ناگهان تروریسم/ درباره روایت رسمی از ناآرامیهای دی ۱۴۰۴
تأکید بر دست داشتن عوامل خارجی و طراحی این پروژه در اتاقهای فکر سرویسهای اطلاعاتی حریف، صورتمسئله را پاک نمیکند.
محسن صالحیخواه در هممیهن نوشت: در اخبار رسانههای داخلی و اظهارات مقامات رسمی کشورمان، بر این موضوع تاکید میشود که در روزهای گذشته رخدادهای تروریستی با هدایت خارجی در مناطق مختلف اتفاق افتاده است. حملات و قتلهایی که تصاویر آن هم از رسانهها پخش شده و جامعه آنها را دیده است.
با توجه به محدودیتهای گسترده ارتباطات در بیش از ۱۰ روز گذشته، عملاً رسانههای مستقل امکان بررسی جوانب مختلف این روایت بهخصوص قشربندی قربانیان و عوامل درگذشت غیرنظامیان را ندارند. قطعی ارتباطات این بار تمام رکوردهای پیشین را جابهجا کرد. در این شرایط اما میتوان نگاهی به جوانب روایت تحرکات تروریستهای اخیر در خیابانهای ایران انداخت که ناگهان به عرصه رسانه و سیاست راه پیدا کرد.
اول؛ ما در روایت رسمی با عناوینی مثل «شبکه تروریستی، تروریستهای مسلح سازماندهیشده و ساماندهیشده» مواجه هستیم. درست است که این عبارات به صورت مکرر در رسانههایی مانند صداوسیما یا تریبونهای رسمی تکرار میشود اما باید به این نکته توجه کرد که چنین پدیدهای در فضای خلأ و بدون برخی مقدمات به وجود نمیآید.
طبیعتاً ساخت یک شبکه یا سلولهای متفرق تروریستی، نیازمند نشان کردن عناصر مطلوب، جلب همکاری، ارتباطات، آموزش و احتمالاً لجستیک است؛ روندی که محصول یک روز و دو روز نیست. سوال مهم این است که روند مذکور چرا از چشم جامعه اطلاعاتی ایران پنهان مانده است؟ بهطور طبیعی و در یک سازوکار سیاسی مطلوب، در حال حاضر نهادهای مسئول باید در مقام پاسخگویی باشند.
دوم؛ تقریباً هفت ماه از جنگ ۱۲ روزه میگذرد. در همان زمان هم این موضوع مورد توجه قرار گرفت که کشور به صورت مشخص با شرایط بغرنج در حوزههای حفاظت اطلاعات، ضدجاسوسی و حفاظت شخصیتها روبهروست. مسئلهای که مورد توجه و تاکید خبرگان این حوزه و مقامات رسمی هم قرار گرفت و خود را در ابعاد مختلف این جنگ نشان داد.
صحنهای که امروز مقابل چشمان جامعه قرار دارد، نشان میدهد در فاصلهای کوتاه از همان جنگ، ناکامی مشابه تکرار شده است. با این تفاوت که این بار در چند روز، تلفاتی بیشتر از ۱۲ روز جنگ با رژیم اسرائیل و آمریکا بر جای گذاشت.
سوم؛ خشونت عریانی که در خیابانهای ایران رخ داد، حقیقتی است که هیچکس نمیتواند کتمان کند. اما حقیقت تلختر این است که در میان صحبتهای مقامات رسمی و روایتهای رسانههای خاص هم اثری از نقشآفرینی عوامل خارجی در کف خیابان و به خشونت کشیدن اعتراضات مردم نیست. هر آنچه در خیابانها رخ داد، بین اتباع ایران رخ داد؛ فرزندانی که در این نظام آموزشی تحصیل کردند و در همین جامعه با مختصاتی که میشناسیم بزرگ شدند. چرا جامعه ایران به این نقطه رسیده است؟ در عرصه عمومی که خبری از نتایج آسیبشناسی ادوار پیشین اعتراضات در کشورمان نیست.
امید این است که حداقل این بار وقتی این سطح از خشونت در ایران رخ داد، آنهایی که باید، به آسیبشناسی جامع و چندوجهی این پدیده بپردازند. اگر آسیبشناسی ظاهری و نظری انجام شود اما در عرصه عمل و اجرا اعتنایی به نتایج آن نداشته باشیم، عملاً همان سیکل معیوب پیشین بار دیگر رخ داده است. اعتراضی به پا میشود، مسئله در خیابان جمع میشود، دادگاههایی برگزار و احکام سنگین صادر میشود، زخمهای آن بر پیکر جامعه باقی میماند تا بار دیگر این دمل نارضایتی انباشته شود و نیشتری آن را باز کند.
در دوران جنگ ۱۲ روزه وقتی موضوع شبکهسازی موساد مطرح شد، به این موضوع پرداختیم که حریف کار خود را انجام داد اما ما باید به این مسئله توجه کنیم که چرا در ایران این زمین قابل کشت وجود داشت که موساد بتواند در آن دانه بریزد. این بار هم باید گفت که تاکید بر دست داشتن عوامل خارجی و طراحی این پروژه در اتاقهای فکر سرویسهای اطلاعاتی حریف، صورتمسئله را پاک نمیکند.