، سرمایهگذاری در پروژههای مهندسی و آموزشی و نظارت دقیق بر بازدیدکنندگان، ضرورت حیاتی برای حفظ نقش رستم و دیگر محوطههای همجوار مانند تخت جمشید است.
کارشناسان تاکید میکنند که اگر تدابیر فوری و علمی اندیشیده نشود، نقش رستم و تخت جمشید با تهدیداتی پیچیده مواجه خواهند بود که آسیبهای ناشی از آن تنها به نسل کنونی محدود نمیشود، بلکه میراث فرهنگی و هویتی ایران را برای سالها در معرض خطر قرار خواهد داد.