تلاش وزارت ارتباطات برای اتصال مجدد و بازگشت به فضای قبل از ۱۸ دی
ادامه قطع اینترنت ناراضیتراشی بیشتر است، نه تولید امنیت
آمار غیر رسمی حاکی از آن است که هر روز خاموشی دیجیتال ۳.۸ هزار میلیارد تومان خسارت دربردارد. باید در نظر داشت صاحبان کسب و کار مجازی و به تعبیر یکی از جامعهشناسان طبقۀ متوسط دیجیتالی را ناراضی یا ناراضیتر میکند و با این نگاه نه تنها این کار به حفظ امنیت ملی کمک نمیکند بلکه به زیان امنیت ملی است.
مهرداد خدیر در عصر ایران نوشت: هر چند برخی شنیدهها از پایان خاموشی دیجیتالی تا پایان هفته و اتصال مجدد به اینترنت بینالمللی حکایت میکند و طبعا امیدواریم چنین باشد تا نوشتۀ حاضر هم بلاموضوع شود ولی به نظر میرسد بر سر این که قطره چکانی یا پلکانی و صنفی و منطقهای باشد یا ناگهان به قبل از ۱۸ دی ۱۴۰۴ بازگردیم اختلاف نظر وجود دارد تا جایی که این نگرانی را ایجاد کرده که نکند این قطع به کام برخی شیرین نشسته باشد و گمان برند مقصر اصلی را مجازات کردهاند حال آن که بدون اینترنت هر ادعای توسعه و ارتباط گزاف و بیربط خواهد بود.
طنزآمیز است اما اگر قرار بر این نوع نگاه و مقصریابی باشد وزارت نفت و شهرداری و حتی وزارت راه هم مقصرند! چون با این نگاه و منطق در اعتراضات خشونت بار پنجشنبه و جمعه شب (۱۸ و ۱۹ دی) از بنزین هم برای آتش زدن استفاده شد و بنزین هم در پالایشگاههای وزارت نفت تولید میشود! یا مخزنهای زباله به آتش کشیده شد و مخازن را هم شهرداری در معابر قرار داده یا طبعا «تروریستهای مسلح» از طریق راهها خود را به شهرها رساندند و ناگهان از آسمان فرونیفتادند و با این حساب، لابد وزیر راه هم مقصر است و ملاحظه میکنید چقدر این مثالها ناموجه است اما مقصر دانستن اینترنت هم در همین ردیف است و باید متصل شود.
آمار غیر رسمی حاکی از آن است که هر روز خاموشی دیجیتال ۳.۸ هزار میلیارد تومان خسارت دربردارد و اگر با تعبیر زیان هم موافق نباشیم میتوان عدمالنفع را به کار برد و مهمتر از همه این که باید در نظر داشت صاحبان کسب و کار مجازی -و به تعبیر یکی از جامعهشناسان طبقۀ متوسط دیجیتالی- را ناراضی یا ناراضیتر میکند و با این نگاه نه تنها این کار به حفظ امنیت ملی کمک نمیکند بلکه به زیان امنیت ملی است.
این فضا به راحتی حاصل نیامده و به همین خاطر این گونه نیست که منتظر بمانند یا تحمل کنند و در این میان برخی از میان میروند. از منظر عدالت نیز که یکی از ادعاها و آرمانهای اصلی بوده همین بستر اینترنت که دیگران مبتکر و ایجاد کنندۀ آن بودهاند فضایی برای همه و عادلانه ایجاد کرده وگرنه در یک نظام سرمایه سالار افسارگسیخته چگونه افراد با سرمایههای کم و با بهره از فرصتی که این بستر فراهم ساخت میتوانستند رقابت کنند؟
اینترنت چنان در تار و پود زندگی مدرن ریشه دوانیده که محدود به پلتفرمها یا سکوهای مجازی نیست یا رسانهها بلکه در تمام عرصههای دیگر هم خود را نشان داد تا جایی که در روزهای بعد از قطع اینترنت حتی برخی تلویزیونهای هوشمند از کار افتاد یا در خدمترسانی برخی بیمارستانها و اعلام میزان ابتلا به دیابت بیمار هم اختلال ایجاد شد و در عرصۀ تجارت بینالملل برخی پلت فرمهای رمزارزی ارزی نمیتوانستند فعالیت کنند و هیچ یک از اینها را صدا و سیما نمیگوید چون دل مدیران این سازمان که حالا مورد تمجید مجلس اقلیت هم قرار گرفتهاند اینترنت یک تهدید است و دوست دارند همه چیز در انحصار خودشان باشد غافل از این که مردم را به شبکههای ماهوارهای فارسی زبان سوق دادهاند و دیدیم چگونه آمار آنان دربارۀ کشتهها دهان به دهان چرخید.
صریح این که اینترنت بین المللی و نه این شکسته بستههای ناقص داخلی نیاز مبرم کسب و کارها و وسیله گذران وقت بسیاری از نوجوانان و جوانان و سرگرمی آنهاست و با ادامۀ قطع آن هم رسانههای دخلی و مستقل را در کسب و تولید خبر مجازات میکنیم (اگر همین رسانهها از رفتاری که با روزنامۀ حرفهای هممیهن و در توقیف موقت آن شد، درس عبرت نگرفته باشندو بخواهند همچنان دنبال روایت سوم بروند که همانا نه تبلیغات صداو سیماست و نه نوع مواجهه ایران اینترنشنال) بلکه به کسب و کارهای مجازی و علایق نوجوانان و جوانان آسیب میرسد.
با این همه باز باید امیدوار بود که تا فردا پنج شنبه به سطح یک یا همان وضعیت قبل از ۱۸ دی بازگردیم. گره خوردن اینترنت به زندگی جاری و کسب و کارهای مردم به این معنی است که قطع آن اقدامی در راستای حفظ یا بازگرداندن امنیت نیست زیرا این رفتار میتواند موج نارضایتی در کسب و کارهای کوچک را افزایش دهد در حالی که میتوان بر این نگرانی فایق آمد.
ناگفته پیداست که موافقان قطع اینترنت یا کسانی هستند که از ابتدا با هر اتصال به خارج مخالف بودند و حالا فرصت را مناسب دیدهاند یا نگران ارسال فیلم و ویدیو به کانالهای ماهوارهای فارسی زبان و مشخصا تلویزیون ایران اینترنشنال هستند که بعد از جنگ ۱۲ روزه از چشم مردم افتاده بود و با ایجاد محدودیت برای رسانههای مستقل دوباره به قطب مخالف صدا و سیما بدل شده است.
با این حال میتوان این نکته را مطرح کرد که آیا تنها راه ارسال از طریق اینترنت است و از طرق دیگر از جمله زمینی و از کشورهای همسایه امکان انتقال فیزیکی نبوده است یا تا به حال نفرستادهاند یا از طریق همان مجاری محدود باز شده نمیتوانند؟
جدای این وقتی در رسانههای رسمی از نقش داعش و تروریستهای مسلح در کشتهها سخن به میان آمده اصل اتفاق تلخ که قابل انکار نیست که برخی را نگران کرده است و قاعدتا بر سر انتساب به غیر نهادهای رسمی باید حساس باشند. با این وصف مشخص نیست که چرا به چند گزارش کاملا حرفهای روزنامههای مستقل گیر دادند که چرا از قبرستان و بیمارستان گزارش تهیه کرده اید؟ مگر خودتان هم نمیگویید که کشتند؟ چظور شما بگویید کشتند اشکال ندارد و روزنامهها بنویسند کشتهها چه وضعیتی دارند اشکال دارد؟
نیاز به اما و اگر نیست. اینترنت باید باز شود و شهروند عادی که میان او و نظام سیاسی فاصله و بلکه گسست و گسل افتاده چه بسا بگوید اگر بقای نظام سیاسی برای حفظ امنیت مهم است بقای نظم اقتصادی و معیشیتی و خانوادگی من هم مهم است اما با قطع اینترنت به مخاطره افتاده است.
نتایج یک پژوهش نیز نشان میدهد بر خلاف برخی تصورات قشرهای کم برخوردارتر و میانی بیشتر مصرف میکنند تا برخورداران چون آنها سرگرمیها و دلمشغولیهای دیگر هم دارند و با این نگاه و اگر عصیان اخیر را شورش گرسنگان بدانیم استمرار قطع اینترنت بر حجم آن میافزاید.
دولت و حاکمیت البته از وجهی دیگر هم آسیب میبینند. از این منظر که همه میدانند وزارت ارتباطات در قبال این اتفاق رویکرد منفی دارد و در اطلاعیه روز نخست نیز به صراحت اعلام شد قطع اینترنت کار وزارت ارتباطات نبوده و به دستور مستقیم نهادهای امنیتی صورت پذیرفته و میدانیم شخص وزیر نیز به عنوان یکی از متخصصان هوش مصنوعی بهتر از هر کسی میداند که بدون اینترنت، هوش مصنوعی هم موضوعیت ندارد.
وقتی شخص رییس جمهوری و وزیر ارتباطات مخالف ادامه قطع باشند (و نه قطع در ۱۸ و ۱۹ دی) اما همچنان مردم محروم باشند احساس میکنند تیغ دولت نمیبُرد و این نه به سود دولت است نه محدودکنندگان و نگاه مردم به نهادهای خاص به چشم محدود کننده و مداخله کننده خواهد بود نه حافظ امنیت و همه که چشم به صدا و سیما ندوختهاند تا عین تعابیر ان را به کار برند.
این تلقی که با قطع اینترنت میتوانند این اسب سرکش را مهار کنند تا در داخل ایران کل شبکه تحت نظر خودشان باشد هم به لحاظ تبعات خطاست چون امنیت ارتباطات در این است که در یک منطقه محدود نباشد و از بیرون بتوان دید و رصد کرد ولی با این کار نگاه از بیرون مختل شده و رمزنگاری داخلی نمیتواند تضمین کننده باشد.
تازه اینها همه جدای بحث استارلینک ماهوارهای است که دیر و زود دارد و سوخت و سوز ندارد. مهمتر از همه این که ادامۀ قطع اینترنت یعنی هنوز وضعیت عادی نیست و این در حالی است که صدا و سیما به هزار زبان در سخن است که عادی است و واقعا هم مردم در حال زندگی عادیاند اگرچه مبهوت از اخبار ۱۸ و ۱۹ دی اما با قطع اینترنت، عادی بودن پذیرفته نیست و یادآور آن حکایت سعدی است:
آن یکی پرسید: اُشتُر را که هی!
از کجا میآییای فرخنده پی؟
یکی از شتری پرسید از کجا میآیی و او پاسخ داد:
گفتش از حمام گرم کوی تو
گفت: خود همی پیداست از زانوی تو!
مدعی شد از حمام میآید در حالی که زانوان او گواهی میداد در حمام نبوده اند. قطع اینترنت مثل زانوی ناپاکیزه شتر است که باور ادعا را مشکل میسازد.
هر قدر هم در صدا وسیما نقش اصلی منفی را به «تروریستهای مسلح» بدهند و اعتراضات را تنها معیشتی بدانند اگر حکایت اینترنت حل نشود احتمال تسری اعتراض معیشتی به منزلتی متصور است و اگر این نکات را باور نمیکنند کافی است به کامنتهای یک خبرگزاری خاص در روزهای بحران توجه شود که از فضای آن برای بیان ناخرسندی خود را ابراز کردند.
اینترنت را آزاد کنید. به چند دلیل: اول این که قطع آن به زیان امنیت ملی و تحریک کننده است. دوم این که رسانههای مستقل را از دریافت و تحلیل خبر بازداشته و اگر آی پی خبرگزاریها و روزنامهها هم سفید شود مخاطبان چگونه استفاده کنند؟
سوم این که اختراع و کشف ما نیست و مالک و صاحب آن نیستیم و دستاورد حیرتآور بشری است و شأن حکومت خدمات دهی است نه محروم ساختن از یک امکان بینظیر که زندگی انسان امروز را از دیروز متفاوت کرده. چهارم این که با آن کسب و کار میکنند و مگر دولت روی انواع مالیات حساب نکرده؟
پنجم این که این نوع نگاه برای حل مسایل مانند کسی بود که مدعی شد مهمترین دلیل طلاق را کشف کرده است و وقتی گفتند مسکن یا شغل؟ مسایل اقتصادی یا سبک زندگی و موارد دیگر پاسخ داد: هیچ یک! مهمترین دلیل طلاق، همانا ازدواج است چون اگر هیچ ازدواجی ثبت نشود طلاقی هم رخ نخواهد داد!
حالا حکایت اینترنت است. تا تقی به توقی میخورد میروند سراغ اینترنت و آن را میبندند و هر قدر به عنوان استثنا قابل توجیه و در صلاحیت نهادهای امنیتی به خصوص شورای عالی امنیت ملی به عنوان برآیند تصمیمات عقلایی نظام وبرخی از دلایل آن از نگاه ما دور باشد اما به مثابه یک قاعده و اصل مردود و مصداق جنگ با فناوری است و اگر امنیت را بر پایه فقدان یا محدودیت یا قطع آن استوار کنیم به میزانی که فناوری پیشرفت کند (و در این فقره اینترنت ماهواره ای) امنیت نیز به مخاطره میافتد و هم چوب را خوردهایم و هم پیاز را و آنچه در این میانه از میان میرود سرمایه اجتماعی است و تازه همه میدانند وزارت ارتباطات پزشکیان موافق نیست و وزیر در پی رفع فیلترینگ بود که با این پدیده مواجه شد ولی خیلیها به ظرایف این تفکیکها ورود نمیکنند و باید هشدار داد که در صورت ادامۀ این روند:
یک دم نگاه کن که چه بر باد میدهی
چندین هزار امید بنی آدم است این…