حسن بهشتی پور در گفتگو با فرارو مطرح کرد:
برخی فکر می کنند مذاکره یعنی خواب خرگوشی و غفلت/ مذاکره با آمریکا یعنی مدیریت تنش
آن چه ترامپ در روزهای اخیر، مطرح می کند، از دید من موضع گیری متناقض نیست. بلکه نوعی زرنگی است که به عنوان یک بازرگان یا تاجر در دیپلماسی خود استفاده می کند و در عین حال که مذاکره می کند دم از حمله می زند و در عین حال که حمله می کند نیز دم از مذاکره می زند.
فرارو- روز سه شنبه 23 دی ماه، ترامپ در پیامی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» در اظهاراتی مداخلهجویانه خواستار تداوم و تشدید ناآرامیهای ایران شد. وی در ادامه با طرح این ادعا که «کمک در راه است» گفت که دیدار با تمامی مقامات ایرانی را لغو کرده است. این اظهارات در شرایطی مطرح شد که پیش از این صحبت هایی درباره مذاکره بین ایران و ایالات متحده از سوی طرفین مطرح شده بود. عراقچی درست یک روز پیش از این اظهارات ترامپ، گفته بود: «ما برای مذاکره آمادگی داریم، ولی مذاکره منصفانه، شرافتمندانه و از موضع برابر و با احترام متقابل و براساس منافع متقابل. مذاکرهای که جدی و واقعی باشد و نه دستور دادن و دیکته کردن که اخلاق برخی کشورهاست.»
به گزارش فرارو، با وجود اظهارنظر اخیر ترامپ، خبرنگار آکسیوس به نقل از برخی منابع مدعی شد مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا گفته است که در این مرحله، پاسخهای تهاجمی در دستورکار این کشور نیست. با توجه به این شرایط پرسشهایی درباره نوع تصمیمات دونالد ترامپ و رویکرد او درخصوص مذاکره مطرح است. حسن بهشتی پور، تحلیلگر ارشد سیاست خارجی در گفتگو با فرارو به بررسی این موضوعات پرداخته است:
آمریکایی ها زیر میز مذاکره مردم و دولت زدند
حسن بهشتی پور به فرارو گفت: «مذاکرات با آمریکا به مفهوم مدیریت تنش با آمریکا است. یعنی لزوما هدف مذاکره لغو تحریم ها نیست. اگر لغو تحریم ها انجام شود که بسیار هم عالی. اما آقای عراقچی بیش از لغو تحریم ها به دنبال این است که بتواند تنش های به وجود آمده را مدیریت کند و این تنش به جای افزایش، از طریق گفتگو و مذاکره کاهش پیدا کند و به جنگ نینجامد. این هدف آقای عراقچی بوده که از ابتدای وزیر شدن خود در دستور کار قرار داد. اما آمریکایی ها در مقطعی، این هدف را زیر پا گذاشتند و زیر میز مذاکرات زدند.»
وی افزود: «آمریکایی ها وقتی دیدند مردم ایران در حال تظاهرات مسالمت آمیز برای گفتگو با دولت و نظام هستند تا مشکلات معیشتی خود را حل کنند و به راه حلی برای وضعیت موجود پیدا کنند، ناگهان همان نوع رفتاری را در پیش گرفتند که در خرداد ماه انجام شد. یعنی این بار هم عملا با تحریک افرادی که در خیابان ها بودند و کارشکنی های دیگر، زیر میز مذاکره زدند. اما این بار زیر میز مذاکره بین مردم و دولت زدند. درست است که عده ای از وضعیت بد اقتصادی ناراضی بودند، اما امیدوار بودند از طریق اعتراضات بتوانند صدای خود را به گوش دولت و حاکمیت برسانند. اما این اعتراضات ناگهان تبدیل شد به درگیری های مسلحانه، کشتار و انواع و اقسام رفتارهای هنجارشکنانه.»
ترامپ در دیپلماسی مثل یک تاجر رفتار می کند
این تحلیلگر ارشد سیاسی در ادامه گفت: «آن چه ترامپ در روزهای اخیر، مطرح می کند، از دید من موضع گیری متناقض نیست. بلکه نوعی زرنگی است که به عنوان یک بازرگان یا تاجر در دیپلماسی خود استفاده می کند و در عین حال که مذاکره می کند دم از حمله می زند و در عین حال که حمله می کند نیز دم از مذاکره می زند. درواقع او برای تسلیم کردن طرف مقابل از هر وسیله ای استفاده می کند و به همین دلیل، حداقل آنانی که در یک سال گذشته موضع گیری های وی را تحلیل محتوا کرده اند به این جمع بندی رسیده اند که ترامپ با روحیه بازرگانی که دارد به دنبال به حداکثر رساندن منافع خود است.»
وی افزود: «درست است که ترامپ با انواع و اقسام تهدید کردن سعی دارد فضا را به نفع خود تغییر دهد، اما نمی توان گفت فقط تهدید می کند چون در برخی موارد نیز وارد فاز عملی شده است. هدف اولیه ترامپ این است که از طریق تهدید، طرف مقابل را به موضع انفعالی بکشاند و امتیازات مورد نظر خود را به دست بیاورد. این رفتار تازگی ندارد و سالهاست که رفتار ترامپ همین بوده است. از زمانی که ترامپ وارد کاخ سفید شده همین رفتار را داشته و قاعدتا در سه سال آینده نیز شاهد همین رفتارها خواهیم بود. اما تاکید من بر این است که مذاکره کردن اصلا اشکالی ندارد و حتی با همین ترامپ هم باید مذاکره کرد و نباید در مذاکره را بست. به هر حال، مذاکره با هدف مدیریت تنش انجام می شود و می توان از این ابزار استفاده درست انجام داد.»
برخی فکر می کنند مذاکره یعنی خواب خرگوشی و غفلت
وی تاکید کرد: «اگر فکر می کنیم مذاکره به معنای غفلت کردن از حمله دشمن است یا باید به خواب خرگوشی برویم، نه. اصلا اینطور نیست. به هر حال مسئولان امنیتی و نظامی کار خود را انجام می دهند و دیپلماسی هم کار خود را انجام می دهد. در نهایت باید بین مردم و حاکمیت یک همبستگی شکل بگیرد. این اتحاد موقعی شکل می گیرد که مردم ببینند در عمل اقداماتی انجام می شود که اعتمادسازی می کند، اشتباهات گذشته جبران می شود و با رانت خواران و افرادی که حقوق مردم را نادیده می گیرند، مقابله می شود. شاید این موارد در عمل موجب شود، افراد اعتماد بیشتری به حاکمیت داشته باشند و شکاف بین دولت و ملت نیز کمتر شود. متاسفانه این شکاف، هم اکنون محسوس است. این روزها سرمایه اجتماعی دولت هدف قرار گرفته و این موضوع باید ترمیم و جبران شود.»