شاخصهای مکانیابی پناهگاههای شهری و ضرورت توسعه فضاهای زیرسطحی
تهران برای روز بحران کجا پناه میگیرد؟
پژوهش تازه مرکز مطالعات و برنامهریزی شهر تهران با تمرکز بر شاخصهای مکانیابی پناهگاه در مناطق شهری تصویری از خلأ موجود و مسیرهای پیشرو ارائه میدهد و بر استفاده از فضاهای زیرسطحی و چندمنظوره بهعنوان راهکار اصلی تأکید میکند.
این روزها که تهرانیها در تردید وقوع جنگ هستند، موضوع داشتن و نداشتن پناهگاه بیش از پیش مطرح است. تهران شهری با میلیونها نفر جمعیت متراکم و شبکهای پیچیده از زیرساختها، فاقد شبکهای سازمانیافته از پناهگاههای شهری برای شرایط بحران است.
به گزارش شرق، پژوهش تازه مرکز مطالعات و برنامهریزی شهر تهران با تمرکز بر شاخصهای مکانیابی پناهگاه در مناطق شهری تصویری از خلأ موجود و مسیرهای پیشرو ارائه میدهد و با مرور تجربههای جهانی و تحلیل شرایط کالبدی و جمعیتی پایتخت، بر استفاده از فضاهای زیرسطحی و چندمنظوره بهعنوان راهکار اصلی تأکید میکند.
شهر مدرن و تهدیدی که به مرکز برنامهریزی آمد
در جهان معاصر، جنگ و تهدیدهای امنیتی دیگر صرفا موضوعی نظامی نیستند، بلکه به یکی از دغدغههای اصلی برنامهریزی شهری تبدیل شدهاند. این پژوهش تأکید میکند که برخلاف گذشته، امروز شهرها در خط مقدم آسیبپذیری قرار دارند و همین مسئله باعث شده مفاهیمی مانند پدافند غیرعامل و ایجاد پناهگاههای شهری به اولویت برنامهریزی تبدیل شود. تجربه جنگها و تهدیدهای نظامی نشان داده که زیرساختهای شهری در برابر حملات و بحرانها بسیار آسیبپذیرند و این تجربهها ضرورت توجه به سناریوهای بحران و ارتقای آمادگی شهر و شهروندان را برجسته کرده است.
این پژوهش همچنین تأکید میکند که موضوع پناهگاه تنها به جنگ محدود نیست؛ فضاهای پناهگاهی میتوانند در برابر طیف گستردهای از بحرانهای طبیعی و انسانی استفاده شوند و به بخشی از زیرساخت تابآوری شهری تبدیل شوند. بنابراین تهران باید بتواند در کوتاهترین زمان ممکن شهروندان را به شبکهای از پناهگاههای کارآمد و قابل دسترس هدایت کند و پاسخگو باشد.
تأکید اسناد بالادستی بر پناهگاههای چندمنظوره
سیاستهای کلی در حوزه پدافند غیرعامل به صراحت بر چندمنظورهسازی تأسیسات و شبکههای ارتباطی تأکید کردهاند و خواستار آن هستند که زیرساختهای شهری بهگونهای طراحی شوند که در شرایط بحرانی نیز قابلیت استفاده پدافندی داشته باشند. از این منظر، ایجاد پناهگاه الزاما به معنای ساخت سازههای جدید و مجزا نیست، بلکه میتوان با برنامهریزی و آمادهسازی فضاهای موجود، شبکهای از پناهگاهها را در سطح شهر شکل داد و بهرهوری اقتصادی فضاها را افزایش و هزینههای ساخت پناهگاههای مستقل را کاهش داد.
۵ محور اصلی در مکانیابی پناهگاه
این پژوهش با مرور مطالعات جهانی، معیارهای مکانیابی پناهگاه را در پنج دسته اصلی طبقهبندی کرده است. نخست شاخصهای مربوط به توسعه و احداث پناهگاه بهعنوان فضاهای زیرسطحی و چندمنظوره، الزامات آمادهسازی زیرساختهای موجود شهری، گونهها و الگوهای مختلف پناهگاه و معیارهای مکانیابی آنها، برنامهریزی شهری و توسعه فضاهای زیرسطحی با نگاه پدافند غیرعامل و محدودیتهای مالی، زمانی و اجرائی در توسعه پناهگاهها. این تقسیمبندی نشان میدهد که مکانیابی پناهگاه صرفا یک موضوع فنی نیست، بلکه نیازمند تلفیق سیاستگذاری شهری، برنامهریزی فضایی، اقتصاد شهری و مدیریت بحران است و هر تصمیم باید با نگاه جامع و میانبخشی گرفته شود.
فضاهای زیرزمین؛ راهحل اصلی شهرهای متراکم
یکی از مهمترین نتایج پژوهش، تأکید بر استفاده از فضاهای زیرسطحی و سازههای چندمنظوره است. هدف از این رویکرد استفاده همزمان از فضاها در زمان صلح و بحران است، بهگونهای که این فضاها در شرایط عادی کاربری اقتصادی یا خدماتی داشته باشند و در زمان بحران به پناهگاه تبدیل شوند. نمونههایی از این فضاها عبارتاند از ایستگاهها و تونلهای مترو، پارکینگهای زیرسطحی، مراکز خدمات شهری، تونلهای حملونقل و برخی سازههای صنعتی و زیرساختی. این رویکرد باعث افزایش بهرهوری اقتصادی فضاها و کاهش هزینههای ساخت پناهگاه میشود؛ زیرا ساخت پناهگاههای مستقل هزینههای بسیار بالایی دارد.
تجربههای جهانی چه میگویند؟
در بسیاری از شهرهای جهان، پناهگاهها به صورت یک شبکه زیرسطحی و چندمنظوره طراحی شدهاند. در برخی کشورها مجتمعهای مسکونی بزرگ دارای پناهگاه اختصاصی زیرزمینی هستند و فروشگاههای زیرسطحی قابلیت تبدیل به پناهگاه عمومی دارند. پارکینگهای زیرزمینی مجتمعها نیز در شرایط بحران به پناهگاه تبدیل میشوند و برای هر هزار نفر ساکن، ظرفیت مشخصی از تختهای بیمارستانی زیرزمینی در محدوده پناهگاهها پیشبینی شده است.
این تحقیق مجموعهای از معیارهای فنی و محیطی را برای مکانیابی پناهگاه معرفی میکند که بدون رعایت آنها، هیچ نقطهای از شهر نمیتواند به صورت واقعی امن تلقی شود. شناخت شرایط زمین از مهمترین عوامل است و شامل جنس و مقاومت خاک، سطح آب زیرزمینی، وجود گسلها، خطر فرونشست و قناتها و حفرههای زیرزمینی میشود. عمق مناسب پناهگاه نیز باید رعایت شود؛ حداقل ۱۰ متر و حداکثر صد متر بسته به شرایط زمینشناسی و سطح آب زیرزمینی.
نزدیکی به مراکز پرجمعیت اهمیت دارد تا در زمان صلح، خدمات شهری را تقویت کند و در زمان بحران، محل اسکان موقت باشد. علاوه بر این، فاصلهها و دسترسیها تعیینکنندهاند: حداقل ۲.۵ مترمربع فضای پناهگاهی برای هر نفر، فاصله کمتر از ۲۵۰ متر از معابر اصلی، بیش از ۵۰۰ متر از بناهای تاریخی، بیش از ۲۰۰ متر از فضاهای سبز و باز، حداقل ۵۰۰ متر از گسلها و رودخانهها، فاصله حداکثر ۵۰۰ متر از مراکز درمانی و آموزشی و فاصله حداقل هزار متر از مراکز نظامی یا صنعتی حساس ازجمله معیارهای عملیاتی هستند. رعایت این اصول تضمین میکند که پناهگاهها در زمان بحران قابلیت استفاده واقعی داشته باشند و به شبکه زیرساختی شهر آسیب نرسانند.
مترو؛ ظرفیت بزرگ اما نیازمند آمادهسازی
شبکه متروی تهران به دلیل پراکندگی مناسب و ظرفیت بالای جابهجایی، یکی از مهمترین فضاهای پناهگاهی بالقوه است، اما استفاده از آن بدون آمادهسازی امکانپذیر نیست. برای اینکه مترو به پناهگاه تبدیل شود، باید ذخیره آب، غذا و تجهیزات پزشکی تأمین شود، ظرفیت پذیرش جمعیت دقیق بررسی شود، تهویه، نور، بهداشت و امکانات نظارتی فراهم شود و شبکه مترو همچنان بتواند نقش حیاتی خود در جابهجایی نفرات و کالا را حفظ کند.
فراتر از مترو؛ غارها، تونلها و سازههای چندمنظوره
پژوهش همچنین تأکید میکند که تونلهای جادهای و ریلی، تونلهای صنعتی و فضاهای چندمنظوره در صورت تأمین شرایط میتوانند به بیمارستان، مرکز امدادی، فضای ارتباطی یا محل استقرار غیرنظامیان تبدیل شوند. این فضاها باید از نظر ساختاری، عمق، دسترسی و اتصال به شبکه خدمات شهری بررسی و آماده شوند تا در زمان بحران بهطور کارآمد عمل کنند. بحث پناهگاه بدون تغییر نگاه به توسعه شهری جلو نمیرود. سیاستنامه پیشنهاد میکند که شهر باید از توسعه دوبعدی سنتی عبور کند و با نگاه سهبعدی، فضاهای زیرسطحی و زیرزمین را به بخشی از برنامه توسعه شهری تبدیل کند.
از میانه دهه ۸۰، موضوع فضاهای زیرسطحی وارد اسناد رسمی شد و بعدها به مصوبه شورای شهر و الزامات برنامههای شهرداری راه یافت. مالکیت این فضاها باید روشن شود، برخی مناطق مرکزی و شمالی شهر ظرفیت بیشتری دارند و نگهداری و مدیریت این فضاها نیازمند ساختاری مستقل و میانبخشی است.
۳ سطح اقدام برای تهران
این پژوهش سه افق عملیاتی را برای توسعه پناهگاهها مطرح میکند. در بخش اهداف بلندمدت، پیشنهاد شده توسعه فضاهای زیرسطحی باید با نظام پهنهبندی و سازمان فضایی شهر یکپارچه شود و توزیع متوازن مراکز جمعیتی و پناهگاهها در سطح شهر تحقق یابد. در حوزه اقدامات تاکتیکی ارائه مدل محلهمحور برای جانمایی پناهگاهها، استفاده از فضاهای زیرسطحی و روسطحی مستعد و توجه به شعاع خطر گسلها، مراکز نظامی و پهنههای فرونشست مطرح شده است.
در بخش اقدامات کوتاهمدت هم آمادهسازی سریع فضاهای موجود با ظرفیت بالا، تجهیز آنها برای اسکان موقت جمعیت، تأمین امکانات اولیه و اتصال به شبکه حملونقل، بخش عملیاتی برنامه است که میتواند سریعا جان شهروندان را در زمان بحران حفظ کند. این مطالعات نشان میدهد مسئله پناهگاه شهری در تهران نه یک پروژه عمرانی ساده، بلکه برنامهای چندلایه در حوزه شهرسازی، زیرساخت، امنیت و مدیریت بحران است.
راهکار اصلی پژوهش، استفاده از فضاهای زیرسطحی و چندمنظوره، تلفیق آنها با طرحهای توسعه شهری و اجرای برنامهای سهمرحلهای از اقدامات فوری تا راهبردی است. این رویکرد هم هزینهها را کاهش میدهد و هم ظرفیت واقعی شهر برای مواجهه با بحرانها را افزایش میدهد. تهران برای روز مبادا چقدر آماده است؟ پاسخ را نه در شعار، بلکه باید در توان واقعی شهر برای حفاظت از جمعیت میلیونیاش جستوجو کرد؛ در اینکه آیا میتواند در لحظه تهدید، امنیت جسمی و آرامش روانی شهروندانش را تأمین کند یا نه.
مرور تجربهها و نشانههای باقیمانده، تصویری دوگانه از شهری با انبوه زیرساختها اما با تردیدهای جدی در استفاده از آنها ارائه میدهد. مسئله فقط «کجا» نیست، بلکه «چطور» هم اهمیت دارد. پناهگاه تعهدی است به حفاظت از غیرنظامیان و راهحلی است برای طیف گستردهای از بحرانها. شهری مثل تهران باید بتواند به شبکهای پاسخگو و کارآمد دست پیدا کند؛ شبکهای که در زمان بحران، فضا، منابع و امکانات کافی برای جمعیت میلیونی شهر فراهم آورد و شهر را در برابر تهدیدها تابآور کند.