گرینلند؛ نوک کوه یخ/ جزئیات توافق آمریکا با ناتو و نگرانی اروپا
واشنگتن بهدنبال یک حضور بلندمدت در منطقه راهبردی گرینلند است. هدف اصلی این چارچوب، مهار نفوذ روسیه در گرینلند عنوان شده، اما در عمل میتواند دامنه نفوذ چین را نیز محدود کند.
همزمان با انتشار جزئیات اولیهای از توافق احتمالی میان دولت ترامپ و گرینلند، دبیر کل ناتو هم در مواضعی کمسابقه رویکرد دولت آمریکا در قبال این جزیره استراتژیک را تأیید کرد.
به گزارش شرق، جزئیات منتشرشده درباره گرینلند نشان میدهد این توافق صرفا یک موضوع سیاسی یا نمادین نیست، بلکه بستهای چندلایه با ابعاد امنیتی، اقتصادی و ژئوپلیتیک را در بر میگیرد. این توافق شامل واگذاری «بخشهای محدودی از اراضی» گرینلند به ایالات متحده خواهد بود و آمریکا در بهرهبرداری از حقوق معدنی این منطقه نقش مستقیم خواهد داشت.
مارک روته، دبیر کل ناتو هم در اظهاراتی کمسابقه از موضع دونالد ترامپ درباره گرینلند حمایت کرد و گفت: «ترامپ درباره گرینلند درست میگوید».
روته با تأکید بر اهمیت ژئوپلیتیک قطب شمال افزود: «دیگر رهبران نیز حق دارند. ما باید از قطب شمال دفاع کنیم. میدانیم که چین و روسیه بهطور فزایندهای در این منطقه فعال شدهاند».
به گفته دبیرکل ناتو، هشت کشور در مجاورت قطب شمال قرار دارند که فقط یکی از آنها خارج از ناتوست و آن کشور روسیه است.
او چین را هم «کشور نهم» توصیف کرد که اگرچه جغرافیای قطبی ندارد، اما حضور و فعالیت آن در منطقه قطب شمال رو به افزایش است. روته در جمعبندی این مواضع تصریح کرد: «در این چارچوب، ترامپ و دیگر رهبران در ارزیابی اهمیت گرینلند درست میگویند».
نکته قابل توجه دیگر، زمانبندی این توافق است که بهصورت «نامحدود» تعریف شده است و نشان میدهد واشنگتن بهدنبال یک حضور بلندمدت در این منطقه راهبردی است. هدف اصلی این چارچوب، مهار نفوذ روسیه در گرینلند عنوان شده، اما در عمل میتواند دامنه نفوذ چین را نیز محدود کند؛ کشوری که در سالهای اخیر سرمایهگذاری و فعالیتهای زیرساختی خود در مناطق قطبی را افزایش داده است.
در بعد نظامی، گزارشها حاکی از آن است که سامانه دفاعی «گنبد طلایی» آمریکا نیز بخشی از این توافق خواهد بود؛ موضوعی که گرینلند را به یکی از نقاط کلیدی در معماری دفاعی آمریکا در نیمکره شمالی تبدیل میکند. همچنین این توافق، مسیر را برای سرمایهگذاریهای زیرساختی با حمایت آمریکا در گرینلند هموار خواهد کرد.
در مجموع، به نظر میرسد ترامپ در تلاش است در قالب یک توافق واحد، سه هدف کلیدی را محقق کند: تثبیت موقعیت دفاعی آمریکا در قطب شمال، دسترسی به منابع معدنی استراتژیک و مهار نفوذ ژئوپلیتیک روسیه و چین در یکی از حساسترین مناطق رقابت قدرتهای بزرگ.
این رویکرد، گرینلند را از یک جزیره دورافتاده به یکی از کانونهای اصلی معادلات امنیتی و اقتصادی دهه پیشرو تبدیل میکند. در همین حال و با وجود اظهارات تازه دونالد ترامپ درباره عقبنشینی موقت از تهدید نظامی و تعرفهای، گزارشها حاکی از آن است که در پشت درهای بسته، سناریوهایی مانند واگذاری حاکمیت محدود آمریکا بر بخشهایی از گرینلند برای ایجاد پایگاههای نظامی در حال بررسی است؛ موضوعی که با واکنش تند مقامات دانمارکی و نمایندگان گرینلند روبهرو شده و آینده روابط واشنگتن و متحدانش را در هالهای از ابهام قرار داده است.
توافق جدید
به نوشته نیویورکتایمز، دونالد ترامپ میگوید با ناتو بر سر آینده گرینلند به چارچوبی برای یک توافق دست یافته است؛ این در حالی است که بنا به گفته سه مقام ارشد آگاه از گفتوگوها، چند ساعت پیشتر مقامهای این ائتلاف بهطور جداگانه امکان بهدستآوردن حاکمیت ایالات متحده بر بخشهایی از گرینلند برای ایجاد پایگاههای نظامی را بررسی کرده بودند.
به نظر میرسد اعلام ترامپ بخشی از مجموعه اقداماتی بود که ایالات متحده را از آستانه درگیری نظامی و اقتصادی با متحدانش دور کرد. ترامپ همچنین تهدید به اعمال تعرفههای اضافی علیه متحدان اروپایی را که با اصرار او بر مالکیت آمریکا بر گرینلند مخالفت کرده بودند، پس گرفت و گفت برای تثبیت مالکیت آمریکا از زور استفاده نخواهد کرد.
ترامپ اخیرا با انتشار پیامی در شبکه تروثسوشال، این عقبنشینیها را تکمیل کرد و گفت او و مارک روته، دبیر کل ناتو، «چارچوب یک توافق آینده درباره گرینلند و در واقع کل منطقه قطب شمال» را شکل دادهاند؛ بیآنکه جزئیاتی درباره این چارچوب ارائه دهد.
او افزود: «این راهحل، اگر نهایی شود، راهحلی بسیار عالی برای ایالات متحده آمریکا و همه کشورهای عضو ناتو خواهد بود».
اعلام رئیسجمهور آمریکا پس از آن صورت گرفت که به گفته مقامهای ارشد غربی آگاه از گفتوگوها، در نشستهای بروکسل میان فرماندهان ارشد نظامی کشورهای عضو ناتو، امکان یک مصالحه سرزمینی مورد بحث قرار گرفته بود. این مقامها گفتند مارک روته در طول این هفته در پی دستیابی به نوعی سازش بوده است، اما مشخص نبود که آیا ایده برخورداری ایالات متحده از نوعی حاکمیت محدود بر بخشهای کوچکی از گرینلند برای ایجاد پایگاههای نظامی، بخشی از چارچوبی است که ترامپ از آن سخن گفته است یا نه.
یکی از مقامهایی که در این نشستها حضور داشت، این ایده را با پایگاههای نظامی بریتانیا در قبرس مقایسه کرد؛ پایگاههایی که به عنوان قلمرو بریتانیا شناخته میشوند. مقام دومی که در جریان گفتوگوها قرار گرفته بود نیز تأیید کرد طرح مربوط به گرینلند بر اساس الگوی پایگاههای حاکمیتی بریتانیا در قبرس شکل گرفته است.
وقتی از مقامهای ناتو درباره جزئیات چارچوبی که ترامپ اعلام کرده بود سؤال شد، این سازمان در بیانیهای گفت: «مذاکرات میان دانمارک، گرینلند و ایالات متحده ادامه خواهد یافت و هدف آن اطمینان از این است که روسیه و چین از نظر اقتصادی یا نظامی هرگز در گرینلند جای پایی پیدا نکنند».
این گفتوگوها در حالی اتفاق افتاد که مقامات دانمارکی واکنش تندی به آن نشان دادند. کمنیتس، نماینده گرینلندی پارلمان دانمارک، سخنان ترامپ درباره توافق احتمالی با ناتو را رد کرد. او در پیامی در شبکههای اجتماعی ادعا کرد: «آنچه این روزها در اظهارات ترامپ شاهدش هستیم کاملا مضحک است. ناتو مطلقا هیچ اختیاری ندارد که بدون حضور ما در گرینلند درباره هیچ موضوعی مذاکره کند».
آمریکا و یک تکه یخ
ترامپ در داووس به رهبران اروپایی گفته بود به چیزی کمتر از مالکیت کامل ایالات متحده بر گرینلند رضایت نخواهد داد.
ترامپ هشدار داده بود اگر خواستهاش برآورده نشود، اروپا با پیامدهای شدید اقتصادی و امنیتی روبهرو خواهد شد. ترامپ در جمعی متشکل از رؤسای کشورها، میلیاردرها و دیگر رهبران جهان بارها تأکید کرد ایالات متحده به دلایل امنیت ملی به گرینلند نیاز دارد.
او گفت فقط ایالات متحده به اندازه کافی قدرتمند است که بتواند گرینلند را در برابر تهدیدهای خارجی حفظ کند و این دفاع فقط در صورتی معقول است که گرینلند در مالکیت آمریکا باشد.
او خواستار مذاکرات فوری برای بررسی انتقال مالکیت این جزیره نیمهخودمختار از دانمارک به ایالات متحده شد و کشورهای اروپایی را وابسته به آمریکا توصیف و تحقیر کرد. ترامپ گفت: «بدون ما، بیشتر این کشورها حتی کار ساده خود را هم نمیکنند».
به نوشته فارنپالسی، هرچند ترامپ ظاهرا استفاده از نیروی نظامی آمریکا را از گزینههای خود برای دستیابی به گرینلند کنار گذاشته، کنگره ایالات متحده از برداشتن گامهای جدی برای محدودکردن این امکان در آینده خودداری کرده است.
فارنپالسی گزارش میدهد متن نهایی بسته لوایح بودجه سال مالی ۲۰۲۶ کنگره که اخیرا منتشر شد، استفاده از منابع فدرال برای حمله به یک متحد ناتو را ممنوع نمیکند و در واقع حتی نامی از ناتو یا گرینلند به میان نمیآورد؛ هرچند بیانیه توضیحی مشترک همراه با لایحه بودجه دفاعی، بار دیگر از حمایت تزلزلناپذیر کنگره از این ائتلاف سخن میگوید.
با این حال، سخنرانی ترامپ جدیت جاهطلبیهای او برای بهدستآوردن گرینلند را تقویت کرد. ترامپ گفت: «ما یک تکه یخ برای حفاظت جهانی میخواهیم و آنها آن را به ما نمیدهند. آنها یک انتخاب دارند. میتوانید بگویید بله و ما بسیار قدردان خواهیم بود، یا میتوانید بگویید نه و ما این را به خاطر خواهیم سپرد».
با این حال، ترامپ در سخنرانی خود فضای چندانی برای سازش باقی نگذاشت. بسیاری از رهبران اروپایی تأکید کردهاند واگذاری مالکیت گرینلند به ایالات متحده برایشان قابل پذیرش نیست، اما در عین حال میگویند آمادهاند تقریبا هر ترتیبی را بپذیرند که حضور آمریکا در آنجا را گسترش دهد.
ترامپ بار دیگر گفت چنین گزینههایی برای او کافی نیست. او گفت: «برای دفاع از آن، به مالکیت نیاز دارید… اصلا چه کسی حاضر است از یک قرارداد مجوز یا اجارهنامه دفاع کند؟».
به نوشته اکونومیست، تحولات پس از این موضعگیری رئیسجمهور که منجر به توافق پشت پرده میان آمریکا و ناتو شد نشان داد یکی از درسهای اصلی بحران اخیر این است که ترامپ در برابر فشار عقب مینشیند، اما از اهداف نهایی خود دست نمیکشد. اروپا در این دور خوششانس بود؛ چراکه موضوع اختلاف، سرزمینی بود که ارزش راهبردی محدودی برای آمریکا دارد و هزینههای سیاسی و اقتصادی تصاحب آن بسیار بیشتر از منافعش است.
تهدید به اعمال تعرفهها با واکنش متقابل برخی کشورهای اروپایی و حساسیت بازارها روبهرو شد و حتی کنگره آمریکا نشانههایی از مقاومت نشان داد. با این حال، مشکل اصلی پابرجاست.
نگاه بدبینانه ترامپ به جهان، بیاعتمادی عمیق او به نهادهای چندجانبه و روایتی که از تاریخ ناتو ارائه میدهد، پایههای اتحاد آتلانتیک را سست کرده است.
او میگوید آمریکا «تمام هزینه ناتو» را پرداخته و چیزی در مقابل نگرفته است. ناتو براساس منافع متقابل و ارزشهای مشترک شکل گرفت، اما در نگاه ترامپ، متحدان بیشتر باری بر دوش آمریکا هستند تا یک سرمایه راهبردی. چنین برداشتی دیر یا زود به تقابلهای جدید منجر خواهد شد؛ چه بر سر گرینلند و چه در پروندههای دیگر.
اروپا باید خود را برای جهانی آماده کند که در آن اتکای کامل به چتر امنیتی آمریکا دیگر بدیهی نیست. از این منظر، بحران گرینلند فقط «نوک کوه یخ» است. اگر این روند ادامه یابد، خطر فروپاشی تدریجی ناتو و بازگشت رقابت تسلیحاتی در اروپا و آسیا جدی خواهد بود. شاید زمان آن رسیده باشد که اروپا، در کنار تلاش برای حفظ اتحاد فراآتلانتیک، سناریوی دنیای بدون ناتو را نیز بهطور جدی روی میز بگذارد.