رمزگشایی از یک پازل ۱۰ هزار تکهای در قلب بریتانیا
از دل زبالههای لندن لازانیای ۲۰۰۰ساله رومی بیرون آمد!
باستانشناسان بهتازگی لندن را به یک «لازانیای بزرگ» تشبیه کردهاند؛ شهری که لایههای تاریخ در آن رویهم چیده شدهاند.
به نظر میرسد لندن شبیه به یک کتاب قدیمی است که هر بار ورق میزنید، فصلی جدید و نادیده از آن نمایان میشود.
به گزارش همشهریآنلاین، این بار، باستانشناسان در میان تلی از زبالههای باستانی، به ویلاهای مجلل و نقاشیهای دیواری دست یافتهاند که داستانی متفاوت از مهاجران اولیه این شهر بازگو میکنند.
باستانشناسی به سبک آشپزی ایتالیایی!
تصور کنید در حال قدمزدن در کنار برج «شارد» لندن هستید، درحالیکه دقیقاً چند متر زیر کفشهای شما، بقایای یک تمدن باشکوه در انتظار کشفشدن است. باستانشناسان بهتازگی لندن را به یک «لازانیای بزرگ» تشبیه کردهاند؛ شهری که لایههای تاریخ در آن رویهم چیده شدهاند.
از تئاترهای اولیه تا اولین باسیلیکای شهر، همگی در دل زمین دفن شدهاند. اما هیجانانگیزترین بخش داستان، کشف ۲۰ نقاشی دیواری رنگارنگ است که به ۱۰ هزار قطعه تبدیل شده بودند. این پازل غولپیکر، اکنون نهتنها هنر رومی را به رخ میکشد، بلکه «اثر انگشت» و امضای هنرمندی را فاش کرده که قرنها پیش، قلممو بر دیوار این شهر کشیده است. با ما همراه باشید تا به اعماق این لازانیای تاریخی سفر کنیم.
لایه به لایه در جستوجوی تاریخ گمشده
پروفسور آلیس رابرتز، چهره شناختهشده دانشگاهی و مجری برنامه محبوب «حفاری برای بریتانیا»، تعبیر جالبی برای باستانشناسی در پایتخت بریتانیا دارد. او معتقد است لندن دقیقاً مثل یک «لازانیا» ساخته شده است! شما میتوانید از دوران مدرن شروع کنید و با هر قدم که به عمق زمین میروید، لایههای ویکتوریایی، ادواردی و در نهایت دوران پیش از تاریخ را لمس کنید. این تغییرات مداوم شهری و ساختوساز برجهای نوساز، فرصتی استثنایی و کوتاه در اختیار باستانشناسان قرار میدهد تا پیش از آنکه بتنها جای همه چیز را بگیرند، نگاهی به اسرار مدفون در دل زمین بیندازند.
پازل ۱۰ هزار تکه
یکی از خیرهکنندهترین یافتههای اخیر که در کانون توجه محافل علمی قرار گرفته، کشف ۲۰ فرسکو (نقاشی دیواری) رنگارنگ است. این آثار هنری که به شکلی باورنکردنی به ۱۰ هزار قطعه خرد شده بودند، در یک گودال باستانی پیدا شدند.
متخصصان اکنون در حال انجام عملیاتی طاقتفرسا برای کنار هم قرار دادن این تکهها هستند. نکته شگفتانگیز اینجاست که روی برخی از این قطعات، رنگدانههای بسیار کمیاب و حتی چیزی شبیه به «امضای هنرمند» پیدا شده است؛ جزئیاتی که پنجرهای رو به زندگی شخصی و هنر دست انسانهای دو هزار سال پیش باز میکند.
هنر «وارونه کردن زمان» در قلب پایتخت
سوفی جکسون، مدیر توسعه موزه باستانشناسی لندن (MOLA)، حفاری در این شهر را یک تجربه اعتیادآور توصیف میکند. او میگوید کار در لندن با هر جای دیگری متفاوت است؛ چرا که قرنها تاریخ به صورت فشرده روی هم انباشته شده است. باستانشناسان در اینجا باید «زمان را به عقب بازگردانند» و سایت را با ترتیبی معکوس نسبت به آنچه اتفاق افتاده، بازگشایی کنند. این یعنی هر کلنگ، سفری است از امروز به اعماق تاریخ.
گنجینههای با ارزش در زبالهدانی
کشف «لازانیای لندن» به ما یادآوری میکند تاریخ زیر پای ما نفس میکشد. هر تکه سفال، هر قطعه نقاشی خرد شده و حتی پسماندهای دور ریخته شده توسط یک شهروند رومی، قطعهای از پازل هویت انسانی ماست. باستانشناسی مدرن امروزه ثابت کرده برای پیدا کردن شهرهای گمشده، همیشه نیاز به سفر به بیابانهای دوردست نیست؛ گاهی بزرگترین اسرار جهان، درست زیر لایههای بتنی شهرهای مدرن منتظر یک اشاره هستند تا داستان خود را بازگو کنند.