چه بر سر دراگان اسکوچیچ آمده است؟
مدتهاست شایعاتی در خصوص قطع همکاری اسکوچیچ و تراکتور شنیده میشود که با فسخ قرارداد کمکهایش و تصمیم مهمی که اجازه نداد تیمش برای دیدار جام حذفی به قزوین سفر کند، باید آن را جدی گرفت.
وقتی شرایط برابر وجود ندارد و وضعیت همهچیز گنگ است، قاعدتا رقابت در فوتبال هم نمیتواند عادی باشد. بازیکنان خارجی زیادی از کشور رفته و هنوز هم برنگشتهاند و تعدادی از مربیان غیرایرانی تیمهای لیگ برتری هم که رسما قراردادشان را فسخ کردهاند. تراکتور همچون مدعیانی نظیر استقلال و سپاهان از این موضوع ضربه خورده، اما عمق مشکلات تیم تبریزی، بیش از این حرفهاست و الان فقط حواشی به سمتی خاص رفته. وگرنه که تقریبا همه میدانند نه این تراکتور، تیم پارسال است و نه دراگان اسکوچیچ، همان سرمربی که میشناختیم.
درباره چرخش شخصیتی و رفتاری سرمربی کروات پیشتر نوشته بودیم، اما انگار این دگردیسی آنقدر تشدید شده که شاید منتج به روزهای آخر حضور او در ایران شود. مدتهاست شایعاتی در خصوص قطع همکاری اسکوچیچ و تراکتور شنیده میشود که با فسخ قرارداد کمکهایش و تصمیم مهمی که اجازه نداد تیمش برای دیدار جام حذفی به قزوین سفر کند، باید آن را جدی گرفت. او در جریان جدال حساس با استقلال در شروع نیم فصل دوم هم برخلاف همیشه، جوش و خروشی لب خط نداشت و نوعی بیتفاوتی در حرکاتش به چشم میخورد.
به هرحال اتفاقات اخیر مملکت همانقدر که هموطنانمان را آزار داده، تاثیرش را روی افراد خارجی شاغل در ایران هم گذاشته و از آنجا که هنوز امکان دسترسی به اینترنت آزاد وجود ندارد، بدون شک همه این نفرات که هنوز کشور را ترک نکردهاند هم نیمنگاهی به رفتن دارند. برای اسکوچیچ نیز کوچ دوباره خیلی دور از ذهن به نظر نمیرسد. او که یک مرتبه جواب رساندن تیم ملی به جام جهانی را با برکناری بیرحمانه در روزهای منتهی به تورنمنت گرفت، اینبار در شمایل یک قهرمان هم خودش را ثابت کرد و هم اسم تراکتور را در تاریخ نوشت. آن قهرمانی مقتدرانه فصل قبل که بزرگترین اتفاق تاریخ تیم تبریزی بود، انگار حکم حرکت آخر مرد کروات را داشت و او از آن زمان دیگر آدم سابق نشد که نشد. ابتدای فصل جاری به بهانه بیماری سرطانی که پدرش با آن دستوپنجه نرم میکند، ساز جدایی کوک کرد. البته ماندنی شد، اما در این مدت با همه درگیر بود؛ از خبرنگارهای تبریزی گرفته تا سکوهای رقیب. اظهارنظرهای بعضا عجیب او هم بیانگر این بود که انگار حوصله کار کردن را ندارد.
در کنار این باید به روند پرفراز و نشیب تیم تحت هدایت دراگان هم اشاره کرد. درست است که تراکتور با حضور در رتبه چهارم همچنان شانس تکرار قهرمانیاش در لیگ برتر را دارد، اما تساویهای پیاپی این تیم (۸ مساوی از ۱۶ مسابقه) که جملگی هم بدون گل بوده، هربار طرفداران را از رسیدن به صدرجدول ناامید کرده. انگار اسکوچیچ به این نتیجه رسیده که دوران حضورش روی نیمکت تبریزیها دیگر کافی است و این موضوع را از طرق مختلف نشان میدهد؛ از کنفرانسهای جنجالی گرفته تا اجازه دادن به دستیارانش برای جدایی و افتی که گریبان شاگردانش را گرفته. اگر قصه او اینبار هم نصفه و نیمهتمام شود، احتمال دارد که یک کوپن دیگر برای بازگشت به فوتبال ایران داشته باشد؛ البته اگر خودش بخواهد که به اینجا برگردد!