همه مقصریم/ تأملی در خسارتهای مادی و معنوی و انسانی ناآرامیهای اخیر
همه مقصریم چون بیش از تحمل جامعه یکی جفا کرد و دیگری از جیب مردم قصر ساخت، سومی بر سفره بودجه عمومی نشست و آن دیگر چنان به مقابله برخواست و آشکارا راهی جز ویرانی همه چیز به مردم نشان نداد.
جعفر گلابی در اعتماد نوشت: تشنجها و ناآرامیهای دو هفته پیش نباید اتفاق میافتاد و آن همه خسارتهای مادی و معنوی و انسانی متوجه کشور میشد.
شاید به جز تحریکات خارجی که ناجوانمردانه و مداخلهجویانه انجام میشود ما گرفتار بیهمزبانی شدهایم و سخن هیچ کس به گوش هیچ کس نمیرسد! اگر چنین شده باشد منشأ مشکلات کشور از همین جاست.
«هر که او از همزبانی شد جدا/ بیزبان شد گرچه دارد صد نوا…»
چنانچه در کشور ما باب گفتوگوی موثر و سازنده مضیق شده باشد و خیرخواهی و خردمندی امکان سرایت و پذیرش خود را از دست داده باشد فقیر شدهایم و همه ثروتهای عالم به کارمان نخواهند آمد.
نوشتن را چه سود در حالی که طی ناآرامیهای اخیر هموطنان بسیاری آسیب دیدند.
همه تلاش دلسوزان کشور این بود که چنین روزهای تلخ و غمباری را نبینیم. بدون شک میشد با اغتنام انواع فرصتها زمینه تحرک بیگانگان را گرفت و از بروز آن همه حادثههای جانکاه جلوگیری کرد. جمع کردن بحران و حتی حل کردن بحران هرگز به پای جلوگیری از بحران نمیرسد. هنر بزرگ و بیبدیل سیاستمداران این است که زمینههای به وجود آمدن بحرانها را بشناسند و علاج پیش از واقعه کنند. ما همه مقصریم و هرکس به میزان تاثیری که در امور دارد، میتوانست بهتر عمل کند تا این همه ابتلا پدید نیاید.
به جرات میتوان گفت که اگر استانداردهای انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۴۰۳ بالاتر میرفت و پیام تاثیر و تعیینکنندگی رای مردم به جامعه منتقل میشد، تحصیل رای پرشمار مردم جلوی تحمیل جنگ ۱۲ روزه را میگرفت. اگر میهندوستی و مسوولیتشناسی مردم در جریان جنگ اسراییل و امریکا علیه ایران و پس از آن پاسخ شایسته و عملی دریافت میکرد طمع ایرانستیزان برای آزمودن دوباره بخت خود زایل میشد.
آفند و پدافند جانانه فرزندان ملت در نیروهای مسلح، بیرونیترین لایه دفاعی کشور است ولی دفاع اصلی از دلهای مردم شروع میشود. جلب رضایت عمیق مردم چنان بنیان مرصوصی میسازد که سیلهای هجومی را پس میزند و امنیت را همهجانبه و همیشگی میکند. با اینکه در جریان اعتراضات اولیه خشم و عصبانیت هم بود ولی نهایت اقدام عملی افراد عادی در واژگونی و آتش زدن سطلهای زباله خلاصه میشد.
قاطعانه میتوان گفت تا زمانی که نیروهای سازمانیافته سوار موج اعتراضات نشدند آشوب و اغتشاشی نبود و خسارتهای بزرگی پدید نیامد و رفتار بسیاری از معترضان مدنی بود. متاسفانه در کنار دردهای زمینهای و خودمحوریها و خطاها وعدم اتکا به خردجمعی و اهمالهای فاحش طی ۶ ماه گذشته، برخی از مخالفان و منتقدان هم از تشدید عصبانیتها پرهیز همهجانبهای نکردند.
وقتی از در و دیوار شهر سیل عظیمی از مخالفتها و تندیها و افراطگرایی و ناامیدسازی جامعه جریان مییابد و دهها شبکه ماهوارهای بدون انقطاع ذهن و روان خلایق را بمباران میکنند و رسانه ملی در اضعف حالت خود جز تکرار کلیشهها و چهرهها و برنامههای خود، کاری نمیکند از روزگار پر آشوب چه انتظاری میتوان داشت؟
در واقع همه مقصریم چون بیش از تحمل جامعه یکی جفا کرد و دیگری از جیب مردم قصر ساخت، سومی بر سفره بودجه عمومی نشست و آن دیگر چنان به مقابله برخواست و آشکارا راهی جز ویرانی همه چیز به مردم نشان نداد. همه ما مستحق سرزنشیم و این مردمند که گناهی ندارند و تحملشان به معجزه شباهت دارد. کدام ایرانی شرافتمند است که شهرهای کوچک و بزرگ را آنچنان در آتش ببیند و خون نگرید؟
بدون تردید باز هم این مردم بودند که همچنان به تمامیت ارضی پایبند ماندند و اگر آگاهی و مسوولیتشناسی آنان و فرزندان خدومشان نبود چه بسا همه چیز از دست میرفت و بیگانگان خاطرههای موحشی چون هجوم مغول را زنده میکردند.
ما سیلی بیدارباش خوردیم تا قدر و قیمت مردم خود را بدانیم و دریابیم که زمان برای جاری شدن اراده اکثریت مردم در همه امور کشور تنگ است. از بیگانگان عنود انتظاری جز کارشکنی و فشار بر مردم و تحریک جوانان و تیره کردن فضای کشور نیست؛ این ما هستیم که باید به اصول اخلاقی و مردمنوازی و آگاهی و کارآمدی بازگردیم. مردم اصل و اساس کشورند و باید محور همه تصمیمها باشند که در این صورت همه مشکلات رو به رفع میروند.