کامبیز نوروزی: روزهای دشواری است، حاکمیت با صداقت با مردم حرف بزند/ مسئولان در کدام خوابند که بیدار نمیشوند؟
یک حقوقدان گفت: حاکمیت باید با مردم سخن بگوید و گفتمان با ملت باید از صدا و سیما شکل بگیرد، صداوسیمایی که مخاطب آن فرقه خاصی نباشند و توسط نمایندگان گروههای فکری، فرهنگی، سیاسی که داخل نظام حرکت میکنند و کارشان قانونی است اداره شود.
«طبق بند ۷ اصل سوم قانون اساسی و اصل ۲۷ قانون اساسی تجمعات و راهپیماییهایی که مسلحانه نباشد و مخل مبانی اسلام هم نباشد حق مردم است.» این جمله را کامبیز نوروزی، حقوقدان میگوید.
به گزارش اقتصادنیوز، به اعتقاد او در جریان اخیر مسئولان دولت چهاردهم برخلاف آنچه میگویند و آنچه وعده دادند عمل کردند و نه در میدان اعتراضات بودند و نه مطالبات مردم را میدانند.
او تاکید میکند حاکمیت باید با مردم سخن بگوید و گفتمان با ملت باید از صدا و سیما شکل بگیرد، صداوسیمایی که مخاطب آن فرقه خاصی نباشند و توسط نمایندگان گروههای فکری، فرهنگی، سیاسی که داخل نظام حرکت میکنند و کارشان قانونی است اداره شود.
گفتگو با کامبیز نوروزی، حقوقدان را بخوانید.
در فضای بسته خبری این روزها مردم دسترسی به اخبار ندارند و نوعی نگرانی در بین آنها مشهود است؛ در این بین برخی شهروندان اعلام کردند که ماهوارهها نیز در حال جمع شدن است (که از سوی سخنگوی دولت رد شد) اما به هرحال مردم در شرایط فعلی در فضای بسته خبری هم قرار گرفته اند، از نگاه شما در آینده نزدیک این موضوع چه تبعاتی خواهد داشت؟
بیهیچ شکی از منظر حقوقی مردم حق دارند از وسایل ارتباطی بینالملل استفاده کنند و این نقض حقوق آنها است. همچنین رسانهها نیز حق دارند تا از حق آزادی رسانه برخوردار باشند. اما متاسفانه سالها است که این حق به طور کامل رعایت نمیشود و مدام ما شاهد آن هستیم که به شکلهای مختلفی هم نقض میشود.
از طرف دیگر باید اشاره کنم که سیاستهای نادرست منجر به شکلگیری دایره بستهای میشود که در آن خطاها تکرار میشود. در ایران هیچوقت حق اعتراض به طور کامل مورد قبول قرار نگرفته است و مردم نتواستند در امنیت و با رعایت مقررات قانونی تجمعات اعتراضی انجام دهند در حالی که طبق بند ۷ اصل سوم قانون اساسی و اصل ۲۷ قانون اساسی تجمعات و راهپیماییهایی که مسلحانه نباشد و مخل مبانی اسلام هم نباشد حق مردم است. اما هیچگاه به مردم اجازه داده نشده که از این حق اساسی استفاده کنند.
حتما باید اتفاقی بیفتد تا صدایی از مردم شنیده شود؟
سخنگوی دولت، اعلام کرده است که ما صدای اعتراض مردم را شنیدهایم؛ شهروندانی که در جریان اعتراضات بودند با چه اقدام عملی قانع خواهند شد مطالباتشان به حق و درست شنیده شده و پاسخ داده میشود؟
سخنگوی دولت یک جمله بیمعنا و بیهوده گفته است. یعنی چه که صدایشان به ما رسیده؟ این یک نگاه اربابوار است که گویی به رعیت نگاه میکنند. این جمله بیمعنا، بیاثر و بیهوده است. یعنی چه؟ مگر حتما باید این اتفاقات میافتاد تا صدایی شنیده شود؟ همین دولت آقای پزشکیان کمترین اجازهای به نهادهای مدنی و سازمانهای صنفی نمیدهد که حرف بزنند.
معاون حقوقی مجلس و معاونت راهبردی ریاست جمهوری در خواب عمیق به سر میبرند، اصلا معلوم نیست کجا هستند و چه میکنند. آیا هزینهای که برای این افراد میشود، حقوقی که میگیرند حلال است یا نه؟ من به صراحت اسم میبرم چون کشور در خطر است؛ این معاونان کجا هستند؟ چه خوابی هستند که بیدار نمیشوند؟ آن هم در این روزها که کشور در انواع بحرانها است.
مسئولان دولت چهاردهم در کدام خوابند که بیدار نمیشوند؟
به اعتقاد من جای تاسف دارد که آقای پزشکیان چنین همکاران بیعمل و بیمسئولیت را برای خودش انتخاب کرده است. این مردم قانون اساسی دارند. چرا شما (دولت) با نهادهای مدنی قهرید و اصلا ارزشی برای نهادهای مدنی و سازمانهای حرفهای قائل نیستید. همان زمانی که گفته میشد در بازار تهران بازاریان اعتراض کردند مسئولان این دولت چهاردهم کجا بودند؟
آقای رئیس جمهور عدهای را به عنوان هیئت پیگیری نظارت قانون اساسی منصوب کردند اما آنها آدمهایی هستند که در تمام سیسال گذشته یک خط هم برای حقوق ملت ننوشتند، یک کلمه برای دفاع از حقوق این ملت ننوشتند. این افراد در این روزها کجا هستند؟
مردم به امیدی به این دولت چهاردهم رای دادند. اما داریم میبینیم که هیچ کدام این مسئولان هم نباشند هیچ کدام این سمتها هم نباشد هیچ فرقی نمیکند این افراد فقط پول مردم را هدر میدهند و منافع را به جیب خودشان میریزند.
چه زمانی یک شهروند معترض میتواند متوجه شود اعتراض او اثر بخش بوده است؟ این حلقه گمشده که مردم نمیدانند نتیجه اعتراض آنها چه شده است چیست؟
حلقه گمشده اینجاست که نه مجلس و نه دولت اساسا با جامعه آشتی نیستند، مجلس قانون مینویسد اما نه برای ملت برای منافع خود در ملت. هزینه کردهایی که چه در این دولت چه در دولتهای گذشته انجام شده است پر از فساد است.
در شرکتهای دولتی، خصولتی و سازمانها و وزارتخانهها پر پول اصلا چه میگذرد؟ مردم از کجا به اطلاعات درون آنها دسترسی دارند؟ مردم برای مسئولان غریبهاند.
دولت آقای پزشکیان کاملا با مردم قهر است
اول باید اجازه دهند مردم از طریق سازمانهای صنفی مثل کانونهای وکلا، سازمان نظام پزشکی یا حتی احزاب با آزادی عمل حرف بزنند و با مردم ارتباط داشته باشند. نه آنکه یک عده مردم متوهم به عنوان دانای کل بشینند در دولتها و لایحه برای زندگی مردم تصویب کنند.
هیچکدام این اتحادیههای صنفی و سازمانهای حرفهای در این لایحهنویسیها حضور ندارند و صدای آنها به گوش این افراد هم نمیرسد.
متاسفانه باید بگویم که دولت آقای پزشکیان کاملا با مردم قهر است. وزرای آقای پزشکیان نه حرف میزنند، نه طرح دارند، نه ایده دارند.
مجلس محصول ۴ درصد رای مردم است و صدای مردم نیست
ما از خیلیها انتظار نداریم اما از دولتی که با تلاش جامعه و روزنامه نگاران بر مسند قدرت نشسته است انتقاد میکنیم و به آن اعتراض داریم. این کابینه و این دولت فقط دارد زندگی مردم و بودجه کشور را هدر میدهد.
ما از این مجلس انتظاری نداریم چون در اختیار یک فرقه خاص است، فرقهای که هیچ باوری به مردم ندارد، صداوسیما هم همینطور سالها است که در انحصار همین فرقه خاص است، این همین مجلسی است که حقوق زنان را نادیده میگیرد. همین مجلسی است که آزادیبیان را با کنترل اینترنت از بین میبرد. این مجلس محصول ۴ درصد رای مردم است و صدای مردم نیست.
به گفته خود شهروندان در شرایطی که مردم نه به صداو سیما اعتماد دارند و دسترسیشان نیز به رسانههای معتبر از طریق اینترنت قطع شده است و دسترسی به ماهواره محدود است، اخبار و به خصوص اخبار اعتراضات، بسیار ضد و نقیض به گوششان میرسد. این موضوع چه تبعاتی چه برای مردم و چه برای حاکمیت دارد؟
در ایران سیاست رسانهای بر اساس سانسور و مسدودکردن گردش اطلاعات استوار است. سالها است بحث فیلترینگ به میان آمده؛ همه مردم هم فیلترشکن دارند اما جریانی نمیخواهد این فلیترینگ برداشته شود.
در واقع نظام حکمرانی ایران استفاده از روش سانسور و بستن گردش اطلاعات را به عنوان سیاست رسانهایاش پذیرفته است نتیجه این سیاست غلط هم این میشود که میبینیم. تلویزیونی که باید برای ملت باشد و با بودجه ملت ایران میچرخد به یک تلویزیون فرقهای بدل شده است.
در اعتراضات صدا و سیما با ملت ایران صحبت نکرد، با فرقه مخاطبانش در ارتباط بود
در همین روزهای اعتراضات که باید صدا و سیما با مخاطبان ملی صحبت میکرد، سیاست تلویزیون فقط و فقط در چهارچوب یک فرقه معین بود که مخاطبان کمتری داشت؛ میخواهم بگویم صدا وسیما این روزها با همه ملت حرف نمیزد بلکه با مخاطبان خودش حرف میزد.
مردم ایران موافق خشونت و کشتار نیستند، اعتراض مدنی میخواهند
در این شرایط مخاطب ایرانی به سمت منابع خبری خارج از ایران میرود که اغلبشان هم تبلیغ رفتارهای خشن را دارند. آنچه توسط این رسانهها تبلیغ میشود به خصوص شبکه اینترنشنال ناقض اصول روزنامهنگاری است چرا که بر ترویج خشونت دامن میزند؛ اما مقصر گرایش مردم ایران به این قبیل رسانهها خود حاکمیت است. چون گردش اطلاعات در ایران فلج شده است و اینجاست که در چرخه یک حلقه شکست خورده گرفتار میشوند، تردید نکنید که مردم ایران موافق خشونت و کشتار نیستند، مردم میخواهند اعتراض مدنی کنند، آرام به خیابان بیایند و پلیس هم باید امنیت آنها را تامین بکند.
اما در جامعه که صدای آن بسته است و صدای آن در نمیآید یک عده هستند که میخواهند با سواستفاده از موقعیت، اعتراضات را به خشونت بکشند و این برای همه روشن است؛ کما اینکه در روزهای گذشته هم این خشونتها را دیدیم.
حاکمیت با آرامش و با صداقت با مردم حرف بزند
از نگاه شما راهکار حاکمیت در موقعیت کنونی چیست؟
موقعیت این روزها بسیار دشوار است. با اقداماتی که هم از سوی دولتهای خارجی و برانداز و هم از سوی نظام حکومتی ایران اتفاق افتاده است راهها بسیار تنگ شده است. این روزها باید حقوق اساسی مردم شناخته شود، با آرامش با مردم با صداقت سخن گفت. من درک میکنم که اگر فضای اینترنت باز شود فیلمهایی به دست مردم یا خارج از ایران هم میرسد که مجددا میتواند بر علیه ایران استفاده شود. اصلا به همین دلیل است که اینترنت بستهشده است؛ اینجاست که حلقه تکرار اشتباهات همه را محاصره میکند.
اولین و فوریترین اقدامی که هم شدنی است و هم باید اتفاق بیفتد تغییر مدیران تلویزیون است. این تلویزیونی که در حال فعالیت است خودش محرک ناراحتکردن مردم علیه حکومت است، کارشناسان آن کمترین صلاحیت کارشناسی را هم ندارند.
گفتمان با ملت باید از صداوسیما شکل بگیرد
تلویزیون انحصاری ایران که با بودجه ملت ایران میچرخد باید بتواند توسط نمایندگان گروههای فکری، فرهنگی، سیاسی که داخل نظام حرکت میکنند و کارشان قانونی است اداره شود و بتواند به زبان ملت سخن بگوید.
نطام سیاسی ایران زبان سخن با مردم ندارد چون صدا وسیما زبان این سخن است، اما در ایران تلویزیون زبان یک فرقه است.
من نمیدانم باید از مجتهدان پرسید اما آیا جایز است که پول مردم را بدهند که عدهای برای خودشان تلویزیون بگردانند؟ اگر این اتفاق بیفتد و گفتمان با ملت از صدا و سیما شکل بگیرد، دریچههایی برای مردم باز میشود که بتوان با مردم گفتگو کرد وگرنه کارهایی مثل بستن اینترنت میدان را برای گروههای سازمانیافتهای باز میکند که به عمد دنبال تعرض به جان و مال مردم هستند.