ترنج موبایل
کد خبر: ۹۴۱۸۳۰

قطع‌کردن اینترنت به چه معناست؟

قطع‌کردن اینترنت به چه معناست؟

دشمنان این کشور نتوانسته‌اند کشور را به تعطیلی بکشانند اما خودمان با قطع اینترنت، کشور را به «تعطیلی اجباری» دچار کرده‌ایم. این از عجایب روزگار است که چه کسانی چنین راه‌هایی را پیش پای مسئولان کشورمان باز می‌کنند.

مهرداد احمدی شیخانی در شرق نوشت: تاکنون به فروشگاه‌ها دقت کرده‌اید؟ غیر از مدیریت و کارکنان، یک فروشگاه به سه رکن اصلی متکی است، «ویترین، قفسه کالاها، انبار». ویترین، وظیفه اصلی جذب مشتری را بر عهده دارد و هرچه ویترین جذاب‌تر باشد، جلب مشتری موفق‌تر خواهد بود. وقتی هم که مشتری به فروشگاه جلب و وارد شد، کالای مورد نظر را از قفسه انتخاب می‌کند و اگر کالایی در قفسه کم بیاید، از انبار آن را به قفسه منتقل می‌کنند تا خریدار، کالای مورد نظر را از قفسه بردارد.

حالا فرض کنید که یک فروشگاه، فاقد یکی از این ارکان باشد، در آن صورت دیگر فروشگاه نداریم. من همیشه از این مثال برای توضیح اینکه چه حرکت اجتماعی را می‌توان انقلاب نام نهاد استفاده می‌کنم. در انقلاب نیز اگر تشکیلات را در حکم مدیریت و سازمان یک فروشگاه فرض کنیم، با سه رکن اصلی روبه‌رو هستیم. این سه رکن عبارت‌اند از «اعتراض، اعتصاب و مذاکره» که اعتراض در حکم ویترین و اعتصاب همان قفسه فروشگاهی است و مذاکره نیز در جایگاه انبار در آن پشت قرار دارد و همان‌طورکه بدون یکی از آن سه رکن اصلی، فروشگاه وجود ندارد، برای روشن‌شدن این موضوع پیشنهاد می‌کنم به انقلاب ۵۷ توجه کنیم.

در انقلاب ۵۷، هم اعتراضات خیابانی پیش‌رونده، دامنه‌دار و طولانی داشتیم، هم اعتصابات گسترده و درازمدت (که با تعطیلی گاه به گاه بعضی صنوف فرق دارد) و هم مذاکراتی که باعث شد حامیان حکومت پهلوی به مرور از حمایت دست بردارند و آن حکومت تنها بماند. 

از ابتدای انقلاب تاکنون در کشور خودمان شاهد وقایعی بوده‌ایم که هواداران هرکدام، اصرار داشته‌اند تا نام انقلاب بر آن‌ها بگذارند، اما براساس همین مقدمه بالا، بارها در تحلیل‌هایم از این وقایع گفته‌ام که هیچ‌کدام از این اعتراضات به‌هیچ‌وجه انقلاب نبوده‌اند. واقعیت این است که در تمامی این وقایع، حتی در گسترده‌ترین آن‌ها، اعتراضات به‌عنوان ویترین، همیشه فاقد دو رکن دیگر، بوده‌اند. اینکه برخی آرزومندانه نام انقلاب را به کار می‌برند، گرفتارشدن در دام خیال‌پردازی است. 

در وقایع اخیر نیز دوباره شاهد استفاده از چنین عبارتی بودیم که بعضی و به‌خصوص در تلویزیون‌های فارسی‌زبان ضد ایرانی، عنوان انقلاب بر آن نهادند. در اینجا سعی می‌کنم در توضیحی کوتاه و در حد مقدورات، اشاره‌وار مطالبی را بیاورم. در خرداد ۶۰، آبان ۹۶، دی‌ماه ۹۸ و همین وقایع اخیر، آنچه دیدیم، اعتراض گسترده و هم‌زمانِ کشوری و بعضا همراه با خشونت بود.

اعتراضاتی به این گستردگی، آن هم وقتی هم‌زمان و در یک روز شروع می‌شود، آن هم در کشوری به گستردگی ایران با شهرهایی با بعد مسافتی بسیار، قطعا نیاز به تشکیلات منسجم و سازمان‌دهی گسترده دارد. به یاد بیاوریم که در ماجرای ۱۴۰۱، اعتراضات مرحله به مرحله گسترش یافت و هم‌زمان در تمامی کشور آغاز نشد یا در سال ۸۸، فقط در تهران و به‌ندرت در یکی، دو شهر شاهد اعتراض بودیم.

برخی بر این باورند که رسانه‌های فارسی‌زبان ضد ایرانی یا سکوهایی در فضای مجازی می‌توانند جانشین تشکیلات و سازماندهی شوند، اما بارها شاهد بوده‌ایم که با همه تلاشی که در این سکوها و تلویزیون‌ها برای سراسری‌شدن اعتراضاتی مثل اعتراض کم‌آبی در خوزستان، اعتراض کم‌آبی در اصفهان، اعتراض کارگران هفت‌تپه یا اعتصاب کامیون‌داران شاهد بوده‌ایم، همه این تلاش‌ها بی‌نتیجه بود، در حالی که اگر آن تلویزیون‌ها و آن سکوها توان جانشینی تشکیلات را داشتند، هرکدام از این موارد می‌توانست به اعتراضی سراسری تبدیل شود و نشد. پس بهتر است نشانی غلط ندهیم، چراکه ابزار، هیچ‌گاه نمی‌تواند جانشین تشکیلات شود. 

ولی این‌بار شاهد رویداد دیگری هستیم که بسیار عجیب است، درحالی‌که مخالفان این کشور هیچ توانی برای به‌اعتصاب‌کشاندن جامعه ندارند، مهم‌ترین ابزار فعالیت اقتصادی مدرن، یعنی اینترنت قطع است. به عبارتی دشمنان این کشور نتوانسته‌اند کشور را به تعطیلی بکشانند اما خودمان با قطع اینترنت، کشور را به «تعطیلی اجباری» دچار کرده‌ایم. این از عجایب روزگار است که چه کسانی چنین راه‌هایی را پیش پای مسئولان کشورمان باز می‌کنند تا کارهایی که دشمنان کشور از انجامش عاجز هستند، خودمان به‌جای آن‌ها انجام دهیم، آن هم وقتی تمامی همین مسئولان تأکید دارند که این اعتراضات منشأ اقتصادی داشته و آن‌وقت با قطع‌کردن اینترنت، این منشأ را تقویت می‌کنند. و یک سؤال باقی است که واقعا چه کسانی و به چه شکلی چنین راه‌حلی را جا انداخته‌اند؟

 

ارسال نظرات
خط داغ