آیا مذاکرات استانبول، ماسکیروفکای ترامپ است؟
در حالی که همزمان با مطرح شدن مذاکرات هستهای ایران و آمریکا و برنامهریزی برای نشست استانبول، دونالد ترامپ بار دیگر از تمایل خود به توافق سخن میگوید، بازنشر یک مقاله درباره «عملیات فریب» از سوی او، این گمانه را تقویت کرده است که شاید این مذاکرات نه تلاشی واقعی برای توافق، بلکه بخشی از راهبرد انحرافی از سوی رئیسجمهور آمریکا باشد.
فرارو- در حالی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بارها از آمادگی خود برای مذاکره با ایران سخن گفته و نسبت به دستیابی به توافق ابراز امیدواری کرده است و همزمان خبرهایی درباره برگزاری مذاکرات ایران و آمریکا در استانبول با حضور برخی بازیگران منطقهای منتشر شده، این پرسش مطرح میشود که آیا این مذاکرات تلاشی واقعی برای توافق است یا بخشی از یک عملیات فریب به حساب میآید.
به گزارش فرارو، بازنشر اخیر مقالهای در نشریه «فری پرس» از سوی ترامپ که به مفهوم «عملیات فریب» یا ماسکیروفکا اشاره دارد، گمانهزنیها درباره ماهیت مذاکرات هستهای کنونی را افزایش داده است. برخی تحلیلگران معتقدند آنچه این روزها به عنوان مذاکره مطرح میشود، بیش از آنکه معطوف به توافق باشد، میتواند بخشی از یک راهبرد انحرافی باشد.
ماسکیروفکای ترامپ
دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا روز دوشنبه مقالهای را در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» بازنشر کرد که در آن به تمرکز او بر موضوع گرینلند به جای ایران و اوکراین پرداخته و از مفهوم «ماسکیروفکا» سخن به میان آمده بود.
در بخشی از این مقاله با عنوان «ترامپ چگونه در داووس پیروز شد» آمده است: «چرا ممکن است رئیسجمهور ترامپ ترجیح دهد به جای ایران یا اوکراین درباره گرینلند صحبت کند؟ شاید به این دلیل که اروپا طبق معمول ناچار میشد بار دیگر درخواستهای همیشگی خود درباره تنشزدایی با تهران را مطرح کند.»
نویسنده مقاله در ادامه این فرضیه را مطرح میکند که جنجال رسانهای پیرامون گرینلند، نمونهای کلاسیک از ماسکیروفکای ترامپ بوده است؛ عملیاتی برای انحراف افکار عمومی، مشابه ادعای او درباره ادامه مذاکرات صلح با ایران درست پیش از حمله هوایی آمریکا به تأسیسات هستهای فردو.
ماسکیروفکا چیست؟
پیش از بررسی صحت این فرضیه، لازم است مفهوم ماسکیروفکا توضیح داده شود. ماسکیروفکا (Maskirovka) یک اصطلاح نظامی روسی به معنای فریب، پنهانکاری و گمراهسازی است که بهعنوان یک دکترین نظامی از اوایل قرن بیستم توسعه یافته است. این دکترین مجموعهای از اقدامات، از استتار و پنهانسازی گرفته تا انکار و فریب اطلاعاتی را شامل میشود. دانشنامه نظامی شوروی در سال ۱۹۴۴، ماسکیروفکا را «مجموعه اقداماتی برای گمراه کردن دشمن درباره حضور و استقرار نیروها» تعریف کرده بود. با این حال، در نسخههای بعدی این دکترین، ابزارهای سیاسی، راهبردی و دیپلماتیک نیز به آن افزوده شد؛ از جمله دستکاری واقعیتها و برداشتها با هدف تأثیرگذاری بر رسانهها و افکار عمومی در سطح جهانی.
آیا مذاکرات کنونی بخشی از عملیات فریب است؟
حال با این تفاصیل به پرسش نخست میرسیم: «آیا مذاکرات هستهای کنونی، ماسکیروفکای ترامپ است؟»
پاسخ قطعی به این پرسش در شرایط کنونی دشوار است، اما نشانههایی وجود دارد که فرضیه عملیات فریب بودن مذاکرات را ممکن است تقویت کند. نخست آنکه در مقطعی که دوگانه «جنگ یا مذاکره» بهطور گسترده در رسانههای غربی برجسته شده و اخبار مربوط به نشست استانبول بازتاب فراوانی یافته، ترامپ اقدام به بازنشر مقالهای درباره ماسکیروفکا کرده است؛ اقدامی که ممکن است بهعنوان تأیید تلویحی این رویکرد تفسیر میشود.
از سوی دیگر، برخی رسانههای غربی با وجود انتشار اخبار متعدد درباره تمایل آمریکا به مذاکره، حمله نظامی به ایران را امری حتمی دانسته و آن را صرفاً مسئله زمان ارزیابی میکنند. در همین راستا، روزنامه اسرائیلی «معاریو» به نقل از منابع نظامی گزارش داده است که برآوردها حاکی از آن است که آمریکا بهزودی حملهای را علیه ایران انجام خواهد داد و مذاکرات میان واشنگتن و تهران تأثیری بر کاهش سطح آمادگی نظامی نخواهد داشت.
مسئله دیگر، ماهیت شروط مطرحشده از سوی آمریکا است؛ شروطی که به گفته برخی ناظران، بیش از آنکه پیشنهادهای مذاکرهای باشند، به اولتیماتوم شباهت دارند. در همین زمینه، سرگئی ریابکوف، معاون وزیر خارجه روسیه، اعلام کرده است که پیشنهادهای آمریکا به ایران در عمل حکم اولتیماتوم را دارد.
در نهایت، تجربه حمله پیشین آمریکا و اسرائیل در تابستان گذشته و در میانه فضای مذاکراتی نیز این گمانه را تقویت میکند که دور جدید گفتوگوها ممکن است جنبهای فریبکارانه داشته باشد. با این حال، همچنان نمیتوان با قطعیت در این باره قضاوت کرد و باید منتظر ماند و دید آیا مذاکرات پیشرو در استانبول به نتیجهای مشخص منتهی خواهد شد یا خیر.