مسئله دخالت خارجی در کوران حوادث داخلی
دخالت خارجی در حوادث داخلی اخیر، مسئله نهانی و پوشیدهای نیست و اظهرمنالشمس است اما نکته بسیار مهم و راهبردی در این میان آن است که دخالت خارجی را به عنوان یک کلیت همسان و همتراز ندیده و یککاسه نکنیم.
رضا رئیسی در هممیهن نوشت: از همان بدو موجودیت اتمسفری که در قرون مؤخره با عنوان ایران میخوانیم، چه در آن هنگام که بر نیمی از عالم تسلط داشتیم چه در برهههایی که حاکمیت مرکزی معنی و مفهومی نداشت و ایران ملوکالطوایفی اداره میشد و چه در آن برهه که عنوان ممالک محروسه را یدک میکشید، این جغرافیای راهبردی، شاید بیش و پیش از هر ملک و ملتی از عوامل بیرونی و سیر تحولات جهان پیرامونی خود تاثیر پذیرفته و در کوران تبعات فراسرزمینی قرار داشته است.
در قرون ماضیه، ایران در کشاکش با قدرتهای مسلط و رقبای جهانی خود بود و سپس در تیررس حملات و چپاول اقوام و جنگاوران پیرامونی، کشوری که بهواسطه موقعیت منحصربهفرد ژئواستراتژیک و سوقالجیشی خود، اگر هم که میخواست، نمیتوانست بری از اهرمهای بیرونی و دخالت بیگانگان باشد.
پس از روی کارآمدن صفویان در ایران و وحدت سرزمینی در قالب حاکمیت مرکزی مقتدر و تغییر و تحولات در جهان غرب و پیدایش دولتهای استعماری، دخالت خارجی در ایران نیز سبک و سیاق تازهای به خود گرفت؛ فارغ از برهه ابتدایی ابراز تمایل شاهعباس صفوی به برقراری ارتباطی متوازن با قدرتهای مسلط اروپایی که چندان نیز موفقیتآمیز نبود، در تمامی سالهای پسینی همزمان با ضعف و دوران فترت در حاکمیت داخلی و بسط قدرت دول اروپایی، شاهد دخالت و استیلای تمامعیار قدرتهای خارجی بر مقدرات مملکت بودیم؛ بهخصوص با کشف منابع عظیم نفتی همزمان با توسعه صنعتی که رگ حیات اقتصاد جهانی شده بود و دخالت خارجی را بسط و تکوین دوچندانی داد.
اوج این دخالت خارجی در دوران پهلوی اول با محوریت بریتانیا و سپس با دخالت تمامعیار ایالات متحده شکل گرفت و موضوع دخالت خارجی را به شکل بیسابقهای در افکار عمومی پررنگ و مسئلهساز کرد. عطف به همین منظومه پرفرازوفرود بود که مطالبه استقلالطلبی به شعار اصلی مبارزان انقلابی تبدیل شد و ذهنیت استعمارزدایی را در کنار استبدادگریزی به پارادایم اصلی کنش سیاسی در ایران تبدیل کرد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز در اولین گام، با تسخیر سفارت آمریکا که در همان فضای ضدامپریالیستی مسلط بر گفتمان جهانی یک نقطه عطف و بیبدیل بود، گفتمان ضددخالت خارجی بر سرفصل سیاست خارجی نقش بست و در سالهای بعدی نیز بسط و تعمیم یافت.
در طول سالهای اخیر به موازات بسط هژمونی ایالات متحده در نظم جهانی و بروز و ظهور قدرت ایران در ابعاد منطقهای، رویارویی دو کشور ابعاد تازهتری به خود گرفت و دایر بر رقابتهای ژئوپلیتیکی شد تا آنکه با سر کارآمدن دونالد ترامپ با آن مدل منحصربهفرد و نابهنجار و ضدقاعدهمند، دور تازهای از روابط و مواجهات سینوسی و پرتلاطم میان ایران و ایالات متحده آغاز شد که اوج آن را در تجاوز نظامی به حریم سرزمینی ایران شاهد بودیم؛ چیزی که هفت رئیسجمهوری پیشین ایالات متحده از آن دم میزدند و ترامپ در عمل دست به آن برد و شمه تازهای از دخالت خارجی عریان را به نمایش گذاشت.
در حوادث چند روز گذشته نیز، بیش و پیش از هر زمان دیگری، بیپروا و بدون ملاحظه و مسامحه و هیچ ابایی رئیسجمهوری ایالات متحده به اظهارنظر و واکنش نسبت به تحولات داخلی پرداخته تا آنجا که خود را یک سر دعوا قرار داده و مستقیم تهدید به دخالت نظامی در حمایت از آنچه معترضان داخلی میخواند، بروز و ظهور داده است. دخالت خارجی در حوادث داخلی اخیر، مسئله نهانی و پوشیدهای نیست و اظهرمنالشمس است اما نکته بسیار مهم و راهبردی در این میان آن است که دخالت خارجی را به عنوان یک کلیت همسان و همتراز ندیده و یککاسه نکنیم و تهدیدات معطوف به آن را یک شکل نبینیم.
دخالت خارجی یک اصل غیرقابل انکار است اما جنس و تاثیر و تبعات آن یکسان و همسان نیست، حتی در هیئت حاکمه کنونی ایالات متحده نیز نوع مواجهه با جمهوری اسلامی ایران یک خط سیر مشترک ندارد، حامیان اسرائیل و طیفبازها در جناح جمهوریخواه به دنبال سرنگونی و مواجهه بیمحابا هستند و روی بخشی از اپوزیسیون سرمایهگذاری کردهاند، در حالیکه طیفی از نزدیکان ترامپ هنوز قائل به پیشبرد دیپلماسی با هیئت حاکمه ایران البته با خوانشی تسلطمدارانه در قبال ایران هستند.
علت تناقض گفتاری چند روز اخیر ترامپ در قبال ایران و تحولات اخیر آن را هم میتوان برآمده از همین دوگانگی اقطاب سیاسی در مواجهه با ایران در بدنه سیاستمداران آمریکایی دانست.
حال بر ماست که با نگاه دقیق و فارغ از عقبه منفی و تاریخی که نسبت به دخالت خارجی داریم، در نوع مواجهه خود با قدرتهای خارجی با لحاظ منافع ملی، تفاوتها را لحاظ و نوع واکنشهای خود را به نحوی ترسیم و تبیین کنیم که کشور با کمترین هزینههای ممکن در مواجهه با دخالت خارجی دول متخاصم برونرفتی معقول و متوازن رقم بزند.
نفی و خنثیسازی تحرکات دشمنان خارجی، هوشیاری و متانت خاصی را در این برهه حساس میطلبد که شامل بر لحاظ همه جوانب امور با درایت و هوشیاری در عین اقتدار و صلابت در میدان و دیپلماسی است.