زیر پوست ماجرای قتل ملیکای ۲۲ ساله
دو پرونده مشابه در کمتر از یک سال؛ الهه حسیننژاد و ملیکا، هر دو قربانی خشونت در مسیر بازگشت به خانه شدند.
فرارو- هنوز ۸ ماه از قتل الهه حسیننژاد نگذشته است که پروندهای مشابه با نام ملیکای ۲۲ساله گره خورد؛ اینبار مقتول در کانال آب دو روز بعد پیدا شد با بدنی که جراحت چاقو بر آن دیده میشد.
به گزارش فرارو، در میان پروندههای جنایی، بار دیگر خبری از ناپدید شدن و قتل یک دختر جوان در حالی که سوار ماشین گذری شده بود شنیده شد؛ ملیکا، دختر ۲۲ سالهای که از محل کار به خانه بازمیگشت، به قتل رسید و جسد او در حوالی فشافویه کشف شد.
نکته حائز اهمیت این است که این پرونده نه تنها یادآور قتل الهه حسیننژاد است، بلکه پرسشهای جدی درباره امنیت شهروندان به ویژه زنان، کارآمدی سیستم قضایی و اثربخشی مجازاتهای شدید را به میان آورده است. آیا صرف مجازات قاتلان میتواند جلوی تکرار چنین فجایعی را بگیرد؟ اگر پاسخ منفی است، چه سازوکارهایی باید طراحی شود تا دیگر هیچ ملیکا و الههای قربانی نشود؟
ماجرای قتل ملیکا چیست؟
ملیکا، دختر ۲۲ساله و دانشجوی ترم آخر رشته گرافیک، هفتم بهمن ماه امسال پس از پایان کار از محل کارش در میدان آرژانتین تهران با خانواده تماس گرفت و اعلام کرد که بهتنهایی به خانه بازمیگردد. این آخرین تماس او با خانواده بود اما او در طول مسیر با دوستش تماس گرفت و او را از رفتار مشکوک راننده مطلع کرد. پس از آن برای اینکه لوکیشن دقیق او در اختیار دوستش باشد، برای او نقشه موقعیتیاب آنلاین فرستاد. درست شبیه به همان فرایند امنیتی که برخی از تاکسیهای اینترنتی دارند و مسافران با فعال کردن آن از سفر امن خود احساس اطمینان میکنند، اما گویا این اقدام نتوانست جان ملیکا را نجات دهد.
دوست ملیکا در مورد آخرین تماس او میگوید: «تا جایی که من میدانم در میان راه راننده حرفهای نامربوطی به او زده بود. آن موقع بود که من هم نگران شدم و مدام موقعیت مکانی او را چک میکردم. در این بین ناگهان دیدم از مسیر اصلی خارج شد و به سمت بیابان رفت، این را که دیدم نگرانیام بیشتر شد و برای اطمینان از حالش با او تماس گرفتم. صدای التماسهایش را شنیدم که میگفت: «به خاطر خدا با من کاری نداشته باش، گوشی و هر چیزی دارم بردار، فقط اجازه بده پیاده شوم.» بعد تلفن قطع شد و هر چه به شمارهاش زنگ زدم باز هم تلفن خاموش بود. من مطمئنم برایش اتفاق بدی افتاده است.»
در این میان خانواده ملیکا با مراجعه به پلیس قرچک و ارائه مشخصات کامل ملیکا، مفقودی او را اعلام کردند. بررسیهای اولیه نشان داد ملیکا در ایستگاه متروی جوانمرد قصاب سوار خودرویی عبوری شده و در مسیر، راننده رفتار مشکوک و تهدیدآمیزی از خود نشان داده است.
دو روز پس از ناپدید شدن، جسد ملیکا در حوالی کانال آب جاده حسنآباد فشافویه توسط مردی کشاورز کشف شد. بررسیهای پزشکی قانونی و صحنه جرم نشان داد مقتول بر اثر ضربات متعدد چاقو و آثار درگیری و کبودی جان خود را از دست داده و جسد پس از قتل به کانال آب منتقل شده است. شواهد همچنین حکایت از سرقت طلا و کیف دستی حاوی مدارک و تلفن همراه مقتول توسط قاتل دارد.
با رصد دوربینهای مداربسته و شناسایی پلاک خودرو، راننده متهم ۱۳ روز پس از حادثه در کهریزک دستگیر شد. متهم در گفتگو با پلیس قتل را انکار کرده و وقوع درگیری داخل خودرو را تصادفی عنوان میکند، اما شواهد موجود و شهادت دوستان مقتول و خانواده او، وقوع قتل و سرقت پس از آن را تایید میکند. تحقیقات پلیس درباره انگیزه جنایت، نحوه وقوع درگیری و سرقت اموال همچنان ادامه دارد.
رد پای قتل الهه حسیننژاد در پرونده ملیکا
قتل ملیکا در تهران یادآور پرونده الهه حسیننژاد است که کمتر از هشت ماه پیش رخ داد؛ دختری ۲۴ساله اهل اسلامشهر که خرداد ۱۴۰۴ پس از ترک محل کارش در سعادتآباد ناپدید شد و روزها بعد جسدش در بیابانهای اطراف تهران کشف شد. الهه، که در یک سالن زیبایی مشغول به کار بود، پس از آخرین تماس تلفنی با خانوادهاش که گفته بود «فقط ۲۰ دقیقه تا خانه فاصله دارم»، دیگر دیده نشد تا اینکه متهم پرونده بازداشت شد. گزارشهای رسمی قضایی انگیزه قتل را سرقت اعلام کردند، اما وکیل اولیای دم اظهار داشت که متهم در بازجویی تلاش داشته انگیزه اصلی جنایت را پنهان کند و قتل کاملاً آگاهانه انجام شده است.
در این دو پرونده نکات مشترک قابل توجهی وجود دارد. هر دو قربانی به دلیل نبود امکان دسترسی به وسایل حملونقل ایمن، مجبور به سوار شدن بر خودروهای گذری شدند و در مسیر بازگشت از مناطق مرکزی یا شمالی تهران به حاشیه شهر بودهاند؛ الهه به سمت اسلامشهر و ملیکا به سمت ورامین حرکت میکردند.
این پروندهها بار دیگر نگرانیها درباره امنیت زنان در فضاهای عمومی را برجسته کرده و گفتمانی که پیشتر با پرونده الهه شکل گرفته بود، اکنون با حادثه ملیکا دوباره در مرکز توجه قرار گرفته است. این تحولات نشان میدهد که ضرورت اقدامات پیشگیرانه، بهبود زیرساختهای حملونقل ایمن و افزایش نظارت بر خدمات حملونقل عمومی و خصوصی بیش از پیش احساس میشود.
پرونده الهه حسین نژاد نه تنها به دلیل جزئیاتش در جامعه ایران بازتاب زیادی داشت و حساسیت برانگیز به نظر رسید، بلکه پس از آن نیز حواشی مختلفی در مورد آن وجود داشت. ماجرا از این قرار بود که برای قاتل الهه حکم اعدام بریدند اما، خانواده توان پرداخت تفاضل دیه را نداشت به همین خاطر این حکم به تعلیق درآمده بود. اما پس از مدتی سخنگوی قوه قضاییه در نشست مطبوعاتی خود درباره شماری از پروندهها مانند قتل الهه حسیننژاد صحبت کرد و گفت حکم اعدام قاتل او بدون پرداخت تفاضل دیه اجرا میشود. با تمام این حواشی که پرونده الهه حسین نژاد را تا روزهای اخیر در اذهان عمومی زنده نگه داشته بود اما باری دیگر در سطح جامعه چنین جنایتی دیده شده است.
کارشناسان حقوقی و جرمشناسان تاکید دارند که بازدارندگی صرفا با مجازات مرگ به دست نمیآید. به گفته کامبیز نوروزی، حقوقدان: «مجازات اعدام در ایران با این حجم و گستردگی، از لحاظ جرمشناسی و حقوق جزا کارآمد نبوده و نتوانسته بازدارنده باشد و بلکه زیانبار است.»
علاوه بر این، غضنفرآبادی، عضو کمیسیون حقوقی قضایی مجلس میگوید: «مدافعان این احکام، بر نقش بازدارنده و عبرتآموز اعدام تاکید دارند و تشخیص نهایی را بر عهده قاضی و سازوکارهای قانونی میدانند؛ در مقابل، منتقدان با استناد به تجربههای گذشته و واقعیتهای اقتصادی، معتقدند تمرکز بر مجازات سالب حیات نه تنها مانع تکرار جرایم نشده، بلکه مسیر جبران خسارت شاکیان خصوصی را نیز مسدود کرده است.»
کارشناسان تاکید دارند که سیستم قضایی تنها بخشی از راهکار است در این میان پیشگیری واقعی نیازمند مجموعهای از سیاستهاست؛ شامل آموزش عمومی درباره حقوق شهروندی، ارتقای امنیت شهری، نظارت دقیق بر رانندگان و افراد شاغل در موقعیتهای پرخطر، فرهنگسازی برای احترام به زنان، و ایجاد کانالهای گزارشدهی امن و مطمئن. اعدام، در حالی که درد خانوادهها را کاهش میدهد، اما به تنهایی جلوی تکرار این فجایع را نمیگیرد.
تجربه پرونده ملیکا و الهه نشان میدهد که حتی با حکم قطعی اعدام قاتل، بازدارندگی ایجاد نشده است. قتلهای مشابه همچنان رخ میدهد و این واقعیت، کارشناسان را به تاکید بر رویکردهای جامع و پیشگیرانه واداشته است...