روایتی از استیصال مالکان فروشگاههای اینستاگرامی
خردهفروشانِ اینستاگرام، قربانیان بیدفاع قطعی اینترنت
خردهفروشان فعال در اینستاگرام همواره از نخستین قربانیان و در عین حال آخرین گروهی بودهاند که بدون هیچ جبران خسارتی به بازار برگشتهاند البته اگر از گردونه رقابت حذف نشده باشند.
گسترش تجارت اجتماعی در اینستاگرام به یک منبع درآمد حیاتی برای هزاران خردهفروش و شبکهای از تولیدکنندگان در ایران تبدیل شده است، با این حال وابستگی مطلق این اکوسیستم به اینترنت بین المللی، آن را در برابر اختلالات اخیر کاملا آسیبپذیر کرده و جریان درآمدی هزاران کسبوکار کوچک را به طور کامل قطع کرده است.
به گزارش اکوایران، گفتگو با برخی از مالکان این فروشگاهها نشان میدهد ملی شدن اینترنت نه تنها فروش را متوقف کرده بلکه معیشت خانوادهها و زنجیرههای تولید پشت پرده را با بحران جدی مواجه کرده است.
با گسترش روزافزون دسترسی عمومی به گوشیهای هوشمند و اینترنت پرسرعت، سبک زندگی و مناسبات اقتصادی، بهویژه شیوههای خرید و فروش، دگرگونیهای عمیقی را تجربه کردهاند. یکی از برجستهترین نمودهای این تحول، ظهور پدیدهای به نام «تجارت اجتماعی» (Social Commerce) است.
در سالهای اخیر، «تجارت اجتماعی» بهعنوان رقیب و جایگزینی جذاب برای Ecommerce که همان بازار متمرکز خرید و فروش آنلاین مثل آمازون است، ظهور کرده و نقش آن در عرصه خرید و فروش آنلاین، روزبهروز پررنگتر میشود.
اینستاگرام، بازاری بزرگ با مشتریانی آماده
رسانههای اجتماعی همچون اینستاگرام و فیسبوک بخش مهمی از سبک زندگی و گذران وقت مردم را در تشکیل میدهند. قابلیت انتشار تصویر و متن به صورت همزمان ویژگی است که بیش از پیش تبادل اطلاعات و ارتباط میان افراد را ساده کرده است.
این ویژگیها، عناصر کلیدی برای شکلگیری بازار را فراهم کردهاند: یک جامعه بزرگ از کاربران و کانالی مؤثر برای بازاریابی. بنابراین، تنها حلقه باقیمانده، حضور عرضهکنندگانی است که بتوانند محصولات و خدمات خود را مستقیما در این بستر غنی از تعامل و توجه، ارائه دهند. به این ترتیب، محیطی که ابتدا تنها برای اشتراکگذاری لحظات شخصی و برقراری ارتباط طراحی شده بود، به تدریج به یک بستر قدرتمند تجاری تبدیل شد.
در ایران، اینستاگرام به کانون اصلی تحقق تجارت اجتماعی بدل شده است. تمرکز چشمگیر کاربران ایرانی در این پلتفرم، جذابیتی استثنایی برای فعالان اقتصادی و فروشندگان ایجاد کرده است.
بر اساس نظرسنجی مرکز «ایسپا» در سال ۱۴۰۳، حدود ۵۰.۵ درصد از جمعیت بالای ۱۸ سال کشور از اینستاگرام استفاده میکنند که این سهم در میان جوانان ۱۸ تا ۲۹ سال حدود ۷۱ درصد است. این آمار، گواه حضور گسترده و نفوذ عمیق این شبکه اجتماعی در بافت جامعه ایران است.
![]()
بر اساس گزارش سال ۱۴۰۳ دیجی کالا، سهم خردهفروشان فعال در حیطه تجارت اجتماعی از کل بازار خردهفروشی آنلاین ایران، نزدیک به ۴۰ درصد تخمین زده میشود که حدود ۱.۵ برابر سهم همین پلتفرم از کل خردهفروشیهای آنلاین است.
![]()
فرصتی کمنظیر برای کارآفرینان کوچک
اینستاگرام نهتنها بستر لازم برای حضور و عرضه محصولات خردهفروشان را فراهم کرده، بلکه به دلیل ماهیت دیجیتال خود، مسئله نیاز به سرمایه اولیه سنگین برای ورود به بازارهای سنتی، مانند هزینههای سرمایه فیزیکی و اجاره مکانی را برطرف کرده است. این موضوع، فرصتی کمهزینه و قابل دسترس برای کارآفرینان خرد و نوپا مخصوصا آنهایی که توان مالی کمتری دارند، ایجاد کرده و رقابتپذیری بازار را برای تازهواردان افزایش داده است.
یکی دیگر از جذابیتهای کلیدی بازار اینستاگرام، غیررسمی بودن آن است. الزامات پیچیدهای مانند اخذ مجوزهای رسمی از مراجع دولتی، پرداخت مالیات و ثبت قانونی کسبوکار که در بازارهای رسمی به عنوان موانع ورود محسوب میشوند، در این فضا موضوعیت ندارند.
خردهفروشان در محاصره اینترنت ملی
سالهاست که این ظرفیت از سوی دولتها نادیده گرفته شده و در برخی موارد، سیاستهایی به ضرر همین کارآفرینان کوچک اجرا شده است. ملی شدن اینترنت یکی از آنها است که طی دههی اخیر و به بهانهی ملاحظات امنیتی بارها رخ داده است.
در این شرایط، خردهفروشان فعال در اینستاگرام همواره از نخستین قربانیان و در عین حال آخرین گروهی بودهاند که بدون هیچ جبران خسارتی به بازار برگشتهاند البته اگر از گردونه رقابت حذف نشده باشند. همچنین چون این فروشگاهها عموما به صورت غیررسمی و در اقتصاد سایه فعالیت دارند، در این شرایط قدرت زیادی برای چانهزنی و طرح درخواست از دولت ندارند.
از حدود دو هفته پیش و همزمان با بروز ناآرامیهای اخیر، دسترسی به اینترنت بینالمللی بهطور کامل قطع شد. این اتفاق جریان درآمدی تعداد زیادی از این کسبوکارها را به صفر رساند؛ وضعیتی که تاکنون نیز برای بسیاری از آنان هنوز ادامه دار است. برای همین با هدف انعکاس مشکلات مالی این فروشگاهها با بعضی از آنان گفتگو کردیم.
روایتی از استیصال مالکان فروشگاههای اینستاگرامی
در بسیاری از این فروشگاهها افرادی با مدیریت صفحه کسب درآمد میکنند و در برخی دیگر، در کنار یک زنجیره تولید، افراد زیادی از طریق فروش محصولات در اینستاگرام امرار معاش میکنند. مالک یکی از این فروشگاهها در این باره میگوید: محصول ما پکهای هنری بستهبندی شده است. ما به شکل شبکهای فعالیت میکنیم. در این چرخه، برخی از همکاران ما محصولات هنری را تولید میکنند، برخی دیگر مواد اولیه مورد نیاز برای بستهبندی را تهیه میکنند و گروهی نیز این محصولات را بستهبندی میکنند. وقتی نتوانیم سفارشی دریافت کنیم، تمامی افراد این شبکه که شامل مردان سرپرست خانوار نیز میشوند، بیکار خواهند شد.
او در ادامه توضیح میدهد: ما تنها برای فروش محصولاتمان به اینترنت وابسته نیستیم و قطعی اینترنت، حتی امکان معرفی محصولاتمان از طریق کاتالوگ آنلاین را نیز برای ما دچار مشکل میکند.
خانمی که از طریق فروش محصولات در اینستاگرام امرار معاش میکند، میگوید: من سرپرست خانوار هستم. محصولات را از یک تولیدی میخرم و در صفحه اینستاگرامم میفروشم. طی این چند روز اخیر، فروشم به صفر رسیده و هیچ درآمدی نداشتهام. از سوی دیگر، باید تعهدات مالیام به تولیدکننده را نیز پرداخت کنم که این وضعیت را بسیار دشوار کرده است.
همچنین، ادمین یکی از این پیجها در این باره بیان میکند: من مسئول مدیریت یکی از حدود ۲۰ صفحهای هستم که مالکشان برای اداره آنها به من و همکارانم دستمزد میدهد. طی این دوره قطعی اینترنت، مدیر ما خبر داد که تا اطلاع ثانوی فعالیت نداریم. من و همسرم با کمک هم هزینههای زندگی را تأمین میکردیم، اما اکنون که چند روزی است عملاً بیکار شدهام نمیدانم وضعیت مالی چطور خواهد شد و مستاصل هستم.
یکی دیگر از مالکان فروشگاه اعلام کرد بخاطر قطعی مکرر اینترنت طی چند ماه اخیر و مشکلات مالی که ایجاد شده است، صفحه خود در اینستاگرام را بسته و دیگر فعالیتی ندارد.
برخی از فروشگاههای اینستاگرامی متعلق به بانوانی هستند که محصولات خانگی و دستساز خود را به فروش میرسانند. یکی از این کارآفرینان توضیح میدهد: من سه صفحه مجزا دارم که در هر یک، نوعی خاص از محصولات خانگی را میفروشم. هر ۳ روی هم حدود ۵۰ هزار نفر دنبالکننده دارند. بخشی از مشتریانم در همسایگی و اطراف من زندگی میکنند، اما عمده فروشم از طریق اینستاگرام انجام میشد. در شرایط عادی، من هفتهای حدود چهار بسته به شهرهای مختلف ارسال میکردم، اما اکنون تنها همسایههای نزدیک از من خرید میکنند و به همین دلیل فروشم حدود ۷۰ درصد کاهش داشته.
این کارآفرین در مورد هزینههای سرمایهای کسبوکارش میگوید: من اگرچه سرپرست خانوار نیستم، اما برای راهاندازی و ادامه این کار از همسرم کمک مالی نمیگیرم و تمام هزینهها را از طریق درآمد حاصل از فروش محصولات تامین میکنم. خرید مواد اولیه، بزرگترین بخش هزینهها را در کار من تشکیل میدهد و در این مدت که فروش عملاً متوقف شده، نتوانستهام مواد اولیه مورد نیاز برای تولید را تهیه کنم. این وضعیت، چرخه تولید و فروشم را با اختلال جدی مواجه کرده است.
تجارت اجتماعی در ایران، بهویژه در اینستاگرام، به یک منبع مهم درآمد و اشتغال برای بسیاری از افراد تبدیل شده و همین موضوع آنان را در برابر قطعی اینترنت به شدت آسیبپذیر کرده است. همانطور که دیدیم، این قطعیها نهتنها فروش را به صفر رسانده، بلکه کل زنجیره تولید تا فروش را مختل کرده و معیشت خانوادههای بسیاری را در تنگنا قرار داده است. این واقعیت نشان میدهد که دولت باید در تصمیمگیریهایش درمورد اینترنت، این قشر فعال اما آسیبپذیر اقتصادی را بیش از پیش مورد توجه قرار دهد.